هفته نامه عصر ارتباط اخبار داخلی
دیجیتال
صفحه اول
سخت افزار
نرم افزار
مجله عصر ارتباط رو جلد
قيمت
پشت جلد
ویژه نامه ها راهنمای خرید تلفن همراه راهنمای ویژه لپ تاپ راهنماي خريد PC |
|
|
همه راه ها به پول ختم نمي شود
فارکس زير تيغ توقيف
سرويس گزارش- موج انهدام شرکت هاي هرمي به گون هاي رقم خورده است که نام فارکس نيز در ميان شرکت هايي که شعار شغل دوم، درآمد اول را در تبليغات ديواري در شهر استفاده مي کنند نيز در مظان اتهام و توقيف قرار داده است.
به گزارش عصرارتباط، موج جدید برخورد با شرکتهای هرمی ممکن است دامنگیر فارکس نیز بشود به طوریکه پیش از این در اطلاعیه وزارت اطلاعات، از فارکس در کنار دیگر شرکتهای هرمی نام برده شد.
علي تقوي- مديرکل مبارزه با شرکتهاي هرمي وزارت اطلاعات- در گفتوگو با روزنامه شرق و در پاسخ به اين سوال که آيا شما با شرکتهاي فارکسي هم مبارزه ميکنيد؟ گفته بود:"بازار فارکس شرکتهايي هستند که ثبت هم نشدهاند و دفتري ميزنند و ميگويند بياييد شما را عضو بورسهاي بينالمللي ميکنيم و آنجا به اسم خريد و فروش شروع ميکنند درحاليکه اينها دروغ است و در واقع پشت صحنه هيچ چيز نيست و خود اينها پول مردم را ميگيرند و بعد در معاملات سهام به گونهاي وانمود ميکنند که سهام شما سودآور شده و چند هزاردلار سود کردهايد ولي همه اينها در حسابهاي افراد است اما در عمل زمانيکه فرد ميخواهد سودش را دريافت کند در اولين معامله زيان کلاني به فرد وارد ميشود و کل پولش را از دست ميدهد."
دروغهايي بزرگ در گذشتهاي کوتاه
" يک شبه پولدارشويم "، "شما کار نکنيد پول شما کار ميکند"، "چگونه در خانه خود بمانيم و سود کنيم".
اينها همان عبارتهايي هستند که وقتي بر در و ديوار شهر حک ميشود و موريانهوار در قالب اسپم به ايميلها ارسال ميشود توجه بسياري از مشتاقان پولدار شدن يک شبه را برميانگيزاند و اينجاست که بحراني از راه خواهد رسيد که قربانيان آن نه سرمايه گذاران بلکه ناآگاهاني هستند که آرزوي پولدار شدن يک شبه را در ذهن ميپرورانند.
شرکتهاي هرميهمان مدعياني بودند و هستند که اين عبارات را سر ميدهند و دامي رنگارنگ بر سر راه کساني پهن ميکنند که از روي بي پناهي به دنبال پناهگاهي هر چند سست و پوشالي هستند و در اين عصر فناوري و اينترنت گاه به سان ابزاري براي پيشبرد منافع شرکتهاي هرميو تاراج سرمايههاي بيپناهان به کار گرفته ميشود.
بازاريابي شبکهاي که از دهه 30 در دنيا رواج پيدا کرد به سرعت با تشکيل شرکتهاي هرميشکلي نامشروع به خود گرفت و از سال 87 موج آن در ايران فراگير شد. با افزايش قربانيان شرکتهاي هرمي و افزايش پروندههاي آنها دردادستاني در سال 84 دولت به اين فکر افتاد که چارهاي بينديشد. هرچند اين چارهانديشي از ابلاغ قانون ممنوعيت فعاليت شرکتهاي هرميدر روز پنجشنبه 27 بهمنماه 1384 توسط رييس جمهور وقت براي اجرا به وزارت دادگستري پا فراتر نگذاشت و رنگ اجرايي جدي به خود نگرفت. تا اينکه از يک سال پيش دستگيري سرکردگان شرکتهاي هرميآغاز شد و در آبان گذشته اساميشرکتهاي هرميتوسط وزارت اطلاعات اعلام شد. حتي ارديبهشتماه امسال جانشين فرمانده نيروي انتظاميتهران بزرگ، برخورد با شرکتهاي هرميو شبکههاي سايبري متخلف و همچنين ساماندهي سازمانهاي مردمنهاد را از اولويتهاي امسال پليس اعلام کرد.
محمدرضا عليپور برخورد پليس با شرکتهاي هرمي و گلدکوئيستي را به عنوان يکي از دغدغههاي مردم اعلام و گفت: پارسال با دو هزار و 700 شرکت هرميدر تهران برخورد شد و امسال نيز با هماهنگي مراجع قضايي، به رفع اين نگرانيها ميپردازيم.
اما نکتهاي که در اطلاعيه منتشر شده وزارت اطلاعات در خصوص برخورد با شرکتهاي هرمي به چشم ميخورد اشاره به فارکس است به عنوان يکي از شرکتهاي هرميکه علي تقوي مديرکل مبارزه با شرکتهاي هرميوزارت اطلاعات نيز آنها را در مظان اتهام قرار داده بود و در اطلاعيه رسمي آبان ماه وزارت اطلاعات نيز از فارکس در کنار ديگر شرکتهاي هرميمانند گلدکوئيست نام برده شد که بايد برخورد قانوني با آن شکل گيرد.
درحاليکه موج انهدام شرکتهاي سودجوي هرميبه پايان نرسيده بود، در نخستين روز آخرين ماه بهاري نيز يک مقام امنيتي درگفتو گو با روزنامه شرق، گفت: «با شرکتهاي فارکس با توجه به آنکه مجوزي از سازمان بورس اوراق بهادار ندارند تا در بازارهاي بورس خارجي فعاليت کنند برخورد خواهد شد. تاکنون سازمان بورس به هيچ کارگزاري اجازه خريد و فروش سهام در بورسهاي بين المللي را نداده است.»
پيدا و پنهان: آيا فارکس هم هرمياست؟
اگرچه بهرغم هشدار رسميوزارت اطلاعات آگهيهاي فارکسي زينتبخش هر کوي و برزني است و دل مخاطبان عاشق پول را ميربايد، اما عسگري -کارشناس بازار و فعال در عرصه فارکس- معتقد است: «فارکس يک بازار است و کار آن خريد و فروش ارز است. در بسياري از کشورها بالاي صرافيها واژه فارکس نوشته شده و اين به معناي اين است که در اينجا ميتوان تبادل ارز کرد.»
او ادامه داد: «داستان فارکس با شرکتهاي هرميمتفاوت است. دردنيا يک سري شرکتهايي هستند که به صورت هرمي و با کلاهبرداري پول مردم را ميگيرند و در بازارهايي از جمله فارکس سرمايهگذاري ميکنند. اين سرمايهگذاري نه در فارکس بلکه در هر بازار ديگري ممکن است انجام شود. مثلا ممکن است شرکتهاي هرمي با پول مردم در بازار مسکن سرمايهگذاري کنند در اين صورت نبايد با بازار مسکن برخورد کرد بلکه بايد با شرکتهاي متخلف برخورد کرد.»
او در پاسخ به اينکه آيا فارکس مجوز قانوني براي فعاليت در ايران دارد، گفت: «فارکس شرکت نيست که بخواهد مجوز بگيرد بلکه يک بازار است. مثلا اگر من بخواهم در بورس لندن طلا بخرم بايد از سازمان بورس واوراق بهادار ايران مجوز بگيرم؟ فارکس وابسته به کسي نيست که بخواهد مجوز بگيرد .»
عسگري در خصوص صحبتهاي مطرح شده از مدير کل مبارزه با شرکتهای هرمی وزارت اطلاعات، گفت : «بر اين صحبتها دو اشکال وارد است يکي اينکه ناآشنايي با فارکس سوءتفاهماتي را به وجود ميآورد مثلا اينجا صحبت از سهام شده در صورتيکه فارکس خريد و فروش ارزهاي بين المللي است و دوم اينکه در فارکس قرار نيست کسي را فريب دهند قيمت ارز به صورت جهاني اعلام ميشود و براساس قيمتها فرد تصميم ميگيرد که خريد کند يا بفروشد ما از اينکه با شرکتهاي هرميبرخورد شود کاملا استقبال ميکنيم اما فارکس شرکت هرمي نيست.»
اکبر زرگاني نژاد -کارگزار بورس - نيز به خبرنگار ما گفت: «فارکس بازاري است که افراد ميتوانند به صورت مستقيم يا از طريق کارگزار در آن خريد و فروش کنند اگر کسي به صورت اصولي وارد فارکس شود و در بازار فارکس معامله کند با داشتن حساب بانکي مشخص ميتواند در سود و زيان شريک شود. اما بحث شرکتهاي هرميمتفاوت است. شرکتهايي هستند که در فضاي مجازي و با وعدههاي فريبدهنده کلاهبرداري ميکنند و گاهي اسم خود را فارکس ميگذارند که بايد با شرکتهاي فريبدهنده برخورد شود و آگاهي و شناخت عموم را نسبت به شرکتهاي هرمي بالابرد.»
او در پاسخ به اينکه آيا عملکرد فارکس غيرقانوني است؟ افزود: « بعيد ميدانم، زيرا در همه جاي دنيا در قالب فارکس افراد معاملاتي انجام ميدهند.»
علي نصاري يکي از مشتريان فارکس معتقد است سود و ضرر در فارکس بر مبناي تحولات بازار و بالا و پايين رفتن قيمتهاست که چون ميزان ريسک در فارکس زياد است ممکن است افراد ضرر کنند و اين ضرر به خاطر کلاهبردار بودن کارگزار يا فارکس نيست. افراد ميتوانند مستقيما و بدون کارگزار خريد و فروش انجام دهند که در اين صورت احتمال سوءاستفاده هم صفرميشود. حتي اين امکان وجود دارد که بعد از افتتاح حساب افراد نام کاربري و رمز ورود خود را تغيير دهند تا کسي به آن دسترسي نداشته باشد.»
روحاني- کارشناس امور حقوقي بورس- نيز در خصوص قانوني بودن يا نبودن فعاليت بورس به ما گفت: «فعاليت فارکس غيرقانوني نيست. در واقع فارکس يک نوع سرمايهگذاري است. هر شرکت سهاميعام که بخواهد فعاليت کند بايد ثبت شود و از سازمان بورس مجوز بگيرد بنابراين ماجراي فارکس فرق ميکند.حالا اينکه يک سري از شرکتهاي هرمياز طريق بازار فارکس فعاليت ميکنند بحثش جداست.»
اما يک مقام قضايي نيز در گفتگو با خبرنگار ما از وجود پرونده فارکس در دادگاه خبر داد و گفت: «اين پروندهها شاکي خصوصي دارند که در دادسراهاي چند شهر تهران، مشهد و ... در حال بررسي است. پرونده تشکيل شده هم در قالب شرکتهاي هرميمطرح شده است.»
اين مقام قضايي تاکيد کرد: «هنوز وضعيت پرونده مشخص نيست و هنوز منتج به نتيجه نشده است. بايد شکايات در دادسرا بررسي شود و بعد به دادگاه برود تا بر اساس راي دادگاه برائت يا محکوميت فارکس مشخص شود.»
او در پاسخ به اينکه فارکس فعاليت بين المللي دارد و آيا در ديگر کشورها نيز با آن برخورد ميشود، گفت: «ما در کشور تابع قوانين خودمان هستيم. حتي اگر شرکتي باشد که مجوز هم دارد ولي در عمل کارغيرقانوني انجام ميدهد و به ديگران ضرر ميرساند ما بايد با آن برخورد کنيم.»
همچنين اين مقام قضايي در پاسخ به اينکه اگر فعاليت فارکس غيرقانوني است پس چرا تاکنون با آن برخورد نشده است؟ گفت:« پيش ازاين نقص قانون داشتيم که از سال 84 نقص رفع شد. پس از آن نقايص فني داشتيم و در حال حاضر امکانات فني هم فراهم شد. به همين دليل برخورد با بسياري از شرکتهاي هرميهم پس از رفع نقايص صورت گرفت.»
او ادامه داد: « بايد توجه داشته باشيم که مفهوم شرکتهاي هرمي با بازاريابي شبکهاي متفاوت است. ممکن است شرکتي اجناسي را توليد کند و بخواهد در دنيا بفروشد براي همين در چند کشور نمايندگي هاي به وجود آورد و به صورت شبکهاي بازاريابي کند. اما مشکلي که ما در کشور داريم اين است که برخي، مردم را به چيزي اميدوار ميکنند که وجود خارجي ندارد و به آنها توصيه ميکنند افراد ديگري را وارد سيستم کنند و اين نوع پولگرداني جرم است.»
اين مقام قضايي گفت:« تا راي دادگاه مشخص نشود و مراحل قانوني هم طي نشود نميتوانم در مورد پرونده فارکس اظهارنظر کنم.»
يک پايان نامعلوم
هنوز معلوم نيست که چه سرنوشتي براي فارکس در ايران رقم خواهد خورد و موج مبارزه با شرکتهاي هرميقاضي پرونده را به اعمال چه حکميناگزير ميکند و پاي فارکس نيز به اين ماجرا کشيده خواهد شد يا خير؟ ممکن است با راي دادگاه ،فارکس در پشت ميلههاي محکوميت محبوس شود و يا اينکه بالعکس جاني دوباره بگيرد و تبليغات رنگارنگ خود را خوش آب و رنگتر در فضاي شهري و مجازي گسترش دهد. اما بايد ديد اين بار اگر فارکس وعدهاي فريبندهتر سر دهد باز هم کساني بدون شناخت بازار و به طمع پولدار شدن يک شبه به فارکس هجوم خواهند برد. همه راهها به پول ختم نميشود!
هامش
فارکس چیست؟
FOREX مخفف (foreign exchange market) و بهمعنای بازار مبادله ارز است . بازار ارز (یا فارکس ) هنگامی به وجود می آید که دو ارز به صورت پایاپای با یکدیگر مورد معامله قرار گیرند. فارکس ازنظر میزان مبادله شامل تجارت میان بانکهای بزرگ، بانکهای مرکزی، بورس بازهای ارز، شرکتهای چند ملیتی، دولت ها و سایر موسسات مالی می شود. مبادلات معامله گران خرد (سرمایهگذاران یا بورس بازهای کوچک) بخش کوچکی از مبادلات بازار را شامل می شود،این دسته از معامله گران توسط کارگزاران می توانند در معاملات شرکت کنند. به عبارت دیگر اين بازار در مكان خاصي متمركز نشده است بلكه بانكها و موسسات بزرگ در سراسر دنيا در طول شبانه روز در اين بازار فعاليت مي كنند. در واقع بازار فاركس شبكه اي متشكل از بانك ها، كارگزاران (Brokers ) و معامله گرانی است كه از طریق تلفن و اینترنت در سراسر دنیا به انجام معاملات ارزي اشتغال دارند. بازار فارکس در ابتدا محل تعامل بانک های مرکزی بود، اما تحولات و کاهش نقش دولتها در اقتصاد سبب شد بانکهای تجاری، شرکتهای تجاری، کارگزاران و بورس بازان نیز در این بازار حضور پیدا کنند وسرانجام در سال 1993، کشورهای اروپایی با افزایش دامنه تغییرات ارزها تا 15 درصد، زمینه حضور معاملهگران خرد را فراهم کردند. از سویی با پیشرفت فناوری اطلاعات ابزارهای لازم جهت انجام معاملات در فضای مجازی در اختیار معامله گران فوق قرار گرفت.
سازمان امور مالیاتی در جس توجوی ناجی برای طرح جامع مالیاتی کشور است
توقف خاموش طرح 100 میلیون دلاری
سرويس گزارش- بزرگترين طرح نرم افزاري تاريخ ايران با وجود اتمام مهلت قانوني تحويل پروژه همچنان در مرحله انتخاب مشاور متوقف مانده است.
به گزارش عصرارتباط، سازمان امور مالياتي کل کشور در حالي از ابتداي سال 89 عزم خود را براي انتخاب مشاور اصلي طرح جامع مالياتي جزم کرده است که اتمام مهلت قانوني پروژه واگذار شده به شريک فرانسوي و عدم اعلام نتايج نهايي پروژههاي فاز اول و دوم اين طرح حکايت از توقف خاموش طرحي دارد که نه تنها ارزش آن بيش از يکصد ميليون دلار تخمين زده شده بلکه يکي از مهمترين محورهاي طرح تحول اقتصادي دولتهاي اخير ايران به شمار ميآيد.
ناکامي تاريخي
نگاهي تاريخي به تسلسل پروژههاي ناکام در راه مکانيزه کردن ساختار مالياتي کشور حتي به پيش از پيروزي انقلاب بازميگردد ولي در طول سه دهه اخير بارها شرکتهاي بزرگي همچون دادهپردازي (1368)، خدمات ماشين محاسب (1376) و ايراننارا (1387) بخت خود را در آن آزمودهاند ولي هر بار به سبب موانعي کم و بيش مشابه که مهمترين آنها تغيير دولتها و به تبع آن مديران بخشهاي مرتبط بوده است همگي اين پروژهها ناکام ماندهاند؛ سرنوشتي که ظاهرا در انتظار طرح اخير که کلنگ واقعي آن در سال 83 خورده است نيز هست.
اين پروژه که فارغ از يک ساختار اتوماسيون يا مکانيزاسيون شامل دو پروژه ذاتا نرمافزاري مرکزي موسوم به ITS و تا حدودي NIT است از ابتداي تولد خود محل مجادلهاي خبرساز ميان سازمان نظام صنفي رايانهاي استان تهران( به عنوان نماينده شرکتهاي بخش خصوصي نرمافزار ايران) و سازمان امور مالياتي بود که يکي بر استفاده معقول از توان شرکتهاي داخلي در اين طرح 10ها ميليون دلاري تاکيد داشت و خواستار آن بود که شرکت فرانسوي بول که ظاهرا برنده مناقصه سال 85 اين نرمافزار بود دستکم براي کمتر از نيمي از ارزش پروژه از نيروهاي ايراني استفاده کند ولي ديگري به حکم مشاوران و صلاحديد کمپاني خارجي طرف قرارداد قابليت چنين شراکتي را در همميهنان نرمافزاري خود نميديد.
مقاومت سازمان امور مالياتي و مشاور وقت سبب شد جريان درخواست سازمان نظام صنفي حتي به شوراي عالي اقتصاد و پس از آن رييسجمهوري دولت نهم کشيده شود؛ جاييکه ابتدا در شورا حکم به نفع بخش خصوصي ايران صادر شد و سپس محمود احمدينژاد نيز موضعي سياسي درباره عناد فرانسويها با ايران گرفت تا بارديگر اميدهاي سازمان امور مالياتي را براي دادن پروژه به بول نااميد کند.
درست در زمانيکه سازمان امور مالياتي به حکم استيصال سه مناقصه عجيب با شرايطي غيرقابل دسترس براي شرکتهاي نرمافزاري ترتيب داده بود و هر سه آن مناقصات بدون حتي يک شرکتکننده برگزار شده بودند حضور شرکت اساسا سختافزاري و قديمي ايراننارا مشکلات مشاوران سازمان امور مالياتي را – دستکم براي کوتاه مدت- حل کرد تا اين شرکت در ميان حيرت ناظران به عنوان شريک ايراني بول عمل کند و قانون حداکثر استفاده از توان داخلي در اين مورد نيز مسکوت باقي بماند.
کل اين فرآيند زمانبر با واگذاري حدود هفت پروژه از فازهاي مطالعاتي و هدايتگر به خردادماه سال 88 رسيد. هنگاميکه مدیران کابينه نهم صندليهاي خود را به کابينه دهم سپرد و به سرعت مشخص شد، شمسالدين حسيني- وزير جديد اقتصاد و دارايي- سر سازگاري با علياکبر عربمازار مرد شماره يک سازمان امور مالياتي را ندارد و متعاقب آن در همزمانياي عجيب طي چند ماه شرکت مشاور وقت که مديران آن چند باري به سبب احتمال سوءاستفاده مالي مورد بازخواست مقامات قضايي و امنيتي قرار گرفته بودند منحل شد و قراردادش براي هميشه تسويه شد تا سازمان امور مالياتي در زمان ترک عربمازار تقريبا خالي از نيروهايي باشد که از جريان اين طرح ميلياردي خبر داشتند؛ حالا سازمان امور مالياتي در ميانه يک طرح عظيم بدون مشاور باقيمانده بود.
چه مشاوري
گويا همين شبهات مالي و از دسترفتن مقطعي تسلط سازمان امور مالياتي روي طرح جامع مالياتي باعث شده است اين بار اين سازمان نه تنها براي انتخاب مشاور جديد خود دقتی مضاعف کند بلکه به صورتي جدي امکان ادغام کردن اين بدنه مشاورهاي در خود مديريت طرح را هم مدنظر قرار دهد؛ الگوهايي مانند تفکيک کردن مشاوران تخصصي و قراردادن يک شرکت مشاورهاي در جايگاه ناظر بر کليه خدمات مشاورهاي، پيمانکاران و تامينکنندگان کالا و خدمات که زيرنظر شوراهاي دوقلوي راهبري و راهبردي طرح فعاليت ميکند تاکنون مقبولترين الگوي سازمان امور مالياتي براي خريد خدمات مشاورهاي بوده است. الگويي که ظاهرا در تدوين آن از چندين تشکل و نهاد بيروني مانند سازمان نظام صنفي رايانهاي هم نظرسنجي شده است.
هرچند هنوز سازمان امور مالياتي جسارت به مناقصه گذاشتن خدمات مشاورهاي خود چه در عرصه بينالمللي و چه در عرصه داخلي را نداشته است ولي ظاهرا انتخاب الگويي که نقشي چنين کليدي به جايگاه مشاوره ميدهد با يادآوري خاطره بر جاي مانده از مشاور پيشين که با پايفشاري بر انتخاب شريک خارجي و مواردي از اين دست پروژه را تا کنون به محاق برده باعث شده است مديران سازمان امور مالياتي در يک بنبست مديريتي قرار بگيرند.
وضعيت بلاتکليف پروژههاي واگذار شده از نرمافزار ITS گرفته تا پنج پروژه مطالعاتي ابتدايي هم بر پيچيدگي اين وضعيت ميافزايد چراکه از يک سو فرصت 18 ماهه بول و ايراننارا براي تحويل پروژه بدون هيچ نتيجه اعلام شدهاي به پايان رسيده و از سوي ديگر اغلب پروژههاي مطالعاتي اوليه هم مسکوت ماندهاند چراکه همان زمان واگذاري پروژههاي اوليه هم کارشناسان شکاف ميان ارزش واقعي پروژهها و ارقام پايين اعلام شده از سوي شرکتهاي ايراني را حاکي از يک خودکشي نرمافزاري ميدانستند.
نتايج بازگشايي پاکات در آن زمان نشان داد علاوه بر دو اختلاف حدودا يکصد درصدي در يکي از موارد، ميزان اختلاف دو رقم پيشنهادي حتي به يک هزار درصد هم مي رسد که بايد آن را يک شگفتي تمام عيار در تاريخ مناقصات به شمار آورد. جالب آنکه تخمينهاي اوليه صورت گرفته توسط شرکت فرانسوي بول(bullet) هم به کنار گذاشتن رقمي نزديک به 5 ميليون دلار براي هر يک از اين پروژهها حکايت داشت که با اين حساب فارغ از نگاهي رويايي به فعاليت شرکتهاي نرمافزار ايراني بايد دستکم به يکي از دو نتيجه اظهار شده توسط کارشناسان رضايت داد؛ ابتدا آنکه رکود کشدار و فلج کننده بازار نرمافزار سرانجام باعث شده است بخش قابل توجهي از بدنه شرکتهاي صاحبنام نرمافزاري ايران براي تعويق انداختن سقوط خود دست به ارايه قيمتهايي انتحاري بزنند تا به هر قيمتي پروژهها را به دست آورند يا در حالت دوم گروهي از شرکتهاي کهنهکارتر که با چم و خم قراردادهاي دولتي آشناتر هستند ولي مانند ساير همکاران خود تحت فشار يک بازار خالي از سفارشات دولتي قرار دارند، ميکوشند در چارچوب زماني اجراي پروژه با چانهزني براي طرحهاي جانبي بر مبلغ پروژه بيفزايند؛ راهحلهايي که ظاهرا مطابق پيشبينيهاي صورت گرفته کل طرح را به اغما بردهاند.
نوشدارويي ديرهنگام
به هر جهت سازمان امور مالياتي در فضايي به انتخاب مشاور اصلي طرح خود به عنوان راهحل نهايي خروج از بنبست فعلي طرح نگاه ميکند که حساسيت همين انتخاب هم در عمل امکان هرگونه ابتکار عملي را از راهبران طرح گرفته است و انجام تمامي جزييات طرح پشت درهاي بسته هم کمکي به بهتر شدن فضايي نرمافزاري کشور نميکند.
مشاور آتي طرح جامع مالياتي چه داخلي باشد و چه خارجي با واقعيتها و پيچيدگيهاي يک پروژه ناتمام مواجه خواهد بود و حتي اگر الگوي مشاوران تخصصي هم براي اين طرح اجرا شود باز هم بار مديريتي آن فشاري مضاعف به مديريت تازه مستقر شده سازمان امور مالياتي تحميل خواهد کرد. با اين تفاصيل بايد منتظر نشست و ديد آيا اقدامات جديد علي عسگري- رييس سازمان امور مالياتي- اين طرح ناکام را از طلسم تاريخي خود رها خواهد کرد يا خير.
با اجرايي شدن پروژه تدارکات الکترونيکي
ارگان ها از خريد دستي کالا منع مي شوند
سرويس دولت و تجارت الکترونيکي- مرکز توسعه تجارت الکترونيکي براي اجراي پروژه تدارکات الکترونيکي با کره قرارداد مي بندد.
به گزارش عصرارتباط، پروژه تدارکات الکترونيکي يکي از طرحهاي ملي کشور است که مرکز توسعه تجارت الکترونيکي به صورت جدي اجراي اين پروژه را در دستور کار خود قرار داده است. به واسطه سيستم تدارکات الکترونيکي غيرمتمرکز و يکپارچه، تمامي مراحل خريد در سطح دستگاههاي دولتي در اين سيستم امکانپذير ميشود
از سويي تمام شرکتهايي که به دستگاههاي دولتي کالا ميفروشند بايد در اين سيستم قرار بگيرند.
جعفر محمودي با بيان اينکه پروژه تدارکات الکترونيکي يکي از بزرگترين ابزارهاي تنظيم بازار است، در حاشیه کنگره فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران با رویکرد به زیست شهروندان، اعلام کرد: مرکز توسعه تجارت الکترونيکي به دنبال گرفتن مصوبهاي از دولت است تا با دادن اجازه خريد خدمت، خريد کالا به صورت دستي ممنوع شود.
مرکز توسعه تجارت الکترونيکي، هفته گذشته تيمي را براي عقد قرارداد و خريد هسته (core) سيستم تدارکات الکترونيکي به کره فرستاد. سيستم تدارکات الکترونيکي کره، Koneps نام دارد که در حال حاضر 150هزار شرکت در اين سيستم ثبت شده و در حال فعاليت هستند که هزار شرکت آن نيز متعلق به ايران است.
صنف فروشگاههاي مجازي در راه است
رييس مرکز توسعه تجارت الکترونيکي، با اشاره به اينکه دولت ميخواهد به فروشگاههاي مجازي مجوز بدهد، گفت: بخش خصوصي در حال تشکيل صنفي است تا اتحاديه فروشگاههاي مجازي کشور را برپا کند. اساسنامه اين اتحاديه در حال تدوين است و تا دو هفته آينده روند اعطاي مجوز به اين فروشگاهها آغاز خواهد شد.
در اين صورت تمام فروشگاههايي که در اينترنت فعاليت ميکنند بايد مجوز بگيرند و در غير اين صورت حق فعاليت ندارند.
به گفته محمودي، نشان اعتمادي که به فروشگاههاي مجازي اعطا ميشود حکم پروانه کسب اين فروشگاهها را دارد که ميتواند منجر به انفجاري در خريد مردم شود.
رييس مرکز توسعه تجارت الکترونيکي، گفت: به دنبال دريافت نشان اعتماد از سوي فروشگاههاي مجازي، به تمامي بانکها ابلاغ ميشود که حق ايجاد پرداخت الکترونيکي در هيچ يک از فروشگاههاي فاقد مجوز را نخواهند داشت.
بخش خصوصي نميتواند مجري پنجره واحد باشد
يکي از پروژههاي مهمي که چند سالي است در دستور کار وزارت بازرگاني و در حال حاضر مرکز توسعه تجارت الکترونيکي قرار دارد، پنجره واحد يا Single Window است. پنجرهاي که تمام فرآيندهاي صادرات و واردات کشور را قرار است در دل خود بگنجاند.
اين پروژه به قدري حياتي است که پيشبيني شده تا پنج سال آينده بيش از نيمي از تبادلات جهاني از طريق پنجره واحد انجام خواهد شد.
محمودي با اشاره به اينکه پنجره واحد حتي پيچيدهتر از پروژه مالياتي يا عملياتي کردن طرح کارت سوخت است، گفت: در حال حاضر نزديک به هفت يا هشت ارگان دولتي درگير اين پروژه هستند.
دولت در نظر دارد در قالب مزايده، حق لايسنس پنجره واحد را در يک بازه زماني5 يا 10 ساله به فروش برساند و خود به عنوان رگولاتور بر جنبههاي قانوني و حاکميتي کار نظارت داشته باشد.
در پايان اين زمان نيز دوباره حق امتياز پنجره واحد به دولت واگذار خواهد شد. اما به گفته محمودي متوليان اين کار در ايران ضعيفاند و در بخش خصوصي نيز چنين تواني وجود ندارد، بنابراين به اجبار بايد پاي شرکت خارجي را براي عملياتي کردن اين پروژه باز کرد.
دفاتر اسناد RA شدند
به دنبال امضاي تفاهمنامه مرکز توسعه تجارت الکترونيکي با دفاتر ثبت اسناد رسمي در تهران 15 دفتر ثبت به عنوان RA فعاليت خود را آغاز کردند و به محلي براي ثبتنام گواهي امضاي ديجيتال تبديل شدند.
همچنين تمام سازمانهاي بازرگاني دولتي در استانها به عنوان RA فعاليت ميکنند و گمرک هم تقاضاي خود را براي گرفتن RA به مرکز توسعه تجارت الکترونيکي داده است.
اين مرکز همچنين، در حال امضاي تفاهمنامهاي با سازمان ثبت شرکتها است تا اين سازمان هم به عنوان RA فعاليت خود را آغاز کند. از طرف ديگر، سازمان ثبت احوال هم به دنبال گرفتن مجوز صدور سطح يک گواهي ديجيتال است.
بيمه مرکزي، سازمان بورس اوراق بهادار و وزارت نفت از جمله نهادهاي متقاضي ايجاد مرکز مياني هستند.
مرکز توسعه تجارت الکترونيکي، همچنين در حال گرفتن مصوبه PKI Enable کردن نرمافزارهاي دولتي است.
به گفته محمودي، در برنامه پنجم توسعه بايد 20 درصد تراکنشهاي داخلي و 30 درصد تراکنشهاي خارجي در فضاي سايبر انجام شود.
به گفته وي، دانش PKI در ايران وجود ندارد و حتي زيرساخت حقوقي و قانوني آن نيز در کشور در سطح صفر است.
اين مرکز، صدور گواهي ديجيتال رايگان ملي را نيز براي تمامي مردم آغاز کرده است و متقاضيان به صورت رايگان ميتوانند گواهي امضايي را در سطح صفر روي ايميل خود داشته باشند.
بررسی چالش ها و اشکالات یک پروژه ملی
شفافیت در پروژه شبکه ملی IP وجود ندارد
سيد محمدحسن مقدم فر
انتشار گزارشي با عنوان "بروز برخي اشکالات در پايلوت شبکه IPMPLS " در شماره پیشین عصرارتباط صفحه 8 بازخوردهاي مختلفي را در پي داشت چنانکه يکي از مديران شرکت هوواوي که در حال حاضر پروژه شبکه ملي IP را در قالب کنسرسيوم صا ايران، هووايي و پرورش دادهها در دست اجرا دارد طي تماسي مدعي شد که هيچ ايراد و اشکالي در اين پروژه ملي وجود ندارد و چنانچه اشکالهاي اين پروژه شفاف اعلام شود اسناد مربوط و جزييات آن را براي انتشاردر اختيار عصرارتباط قرار ميدهند. پروژه شبکه ملي آيپي تاکنون نامهاي مختلف و مناقصههاي بيشماري را از سر گذرانده و همچنان يک پروژه سر به مهر به شمار ميرود. از همينرو اين هفته مقالهاي فني و تحليلي به قلم آقاي سيدحسن مقدمفر منتشر کرديم که جزييات و اشکالات فني اين پروژه مهم را به چالش کشيده است. به اميد اينکه شرکت زيرساخت و مجريان پروژه در قالب کنسرسيوم صا ايران ،هوواوي و پرورش دادهها اطلاعات دقيقي در اختيار ما قرار دهند.
1- پروژههاي بزرگ و چالشهاي آن
بياغراق هميشه پروژههاي بزرگ در عرصه ارتباطات و فناوري اطلاعات، حداقل در ايران چالشهاي فراواني داشته است. محدود بودن فضاي رقابت، کوچک بودن بازار تجاري و رقابت نامتعادل خصوصيها با نيمهخصوصيها، هميشه گريبانگير مناقصات کشور بوده است. اما در پروژههاي بزرگ، آن هم پروژهاي که عليالقاعده تنها يک بار بايد در يک کشور به وقوع بپيوندد، اين چالشها نمود بيشتري نشان ميدهد. اين امر باعث ميشود که دلواپسيهاي تجاري آنچنان قوت پيدا کند که دلنگرانيهاي مهندسي و فني در پروژهاي که مقرر است زيربناي ارتباطات کشور را بنا گذارد، کاملا به فراموشي سپرده شده و همواره اگر سخن از چرايي آن ميشود، برخوردهايي تجاري، سپس سياسي و در انتها قضايي صورت پذيرد. در اين رويکرد بدون آنکه به اصل ماجرا که همانا نگراني از برونسپاري اشتباه يک کار مهندسي است توجه شود، به حواشي آن بيش از پيش پرداخته ميشود. اين مقاله سعي دارد تا به دور از حاشيههاي ذکر شده، نگاهي مهندسي به ماجرا داشته باشد. بدون هيچ گونه شکستهنفسي، متن فوق قطعا داراي اشکالاتي خواهد بود اما اميد ميرود که رويکردي جديد در بررسي پروژه ملي Core & Edge سابق! و IP MPLS فعلي پديد آورد.
2- حافظه تاريخي
تقريبا تمام بخش خصوصي و نيمهخصوصي توانمند صنعت ارتباطات بايد به خاطر آورند که اين فرزند خلف! در ابتدا نامي ديگر به نام Core & Edge داشته و پدرخواندهاش شرکت ديتاي سابق!! و شرکت فناوري اطلاعات فعلي بوده است. از سال 84 که زمزمههاي اجراي چنين پروژهاي قوت گرفت، تقريبا به مدت دو سال اگر نگوييم تمام توانايي حوزه ، لااقل بخش اعظم توان فنی حوزه ارتباطات، معطوف به نهايي کردن مناقصهاي شد که شايد براي همه روشن بود که برنده آن با توجه به پارامترهاي موجود در حواشي مناقصه، چه کسي خواهد بود. مثل تمامي مناقصات مشابه (اما در سطح کوچکتر) در ابتدا همه چيز رويايي مهندسي شده و تمام مکاتبات و مذاکرات فيمابين پيشنهاددهندگان و درخواستکنندگان در حول و حوش کيفيت، انتخاب براساس استانداردهاي قابل لمس و تامين بهترين تجهيزات از ديد مهندسي دور ميزد. ورود شرکتهای چيني، باعث شد فضای مذاکرات فنی مناقصه به يکباره جايگاه مناقصه فضايي متفاوت يافته و به عوض مستندات استاندارد و تاييد شده، مستنداتي غيراستاندارد، روزپديد و بدتر از آن در نهايت به تعهدنامههای فني تبديل شود. بدیهی است منظور از ارایه تعهدنامهها را میتوان در مثال ساده تشربح کرد. هرگز کسي ماشيني را تهيه نميکند که توليدکننده آن به عوض آنکه موتور ماشين را هنگام خريد، تحويل دهد، قول دادن موتور ماشين بعد از دو ماه را بدهد. و همه کسانيکه در اين حوزه فعاليت ميکنند، ميدانند که ارايه خدمات مبتني بر IPv6 موتور شبکههاي ارتباطي طي دو سال آينده خواهد بود و قول ارايه آن به عوض ارايه آن، قطعا علامت سوالی جدی در صلاحیت تجهیز پدید خواهد آورد.
اين پروژه در ابتدا با حضور شرکتهاي قدرتمند حوزه با پیشنهاداتی مبنی بر تجهيزات کلاس A دنيا که تجربه خود را در چندين و چند شبکه قدرتمند و فعال جهاني گذرانده بودند، آغاز شد، اما در نهایت کار اینگونه خاتمه یافت که پيشنهاددهندگان بالاجبار ، نه اجباري رسمي و نه اجباري مبتني بر رويکرد مهندسي، بلکه اجباري براساس دورنماي تجاري، مجبور شدند که پيشنهادات خود را به صورت يک پيشنهاد دو رگه حاصل از مجموعه تجهيزات کلاس A دنيا و تجهيزات يکي از دو شرکت چيني ارايه کنند و جالب آنکه در همان زمان نيز، هيچ گاه از بخش تجهيزات کلاس A درخواست اجراي پايلوت نشد و تنها مقرر کردند که تجهيزات بخش چيني به آزمون گذارده شود. ميتوان به صراحت و بدون دغدغه، آنچه بر اين پايلوت و جوابهاي آن رفت را در يک گزارش جدا ارايه کرد، اما به صورت خيلي کلي بهرغم برگزاري اين پايلوت و امتياز آوردن همه در آن!! هيچگاه اين مناقصه به نتيجه نرسيد و حداقل، زمان مصرفي چندين و چند مجموعه شرکت ارايهکننده پيشنهاد و مجموعه وسيعي از حوزه دولتي مهندسي مخابرات کشور طي دو سال به باد فنا رفت.
پس از اين مرحله به دلايل مختلف و خصوصا تغيير ساختار نيروي انساني شرکتهاي فناوري اطلاعات و شرکت ارتباطات زيرساخت، پدرخوانده پروژه عوض شده و شرکت ارتباطات زيرساخت به ظاهر ولي با همان نيروي کارشناسي داخلي قبلي متولي پروژه شد و با تغييري نه چندان زيربنايي مستندات درخواست، با نامي جديد IP MPLS دوباره پا به عرصه وجود گذاشت. پس از يک بار ابطال مناقصه(بعد از حدود شش ماه)، فصل ابتدايي داستان جديد آغاز شد و پس از آن به صورتي خيلي سرراست و بدون پديد آوردن فرصت مذاکرات واقعي مهندسي، مناقصه تنها با دو شرکتکننده منعقد شده، طرح پايلوت يک پيشنهاددهنده و آن هم در کارخانه وي!! دريافت شد و سپس حداقل تا قبل از اعلام رسمي نتايج پايلوت، آغاز پروژه اعلام شد؛ خيلي خيلي خلاصه!
اگرچه ميتوان داستاني طولاني براي اين بخش از تاريخ مناقصات مخابرات نوشت اما در حوصله اين مقال نبوده و شايد اگر فرصت و عمري بود، رمان آن را روزي، کسي بنويسد.
3- چند پرسش يک شبهمهندس
کليگويي شايد بزرگترين عذابي است که بر اينگونه پروژهها وارد شده است و هيچ گاه زماني مناسب براي بررسيهاي فني دور از حواشی تجاری پدید نیامده است. در این فضا دائما مخالفين از يک سري حدسيات و ترس از مشکلات بعدي سخن گفتهاند و صاحبان پروژه هرگز پاسخي فني به آن نميدهند. شايعه، اساسا در بستر بياطلاعي متولد ميشود و عجيب آن است که چرا کسانيکه از اين شايعات حداقل ضرر رواني ميکنند، هيچگاه با ارايه مدارک متقن، در صدد آن بر نميآيند تا آبروي رفته خود را به دست آورده و شايد براي هميشه منتقدين خود را به سکوت فراخوانند. بنابراين شايد بد نباشد که کوتاه اما تا حدودي قابل درک، چند سوال را که پاسخ آنان حداقل چالشهاي بزرگ پيش رو را رفع ميکنند، مطرح شده تا پاسخ آنان باعث شود که تا حدودي نگرانيهاي مربوطه کاهش يابد. بديهي است که اين حقير خود را در اندازه يک بازرس تمام و کمال قبول نداشته و مجددا ارايه اين سوالات شايد به اميد آغازي است تا فضاي کليگويي موجود در بحثهاي فني به گفتگوهاي دوستانه هدفمند تبديل شود.
1 .3- اصليترين سوال آن است که تعريف دورنماي هدفگذاري برگزاري تست و پايلوت که براساس آن آزمونها تهيه شدهاند، چه بوده است؟
2 .3- فهرست آزمونهاي طراحي شده براي تعیین صحت و دريافت تاييديه فني چه بوده است؟ آيا اين آزمونها توسط يک شرکت آزمونگر داراي مدارک تاييد شده بين المللي از سازمانهاي موجود جهاني تهيه شدهاند و يا لااقل آيا اين فهرست آزمونها به تاييد چنين سازمانهایي رسيده است؟
3 .3- صحت پاسخهاي دريافتي در آزمونهاي صورت پذيرفته را چه کسي تاييد کرده و چه مبناي دامنهاي براي آن وجود داشته که براساس اين منبع، محدوده موفقيت تجهيز تعيين شده باشد. به عنوان مثال در تست سرعت ماشين، ميتوان ژيان فراموش شده را نيز تاييد کرد، مهم آن است که آزمونگر جدولي را که مقابلش براي تعيين محدوده مثلا رسيدن ماشين به سرعت صد دارد، براي کدام يک از موارد : دوچرخه ، موتور ، ماشينهاي توليدي 50 سال قبل و يا استاندارد روز دنيا استفاده میشود.
4 .3 بهطور اخص آزمونهاي تعريف شده و خروجيهاي مبحث IPv6 و خصوصا سرويسهاي MPLS و VPLS روي اين Stack در لايه دو و سه چه بودهاند؟
5 .3- در مهندسي نرمافزار و خصوصا مهندسي محصول، مساله ليسانس نرمافزار بسيار مهم است. اين امر در محصولاتی که در شبکه مورد استفاده قرار گرفته و يا منابع شبکه را استفاده ميکنند، به صورت دو بخش قيمت پايه و قيمت حق ليسانس به ازاي هر منبع و يا هر مصرفکننده تعيين ميشود. مشاهده قيمتهاي توليدکنندگان بزرگ نرمافزاري دنيا به وضوح بيانگر آن است که حق ليسانس در نرمافزار اصل، قيمت آن است. در حوزه نرمافزارهاي مديريت شبکه، اين امر براساس نوع تجهيز، کلاس تجهيز در محصولات توليدکننده خاص، تعداد تجهيز در شبکه، نوع سرويسهاي مورد نظر جهت ارايه توسط نرمافزار، تعداد کاربران مصرفکننده آن و نوع مصرف کاربري دارای بازه متنوعي در فهرست قيمت تمامي شرکتهاي ارايهکننده نرمافزارهاي مديريتي پديد ميآورد. ضمن آنکه پيشبيني توسعه در تعيين Core نرمافزار و سختافزارهاي مربوطه بسيار حائز اهميت است. آنچه به خاطر همکاران و دوستاني که ميشناسيم باقيمانده است، یکی از دلايل اصلی عدم ارايه پيشنهاد توسط بسياري از پيشنهاددهندگان، عدم شفافيت حقليسانسهاي درخواستي در مناقصه بوده که سوال اصلي آن است که چه رويکرد ، فهرست قيمت و نحوه ارايه حقليسانسي عليالنهايه با پيمانکار، نهايي شده است؟
6 .3- مهمترین بخش يک شبکه وسیع در دوران بهرهبرداري، سيستم نظارت و مديريت شبکه آن است. اگرچه توانايي بهرهبرداري توسط پشتيبانيکنندگان از توانمنديهاي سيستم نکته حایز اهمیتی است اما به هر حال تعيين آنکه اساسا سيستم مديريت شبکه نصب شده، چه قابليتهاي بالقوهاي دارد، بسيار حائز اهميت است. به طور اخص سوال مطرح آن است که فهرست آزمونهاي مديريت شبکه پيشنهادي، سرويسهايي که مورد بررسي قرار گرفته است و گزارشات دريافتي آن چه بودهاند؟
7 .3 همخواني تجهيزات شبکه زيرساختي با استانداردهاي موجود و همچنين با تجهيزات ديگر نصب شده در شبکه گروهي از آزمونها را تعريف ميکند که به آزمونهاي Interoperability مشهور هستند. اين بخش با توجه به Multi Vendor بودن شبکه زيرساخت کشور، اپراتورهاي موجود و آينده کشور و مصرفکنندگان اصلي آن از مهمترين پارامترهای تعيين تجهيزات است. آيا در توپولوژي آزمونهای انجام شده حداقل از تجهيزات موجود شبکه از شرکتهاي ديگر و ارتباطات بين آنان در لايههاي مرتبط امروز و برنامهريزي شده آينده، تجهيزي حضور داشته است؟ آيا آزمونهايي براي اين امر مهم آماده و اجرا شده است؟ در صورت مثبت بودن، پاسخ به اين آزمونها چه بوده است؟
8 .3- و سوال آخر، هيچ گاه در اين سالها، گزارشي مستند از هسته مرکزي اپراتورهاي موجود جهان مبني بر اجراي شبکهاي در سطح شبکه موضوع پروژه توسط تجهيزات تاييد شده در پروژه ارايه نشده است؟ آيا هيچ گاه نميتوان پرسيد که هسته مرکزي شبکه China Telecom در لايههاي Super Coreا، Core و Edge از چه تجهيزاتي تامين و راهاندازي شده است؟ بعيد به نظر ميرسد که سازمانهاي رسمي کشور مانند رگولاتوري، مرکز تحقيقات مخابرات يا حتي خود شرکت ارتباطات زيرساخت نتوانند با ارايه شرط محرمانگی به اطلاعات تجهيزات نصب شده به صورت رسمي دست يابد.
در انتها، بعيد به نظر ميرسد که پاسخ دادن به اين سوالات منعي از لحاظ تجاري، مبني بر آنکه اطلاعات داخلي سازمان لو ميرود يا منعي از نظر امنيتي مبني بر آنکه اطلاعات شبکه زيرساخت کشور لو ميرود، وجود داشته و اساسا اينگونه از سوالات بيشتر ديدگاهي مهندسي دارد تا کاربردي و به صورت مشخص ميتوان اطلاعات آن را به ديگر مرتبطين صنعت براي استفاده از تجهيزات تاييد شده ارايه کرد.
4- مفاهيم آماري قيمت مناقصه، واريانس، دامپينگ و ديگر هيچ
بخش بزرگي از مفاهيم علم آمار به جهت بررسي، مشاهده و تعيين صحت مجموعه اعداد مهم جهاني پديد آمده است. مفاهيم انحراف معيار، واريانس و در سادهترين حالت آن ميانگين قيمتها در بررسي صحت ارقام ارايه شده در مناقصات هميشه کارساز بوده است. اين مقاله ديدگاهي تجاري ندارد اما اگر خارج از حواشي تجاري و سياسي لحظهاي درنگ کنيم، توجه کردن و شايد پاسخ دادن به سوالات زير چندان بيارزش نباشد:
1 .4 چند سالي است که مساله دامپينگ قيمت مناقصات توسط شرکتهاي چيني، در تمام نقاط جهان مطرح شده و در برابر آن مقاومتهاي جدي ميشود. اين مطلب در ايران نيز سالها به کرات گفته شده اما هيچ گاه قانوني تدوين نشده و يا کنترلي صورت نگرفته است. آيا واقعا امکانپذير است که يک تجهيز تمامي امکانات تجهيز ديگر را داشته باشد و حتي گاهي بيش از آن تجهيز نیز امکانات ارایه کند و قيمت آن نصف قيمت رقيب باشد؟ به محيط اطرافمان نگاه کنيم. لازم نيست که خيلي دور برويم. آيا واقعا در داد و ستدهای روزانه ما اين امکان وجود دارد که در يک خريد ساده از يک سوپرمارکت، لباسفروشي و يا هر مورد ساده ديگری دو کالاي يکسان از هر لحاظ داراي قيمتي درست نصف يکديگر باشند؟
2 .4 از آن رو که تمام نگرانیها در مورد پروژهاي ملي است، بدیهی به نظر میرسد که ديدگاهي بينالمللي به آن داشته باشيم. چگونه امکان دارد که يک محصول در داخل ايران توسط شرکت توليدکننده آن (توجه بفرماييد واسطه نه ، شرکت توليدکننده آن) با قيمت کاملا متفاوتی از فروش همان تجهيز در همسايه ديوار به ديوار ما توسط شرکت توليدکننده عرضه شود؟ چه دليلي وجود دارد که قيمت يک محصول در ايران خيلي پايينتر از همان محصول در ديگر نقاط جهان باشد؟ اگر اين امر در سطح شايعهاي بزرگ است، به راحتي شرکتي که در مظان اين اتهام قرار دارد ميتواند با ارائه قيمتهاي عرضه شده توسط وي در کشوري ديگر يا ارايه يک ليست قيمت بينالمللي که تمامي شرکتهاي مشابه وي نيز دارند، غلط بودن آن را نشان داده و سخن گفتن تمام شايعهپراکنان را به اتمام رساند.
3 . 4 کسانيکه در هر مناقصهاي(اعم از تامين نيروي انساني خدماتي تا بزرگترين پروژههاي نفتي) لااقل يک بار شرکت کرده باشند، قطعا مطلع هستند که حاشيه سود در مناقصات به حدي اندک است که اغلب امکان حتي نيم درصد تخفيف نيز وجود ندارد. حالا سوال اين است که چگونه يک شرکت ميتواند در زمان بازگشايي پاکات قيمت يک مناقصه رقمي بین 10 تا 20 درصد تخفيف را در قیمت خود لحاظ کرده و قرارداد مربوطه را منعقد کند. بديهي است پاسخ دادن به چنين شايعه بزرگي بسيار بسيار براي برگزارکنندگان سهل و آسان است و با ارايه رقم پيشنهادي برنده و قيمت قرارداد شده، به راحتي ميتوان غلط بودن اين خبر را براي عموم روشن کرده و به اين ماجرا که سالي است دهان به دهان در سطح فعالان مخابرات ميچرخد، پاسخ داد.
شايد دیگر کافی است اگرچه براي گفتن، حرفهاي بسياري باقيمانده باشد، اما همين اندک ما را بس. خواهش اين کمترين آن است که دوستان، همکاران و بزرگواراني که به هر اندازه در پی ارایه اين گزارش رنجيده شدهاند، ما را به بزرگي خود ببخشند. البته مجددا تذکر اين امر و خواهش خالي از لطف نيست که خواندن اين گزارش با ديدگاهي فني پيشنهاد ميشود و خواندن آن از هر نوع ديگر شائبههايي ذهني پديد خواهد آورد که اساسا به روح واقع در آن لطمه جبرانناپذيري ميزند.
رییس شوراي ملی رقابت:
تصويب تعرفه از سوي رگولاتوري غيرقانوني است
سرويس مخابرات- تصويب تعرفه هاي جديد تلفن ثابت و تلفنهمراه به موضوع کشمکش ميان سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي و شوراي رقابت تبديل مي شود.
به گزارش عصرارتباط، درحالي که شرکت مخابرات ايران براي اعمال تعرفههاي جديدي که قرار است از سوي کميسيون تنظيم مقررات تصويب و ابلاغ شود، خود را آماده ميکند اما شوراي رقابت تازه تاسيس نيز داعيهدار وظيفه قانوني خود براي تصويب تعرفههاي جديد تلفن ثابت و همراه اين شرکت وحتي ديگر تعرفههاي خدماتي شده است.
تعرفههاي جديد خدمات مخابراتي گرچه مدتي است از سوي شرکت مخابرات ايران مطرح شده اما پيشنويس آن همچنان در مجمع هيات مديره شرکت مخابرات ايران و کميسيون تنظيم مقررات بدون تصويب و تاييد نهايي باقي مانده است.
براساس آنچه در پروانه شرکت مخابرات ايران آمده، اين شرکت بايد تمامي دستورها و مصوبات ابلاغي از سوي سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي را اجرا کند و در برابر اين سازمان نيز پاسخگو باشد اما اکنون شوراي رقابت به عنوان يک نهاد فراسازماني براي تنظيم بازار فعاليت خود را آغاز کرده و سازمان تنظيم مقررات را نيز ملزم به اجرا و ابلاغ تصميمات و مصوبات خود ميداند.
جمشيد پژويان- رييس شوراي رقابت- در اين باره به خبرنگار ما گفت: تصويب و تعيين تعرفهها زمانيکه شوراي رقابت وجود نداشت برعهده سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي بود اما اکنون اين از وظايف شوراي رقابت است.
او افزود: از نظر من تصويب تعرفههاي مخابرات از سوي سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي غيرقانوني است زيرا از زمانيکه شوراي رقابت تشکيل شده اين موضوع در حوزه اختيارات شوراي رقابت است.
پژويان موضوعاتي همچون رگولاتوري و تنظيم بازار را از بديهيترين وظايف شوراي رقابت توصيف کرد و گفت: تا قبل از تشکيل شوراي رقابت يک امر صد درصد تخصصي اقتصادي به اشتباه به سازمانهاي اجرايي دولتي داده ميشد اما الان شوراي رقابت تشکيل شده و نه تنها شوراي رقابت که خود شورايي تخصصي است بلکه مرکز ملي رقابت نيز عمدتا از گروههاي اقتصاددانهاي کاملا متخصص در زمينه رقابت، تنظيم بازار و قيمتگذاري تشکيل شده است که در اين باره تصميمگير هستند.
شوراي رقابت در نامهاي که براي سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي نوشته، از اين سازمان خواسته است تا با اين سازمان تعامل کند تا هرچه سريعتر هياتي براي تعيين تعرفهها، قيمتها و تنظيم بازار تشکيل شود.
پژويان گفت: ما تا الان با سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي تعامل کرديم و اميدواريم درخواست شورا را انجام دهد زيرا اگر مستقلا اين کار را انجام دهد، مصوبههاي ابلاغي را لغو خواهيم کرد.
او افزود: اگر اين کار انجام شود، در صورت لزوم مصوبههاي رگولاتوري را لغو خواهيم کرد و به صورت کتبي و رسمي از رييس جمهور خواهم خواست تا در اين مورد اقدام موثري انجام دهد که در اين صورت مطمئنا رييس جمهور ميتواند به وزيرش دستور دهد و در صورت عدم اجراي اين موضوع از سوي وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات نيز از مجلس خواهيم خواست تا وي را استيضاح کند.
رييس شوراي رقابت درباره اينکه در پروانه شرکت مخابرات ايران آمده است که طرف قانونگذار آن سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي است و بايد تمامي دستورها و مصوبات اين سازمان و کميسيون تنظيم مقررات را اجرا کند، گفت: ما با مخابرات کاري نداريم بلکه با سازمان تنظيم مقررات، بازار و وزارت ارتباطات کار داريم و از آنها خواستهايم تا اين موضوع را رعايت کنند.
او با اشاره به اينکه در تلاشم تا هيچ تنشي به وجود نيايد و ميخواهم به وزير ارتباطات براي ساماندهي بازار رقابت کمک کنم، افزود: شوراي رقابت هيات نظارت، تصميمگيرنده و تعيينکننده سياستها و تصويبکننده برنامهها است و بايد به حکم شوراي رقابت اين موارد اجرا شود.
شوراي رقابت در برنامه کارياش قصد دارد با تعيين قيمتها و کنترل بازار اجراي تصميمات و برنامههاي خود را به سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي واگذار کند.
اظهارات بالاترين مقام مسوول شوراي رقابت درحالي مطرح میشود که داوود زارعيان -مدير روابط عمومي شرکت مخابرات ايران- چندي پيش اعلام کرد که هماکنون تنها مرجع تصميمگيري و ارايه مجوز در حوزه ارتباطات، سازمان تنظيم مقررات است و وظيفه شوراي رقابت، ساماندهي و محافظت از رقابت در بازار در مرحله خصوصيسازي سازمانها و نهادها است.
او گفت: اصل 44 قانون اساسي شرح وظايف شوراي رقابت را مشخص کرده و در مجوز و پروانه فعاليت سازمان تنظيم مقررات نيز وظايف و عملکرد رگولاتوري مشخص شده است و شوراي ملي رقابت و سازمان تنظيم مقررات هر يک مجزا از يکديگر وظايفي دارند که موظف به انجام آن هستند و در برخي موارد وظايف اين دو نهاد با يکديگر نزديک ميشود ولي براساس قانون کاملا تفکيک شده است.
موضوع افزايش تعرفه خدمات مخابراتي به ويژه تلفن ثابت از سوي رضا تقيپور وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات و رييس کميسيون تنظيم مقررات نيز عنوان شده است اما صابر فيضي- مديرعامل شرکت مخابرات - ايران آن را عادلانهسازي تعرفهها ميداند.
درحال حاضر، ضريب نفوذ تلفن ثابت در کشور باتوجه به انحصار عرضه آن که در اختيار شرکت مخابرات است 35 درصد و ضريب نفوذ تلفن همراه با مشارکت همه اپراتورها 67 درصد است.
انویدیا بازی را نیمه کاره رها کرد
گیمرها زیرآفتاب
انریکو فرمی اگر میدانست روزی قرار است نامش را روی محصول جدید انویدیا بگذارند شاید هیچ وقت سراغ فیزیک نمیرفت که کارش به تولید راکتور اتمی برسد. مقدمه دردناکی برای انویدیا است و حرف من هم نیست. انویدیا این مدلها را که اصلیترین ویژگی آنها پشتیبانی از رابط دایرکت ایکس نسخه یازدهم است خیلی دیر منتشر کرد. محصولاتی که پرمصرف، به شدت داغ، گران ولی حرفهای هستند. اما باید این حرکت را جهشی رو به جلو برای انویدیا دانست که سرانجام با تغییر مهندسی تراشههای گرافیکی وارد عصر جدید نمایش سه بعدی شد. در واقع این شرکت بعد از سری 8000 که در سال 2006 تولید شد از یک معماری برای مدلهای مختلف استفاده میکرد و در سریهای بعدی مثل نسل GT200 این معماری تنها اصلاح میشد و ارتقا پیدا میکرد اما با ورود فرمی (Fermi) این معماری به کلی تغییر داده شد. نسل جدیدی که انویدیا تراشههای خود را بر اساس آن تولید میکند GF100 نام دارد.
قبل از پرداختن به معایب مدل جدید انویدیا که اتفاقا تعدادشان کم هم نیستند فقط یک نکته را در نظر داشته باشید و اینکه این کارتها در حال حاضر سریعترین کارتهای گرافیکی جهان هستند و توانستهاند در رقابت با HD5870 آن را مغلوب کنند. حالا میتوانیم بگوییم این کارایی در قبال چه هزینهای به دست آمده است.
eVGA GTX 480 v.s. ZOTAC GTX 480
کارتهای رده حرفهای همه مثل هم هستند. تفاوتی میان آنها نیست و تنها برچسب روی کارت و بستهبندی آنها با یکدیگر متفاوت است. این روش علاوه بر اینکه در این مدلها استفاده شده قبلا نیز در مورد کارتهای HD5870 و HD5970 و یا مدلهای GTX285 به کار رفته بود. بنابراین بین برندها نمیتوان اختلافی گذاشت و با توجه به اینکه اعتبار یک برند چقدر است یا چه شرکتی از آن پشتیبانی میکند میتوان بین قیمتها اختلاف قائل شد. پس تا اینجا از نظر فنی تفاوت قابل توجهی بین مدلهای مختلف نیست و کاراییها نیز همانطور که در جدولها آمده مشابه یکدیگر است.
با این حال این بررسی را میتوانید برای مشاهده تفاوت بین HD5870 به عنوان مدل مطرح تک هستهای از ATI و GTX480 به عنوان جدیدترین مدل از انویدیا بخوانید.
زوتاک یکی دو سال پیش کمی در بازار ایران حرکت کرد و بعد از آن هم کمتر در بازار دیده شد. اما این بار زوتاک با آواژنگ شروع کرده تا در کنار گیگابایت و لیدتک در بازار رقابت کند.
با نگاهی به شبکه فروش آواژنگ و خدمات آن میتوان پیشبینی کرد که سیستمهای زیادی از این پس میزبان این برند خواهند بود. این کارت گرافیکی مشخصاتی مشابه با سیستم مرجع دارد و در تصویر مشخصات نیز میتوانید آن را ببینید. فرکانس هسته 700 مگاهرتز، فرکانس واحد سایه زنی 1401 مگاهرتز و ظرفیت رم نیز 1536 مگابایت است.
کارت دیگری که در این شماره بررسی شد مدل GTX 480 از برند eVGA بود. این برند مقام اول فروش را در آمریکا برعهده دارد و تمام اعتبار خود را از بخش کارتهای گرافیکی به دست آورده هرچند که مادربوردهای حرفهای نیز در میان محصولات این برند دیده میشوند. eVGA هم در بازار ایران نوسان زیادی را پشت سر گذاشته مخصوصا تا یکی دو سال پیش که فروش آن بسیار پايین بود و محدود به چند فروشگاه خاص میشد. در یکی دو سال گذشته شرکت فارِس (FARESS) پشتیبانی از این برند را برعهده گرفته است. این کارت نیز بر اساس مدل مرجع تولید شده با این حال eVGA نمونههای دیگری نیز از همین تراشه دارد که مدلهای اورکلاک شده هستند و فرکانس آنها اندکی نسبت به مدل مرجع بالاتر است.
GeForce GTX 480
جیفورس 480 یکی از دو مدل نهایی انویدیا برای پشتیبانی از رابط دایرکت ایکس 11 در رده حرفهای است که به تازگی وارد بازار شده است. این تراشه گرافیکی دارای 480 پردازنده استریم یا همان پردازنده کودا است و از رابط 384 بیت برای حافظه استفاده میکند. در بخش معرفی تراشههای مبتنی بر معماری GF100 اشاره کردم که در طراحی این تراشهها امکان استفاده از 512 پردازنده استریم فراهم شده است که در 16 خوشه(کلاستر) طبقهبندی میشوند و هر یک از آنها دارای 32 پردازنده هستند.
اما در این کارت میبینیم که از 480 پردازنده استفاده شده و این به معنی غیرفعال شدن یکی از کلاسترها است. انویدیا در تراشههای مدل GTX480 یکی از کلاسترها را غیرفعال کرده و در مدلهای GTX470 دو کلاستر با 64پردازنده غیرفعال شدهاند که در نتیجه در این مدلها تعداد پردازندههای استریم به 448 عدد میرسد.
به نظر میرسد این حرکت انویدیا به دلیل اهداف بازاریابی باشد و همان اتفاقی که قبلا در مورد GTX260 افتاد این بار هم تکرار شود. انویدیا زمانی که نسل دوم این تراشهها را وارد بازار کرد تعداد پردازندههای استریم آنها را تا 216 عدد افزایش داد.
تراشههای GTX 480 روی کارتهای گرافیکی با مدار چاپی هشت لایه نصب میشوند و در کنار آنها حافظههای GDDR5 قرار دارد. انویدیا تمام کارتهایی که با تراشههای نسل GT200 تولید میشدند را به همراه حافظههای GDDR3 ارایه کرد اما در این سری سرانجام ناگزیر از نسل پنجم حافظههای گرافیکی بود. درGTX 480 شش کنترلر وظیفه ارتباط با رم گرافیکی را برعهده دارند و هر یک میتوانند 256مگابایت حافظه را کنترل کنند بنابراین ظرفیت رم گرافیکی در این کارتها 1536 مگابایت است. در مدلهای GTX 470 از پنج کنترلر حافظه استفاده شده که ظرفیت کارت را به 1280 مگابایت میرساند ضمن اینکه بهرغم استفاده از رابط 384 بیتی در مدل 480، انویدیا ترجیح داده یک رابط 320 بیتی را برای مدل 470 انتخاب کند. هرکدام از این کنترلرها یک رابط 64 بیتی را برای حافظه فراهم میکنند و فرکانس حافظه نیز 924 مگاهرتز است. البته به دلیل استفاده از حافظههای GDDR5 و نرخ انتقال اطلاعات آنها این مقدار چهار برابر شده و به فرکانس موثر 3696 مگاهرتز میرسد.
تراشههای GTX480 در فرکانس 700 مگاهرتز اجرا میشوند و فرکانس واحد سایهزنی آنها نیز 1400 مگاهرتز است. در مورد واحدهای پردازش بافتی و پیکسلی هم میتوان گفت GTX480 دارای 48 واحد ROP است که روی عملیاتهایی مثل ترکیب پیکسلها و تصحیح سطوح و لبهها موثر هستند. در بخش پردازش بافتی 60 واحدپردازشی وجود دارنـد کـه حـاصل چهار بخش بافتی در هر یک از SMها است.
فناوری ساخت 40 نانومتری اولین بار در کارتهای ارزان قیمت GT220 مورد امتحان قرار گرفت و بعدها نیز در مدلهای باقی مانده از رده GT200 استفاده شد. این فناوری ساخت، امکان فشردگی بیشتر در سطح پردازنده را فراهم میکند که نتیجه آن برای این تراشه حضور سه میلیارد ترانزیستور در یک سطح است. به طور معمول با کاهش فناوری ساخت میزان مصرف انرژی کم می شود و گرمای پایینتری هم تولید میشود اما در این تراشه کاملا موضوع برعکس شده است. این کارت 250 وات انرژی مصرف میکند که برای یک کارت گرافیکی واقعا رقم بالایی است و به همان اندازه نیز دمای کارت بالا است. حرارت کارت به حدی بالا است که روی جعبه نوشته شده هنگام خروج کارت پس از اجرا حداقل دو دقیقه برای خنک شدن کارت زمان لازم است. این اخطار برای جلوگیری از خطراتی مثل سوختگی اعلام شده و به اندازه کافی گویا است.
NVIDIA 3D Surround
انویدیا سرانجام فناوری نمایش تصویر در چند مانیتور را همزمان با ورود سری GTX400 ارايه کرد. در این فناوری میتوان سه مانیتور را در کنار یکدیگر قرار داد و از خروجی کارت گرافیکی برای مدیریت هر سه مانیتور استفاده کرد. به هر حال آنچه مسلم است این فناوری در رقابت با Eyefinity در کارتهای جدید ATI تولید شده ولی همین امکان پخش تصاویر روی سه مانیتور میتواند چالش انویدیا در مقابله با ATI را کاهش دهد. در این روش باید از دو کارت گرافیکی استفاده کرد و نکته مهم اینکه برای کارتهای حرفهای سری GT200 نیز قابل اجرا است. تنها باید درایور کارتهای گرافیکی قبلی را ارتقا داد. 3D Surround علاوه بر اجرای بازیها روی 3 مانیتور در محیطهای دو بعدی نیز کاربرد دارد.
GF100
در ساختار تراشههای جدید انویدیا نکات جالبی دیده میشود. این تراشهها دارای 512 پردازنده جریانی (stream processors) هستند. البته انویدیا نام این پردازندهها را هسته کودا (CUDA) گذاشته است. هستههای کودا در بلوکهایی 32تایی جای میگیرند که به آنها SM گفته میشود و چهار گروه از این SMها در یک خوشه پردازشی (کلاستر) ردیف میشوند. به این خوشه GPC گفته میشود. در نهایت چهار GPC یک تراشه با معماری GF100 را تشکیل میدهند. در طراحی این پردازنده گرافیکی میتوانید این چهار واحد را ببینید که دو واحد در بالا و دو واحد نیز در پایین تراشه قرار گرفتهاند و بین آنها را حافظه L2 پر کرده است. این حافظه به صورت 48 واحد در میان تراشه قرار گرفته و ردهبندی آنها به صورت شش بخش است که در هر کدام از آنها هشت حافظه استفاده شده است. در اطراف تراشه نیز شش واحد کنترل حافظه دیده میشوند. 16 واحد SM در میان چهار واحد GPC مشخص هستند. این SMها میتوانند در هر چرخه فرکانس 512 دستورالعمل را اجرا کنند. در انتهای ساختار SM چهار واحد پردازش بافتی نیز قرار داده شده و علاوه بر آن در هر SM یک واحد پردازش هندسی نیز وجود دارد که مجموع آنها به 16 واحد میرسد. انویدیا نام این قسمت را موتور پلیمورف یا موتور چندشکلی گذاشته است. موتورPolyMorph و موتور پیکسلی Raster دو بخش مهم اجرایی در ساختار فرمی هستند که در واقع یکی از تفاوتهای مهم این کارتها با نسلهای پیشین ناشی از این دو قسمت است. موتور Raster ترکیبی از تمام روشهای پیشین برای پردازش تصویر است که شامل تنظیم لبهها و سهضلعیها، تبدیل تصاویر به بیتمپ یا نقشههای بیتی و تبدیل نقشههای دوبعدی به تصاویر سه بعدی است. این واحد در تراشههایی که دارای معماری GF100 هستند میتواند در هر چرخه فرکانس تا 32 پیکسل را پردازش کند. موتور پلیمورف که انویدیا آن را برای پردازشهای هندسی اختصاص داده است، چندین فعالیت اصلی را در کارتهای گرافیکی انجام میدهد که موارد زیر از نمونههای این وظایف است:
Vertex Fetch: در تصاویری مثل سطح آب یا آتش با وجود اینکه با یک بافت سطحی روبهرو هستیم اما این بافت ثابت نیست و حرکت دارد. به عنوان مثال امواج بسیار کوچک سطح آب یا زبانههای شعله آتش اگر به صورت بافت پردازش شوند نتیجه یک تصویر صاف و بدون جزيیات خواهد بود. موتور پلیمورف پردازش این سطوح را انجام میدهد که تاثیر زیادی در کیفیت تصویر دارد.
Tessellation: تصاویر سه بعدی از چندضلعیها تشکیل شدهاند و با کمک Tessellation یا موزايیککاری، این چندضلعیها در یک ساختار مناسب کنار هم قرار میگیرند و آماده پردازش میشوند. دلیل این امر هم پیچیدگیهایی است که برای پردازش مستقیم تصویر وجود دارد و کارتهای گرافیکی با تقسیم یک سطح به چندضلعیها کار پردازش را آسانتر میکنند. با این حال جزيیات ظریفی که در برخی اجسام مانند صورت انسان وجود دارد نیاز به توان قابلتوجهی از سوی کارت گرافیکی دارد.
Viewport Transform: تصاویر در بازیها و نمایشهای سهبعدی همیشه تولید نمیشوند و اغلب از تصاویر از پیش طراحی شده برای نمای سهبعدی استفاده میشود که این شبهعکسها با قرار گرفتن در کنار یکدیگر تصویر نهایی را خلق میکنند. در پردازشهای گرافیکی موضوع جایگیری و چیدمان این تصاویر مهم است و این بخش توسط Viewport مدیریت میشود.
موتورهای Raster در یک تراشه با مهندسی GF100 چهار عدد هستند یعنی برای هر GPC یک موتور Raster در نظر گرفته شده در حالیکه موتورهای پلیمورف در هر GPC چهار عدد هستند و مجموع آنها در یک تراشه به 16 عدد میرسد. ضمنا باید توجه داشت که بسیاری از این امکانات برای این تراشه یا این کارتهای گرافیکی انحصاری نیست بلکه مجموعهای از تواناییهای فراهم شده توسط نسخه یازدهم دایرکتایکس است که کارتهای مختلف توان متفاوتی در اجرای آنها دارند. قبلا در تراشههای نسل GT200 از یک موتور Raster بزرگ استفاده میشد. به کارگیری 16 موتور پلیمورف به این معنی است که امکان پردازش موازی در این حالت بیشتر است و البته باید توجه داشت مدیریت این دادهها به صورت موازی که در کانال اطلاعات قرار دارند کار آسانی نیست. GF100 علاوه براین موارد تکههای مختلف و اجزای کوچک تصویر را نیز بررسی میکند و در صورت لزوم آنها را به تکههای کوچکتر تبدیل خواهد کرد تا توسط چند SM به صورت همزمان پردازش شوند. در این حالت اطلاعات مرتبط با داده در حال پردازش درون هستهباقی میماند و از طریق حافظه سطح L1 در میان SMها جابهجا میشوند.
مشخصات سيستم تست
M.B: Gigabyte P55A-UD6
CPU: Core i7 860 @ 2.8 GHz
RAM: 2x2GB G-Skill DDR3 2000 CL9
VGA1: (Ref) XFX HD5870 – 1GB
VGA2: eVGA GTX 480 – 1.536 GB
VGA2: ZOTAC GTX 480 – 1.536 GB
POWER: GREEN GP885
MONITOR: SAMSUNG T245 (1920- HDMI)
CPU Cooler: Cooler master V8
نرمافزار و درايورها
nVIDIA VGA: NVIDIA Forceware 197.75 WHQL
ATI VGA: ATI Catalyst Drivers 10.4
Chipset: Intel INF 9.1.2.1025
Audio: Realtek Azalia audio R2.46
LAN: Realtek LAN Driver 7.017
DX: DirectX 9.0c (Feb 10)
نتیجهگیری
این کارتها فعلا قویتر از مدلهای ATI هستند و عنوان قویترین کارتهای تکهستهای را در اختیار دارند. اما واقعا این تفاوت در حد چشمگیری نیست و حتی گاهی اوقات در حد 10 تا 15 درصد باقی میماند.
امکانات دیگر این مدلها هم چندان منحصر به فرد و خاص نیست به عنوان مثال موتور فیزیکس و کودا همان است که در ردههای پايینتر هم وجود داشت و در بحث پردازشهای غیرگرافیکی و GPGPU این مدلها تفاوت قابل توجهی را نشان نمیدهند. هر چند که در مقایسه با ATI از این نظر انویدیا مزیتهای بیشتری دارد ولی این امتیازات را میتوان اندکی پايینتر در مدلهای سری GT200 به دست آورد.
در نتیجه مدلهای جدید انویدیا از نظر کارایی در حدی نیستند که بتوانند به آسانی به رقیبان خود غلبه کنند. نکته دیگر اینکه انویدیا تجربه خوبی در ارايه مدلهای حرفهای سری GT200 نشان نداد. ابتدا یکی دو مدل ضعیف عرضه شد که پس از مدتی کار به اصلاحیههای درایوری و پس از آن هم ارايه مدلهای جدید اصلاح شده کشید. اگرچه این احتمال در مدل سری GT400 چندان قوی نیست با این حال نمیتوان به راحتی آن را رد کرد.
پیشنهاد میکنم برای خرید این مدلها صبر کنید. این کارتها گران و حرفهای هستند و نیازی نیست که آخر سال آنها را ارتقا دهید پس میتوان منتظر مدلهای جدید بود. تا آن موقع HD5870 همچنان گزینه بهتری است.
نگاهی به بازی Dead to Rights: Retribution
گرفتار در چنگ قانون: مجازات
ياسر مستجاب الدعوه
Yaser@ictnews.ir
سرويس بازي - مجازات نسخه بازسازي شده عنوان ابتدايي گرفتار در چنگ قانون است که سال 2002 توسط نامکو (namco) منتشر شد. در اين عنوان نيز جرم و جنايت شهر گرانت را فراگرفته است، جنايتکاران در خيابانها پراکنده شدهاند و ديگر در هيچ کجاي شهر امنيت وجود ندارد. در اين اوضاع تاريک، جک اسليت افسر شجاع پليس به همراه سگ باوفايش يکبار ديگر به گرانت بازگشتهاند تا با مجازات جنايتکاران نور اميد را به شهر بازگردانند.
بازي با صحنهاي آغاز ميشود که در آن جک اسليت با بدني لهولورده از بالاي نردبان با صورت به زمين ميخورد و همچون يک بيدست و پاي تمام عيار روي زمين نقش ميبندد به گونهاي که با ديدن اين صحنه حتما از خود خواهيد پرسيد اين پليس قهرماني است که ميخواهد گرانت را از جرم و جنايت پاک کند؟ از آن جاييکه اسليت حتي ناي تکان خوردن را هم ندارد در ابتداي بازي کنترل يار باوفاي او، شادو (Shadow) را برعهده خواهيد گرفت. شادو سگ باوفاي اسليت است البته نه يک سگ معمولي بلکه يار و همراه ويژهاي که در سر به نيست کردن جنايتکاران و انجام ماموريتهاي مخفي از هر مامور حرفهاي و آموزشديدهاي بهتر عمل ميکند.
خوشبختانه کنترل شادو بسيار آسان و روان است و در سه کلمه دويدن، پريدن و دريدن خلاصه ميشود. به سمت جنايتکاري که اسلحه خود را به طرف شادو يا اسليت نشانهگرفته بدويد اگر جنايتکار ترسو پا به فرار گذاشت کليد دويدن سريع (LT در نسخه ايکسباکس360) را هم بگيرد تا شادو با سرعت بيشتري بدود و در موقعيت مناسب با زدن کليد A کار هدف خود را يکسره کنيد. اگر هدف شما از جنايتکاران ساده و به معناي بهتر نوچههاي کلهگندههاي شهر باشد اين تعقيب و گريز پايان نه چندان راحتي براي نوچه بينوا رقم خواهد زد اما در صورتيکه هدف شما از کلهگندهها باشد قبل از هرکار ابتدا بايد دست و پنجهاي با زدن مداوم کليد A نرم کنيد. در صحنه ابتدايي بازي تنها با دارودسته پانکها روبهرو هستيد و شادو بايد از صاحب بيدفاع خود تا رسيدن به مکان امن مراقبت کند. پس از اينکه در يک تعقيب و گريز راحت، پانکهاي مزاحم را از سر راه برداشتيد به رستوران شهر ميرسيد و تازه متوجه خواهيد شد که جريان لهولورده شدن اسليت چه بوده و چرا قهرمان داستان با اين وضعيت نااميدکننده در ابتداي بازي ظاهر شده است. در حقيقت شما بازي را از آخر شروع کردهايد و حالا بايد به عقب برگرديد و ساعتها گيمپلي را پشت سربگذاريد تا يکبار ديگر به صحنه ابتدايي بازي برگرديد.
با برگشت به عقب اين بار جک اسليت صحيح و سالم در صحنه حاضر و براي معرفي شخصيت نه چندان لطيف خود به خبرنگار مشهور شهر که مشخص نيست به چه دليلي در و ديوار گرانت از عکسهاي او پرشده است درگير ميشود. طبق رسم قديمي فيلمهاي پليسي وضعيتي اضطراري به وجود آمده و پليس قهرمان داستان که حوصله صبر کردن تا رسيدن نيروهاي کمکي و SWAT را ندارد خود دست به کار ميشود. در حاليکه افسر پليس حاضر در محل سعي ميکند با يادآوري قوانين جلوي قهرمان داستان را بگيرد اما در آخر قهرمان با حرکتي غافلگيرکننده به محل جنايت وارد شده و سربلند بيرون ميآيد. کليشهاي که تابه حال بارها و بارها با آن در فيلمهاي پليسي برخورد داشتهايم و نامکو هم از آن براي معرفي جکاسليت به عنوان افسر شجاع پليس GCPD استفاده کرده است. اسليت اسلحه خود را تحويل ميدهد و با دست خالي به صحنه پا ميگذارد تا بيش از پيش شجاعت و منحصربهفرد بودن خود را نشان دهد.
مبارزه با مشت و لگد پررنگترين بخش بازي است به گونهاي که به نظر ميرسد سازندگان بيشتر روي مبارزات تنبهتن و با مشت و لگد تمرکز داشتهاند تا استفاده از اسلحه و تير و تيراندازي. حتي جنايتکاران تا دندان مسلح هم بيشتر تمايل به درگيري تن به تن دارند تا استفاده از اسلحه گرم. در کل بازار مبارزات رزمي در مجازات گرم است به خصوص در مراحل ابتدايي که با خلافکاران چيني درگير هستيد. مراحل ابتدايي با حضور مبارزين چيني بيشتر به فيلمهاي جکيجان و بروسلي شباهت دارند تا يک بازي سوم شخص تيراندازي. بيشک مبارزات تنبهتن بدون چندضربهايها لطفي نخواهد داشت. متاسفانه در مجازات تعداد محدودي چندضربهاي درنظر گرفته شده است که از همان ابتداي بازي حاضر و آماده وجود دارند و تا انتها نه برتعداد آنها افزوده ميشود و نه امکان پيشرفت دادن چندضربهايها وجود دارد. از اين گذشته بيشتر چندضربهايها چنان طولاني و گيجکننده هستند که احتمالا ترجيح ميدهيد يکي از آنها را انتخاب کرده و تا آخر بازي از همان چندضربهاي استفاده کنيد. به همين دليل مبارزات تنبهتن پس از مدتي خستهکننده و يکنواخت خواهند شد. خوشبختانه در پايان هرکدام از اين مبارزات ميتوانيد تمام عصبانيت خود از اين تکرار مکررات و مزاحمتهاي خلافکاران را به يکباره و با انجام حرکات پاياندهنده برسر حريف بيچاره تخليه کنيد. ابتدا بدن حريف را با ضربات مشت و لگد گرم کرده و در آخر با انجام حرکت پاياندهنده به بهترين شکل ممکن از خجالت حريف خود درآييد. اگرچه انجام اين حرکات خشن با تصوري که از اسليت به عنوان پليس وظيفهشناس شهر و نه يک مجازاتگر ميرود در تضاد است اما به هرحال حرکات پاياندهنده تا حدودي ميتوانند مرهمي باشند بر زخم يکنواختي مبارزات بازي. هر چند خود اين حرکات هم آنچنان که بايد متنوع نيستند. اما از همه اينها که بگذريم ضعف عمده مبارزات تنبهتن، نبود يک سيستم مناسب قفل کردن روي حريف است که سبب شده در زمان مبارزه حريف خود را گم کنيد و به جاي او به در و ديوار و هوا ضربه بزنيد.
همانطور که گفته شد سازندگان بازي مجازات بيش از اينکه روي استفاده از اسلحه تمرکز داشته باشند بر روي مبارزه با مشت و لگد تاکيد کردهاند به همين دليل اسليت به هيچ وجه اسلحه شخصي ندارد و براي به دست آوردن اسلحه در ابتدا بايد يکي از خلافکاران را خلع سلاح کنيد مگر اينکه از جعبههاي مخصوصي که به ندرت در بازي ديده ميشوند اسلحه برداريد. براي خلع سلاح کردن بايد با تکيه بر شانس و اقبال به سرعت به سمت خلافکاري که مشغول خالي کردن گلولههاي خود برسر اسليت است بدويد و با چند ضربه مشت و لگد اسلحه را از دست او خارج کنيد. اما راه تقريبا مطمئنتري هم وجود دارد، زمانيکه اسليت را کنترل ميکنيد ميتوانيد همزمان هم به شادو فرمان بدهيد پس اگر خودتان حال و حوصله خلع سلاح کردن خلافکار آن هم به اين شيوه آبکي را نداريد کافي است کار را به شادو بسپاريد تا اين سگ باوفا و همهکاره بدون هيچ زحمتي اسلحه را براي شما بياورد.
سيستم سنگرگيري هم که اين روزها عناوين تيراندازي سوم شخص بدون آن ناقص به نظر ميرسند در مجازات درنظرگرفته شده است. اما متاسفانه سنگرگيري در بازي با مشکلات زياد و بعضا غيرقابل تحملي همراه است. به عنوان نمونه امکان جابهجايي ميان سنگرها در اکثر مواقع وجود ندارد. در صحنهاي به راحتي ميتوانيد ميان دو سنگر جابهجا شويد اما در جاي ديگر امکان جابهجايي ميان دو سنگر که تقريبا چسبيده به هم قرار گرفتهاند، وجود ندارد. سنگرگيري سريع به سختي ممکن است؛ با هزار اميد و آرزو و براي فرار از تيررس رگبار گلولهها با سرعت به سمت سنگر ميدويد اما سنگر گرفتن و يا نگرفتن اسليت با خدا است. از اشياي مختلف پراکنده شده در محيط بازي نميتوانيد به عنوان سنگر استفاده کنيد. ممکن است پشت يک سکو به راحتي سنگر بگيريد اما پشت سکوي مشابهي امکان سنگرگيري وجود نداشته باشد.
هدشات کردن دشمنان و انجام حرکات پاياندهنده با پر شدن درجه مخصوص تمرکز (Focus) همراه است که با استفاده از آن ميتوانيد بازي را با حرکت آهسته دنبال کنيد امکاني که با توجه به نوع و سبک نبردها کمتاثير و حتي بيتاثير در روند بازي است.
ماموريتهاي مخفيانه بخش ديگري از گيمپلي مجازات هستند که قهرمان آنها کسي نيست به جر شادو سگ باوفاي قهرمان داستان که به نظر ميرسد از هر لحاظ از صاحب خود ماهرتر و تاثيرگذارتر است. در ماموريتهاي مخفيانه بازي، شادو به يک سام فيشر کامل تبديل ميشود (البته بلا نسبت فيشر محبوب) که به جاي رادار صوتي از قدرت خدادادي خود در شناسايي دشمنان استفاده ميکند. شناسايي شدن در اين ماموريتها در اکثر مواقع به مرگ غمانگيز شادو منجر ميشود و بايد کار خود را از اول آغاز کنيد؛ آخر چه انتظاري ميتوان از يک سگ آن هم در برابر ارتشي از نيروهاي ويژه با اسلحههاي پيشرفته داشت. در اينگونه ماموريتها چند ايراد عمده وجود دارد که آنها را به ماموريتهايي اعصاب خردکن تبديل کردهاند. از جمله اينکه مشخص نيست که آيا در مکاني قرارگرفتهايد که از چشم دشمنان مخفي هستيد يا خير، ويژگي که در مترو با ساعت مخصوص آرتيوم و در اسپلينترسل : محکوم با سياهوسفيد شدن تصوير نمايش داده ميشد.
روند داستان بازي بسيار کند است و تقريبا به جز 2 يا 3 اتفاق، تا آخر حادثه خاصي رخ نميدهد تا شايد هرچند وقت يکبار تنوعي در بازي ايجاد شود. اين يکنواختي به اندازهاي ادامه پيدا ميکند که در اوسط گيمپلي 7 يا 8 ساعته بازي کاملا خسته شده و مدام دعا ميکنيد که هر چه زودتر بازي تمام شود.
گرافيک مجازات در حد مطلوبي قرار دارد اما حرکات کاراکترها و انيميشنهاي بازي تعريف چنداني ندارند و اغلب مصنوعي و خشک به نظر ميرسند. صداگذاري بازي هم يک صداگذاري معمولي است و از ايجاد هيجان با استفاده از جلوههاي صوتي تکاندهنده خبري نيست.
درجه سني 17+(M) درجهاي است که ESRB براي گرفتار در چنگ قانون: مجازات در نظر گرفته است و از دلايل آن ميتوان به خون و خونريزي، خشونت بالا و استفاده از زبان خشن و حاوي کلمات نامناسب اشاره کرد.
مشخصات
Dead to Rights: Retribution
سازنده: Volatile Games
ناشر: Namco Bandai Games America
تاريخ انتشار: 27 آوریل 2010
پلتفرم: PS3 , Xbox
سبک: Modern Shooter
نقد نسخه: X360
NOKIA 6720 Classic
کلاسیک های باکلاس
محمد نوجوان
m.nojavan@ictnews.ir
گرایش کاربران به استفاده از گوشیهای خوشدست که در عین راحتی از قابلیتهای سختافزاری مناسب نیز بهره میبرند، بزرگترین تولیدکننده گوشی تلفنهمراه یعنی نوکیا را نیز به سمت تولید چنین محصولاتی کشانده است. این مدلها که در خانواده کلاسیک نوکیا جای میگیرند، توانستهاند با بهرهگیری از ظاهری زیبا و نیز بهرهمندی از پردازنده مناسب، جایگاه مناسبی در بازار به خود اختصاص دهند. اگرچه شباهتهای فراوان محصولات این رده در بیشتر مواقع برای کاربران دردسرساز میشود اما هر قابلیتی را که نیاز داشته باشید، میتوانید در یکی از محصولات کلاسیک نوکیا پیدا کنید.
6720 کلاسیک که تازهترین محصول نوکیا در این خانواده به شمار میرود، بدون شک با توجه به قابلیتهای استفاده شده در آن، میتواند عنوان موفقترین کلاسیک این برند فنلاندی را از آن خود کند. این محصول در حال حاضر با قیمتی حدود 234 هزار تومان در بازارهای داخلی کشور به فروش میرسد.
طراحي
6720 کلاسیک همچون سایر محصولات این رده به صورت Candy طراحی شده است که مهمترین عامل مشخص روی آن همان صفحهنمایش گوشی محسوب میشود. در بالای این صفحهنمایش، لوگوی نوکیا به چشم میخورد که با قرارگیری درگاه شنیدن صدای شخص تماسگیرنده، دوربین دوم برای برقراری تماسهای ویدیویی و نیز سنسور تنظیم نور صفحهنمایش براساس نور محیط، مهمترین المانهای این بخش را تشکیل میدهند. روی صفحهنمایش از پلاستیکی ضدخش استفاده شده تا در استفاده مداوم برای کاربر مشکلساز نشود. نمونه ارسال شده این گوشی به لابراتوار عصرارتباط از رنگ قهوهای برای روی خود بهره میبرد. در پایین این صفحهنمایش، صفحهکلید 6720 دیده میشود که با چیدمانی خاص در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. اگرچه نمیتوان از این صفحهکلید به عنوان یک نمونه زیبا و دلچسب نام برد، اما نزدیکی بیش از اندازه این کلیدها مانع از ارسال درست SMS نمیشود. در بالای این صفحهکلید، دکمه 4 جهته و در اطراف آن، کلیدهای میانبر و قطع و وصل تماس قرار گرفتهاند. بیضی کشیده که در وسط این صفحهکلید دیده میشود، توانسته ظاهری جذابتر به این گوشی ببخشد. اما در پشت گوشی، شاهد 2 جزء کاملا متفاوت هستیم. قسمت بالایی که به صورت ثابت در جای خود محکم شده است تنها شاهد قرارگیری دوربین این محصول است؛ جاییکه با احاطه شدن لنز توسط یک مربع برجسته که با رنگی سفید در این قسمت و نیز اشاره به قدرت این دوربین مشخصات این بخش به پایان میرسد.
اما در قسمت پایینی که کاور باتری را شامل میشود نهتنها جنس بدنه به فلز تبدیل شده است بلکه تفاوت رنگی نیز با قسمت بالایی دارد. در این بخش و در امتداد مربع دور دوربین، لوگوی نوکیا نیز در یک مستطیل کشیده و برجسته قرار گرفته است. این محافظ باتری با فشار انگشت و هل دادن به سمت پایین، از جای خود خارج میشود. در قسمت راست 6720 کلاسیک، از بالا به پایین به ترتیب اسپیکر این گوشی که با حفرههای بزرگ مشخص است، دیده میشود و در ادامه دکمههای تغییر حجم صدا و نیز شاتر دوربین که برای احضار نرمافزار عکاسی نیز مورد استفاده قرار میگیرد، به چشم میخورد. نکته قابل توجه قرارگیری یک برآمدگی در کنار هر یک از کلیدها است که لمس آنها را برای کاربر آسانتر میکند. اما در سمت چپ اسپیکر دوم 6720 به همان شکل نمونه اولی دیده میشود. در انتهای این قسمت نیز درگاه قرارگیری کارت حافظه از نوع Micro SD و نیز درگاه اتصال کابل USB تعبیه شده است. در پایین این گوشی نیز، شاهد وجود پورت 5/3 میلیمتری برای اتصال انواع هدفون و نیز درگاه اتصال شارژر از نوع سوزنی هستیم. اما در مجموع مهمترین نکته قابل ذکر در مورد طراحی این گوشی، انحنای قسمت پایینی گوشی است. این انحنا که از بالای صفحهکلید شروع و تا پایان آن ادامه پیدا میکند، قرارگیری این گوشی را در دست آسان میکند، اگرچه در زیبایی این گوشی اندکی تاثیر منفی میگذارد.
مشخصات
6720 کلاسیک نوکیا میتواند در هر چهار باند شبکهای GSM یعنی باندهای فرکانسی 850، 900، 1800 و 1900 فعالیت کند. این در حالی است که با توجه به پشتیبانی این گوشی از نسل سوم شبکهای موسوم به 3G، 6720 میتواند از سه باند فرکانسی این شبکه نیز یعنی باندهای 900، 1900 و 2100 پشتیبانی کند. این محصول 110 گرمی از یک صفحهنمایش 2/2 اینچی که به انواع TFT تعلق دارد، بهره میبرد. این نمونه که قادر است 16 میلیون رنگ متفاوت را از یکدیگر تفکیک کند، در عین حال این توانایی را دارد که تصاویری با وضوح 320×240 پیکسل را به کاربر ارایه دهد. این صفحهنمایش قابلیت نمایش تصاویر را در عین وضوح و روشنایی داراست. نوکیا برای این گوشی از یک حافظه داخلی 50 مگابایتی بهره برده است. البته کاربر میتواند از طریق درگاه قرارگیری کارت حافظه از نوع Micro SD این مقدار را تا 16 گیگابایت دیگر افزایش دهد. شرکت سازنده به صورت پیشفرض، یک کارت حافظه یک گیگابایتی روی این گوشی قرار داده است. امکانات شبکهای 6720 کلاسیک نیز در سطح مناسبی است. پشتیبانی از کلاس 32 EDGE، پشتیبانی از HSDPA و نیز HSUPA مهمترین این المانها به شمار میرود اما به نظر میرسد همچنان نبود قابلیت اتصال به شبکههای بیسیم از طریق Wi-Fi مهمترین مشکل این گوشی را تشکیل میدهد. قابلیتهای اتصالی این مدل نیز همچون سایر محصولات مشابه به نسخه 2 بلوتوث با قابلیت پشتیبانی از پروفایل A2DP و نیز کابل اتصالی USB برای رد و بدل کردن اطلاعات با کامپیوتر مجهز شده است. نوکیا برای این گوشی از یک دوربین 5 مگاپیکسلی با وضوح تصویر 1944×2592 پیکسل بهره میبرد که لنز آن از ساختههای شرکت کارلزایس بوده و با قابلیتهایی نظیر فوکوس خودکار و نیز فلاش از نوع LED میتواند عکسهای مناسبی برای کاربر به ثبت برساند. از طریق این دوربین امکان فیلمبرداری با کیفیت VGA و سرعت 15 فریم در ثانیه را برای کاربر فراهم میکند. البته کاربر میتواند با استفاده از دوربین دوم در نسل سوم شبکهای به ارتباط ویدیویی نیز بپردازد. سیستمعامل این گوشی از خانواده سیمبین و آخرین نسخه غیرلمسی آن انتخاب شده است. این گوشی با استفاده از پردازنده قدرتمند خود که به خانواده ARM تعلق دارد، میتواند تمامی نیازهای یک کاربر حرفهای را برآورده کند.
از دیگر قابلیتهای 6720 کلاسیک میتوان به پشتیبانی از رادیو FM با قابلیت RDS، امکان دیدن فایلهای آفیس و خروجی تلویزیون اشاره کرد. نوکیا برای این مدل از یک باتری 1050 میلیآمپری بهره برده که میتواند 492 ساعت در حالت استندبای و 8 ساعت و 30 ثانیه در حالت مکالمه گوشی را روشن نگه دارد.
بررسي دوربين
دوربینی که نوکیا برای این گوشی خود درنظر گرفته یک نمونه 5 مگاپیکسلی است که میتواند تصاویر را با وضوح 1944×2592 پیکسل برای کاربر ثبت کند. این در حالی است که این تصاویر با وضوح افقی و عمودی 300dpi و نیز بهرهمندی از عمق رنگ 24 بیتی میتواند نمونههایی باکیفیت و وضوح مناسب به شمار رود. البته پشتیبانی از 2 واحد سنجش وضوح و نیز فاصله کانونی 5 میلیمتری در ارایه مناسب تصاویر نهایی، بیتاثیر نخواهند بود. این دوربین به قابلیت فوکوس خودکار مجهز شده که در کنار استفاده از یک فلاش قدرتمند از نوع LED، تنها ویژگیهای آن را تشکیل میدهد.
1- این نمونه 5 مگاپیکسلی در میان مشابههای خود در بازار، از قدرت مناسبی برخوردار است.
2- فوکوس خودکار، تنها ویژگی قابل ذکر این نمونه به شمار میرود.
3- عدم استفاده از کاور برای لنز دوربین، میتواند احتمال آسیب دیدن آن را افزایش دهد.
4- وضوح افقی و عمودی تصاویر ثبث شده در حد ایدهآلی قرار دارد.
5- نوع قرارگیری دوربین در یک قاب شیری رنگ، این نمونه را به یک مدل نسبتا زیبا بدل کرده است.
بررسي پردازنده
پردازنده استفاده شده برای این گوشی به خانواده ARM و از نسل 11 آن تعلق دارد. این پردازنده که با فرکانس کاری 600مگاهرتز، تمام دستورات کاربر را اجرا میکند، یکی از قدرتمندترین نمونههای استفاده شده توسط این برند در محصولاتش به شمار میرود. این پردازنده میتواند در عین حالی که تمام نیازهای یک کاربر را با توجه به سیستمعامل قدرتمندش مرتفع میکند، بلکه به دلیل حجم پردازشی بالایش، یکی از مهمترین دلایل قدرت این گوشی در بخش پردازشهای گرافیکی به شمار میرود. جا به جایی میان منوها و نیز اجرای بازیهای مختلف، این پردازنده را به یک نمونه ایدهآل تبدیل کرده است.
تست سرعت RMS
مقدار KB RMS: 2097151
سرعت ذخیره اطلاعات RMS: 30 kb/S
سرعت خواندن اطلاعات RMS: 132 kb/s
تست سرعت محاسبه شمارش اعداد Fibonacci زمانی که پردازنده 100 درصد بارگذاری شده است
1 - محاسبه 16000 عدد در کمتر از یک ثانیه
2 - محاسبه 32000 عدد در 1 ثانیه
3 - محاسبه 64000 عدد در 2 ثانیه
4 - محاسبه 128000 عدد در 4 ثانیه
5 - محاسبه 256000 عدد در 9 ثانیه
6 - محاسبه 512000 عدد در 18 ثانیه
7 - محاسبه 1024000 هزار عدد در 36 ثانیه
8 - هماهنگی میان اجزا محاسبه 2048000 عدد در 80 ثانیه
بررسي پردازنده گرافيکي
اگرچه این مدل به دلیل قیمتگذاری پایین آن از یک پردازنده جداگانه گرافیکی بهره نمیبرد اما به دلیل قدرت بسیار زیاد پردازنده مرکزی، پردازشهای گرافیکی نیز در سطحی بسیار مناسب اجرا میشوند. آزمایشهای به عمل آمده در شرایط پرسپکتیوی و نیز نوردهیهای متفاوت، همه نشان از این موضوع دارد که پردازشهای گرافیکی در این گوشی، بسیار مناسب انجام میشود. انجام بازیهای مختلف به خصوص با گرافیک بالا، قدرت این نمونه را به اثبات میرساند. نرمافزار FPC Bench امتیاز بسیار مناسب 680 را به پردازشهای گرافیکی این گوشی اختصاص داده است
بررسي صفحه نمايش
صفحهنمایش این گوشی که یک نمونه 2/2 اینچی است، یکی از مهمترین المانهای قدرت تمام محصولات سری کلاسیک و به خصوص 6720 به شمار میرود؛ جاییکه با پشتیبانی از 16 میلیون رنگ متفاوت و نیز کارآیی مناسب زیر نور مستقیم خورشید، میتواند در همه حال کاربر را برای انجام کارهایش یاری رساند. این صفحهنمایش به خانواده TFT تعلق دارد. وضوح تصویر، کیفیت مناسب و نیز رنگدهی تصاویر، مهمترین المانهای قدرت این صفحهنمایش به شمار میروند.
Polygon Draw:978
Color Draw:411
Circle Draw:328
Grahics Draw:272
Smoothes Edge:279
Filled 169116 pixels at 72108 P/S
Screen Resolution:240*245 P
Number of Colors:16777216
بررسي اسپيکر
نوکیا برای این گوشی از یک اسپیکر دوطرفه در سمت چپ و راست گوشی استفاده کرده که حالت استریو را به صدای خروجی میبخشد. صدای این اسپیکرها بلند بوده و در عین حال از وضوح و بیس و تریبل مناسبی برخوردار هستند. پشتیبانی از فرمتهای مختلف صوتی و تصویری همچون WMV،RV،MP4،3GP MP3،WMA/WAV،RA،AAC و M4A از مهمترین ویژگیهای این گوشی است.
مزايا
1- طراحی انحنا دار این گوشی، قرارگیری آن را در دست بسیار آسان میکند.
2- قیمت مناسب6720 با توجه به قابلیتهای مناسب آن، این گوشی را به یک انتخاب مناسب تبدیل کرده است.
3- دوربین استفاده شده برای این گوشی با لنز 5 مگاپیکسلی، نیازهای یک کاربر نیمهحرفهای را برآورده میکند.
4- پردازنده مرکزی این گوشی یکی از نمونههای قدرتمند شرکت نوکیا است.
5- پردازشهای گرافیکی در این گوشی به لطف پردازنده اصلی، در سطح بالایی اجرا میشود.
معايب
1- مهمترین ضعف این گوشی، نبود WLAN است.
2 – نزدیکی بیش از اندازه کلیدهای صفحهکلید، در شرایط اولیه کاربر را دچار مشکل میکند.
3 – نبود کاور لنز مهمترین مشکل در بخش تصویربرداری 6720 به شمار میرود.
نتايج
این گوشی با توجه به قابلیت های مورد نیازکاربر، امکان خرید پیدا می کند.
این گوشی به دلیل قیمت بسیار مناسب و در عین حال برخورداری از قابلیتهای مناسب اتصالی و شبکهای و نیز بهرهمندی از پردازنده قدرتمند، میتواند یک انتخاب مناسب برای کاربران نیمهحرفهای به شمار رود. اما اگر طالب استفاده از صفحهنمایش بزرگ و لمسی هستید و یا کیبوردهای QWERTY برای شما از اهمیت ویژهای برخوردار است بهتر است سراغ محصول دیگری بروید.
گفت وگو با علي اصغر قائمي، رييس سازمان فناوري اطلاعات شهرداري تهران
آماده ایم اسناد مردم را تحویل شان دهیم
محیا برکت- فاطمه عبدالعلی پور
علیاصغر قائمی سلیس و روان پاسخ می دهد و میتوان گفت هیچ سوالی را بی پاسخ نمیگذارد مگر اینکه از حوزه اختیاراتش خارج باشد که در این صورت می گوید این سوال را از دوستان من در بخشهای دیگر بپرسید.آی پدی که در حین گفتوگو بر میز قائمی وجود داشت عجیب خودنمایی میکرد و بیش از پیش محوریت فناوری اطلاعات سازمان و تمایل مدیران شهرداری به تکنولوژی راتداعی میکرد.
خواندن این گفتوگو را به همه مخاطبان به خصوص مخاطبان تهرانی توصیه می کنیم چراکه هیچ کدام از شهروندان بی نیاز از خدمات شهری نیستند و خواسته و ناخواسته با این خدمات درگیرند و شهروندانی که رویای مجازی شدنشان در افکار مدیران شهرداری جان گرفته است.
يکي از مهمترين پروژههايي که هماکنون در دستور کاري شما قرار دارد بليت الکترونيکي ناوگانهاي اتوبوسراني است، اجراي اين پروژه در کلانشهرها پيگيري ميشد و اخيرا در تهران اجرايي شد، اين پروژه الان به چه مرحلهاي رسيده است؟
بحث بليت ناوگان حمل و نقل تهران از چند بخش تشکيل شده است. يکي بحث اتوبوسراني، ديگري مترو و سوم تاکسيراني است. البته ما يک ناوگان حمل و نقل ديگر يعني همان ونخودروها هم داريم که آنها را در دسته تاکسيراني جا ميدهيم. چون از نظر کارکرد مانند تاکسيها هستند فقط به جاي 5 مسافر 10 مسافر حمل ميکنند. ما مباحثمان در حوزه بليت الکترونيکي را در همين 3 دسته مشخص کرديم. وضعيت مترو که معلوم است؛ از سالها قبل و از روزي که مترو در تهران راه افتاد بليت الکترونيکي هم راه افتاد و عمر بليت الکترونيکي با مترو يکي است. هرگاه شهرداري تهران ضرورت را احساس کند بر تکنولوژي و معماري فني آن بازنگري خواهد داشت چون تکنولوژي هر روز در حال تغيير است و تا الان بليت مترو کارکرد خوبي داشته است.
تاکنون چه ميزان بليت الکترونيکي صادر شده و چند درصد شهروندان از آن استفاده کردند؟
حدود 4 تا 5 ميليون کارت بليت مترو دست مردم است. ميانگين آمار سفرهاي روزانه با مترو يک و نيم ميليون سفر در روز است و اين نشان ميدهد که استفاده از بليت الکترونيکي مترو در بين شهروندان تهراني جا افتاده است.
آماري داريد که چند درصد از يک و نيم ميليون سفري که با مترو صورت ميگيرد از بليت الکترونيکي استفاده ميکنند؟
بالاي 75 تا 80 درصد از بليت دائمي مدتدار و مبلغدار استفاده ميکنند درصد کمي هم کارت تک سفره تهيه ميکنند ممکن است مترو به هر دليل مسافرغيرتهراني داشته باشد بنابراين سرويس تک سفره همچنان سر جاي خود باقي است و خواهد ماند. البته کارت تک سفره نيز کارت الکترونيکي يک بار مصرف است. بنابراين ميتوان گفت همه مسافران مترو از کارت الکترونيکي استفاده ميکنند فقط تفاوت دراين است که برخي مدت زمان دائمي و برخي مدت زمان کوتاهي دارند و موقتي هستند. بحثي که ما از سال گذشته آغاز کرديم اين بود که در ناوگان اتوبوسراني نيز بليت مترو را راهاندازي کنيم تا مردم از يک بليت استفاده کنند. اتوبوسراني ما امروز از دو بخش تشکيل ميشود يکي بخش اتوبوسراني عمومي است که در اختيار شرکت واحد اتوبوسراني است و بخش ديگر شرکتهاي خصوصي اتوبوسراني هستند. در حال حاضر اولويت ما اتوبوسهاي شرکت واحد است. چون نرخها و مسيرهاي آنها مصوب است البته نه اينکه در مورد شرکتهاي خصوصي مصوب نباشد اما به هرحال نرخهايشان متفاوت است. از اواخر سال گذشته set up نرمافزاري ما تمام شد يعني در همه اتوبوسها کابلکشي انجام و دستگاه کارتخوان مسافران و دستگاه کارتخوان مخصوص راننده نصب شد. کارتخوان راننده با کارتخوان درهاي عقب متفاوت است چون بايد بليت تک سفره صادر کند، بايد شيفت براي راننده باز کند چون يک اتوبوس 14-12 ساعت در روز کار ميکند و دو راننده با آن کار ميکند و بايد سيستم متوجه شود که از اين ساعت تا اين ساعت اين راننده کار کرد از اين ساعت به بعد راننده بعدي کار کرد بنابراين کارتخوان جلو با عقب متفاوت است و کارکردهاي متفاوتي دارد. در هر صورت حدود 5 هزار دستگاه از اتوبوسهاي شرکت واحد تجهيز شدند و حدود دو هزار و اندي اتوبوسهاي شرکتهاي خصوصي داريم که تجهيزاتشان در حال انجام است و در فاز بعدي عملياتي خواهد شد.
اجباري شدن استفاده از کارت بليتها را در دستور کاري داريد؟
از روزي که تجهيز اتوبوسها تمام شد ما امکان استفاده از کارت مترو را در سيستم فراهم کرديم اما مردم اجبار نشدند که حتما بايد از کارت الکترونيکي استفاده کنند چون مسافر مترو با اتوبوس الزاما همپوشاني ندارد که بگوييم تمام مسافران اتوبوس از مترو نيز استفاده ميکنند. ممکن است برخي شهروندان باشند که تاکنون از مترو استفاده نکردند و نياز به استفاده از مترو نداشتند يا در منطقهاي که زندگي ميکنند هنوز خطوط مترو راهاندازي نشدهباشد بنابراين الزامي نکرديم که از کارت بليت الکترونيکي استفاده کنند و بليتهاي قبلي هنوز اعتبار دارد ولي قصد نداريم به بليت کاغذي قوت بدهيم و راه رشد را برايش فراهم کنيم بلکه قصد داريم بليت الکترونيکي را توسعه دهيم.
تا چه زماني قرار است بليتهاي کاغذي حذف شود؟ برنامه شما چيست؟
اتوبوسراني بايد پاسخ شما را بدهد. ولي روال کار اين بوده که اتوبوسراني به صورت فصلي بليتها را چاپ ميکند و قرار شده تا پايان بهار 89 که اتوبوسراني بليتهاي اين فصل را چاپ کرده بليتهاي کاغذي در اختيار شهروندان قرار گيرد و ديگر براي تابستان بليت چاپ نکنند.
برنامه بعدي ما اين است که وقتي اين پروژه به صورت کامل در اتوبوسهاي عمومي انجام شد، کارت هم به اندازه کافي در دست مردم قرار گرفت و بليت کاغذي قديمي هم جمع شد شرکتهاي اتوبوسراني خصوصي را هم ملزم کنيم که ديگر از مردم پول نقد نگيرند. البته بايد مردم هم همکاري کنند که به رانندگان پول نقد ندهند و به جاي آن کارت خود را به دستگاه کارتخوان نشان دهند. در فاز بعدي هم قرار است اين طرح در تاکسيراني انجام شود. تاکسيراني کاملا آمادگي دارد ولي از آنجا که ما نميخواهيم عجولانه و دست و پا شکسته پروژه را جلو ببريم علاقهمنديم براي اينکه همه زواياي کار سنجيده شود ابتدا پروژه در شرکت واحد تکميل شود و در فاز بعد در اتوبوسهاي بخش خصوصي و پس از آن در تاکسيراني پيادهسازي شود.
انجام اين پروژه در بخشهاي مختلف متفاوت نيست؟
اين پروژهها در ماهيت تفاوتهايي با هم دارند؛ اتوبوسها معمولا مالک خصوصي ندارند مثلا شرکت واحد در حدود 4 هزار تا 5 هزار اتوبوس دارد اما تاکسي يک مالک دارد، يک تاکسي يک راننده. بنابراين مساله تسويهحساب شبانه ما براي پرداختهايي که مردم انجام دادند در تاکسي پيچيدهتر است و بايد با حساسيت بيشتري پيگيري شود براي همين ما آخر سر سراغ تاکسيها رفتيم تا پروژه کاملا جا بيفتد چون پروژه ابعاد بزرگي دارد و بايد مسائل مالي، فني، رفتار سازماني و فرهنگسازي آن مشخص شود و بعد سراغ تاکسيها برويم. در تاکسيها علاوه بر مساله جابهجايي پول مساله تاکسيمتر هم مطرح هست. تاکسيها بايد بر اساس طول سفر از مسافر کرايه بگيرند بنابراين در تاکسيها اتصال دستگاه کارتخوان به تاکسيمتر از شروط اصلي است که اين مساله در اتوبوسها وجود ندارد يعني کارتخوان آن مقدار از کارت مسافر کم کند که بايد کم شود تا شبهات و ناهماهنگيهايي که وجود دارد مرتفع شود.
قرار است در بخش تاکسيراني نيز از همان کارتهايي استفاده شود که در مترو و اتوبوسها استفاده ميشود و غيرتماسي باشد؟
بله، قرار است همين باشد. ما که نميتوانيم 10ها کارت به مردم بدهيم و جيب مردم کلکسيوني از کارتها باشد که وقتي ميخواهند سوار هر وسيله نقليهاي شوند يکي را بيرون بياورند.
پس شارژ اينها چطور ميشود؟ الزاما مردم بايد به مترو بروند؟
نه، ما تمام کيوسکهاي قبلي شرکت واحد را تبديل به نقطه شارژ ميکنيم.
الان اين اتفاق افتاده است؟
در حالحاضر در 35 نقطه از شهر تهران ترمينالهاي اتوبوسراني را تجهيز کرديم همان شبکه شارژ کارت مترو را آورديم چون از قديم و از همان ابتدا سيستم شارژ کارت مترو جا افتاده بوده و در همه ايستگاههاي مترو امکان شارژ کارت مترو وجود داشته و دارد ولي اينها همه زيرزمين است براي روي زمين از ترمينالهاي اتوبوسراني آغاز کرديم ولي قراري که با مجري گذاشتيم اين بوده که تمام نقاطي که سابق بر اين محل فروش بليت اتوبوس بوده را تبديل به محل فروش بليتهاي شکل جديد کنيم.
تجهيز اتوبوسها قرر است در همه شهرها در کنار هم پيش برود يا اينکه به صورت مستقل و جداگانه هر يک از شهرها اقداماتي انجام ميدهند؟
شهرداريهاي کشور در عملکردهاي خود مستقل هستند البته جلساتي که مابين همديگر براي هماهنگي و همکاري داريم کمک ميکند تا همسو و هم راستا عمل کنيم. ما هم در بخش فناوري اطلاعات نشستهايي داريم که معمولا هر 45روز يا دو ماه يک بار و بسته به ضرورت ماهي يک بار برگزار ميشود. از جمله مباحثي که درجلسه اول سال مورد نظرمان بود همين نکتهاي بود که شما اشاره کرديد. اينکه هر شهر به دنبال يک تکنولوژي نرود و اتقاقي که در ديگر کشورها رخ داد در اينجا رخ ندهد. مثلا برخي کشورهاي اروپايي مثل آلمان و فرانسه که زودتر، از اين تکنولوژي استفاده کرده بودند به اين مشکل برخورده بودند که تکنولوژيهايي که در نقاط مختلف استفاده کردند هم راستا نبوده است و حالا که به مشکل رسيدند بايد برخي از آنها کوتاه بيايند در اينصورت در هزينهها به مشکل بر ميخورند و تغيير فرهنگ مشکلزا است. ما هم درنظر داريم در کلانشهرها از اين تجربه استفاده کنيم واگر قرار است روزي همه شهرهاي کشوربه سمت اين تکنولوژي بروند از الان بدانيم تا هماهنگي و هم سويي به وجود آيد. خوشبختانه کليات اين مساله را دوستان ما در کلانشهرها پذيرفتهاند.
يعني اگر من بليت کارت تهران را داشته باشم و اين سيستم در شهري مثل اصفهان هم راه بيفتد آيا ميتوان در اتوبوس اصفهان هم استفاده کرد؟ آيا پروتکلي ميان شهرها امضا شده است؟
يک پروتکل کلي امضا کرديم که هم بحث معماري فني وهم کارتهاي همديگر را بپذيريم. شبيه اتفاقي که در شتاب رخ ميدهد که شما عابر بانک يک بانک را داريد ولي در يک بانک ديگرهم ميتوانيد پول دريافت کنيد.
هنوز با شهرهاي ديگر توافق قطعي انجام نشده است؟
چرا توافق قطعي شده است؛ شهرهايي مثل اصفهان، مشهد، تبريز- در مقياس محدودي در گذشته اين کار را شروع کرده که حالا بايد تکميل و پيگيري کند- و شيراز اين پروژه را شروع کردند .تقريبا ميتوان گفت اکثر کلانشهرها در حال استارت اين پروژه هستند و تهران هم که از سال گذشته شروع کرده و به وضعيتي که مشاهده ميکنيد رسيده است.
به نظر ميرسيد که پروژه بليت الکترونيکي ميتواند بخشي از پروژه کيف پول الکترونيکي باشد. براساس صحبتهايي که انجام شده بود قرار بود شما با بانک مرکزي صحبتهايي انجام دهيد چون در خصوص آنلاين و آفلاين بودن اين کارتها اختلاف نظر وجود داشت اما تصميمي که گرفتهايد چيز ديگري است...
بانک مرکزي استانداردي به بانکها ابلاغ کرد که اگر ميخواهيد پول الکترونيکي خرد را پيادهسازي کنيد بايد اين استانداردها را داشته باشد ما هم در بحث کارت بليت سراغ پيادهسازي اين استانداردها رفتيم ولي بخش دوم سوال شما را من متوجه نشدم.
سوال ما اين است که شما قرار بود سر دوختن اين کارتها به حسابهاي بانکي افراد به توافقاتي برسيد تا به صورت آنلاين باشد و حتي گمان ما اين است که الان بانک شهر هم که راه افتاده قرار است بخشي از اين قضيه را تامين کند؟
بانک شهر که بانک عامل شهرداري است تقريبا به عنوان بانک عامل اين پروژه انتخاب شده است. اينکه ميگويم تقريبا به اين دليل است که انتخاب بانک عامل در حوزه مسئوليت من نيست و دوستان اقتصادي در شهرداري تصميم ميگيرند چون اين يک پروژه چند وجهي است هم بخش فني دارد و هم بخش مالي و هم بخش حمل و نقل و... و ما در شهرداري تهران با هماهنگي با يکديگر اين بخشها را پيش ميبريم.
اين پروژه آنقدر طولاني شد که بانک شهر هم از راه رسيد...
طولاني شدن پروژه به خاطر اين نبود که بانک شهر، بانک شود خوشبختانه بانک، زمان مناسبي از راه رسيد و اين اتفاقي بود که همزمان با انجام پروژه صورت گرفت.
به نظر ميرسيد شهرداري به اين دليل نميخواست با بانک مرکزي همکاري کند که ميخواست مالکيت وجوه براي خودش باشد مثل مترو که وجوه آن مستقيما به خزانه خودش ميرود و با راهاندازي بانک شهر اين مشکل شهرداري حل خواهد شد...
بانک مرکزي دو نکته را در ابلاغيه خود آورده که ما هر دو مورد را رعايت کرديم. يکي استانداردهاي فني است که ما رعايت کرديم، نوع کارت و استانداردهاي ايزو و کانکشنهاي مخابراتي و... ديگري اينکه بانک رسمي بايد مخزن وجوه باشد. هفته گذشته فراخواني داشتيم که ببينيم کداميک از بانکها آمادگي بيشتري دارند تا بيايند و بانک عامل اين پروژه شوند که اين بخش ابلاغي بانک مرکزي هم در کيپا هم رعايت شده باشد. اتفاقا براي اينکه رانتي هم نشود به بانک شهر هم گفتيم تو هم مثل بقيه بانکها وارد عرصه شوند و شرايطت را اعلام کن. البته اين بحث را همکاران ما در بخش اقتصادي و سرمايهگذاري پيگيري ميکنند. هفته گذشته جلسهاي با بانکها داشتيم و اسکوپ پروژه را برايشان شرح داديم و دوستان حاضر در جلسه هم از ابلاغيه بانک مرکزي مطلع بودند و ما پيرو آن ابلاغيه ميخواهيم بانک رسمي را انتخاب کنيم. موارد فني را هم که رعايت کرديم و اين نشاندهنده اين است که در کارتها تغييراتي را لحاظ خواهيم کرد.
در اينجا دو سوال براي ما مطرح شد اول اينکه پس هنوز بانک عامل پروژه مشخص نشده است؟ يعني بانک شهر بانک عامل قطعي پروژه نيست؟
بانک شهر هم مانند ديگر بانکها در اين فراخوان شرکت و اعلام شرايط ميکند و بخش سرمايهگذاري اقتصادي بانک عامل را انتخاب خواهد کرد.
و سوال دوم اينکه تغييرات فني که مطرح کرديد چه هستند؟
کارتهايي که تحت عنوان کارت مترو در دست مردم است تکنولوژي يک دهه قبل را دارند. استانداردي که بانک مرکزي مشخص کرده است در بحث امنيت حساسيت بيشتري به خرج داده است ما هم قبول داريم و همان استاندارد را براي کارت بليتها پذيرفتيم و به مجري که براي اجراي کارت بليتها انتخاب کرديم تاکيد کرديم که استانداردهاي بانک مرکزي را رعايت کند. آن مجري موظف است در يک فاصله زماني مناسب مثلا تا پايان سال بدون اينکه مردم را تحت فشار قرار دهد که کارتهايتان را عوض کنيد شرايطي را فراهم کند که مردم بيايند کارتهايشان را عوض و کارتهاي جديد دريافت کنند.
کارتهاي جديد به حساب بانکي مردم متصل ميشود؟
خير، کارت بينام (no name) است. اصلا در دستور بانک مرکزي اين است که کيپا به هيچ حساب بانکي متصل نباشد.
اما اين بحث وجود داشت...
در کيپا هم گفته شده که اين کارتهاي جديد مانند پول توي جيب مردم است که اگر هم گم شود گم شده است. وقتي شما دم در اتوبوس يا تاکسي هستيد نميتوانيد منتظر شويد که کارت بزنيد در اين صورت صف طولاني شکل ميگيرد که آزاردهنده خواهد شد. وقتي شما دم در اتوبوس هستيد نميتوانيد رمز و يوزر وارد کنيد شما بايد بلافاصله کارت را به دستگاه کارتخوان نشان دهيد و وارد شويد و همه جاي دنيا سيستم حمل و نقل به همين صورت عمل ميکند.
اشکالي که به وجود ميآيد اين است که عمليات شارژ به صورت دستي صورت ميگيرد. يعني کارت به حساب بانکي متصل نميشود...
اين يعني اينکه مردم اين امکان را داشته باشند که وقتي به خودپرداز بانک مراجعه ميکنند کارت شتاب را در خودپردازبگذارند و بليت خود را جاي ديگري در همان خودپرداز بگذارند و از کارت بانکيشان پولي به کارت بليتشان منتقل شود. در اين صورت بانکها بايد با ما همکاري کنند .
بنابراين براي انجام اين کار يک هزينه اضافي بر بانکها تحميل ميشود و بايد دستگاههاي خودپرداز خود را تغيير دهند.
نيازي به تعويض نيست فقط بايد يک قطعه اضافه کنند.
الان اين در برنامه شما هست؟
اين در برنامه ما هست. اما ما نميتوانيم اين کار را بدون همکاري بانکها انجام دهيم آنها بايد بخواهند وگرنه ما نميتوانيم پشت ATM بانکها را باز کنيم و يک قطعه اضافه کنيم. البته اينطور که ما شنيديم بانکها استقبال کردند که ما اين کار را انجام دهيم.
کارهاي فني پروژه را خودتان انجام داديد يا به شرکتهاي خصوصي واگذار کرديد؟
ما پروژه را به صورت صد درصدي با بخش خصوصي انجام داديم. اما ابتدا مطالعاتي در اين مجموعه انجام داديم و RFP آن را در آورديم و شرکتهايي که شرايط ما را پذيرفتند به عنوان پيمانکار انتخاب کرديم. ما سال گذشته پيمانکار خود را انتخاب کرديم. سرمايهاي هم که سرمايهگذار ما انجام داده در واقع از محل تراکنشهايي است که صورت ميگيرد، يعني شهرداري هيچ سرمايهاي را در اين پروژه هزينه نکرده است.
اين پروژه سال 86 آغازشد؟
پروژه در ارديبهشت 87 به ما ابلاغ شد. شش ماه کارگروه تشکيل جلسه داد بعد فراخوان زديم و با شرکتها وارد مذاکره شديم و از ميان 9 شرکت مناقصهاي برگزار و پيمانکار انتخاب شد. قرارداد در اسفند منعقد شد.
زمانيکه پروژه در همه قسمتها و به صورت کامل به بهرهبرداري ميرسد مشخص است؟
قراردادي که ما بستيم فقط درمورد ناوگان اتوبوسراني است.
يعني براي راهاندازي بليت الکترونيکي در تاکسيراني دوباره مناقصه برگزار مي کنيد؟
بله.
اين طور گفته شده بود که اين پروژه بايد تا سال 91 به بهرهبرداري کامل برسد. همانطور که در سند راهبردي ذکر شده است...
اميدواريم که برسد.الان فقط فاز تاکسيراني مانده است.
فاز اتوبوسهاي بخش خصوصي هم مانده، کي انجام ميشود؟
فکر ميکنم از دو سه ماه ديگر آغاز شود. قطعا ما اين بخش را امسال به پايان خواهيم رساند و سال 90 هم در تاکسيها پروژه را انجام خواهيم داد.
شما پيش از اين قرار بود اسناد شهري را ديجيتالي کنيد؛ فراخواني بدهيد به مردم که بيايند و اسناد خود را بگيرند. اين وعده کي محقق ميشود؟
ما هنوز هم مصر هستيم که اين اتفاق بيفتد.
يعني الان ديتاسنترتان نهايي شده؟
بله.
پس الان مردم ميتوانند بيايند و اسنادشان را ببرند؟
اسناد در شهرداريهاي مناطق توزيع شده است ما از همه آنها يک کپي الکترونيکي داريم و همه دستاندرکاران شهرداري به اين سرويس دسترسي دارند. اساسا دفاتر خدمات الکترونيکي که حدود يک سال و نيم است راه انداختهايم به دليل وجود آرشيو الکترونيکي نيازي به پرونده فيزيکي ندارند چون کارمند شهرداري که نيستند، کارمند بخش خصوصي هستند به شبکه وصل هستند و ميتوانند پرونده شما را ببينند و ميتوانند کار اجرايي را دنبال کنند. ما در جايگاه IT شهرداري ميگوييم که اين آمادگي را داريم که مردم بيايند و اسنادشان را ببرند اما يک سري تشريفات قانوني نيز بايد انجام شود. دوستان ما در حوزههاي مختلف مديريتي شهري بايد موانع قانوني کار را برطرف کنند تا اين کار انجام شود ولي ما مصر هستيم که اين کار حتما انجام شود.
قرار بود مرکز داده شهرداري به مرکز داده شهري تبديل شود و در سال 88 راهاندازي شود...
مرکز داده ما سال گذشته حدود مردادماه افتتاح شد. بخش اعظمي از آن به شهرداري تهران سرويس ميدهد. همان موقع در مراسم افتتاحيه اعلام کرديم که هر کدام از دستگاههاي خدمترسان در اين حوزه نياز به همکاري ما دارند ما در خدمتشان هستيم و ميتوانند بيايند و از اين خدمت ما استفاده کنند.
تا الان دستگاهي مراجعه نکرده است؟
تا الان يکي دو دستگاه مراجعه کردهاند اما هنوزعملياتي انجام نشده است.
کدام دستگاهها مراجعه کردند؟
الان حضور ذهن ندارم چون به سال گذشته مربوط ميشود.
حجم ديتاسنتر شما چقدر است؟
خيلي.
خيلي به عدد چقدر مي شود؟
ما الان حدود هزارترابايت (يک پتابايت)ظرفيت ذخيرهسازي داده داريم که الان حدود پانصد ترابايت آن پر شده است که بخش اعظمي از آن مربوط ميشود به اسکن پروندهها و نگهداري اصل اسنادي که در سوال قبل به آن اشاره شد. چون تصويراست و حجم بيشتري را ميگيرد. البته دادههاي ديگري هم داريم مثلا دادههاي جغرافيايي از ديگر دادههاي ماست چون تصاوير ماهواره اي 10 تا 12 ساله گذشته را از طريق آن آرشيو کرديم و کمک ميکند تا بتوانيد سابقه زمين يا ملکي را در 10 تا 12 سال گذشته ببينيد سنوات گذشتهتر آن در دسترس نبود و اگر هم باشد حاضريم که تهيه کنيم چون براي آرشيو شهري مناسب است. اين دو بخش از نظر دادهاي حجيم است البته انبوهي از دادههاي ديگرهم در ديتاسنتر خود داريم.
پس املاک شهري را هم شامل ميشود!
کليه دادههاي شهري در ديتاسنتر اينجا نگهداري ميشود.
يکي از پروژههايي که در دست داشتيد در مورد شهر مجازي تهران بود که پيمانکار شما دانشگاه تهران بود. دوسال پيش گفتيد که 70 درصد کار انجام شده است و قرار است سندي تهيه شود. اين کار انجام شده است؟
دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران با مديريت دکتر عاملي مجري اين پروژه بودند. در زمانبندي مقرر اين کار انجام شد و سند مطالعاتي شهر مجازي تهران استخراج شد. در اين سند يک سري راهبردهاي کلي و خدماتي که شهرداري و مديريت شهري در حوزههاي مختلف شهري ميتواند به شهروندان ارايه دهد با مستندات مورد نياز فهرست شده است و در 68 دسته اصلي قابل تفکيک است و داخل هر دسته يک سلسسله خدمات وجود دارد، مثلا يکي از سرفصلها به خدمات ايمني شهر مربوط ميشود. در بخش امنيت شهري نيز دهها موضوع قابل بررسي است يا در بحث فرهنگي تعداد زيادي لايههاي دوم و سوم تعريف شده است. بحث بعدي که ما در دست داشتيم اين بود که زمانبندي انجام دهيم و تعريف کنيم که انبوهي از خدماتي که به دست آورديم را چگونه پيادهسازي کنيم. به تعبير ساده در اين مطالعه به front office و خدماتي که قرار است به دست مشتريان برسد توجه شده است. اينکه چگونه اين خدمات آماده شود به دو مولفه اساسي نياز دارد؛ يکي مسائل زيرساختي و ديگري همه آمادگيهاي درون سازماني. چون بالاخره اين سازمان است که بايد خدمات را توليد کند و به مردم ارايه دهد.
در بخش زيرساخت صرف شبکه مد نظر نيست. ضمن اينکه شبکه يکي از ارکان اصلي زيرساخت است. ديتاسنتر، توجه به قوانين زيرساخت، اصلاح قوانين دست و پاگير از جنس زيرساخت، مرکز داده، گروهي که اين موضوع را رصد کنند و... زيرساخت محسوب ميشوند. مثلا در بحث نتورک شهرداري تهران وضعيت خوبي دارد. در مورد ديتاسنتر وضعيت را برايتان توضيح دادم در بخش امنيت هم فعاليتهاي خوبي انجام گرفته است. البته امنيت يک مقوله پايانناپذير است. بخش ديگر بخش آمادگيهاي سازماني است و رويکردي که شهرداري دنبال ميکند اين است که خود را سبک کند و تا جايي که ميتواند مسووليتهاي خود را به بخش خصوصي واگذار کند.
يعني ميخواهيد به دفاتر واگذار کنيد؟
دفاتر هم هست. مثلا در بحث نظافت شهري که به دست شهرداري است تمام امور نظافت شهري توسط شرکتهاي بخش خصوصي انجام ميشود در حالي که سابقا شهرداري تهران 15-14 هزار رفتگر استخدامي داشت. در بخش حمل و نقل نيز شرکت واحد در حال تبديل به چندين شرکت اتوبوسراني خصوصي است. در بخش IT نيز ميخواهيم تصديگري را به بخش خصوصي بدهيم و ما به نهاد تنظيم مقررات تبديل شويم. مثلا پروژه بليت الکترونيکي يکي از پروژههاي بزرگ ماست که توسط بخش خصوصي در حال انجام است در صورتي که اگر ما ميخواستيم خودمان اين کار را انجام دهيم بايد لشکري نيروي انساني استخدام ميکرديم و ممکن بود کار با اين سرعت و کيفيت هم پيش نرود.
بنابراين يکي از تغييرات درون سازماني اين است که ما بخش خصوصي را براي مشارکت به کار بگيريم و از رويکردهاي اصلي ما بوده است.
اين دو مولفه باعث ميشوند که ما به سمت front office و خدمات و لايههايي که خدمتتان گفتم حرکت کنيم.
تهيه سند چقدر زمان برد؟
9 ماه مطالعات اوليه آن طول کشيد و با توليد سند حدودا يک سال طول کشيد.
بنابراين بايد دوباره يک سند اجرايي تهيه کنيد؟
يک سند اجرايي درون سازماني مختصر بايد تهيه شود. زيرساخت هم دست شهرداري خواهد ماند چون يک مساله حاکميتي است. مثلا در خصوصيسازي شرکت مخابرات نيز زيرساخت حاکميت نگه داشته شده و دسترسيها به دست بخش خصوصي سپرده شده است.
زماني براي اجرايي شدن پروژه مشخص نشده است؟
تدبير آقاي قاليباف که هميشه تاکيد ميکنند اين است که ظرف 5 سال ما به يک نقطه مطلوب برسيم. البته مطلوب يک مفهوم نسبي است و بحث جدي اندازهگيري شاخصهاي موضوع است. شاخصهاي تحقق شهر هوشمند در دنيا وجود دارد و ميتوان استانداردها را بومي و طبقهبندي کرد. اگرسالي 20درصد پروژه را اجرا کنيم به نقطه مطلوب ميرسيم. البته تکنولوژي در حال تغيير است و ممکن است روز به روز بتوان خدمات جديدتري ارايه کرد که قابل پيشبيني نيست. مثلا الان3G در حال راهاندازي است. يکي از بحثهايي که ما دنبال ميکرديم راهاندازي شبکه شهروندي بود. به اين معنا که تمام نقاط پرتردد شهر تهران به گونهاي شبکه دسترسي براي مردم باشد. امروز موبايل و لپتاپ شما تقريبا Wi-Fiرا پشتيباني ميکند ما به دنبال اين بوديم تا چتر Wi-Fi تهران را گسترش دهيم و حداقل اينترانت شهر را در اختيار شهروندان قرار دهيم. دنبال اينترنت فروشي هم نبوديم. در پنج نقطه تهران از بهمنماه به صورت آزمايشي کار را شروع کرديم و از اوايل ارديبهشت کار انجام شد.
با همکاري زيرساخت اين کار را انجام داديد؟
نه خومان انجام داديم.
با شبکهاي که خودمان در اختيار داريم و در پارکهاي شهرداري مانند ملت، بوستان گفتوگو، پارک قائم، فرهنگسراي بهمن و ...اين طرح را انجام داديم. البته هنوز اعلام نکرديم و افتتاحيهاي برگزار نشده است.
چه سرويسهايي قرار است در اين پنج پارک ارايه شود؟
دو سرويس قرار است ارايه شود؛ يکي کتابخانه ديجيتالي است که در اين نقاط پرتردد در اختيار شهروندان قرار ميدهيم و ديگري برخي تفريحات سالم. شما ممکن است مثلا يک ساعت براي استراحت وارد پارک شويد در اين صورت اين امکان براي شما فراهم ميشود که با استفاده از وسيله الکترونيکي خود يک کتاب مطالعه يا يک فيلم تماشا کنيد.
يعني محتوا از طرف شما انتخاب شده و مردم بر اساس گزينشهاي شما ميتوانند از محتواها استفاده کنند؟
فعلا دو محور کتاب و فيلم را در برنامه قرار داديم و قصد داريم اين دو محتوا را در نقاط پرتردد و تفريحگاهي در اختيار مردم قرار دهيم.
و رايگان؟
بله .
به زودي يعني کي؟
حداکثر تا دو ماه آينده. چون در بخش تامين محتوا بايد اقداماتي صورت گيرد و تدارکاتي ديده شود که سازمان فرهنگي شهرداري بايد انجام دهد. محتوا را آنها تحويل ما خواهند داد.
قرار است اين پروژه در چند نقطه شهري انجام شود؟
قرار است در نقاط پر تردد شهر انجام دهيم.
در حال حاضر شهرداري چند خدمت الکترونيکي به شهروندان ارايه ميدهد؟
خدمات اينترنتي را در سايت ميتوانيد مشاهده کنيد. حدودا 15 خدمت در سايت است. البته يک سري خدمات جداگانه هم وجود دارد که درون سازماني است.
برخي کشورهاي دنيا مانند کره که به سمت شهر الکترونيکي حرکت کردهاند بيش از 100 خدمت الکترونيکي به شهروندان ارايه ميدهند و اين درحالي است که شهرداري تهران 15خدمت الکترونيکي ارايه ميدهد و قرار است ظرف پنج سال آينده تهران به شهر الکترونيکي تبديل شود در حاليکه ما يک دهم ديگر شهرها خدمات الکترونيک داريم!
در سند مصوبه 5 ساله شهرداري تهران که سال گذشته به تصويب شوراي شهررسيد به شهرداري ابلاغ شده که در طي 5 سال حدقل 100 خدمت شهرداري به صورت الکترونيکي ارايه شود. در اينجا من به يک نکته هم اشاره کنم، در حوزه انجام پروژه بليت الکترونيکی ما مطالعات تطبيقي زيادي انجام داديم و وضعيت اجراي پروژه بليت الکترونيکي را در کشورهاي ديگر مورد بررسي قرار داديم و تجربيات، موانع و دستاوردهاي آنها را مطالعه کرديم.هنگ کنگ يکي از نقاطي بود که مورد بررسي ما قرار گرفت. 25 سال است که آنها از بليت الکترونيکي استفاده ميکنند. ما با آنها نشستي داشتيم و در معماري فني اين پروژه از آنها استفاده کرديم. وقتي يک نهادي دهها سال از يک تکنولوژي استفاده ميکند با نهادي که تازه وارد عرصه شده متفاوت است. توسعه خدمات الکترونيک در تهران سابقهاي 4-3 ساله دارد. ما اميدواريم تا پايان برنامه 5 ساله که ابلاغ شده به حد مطلوبي که در نظر گرفته شده برسيم.
يعني سال 91؟
93سال. البته در برخي مسايل ممکن است يک فتح بابي صورت گيرد و بتوانيم خدمات بيشتري ارايه کنيم مثلا در بحث خدمات پول و مالي شهرداري مردم ما توانستيم عوارض خود را از امسال اينترنتي کنيم .
کدام بانکها همکاري ميکنند؟
فعلا دو بانک در اين خصوص به ما سرويس ميدهند؛ يکي بانک سپه و ديگري بانک ملت. بقيه بانکها هم قرار است به تدريج همکاري کنند. وقتي شما براي پرداخت عوارض خودرو وارد سايت ما ميشويد شما را به فضاي مجازي بانک ارسال ميکنيم در آنجا بانک از شما پول ميگيرد نه ما و بعد از اينکه پرداخت خود را انجام داديد دوباره به سايت ما بازگردانده ميشويد. ما در همان حال به بانک پيغام ميدهيم که آيا پول را گرفتي؟ پس استعلام قديمي سابق به صورت الکترونيکي انجام ميشود. در اين حوزه يکي دريافت پول و ديگري استعلام به صورت الکترونيکي انجام ميشود.
چرا ديگر بانکها همکاري نکردند؟
اين دو بانک سرويس تسويهحساب آني را انجام ميدهند در بقيه بانکها تسويهحسابها در ساعت 12 شب صورت ميگيرد. مذاکراتي را شروع کرديم با ديگر بانکها و آنها پذيرفتهاند که هماهنگيهايي را ايجاد کنند و تطابقاتي با ما داشته باشند. حالا اگر بحث عوارض و پرداختهاي مالي آن، جا بيفتد اين سيستم را براي ديگر عوارض نيز ميتوانيم اجرا کنيم چون موضوع يکي است. گاهي راه افتادن يک خدمت باعث ميشود که چند پروژه ديگر هم راه بيفتد.
يک پروژه تحت عنوان رصدخانه داشتيد که بانک جامع اطلاعات شهري جزيي از آن بود و قرار بود از اول امسال انجام شود.الان به کجا رسيده است؟
رصدخانه يک سري استانداردها دارد و يک سري شاخصهاي شهري هم وجود دارد مثل شاخص آب و هوا، تغذيه و... ما براي اينکه رصدخانه را راهاندازي کنيم نياز به دادههايي داريم. يک بخش از اين دادهها از محل شهرداري تامين ميشود. ما ميتوانيم دادهها را از شهرداري بگيريم و پردازش کنيم. اما يک سري از دادهها دست ما نيست مثلا شاخص سلامت دست ما نيست اگر بخواهيم بگوييم رصدخانه بر اساس استاندارد آماده است اينطور نيست چون همه دادههاي مديريت شهري دست ما نيست اما در بخشهايي که دست شهرداري است اين کار انجام شده است.
براي به دست آوردن اطلاعات از بخشهاي ديگر رايزني صورت نگرفته است؟
تشکيل کارگروه آمار و اطلاعات را به استاندار تهران پيشنهاد داديم که آنها هم استقبال کردند. پيشجلسهاي هم با همکاران ما داشتند. کارگروه شکل گرفته اما بايد نشستهايي داشته باشيم تا اين نظام چرخش اطلاعات شکل بگيرد.
مگر قرار نبود شهر تهران به نقاطي تقسيم شود و هر بخش اين دادهها را در بياورند...
بخشي که در حوزه مديريت شهري وجود دارد تقسيمبندي شده، استانداردها هم موجود است فقط دادهها موجود نيست.
با کدام دستگاهها رايزني کرديد؟
تقريبا با بيش از 20 دستگاه مکاتباتي انجام داديم، در واقع دستگاههايي که به مردم خدمات زندگي در شهر را
ارايه ميدهند. اما اگر شما ميخواهيد دستاورد پروژه را تاکنون مشاهده کنيد بخشي تحت عنوان سامانه گزارش ساز آمار و اطلاعات بر سايت وجود دارد. البته با محتواي مفصلتر در شبکه داخلي موجود است.
کي به روز ميشود؟
دادههاي مربوط به شهرداري حداقل هفتهاي يک بار به روز ميشوند.
سرنوشت موزه IT چه شد؟ راه افتاد؟ قرار بود با نظام صنفي رايانهاي راهاندازي شود؟
موزه IT را همکاران ما در فرهگسراي IT علاقمند بودند که دنبال کنند.فکر نميکنم راه افتاده باشد.
خانههايIT چطور؟
راهاندازي نشد.
چرا؟
به مشکل تامين نقدينگي برخورد و پيگيري نشد.
قرار بود چه اتفاقي در خانههاي IT بيفتد؟
اين پيشنهاد از سوي حوزه فرهنگي، اجتماعي مطرح شد و کار مشترکي ميان معاونت فرهنگي اجتماعي و سازمان فرهنگي هنري شهرداري بود. سازمان فرهنگي هنري شهرداري از گذشته فرهنگسراي IT داشت و در آنها معمولا مباحث آموزشي icdl پيگيري ميشود. سال 86 راهاندازي خانههاي IT نيز مطرح شد که در محلهها نيز خانههاي IT داشته باشيم.
در واقع همان کار را انجام دهند؟
همان کار در مقياس کوچکتر و محليتر. يکي از دلايلي هم که انجام نشد مشکل تامين فضا بود. بحث موزه IT نيز يک کار بين سازماني بود که در نظام صنفي مايل به همکاري بودند که به دليل مشکلات جا، فضا، زمين و... انجام نشد.
بودجه امسال شما چقدر است؟
بودجهاي که ما براي تحقق شهر مجازي، هوشمند و... به شوراي شهر پيشنهاد داديم توسط شوراي شهر پذيرفته شد اما ذات بودجه وعده است اين مهم است که چقدر محقق شود.
سال 87، بودجه شما 28 ميليارد تومان بود که در واقع يک صدم بودجه کل شهرداري به IT اختصاص داشت. امسال اين نسبت چگونه است؟
امسال بودجه IT 39 ميليارد تومان است. البته رقمي که گفتم رقمي است که به صورت مستقيم صرف IT ميشود وگرنه برخي پروژهها را بخش خصوصي انجام ميدهد مثل همين پروژه بليت الکترونيکي که بخش خصوصي هم درآن سرمايهگذاري ميکند و اگر قرار باشد آنها را هم لحاظ کنيم اعتبارات ما بيشتر ميشود.
مثلا سال گذشته درراستاي پروژه بليت الکترونيکي تهران 15 ميليارد براي تجهيز اتوبوسها به کار رفت که در بودجه شهرداري و سازمان ITشهرداري نبود.
در زمينه اتصال بانکهاي اطلاعاتي به ديگر سازمانها چقدر توفيق داشتيد؟
سرجمع توفيق زيادي نداشتيم چون نگاه بخشينگري هنوز وجود دارد ولي در ثبت احوال مذاکرات و توافقاتي صورت گرفته که در شهرداري خدماتي ارايه بدهند.
ديگر دستگاهها راغب نبودند يا اينکه زيرساخت آن فراهم نبوده است؟
من نميخواهم کسي را متهم کنم اصليترين مشکل ما نگاههاي بخشينگر است وگرنه زيرساخت فراهم ميشود. مباحث امنيتي هم قابل حل است ميتوان پروتکلهايي نوشت که مشخص شود به چه بخشي از اطلاعات ميتوان دسترسي داشت. ما در پست به توافقاتي رسيديم تا هر اتفاقي در پست در زمينه تحولات ملکي رخ ميدهد ما پست را مطلع کنيم و پست هم ما را در جريان بگذارد. چون ما تا الان کد پستي املاک را نداشتيم ما ناچار بوديم براي خودمان يک کدينگ ديگر داشته باشيم در حاليکه قانون کد پستي در کشور وجود دارد همانطور که براي افراد، ماشين و ملک کدهايي تعريف شده خوب است که به اشتراک گذاشته شود.
يعني يک کدينگ مستقل داشتيد؟
ما کد نوسازي داشتيم .کد پستي به آدرسدهي توجه دارد و کد نوسازي مسايل ديگري را در بر ميگيرد.
براي امسال چه پروژهاي را در دستور کاري قرار داديد؟
پروژه بليت الکترونيکي و گسترش آن براي ما حائز اهميت است. بحث پرداختهاي الکترونيکي براي ما اهميت دارد که اميدواريم امسال حل شود. البته همه گرهها به دست ما باز نميشود. ما يک طرف قضيه هستيم و بانکها و مديران مالي طرف ديگر هستند. يکي ديگر از مباحث مهم بحث مکانيزه شدن تفصيلي شهر تهران است که سال گذشته طرح جامع تهران مصوب شد. امسال شهرداري طرح تفصيلي را به شورا پيشنهاد کرده و در دست بررسي و تصويب است. به محض اينکه شوراي شهر بحث تفصيلي را تصويب کند و به شهرداري ابلاغ کند ما موظفيم آن را به عنوان بيس قرار دهيم.
منظور از طرح مکانيزه شدن تفصيلي شهر تهران چيست؟
در اين طرح، شهر تهران به پهنههايي تقسيم شده که در دل هر بخش، پهنههاي جزييتري وجود دارد مثل پهنه آموزشي، تجاري و...
در واقع همان طرح GIS است؟
جنس موضوع GIS است اما وقتي شما ميخواهيد در جايي مجوز ساخت و ساز بگيريد نبايد اين قوانين و مقررات در کشوي ميز من باشند و اگر دوست داشتم براي شما اعمال کنم. بايد شفاف در اختيار شما باشد که در اين ملک يا معبر قرار است چه رخ دهد و ملک شما مشمول کدام قوانين خواهد شد که سيستم در اين مورد تصميم ميگيرد اين بزرگترين پروژهاي است که ما در بحث معماري و نوسازي شهري خواهيم داشت.
امسال انجام خواهد شد؟
بله، البته هنوز شوراي شهر تصويب نکرده است. ابتدا بايد سند تصويب شود ما از الان مقدمات و شرايط را فراهم کرديم.
گفت وگو با اندي سئو مدير کالاهاي فناوري اطلاعات در دفتر ال جي
شرکاي ما هم بايد رشد کنند
آرش برهمند- سپیده نیکخواه
حتي اگر قسيالقلبترين روزنامهنگار دنيا هم باشيد باز هم هر از گاهي اشخاصي هستند که منش و شخصيتشان شما را ناگزير ميکند دوستانه با آنها برخورد کنيد و بدون شک اندي سئو -مدير کالاهاي IT الجي- در ايران، يکي از همين دسته افراد است. مصاحبه حاضر هرچند با حزم و احتياط هوشمندانه سئو به آرامي پيش رفت ولي در عين حال به سبب روي خوش و رفتار فرحبخش اين مدير کرهاي خالي از تفريح هم نبود و به خوبي به ما اثبات کرد چرا وي يکي از محبوبترين کرهايهاي ساختمان ظفر است. توليد مانيتور در ايران، وضعيت بازار پس از AOC، روابط با ماديران، رقابت بر سر قيمت مانيتور، بازار ديسکخوان و هاردديسکهاي جانبي و چندين و چند مورد ديگر از محورهاي اين گفت و گو بودند ولي حتي اگر همه اين مباحث برايتان جذاب نيستند باز هم گفتوگوي حاضر به سبب نشانههاي بارزي که از نسل جديد مديران کرهاي و نگاه رسانهاي مناسب آنها دارد ميتواند براي شما خواندني باشد.
حدود دوسال پيش ماديران واردات و سپس توليد مانيتورهاي AOC را در ايران شروع کرد با توجه به اينکه هنوز مانيتور اساسيترين کالاي IT الجي در ايران است فکر ميکنيد اين تجارت تا چه حد از حضور يک رقيب جديد متاثر شده است؟
اگر منظورتان تاثيرات جانبي ورود AOC به بازار مانيتور ايران است بايد تاکيد کنم اگر تاثيري هم بوده هميشه مثبت بوده است. چون اول از همه ما بسيار به کيفيت بالاي محصولاتمان ايمان داريم و نگران هيچگونه رقابت در اين زمينه نيستيم و ثانيا شناخت ما از بازار مانيتور ايران به ما ميگويد که ورود هر برند تازهاي – نه فقط يک برند خاص- به اين بازار ميتواند به سلامت تجارت مانيتور در ايران کمک کند.
خب بگذاريد اينطوري به قضيه نگاه کنيم که AOC بخشي از محصولات الجي و برندهاي ديگر را در جهان توليد ميکند و اکنون در ايران همان توليدکننده الجي را دارد و حتي گارانتياش هم کم وبيش با گارانتي الجي يکي است. فکر نميکنيد در اين شرايط و با قيمتهاي مناسبتري که AOC دارد شانس الجي نسبت به سابق در حال کمشدن است؟
واقعيت اين است که اين تحليل شما صحيح نيست و اثباتش هم بسيار ساده است چون سهم ما از بازار ايران کم نشده است. ضمن اينکه AOC هنوز سهم اندکي از بازار مانيتور ايران را در اختيار دارد که نميتوان آن را موثر بر بازار الجي که پيشتاز اين بازار است به شمار آورد. ضمن آنکه همان طور که پيش از اين هم گفتم اين جريان به سالمتر شدن بازار مانيتور ايران هم کمک ميکند.
منظورتان از سالمشدن را دقيقا درک نميکنم. يعني چطور به سلامت بازار ايران کمک ميکند؟
ببينيد، اين شرايط سالهاي اخير ايران که فقط دو بازيگر عمده داشته باشد براي يک تجارت مدرن طبيعي نيست و ميتوانيد بگوييد که با يک بازار انحصاري مواجه هستيد که به سود شرکتهاي حاضر در آن هم نيست. واقعيت اين است که ورود بازيگران جديد يک نوع رقابت مثبت و آمادگي براي الجي ايجاد ميکند که ما هرچند متوجه بعضي دردهاي اين آمادگي هم هستيم ولي با توجه به کيفيتمان در اين زمينه کاملا خوشبينيم و از رقابت استقبال ميکنيم.
يعني شما قسمتي از بازار الجي را به منظور همين آمادگي جراحي و جدا کرديد؟
نه، واقعا اين يک نوع مبالغه کاملا ژورناليستي است! براي اينکه شما بيش از اين مبالغهتان را ادامه ندهيد دوباره روي دو محور پاسخ اولم تاکيد ميکنم، اول از همه اينکه کيفيت کالاي ما باعث ميشود دغدغهاي در اين باره نداشته باشيم و دوم اينکه تاثير بازار اين تغييرات روي بازار مانيتورهاي الجي در ايران چندان قابل توجه نبوده است.
حتي اگر منطقي هم بخواهيم به قضيه نگاه کنيم طبق حرفهاي خودتان حضور اين برندهاي جديد در بازار ايران بالاخره بايد تاثيري بر بازار داشته باشد که به سلامت بازار منجر شود.
اين پيشبيني من است که ورود برندهاي جديد در نهايت منجربه سلامت بازار ميشود ولي گفتم که هنوز آنها تاثيري روي بازار الجي نداشتهاند. نميفهمم چرا بايد شما اين قدر اصرار داشته باشيد که به آن تاثير برسيد. ضمن اينکه گارانتي هم اگرچه همان گارانتي ماديران است ولي دقيقا با گارانتي ما يکي نيست. رابطه ما با ماديران هم بسيار خوب است و ما از عهده مديريت اين جريان کاملا بر ميآييم.
چطوري؟!
فکر کنم اين ديگر جزو مسايل داخلي ما باشد!
مدتهاست بازار ايران شاهد تبليغات و محصول داغ و پر سروصدايي از طرف الجي نبوده، در حاليکه رقيب شما در همين مدت حسابي روي چند محصول جديدش بازاريابي کرد، چرا؟
ببينيد اگر سوال شما را درست متوجه شده باشم بايد بگويم که ما براي اينکه روي يک يا چند محصول خاص در بازار مانيتور کار تبليغاتي عمده و ناگهاني انجام بدهيم برنامهاي نداريم ولي خب چندين مدل جديد داريم که يا وارد بازار ايران شدهاند يا وارد خواهند شد. محصولات LED جديد ما هم جزو اين سريهاي اخير قرار دارند.
اتفاقا بد نيست توضيحي هم درباره مانيتورهاي LED خودتان بدهيد. چون به نظر بسياري از کارشناسان هنوز بازار ايران آمادگي پذيرش اين محصولات که به هر حال بهاي بيشتري هم دارند را دارا نيست و تمرکز خود شما بيشتر روي تلويزيونهاي LED است تا..
اين نظر شما را که بازار ايران در برابر قيمت بازار حساس است را کاملا قبول دارم و هرچند بحثي که شما درباره تمرکز روي تلويزيونهاي LED کرديد را هم تا حدودي ميپذيرم ولي واقعيت اين است که اين دو بخش کاملا از يکديگر مجزا هستند. يعني اگر دقت کنيد اکنون در بازار تلويزيون تقاضايي که براي LED وجود دارد بسيار زياد است و هم نوع کالاي آن با مانيتورها متفاوت است و هم بازار آن که به هر حال بازار مانيتور در بخش خانگي قرار ندارد. خود من به شخصه به اين پرسش شما اينگونه جواب ميدهم که منتظرم بازار مانيتورهاي LED به قيمتهاي مناسبتري برسد ولي وقتي که دامنه اين تغيير روند توليد و قيمتگذاري به ايران برسد تغييراتي که در بازار مانيتور اتفاق ميافتد بسيار سريع خواهد بود و در واقع با حضور در بازار مانيتور LED ايران خودمان را براي اين روند ناگهاني و غيرمنتظره آماده ميکنيم.
پيشبينياي در خصوص زمان و حجم اين تغيير گرايش در بازار ايران داريد؟ چون برخي اعتقاد دارند اين روي تمرکز شما در بازار اصلي مانيتور تاثير منفي گذاشته است.
در خصوص حجم تغيير نميتوانم و نبايد به شما جزييات بدهم ولي درباره زمان تغيير پيشبيني خوشبينانه ما آغاز سال جديد ميلادي است. هرگونه تاثير منفي آيندهگري ما در اين زمينه را بر تمرکزمان بر بازار اصلي را هم تکذيب ميکنم و همانطور که خودتان هم به صورت ضمني اشاره کرديد هنوز فروش مانيتورهاي LED بخش عمدهاي از بازار ايران را به خود اختصاص نداده و در واقع نيت اصلي ما از حضور در اين بازار افزايش طيف و تنوع محصولاتمان براي کاربر ايراني بوده است. يک نکته ديگر در اين خصوص هم اين است که الجي در بازار LED جزو پيشگامان فناوري است و براي مثال فناوري Full LED را دارد که به شما امکان در اختيار داشتن روشنايي مداوم و يکنواخت در کل سطح پنل LED را ميدهد و تاثير محسوسي روی شفافيت و کيفيت تصوير ميگذارد. در عين حال مانيتورهاي LED ما هم فوقالعاده باريک هستند.
چرا شما در بازار مانيتورهاي LED به اندازه تلويزيونها از همين فناوري موفق نبوديد...
علاوه بر اينکه تفاوتهاي اين دو بازار و اين دو محصول را به شما توضيح دادم يک توضيح ديگر اين مساله اين است که اگر بخواهيد به نيمه پر ليوان نگاه کنيد در واقع موفقيت ما در بازار تلويزيونهاي LED در عين حال به معرفي موازي فناوري و محصولات مشابه در بازار مانيتور کمک شايان توجهي ميکند. چراکه حالا در بازار مانيتور فقط کافي است بنشينم و منتظر آمادگي کاربران و مشتريان براي تولد يک بازار جديد به نام LED مانيتورهاي الجي باشم. ما به اين بخش از بازار هنوز به چشم کسب سود نگاه نميکنيم و منتظر آن هستيم که همين طيف از محصولات LED که موجود هستند جاي پاي ما در اين بازار جديد را باز نگهدارند. اين تعهدي است که ما براي انتقال فناوريهاي جديد به ايران داريم.
آيا حساب ويژهاي روي بازار مانيتور-تلويزيونهاي ايران باز کردهايد؟
صادقانه بايد بگويم که هنوز خودم به شخصه در حال تجربهکردن اين بازار در ايران هستم و هيچ فشار خاصي پشت قضيه نگذاشتم که قضيه را بر خلاف روند رايج بازار پيش ببرم چون بازار مانيتور-تلويزيونها يک بازار خاص است و بايد در اين باره مشخصات محلي بازار را در نظر گرفت. مانيتور-تلويزيونها ذاتا يک محصول خاص نيستند و شما ميتوانيد به راحتي آنها را بخشي از بازار تلويزيون يا بخشي از بازار مانيتور به حساب بياوريد. نتيجه آنکه بحث اصلي درباره خود محصول نيست، بحث اصلي اندازه صفحه محصولات ارايه شده و مهمتر از همه کانالهاي فروش است که بتوانيد به تقاضاي لازم در اين بازار دست پيدا کنيد. برداشت شخصي خود من اين است که بايد درباره اين بازار خاص مطالعه بيشتري بکنيم و به همين دليل کمي در اين باره عقبنشيني کرديم.
تا چه حد از سري مانيتورهاي آنيکس جواب لازم را گرفتيد؟ چون ماديران تبليغات قابل توجهي روي اين قضيه انجام داد و...
کدام سري؟ تا جاييکه به خاطر دارم ما سرياي به اين نام نداشتيم و اگر اشتباه نکنم اين بايد يکي از نامگذاريهاي خود ماديران باشد.
يعني جدا شما نميدانيد که ماديران روي سري محصولات شما چه اسمي ميگذارد؟!
نه اينطور نيست که مطلقا در جريان نباشيم. در واقع ما خيلي در دفتر الجي از نامهاي تجاري محصولات و سريهاي مختلف استفاده نميکنيم و بيشتر از کدگذاريهاي رسمي و تخصصي خود مدلها استفاده ميکنيم. در مورد اين سوال هم که در مورد يک سري خاص پرسيديد من تمايلي ندارم به پرسشي مانند اينکه شامل جزييات بسياري در خصوص مسايل داخلي دفتر الجي ميشود پاسخ دهم ولي براي اينکه در مجموع اين قضيه را بيجواب نگذاشته باشم بايد تاکيد کنم که ما کاملا از فعاليتهايي که ماديران در اين بازار انجام ميدهد راضي هستيم و هيچ کس ترديدي ندارد که اين شرکت يکي از بهترين توليدکنندگان مانيتور در ايران است. ولي اگر تمامي شرايط حساس توليد در ايران را هم که آنها با ظرافت بر آن فايق آمدهاند را ناديده بگيريم باز هم قدرت آنها در شبکه توزيعشان و مهارتشان در ارايه خدمات پس از فروش از آن نمايندهاي تمام عيار براي نام و اعتبار الجي ميسازد و اين سه مولفه در کنار هم جايي براي نارضايتي ما باقي نميگذارد. حالا خواه اين قضيه با تبليغاتي هم همراه باشد يا نه.
در واقع...
اتفاقا اينجا جا دارد که تاکيد کنم برند الجي همواره ترکيبي بوده است از فناوري پيشرفته، طراحي تخصصي و محصولي کاربرپسند. بنابراين همه اين ويژگيهايي که براي ماديران برشمردم در کنار اين مولفههاي برند الجي مکمل يکديگر هستند. بنابراين مهم نيست که آنها از فلان اقدام خود نتيجه لازم را گرفتند يا نگرفتند.
برايم واقعا جالب است که شما در پشت همه اين تحسينها تلاش ميکنيد اين حس را القا کنيد که هيچ دخالت و نظارتي روي تصميمات ماديران در بازار مانيتور نداريد.
من به هيچ وجه به دنبال القاي چنين حسي نبودم! واقعا چطور به چنين نتيجهاي رسيدي؟ ببينيد حرفي که من زدم نشاندهنده اين بود که هيچ درگيري ميان ماديران و دفتر الجي وجود ندارد و اگر رابطهاي هم هست مبتني بر تعامل و همکاري است.
بگذاريد سوالم را اينطور بپرسم که فکر نميکنيد وقتي توليدکننده عمده مانيتور شما، يک مانيتور ديگر را توليد ميکند، تلويزيون توليد ميکند، گيرنده ديجيتالي توليد ميکند، لوازم جانبي و نوتبوک و ماشينهاي اداري و دهها قلم کالاي ديگر را ميفروشد اين يعني ديگر علاقه يا تمرکز سابق را به مانيتورهاي شما ندارد؟
راستش را بخواهيد الان کاملا درک ميکنم دقيقا مفهوم بازي با لغات چيست. هرچند خب اين شغل شماست و با ظرافت هم اين کار را انجام ميدهيد ولي در حقيقت بازهم پاسخ پرسش شما کاملا مشخص است؛ نه من مطلقا چنين فکري نميکنم. آنها به هيچ وجه تمرکز خودشان روي مانيتورهاي الجي را از دست ندادهاند و هنوز به زعم من توليد مانيتورهاي ما در ايران تجارت اصلي ماديران را تشکيل ميدهد. اين حقيقت که آنها دارند طيف محصولاتشان را چه در داخل بازار IT و چه بيرون از آن گسترش ميدهند به هيچ وجه متضمن اين امر نيست که آنها دارند تمرکزشان را از دست ميدهند و ماديران به خوبي توانايي اينکه بر چالشهاي چنين گسترشي فايق بيايد را داراست. هنوز فضاي بسياري براي گسترش همکاريهاي الجي و ماديران وجود دارد و خود من هم به دنبال افزايش محصولات بيشتر به اين تعامل هستم.
بياييد واقع گرا باشيم به عنوان يک شريک...
اتفاقا دقيقا به عنوان يک شريک ما بايد چنين نگاهي داشته باشيم. بدون شک مثل هر شرکت ديگري براي ما اينکه در يک محصول خاص صاحب بيشترين سهم ممکن از بازار باشيم حايز اهميت است ولي اين همه ماجرا نيست و به عنوان يک شرکت جهاني ما وظيفه داريم که نه تنها فضاي لازم را براي رشد شرکاي بومي خودمان فراهم کنيم بلکه حتي در اين راه کمک حال آنها هم باشيم. من شيفته اين هستم که ناظر بالندگي ماديران باشم و علاقهاي ندارم که ماديران در حد يک توليدکننده صرف مانيتور براي بازار محلي باقي بماند. اگر آنها رشد کنند بازار مانيتور الجي هم رشد ميکند. اين اعتقاد قلبي من است.
خيلي دفاع محکمي بود! اگر تا اين حد به رشد بازار مانيتور به موازات رشد شريک محليتان باور داريد پس چرا جنگ قيمت فعلي دو قطب بازار مانيتور ايران شکل گرفته است؟ مگر اين بازار نبايد طبق استدلالي که شما داريد در حال رشد باشد؟
قبل از هر چيزي بايد اين قضيه را برايتان تعريف کنم که رييس من آقاي انديکيم سال گذشته به سوال مشابهي درباره جنگ قيمت جواب داد که اتفاقا خود شما هم آن گفتوگو را انجام داده بوديد. پس از آن مصاحبه ما شکايت و گلايه بزرگي از سوي دفتر سامسونگ داشتيم و خيلي دوست داشتم که حتما اين نکته را در مصاحبه اخيرم يادآوري کنم! بله بايد هم لبخند بزنيد ولي واقعيت اين است فقط دو رقيب عمده در اين بازار وجود دارد و حالا شما هر اسمي هم که بخواهيد ميتوانيد روي وضعيت اين قيمتگذاريها در اين بازار بگذاريد ولي در نهايت از نظر ما اين جنگ قيمت نيست و من نميتوانم و نبايد به سوالي که شما تحت اين عبارت خاص مطرح ميکنيد جواب بدهم.
بگذاريد سوالم را به يک شيوه ديگر بپرسم...چرا تا اين حد رقابت روي مساله قيمت در بازار مانيتور ايران شديد است؟ بهتر شد؟!
بله چون حالا به اين سوال ميتوانم جواب بدهم! اين تنظيمات قيمت فقط به سادگي در ذات هر بازاري با ويژگيهاي فعلي بازار مانيتور ايران است و کم و بيش به صورت خودکار رخ ميدهد و ما ناگزيريم مورد به مورد در اين باره تصميم بگيريم. هرچند اين قضيه مشکل مهمي نيست ولي به هر حال دشواريهايي در تنظيم دايمي قيمت به صورت لحظه به لحظه وجود دارد. البته دقت کنيد که به هر حال رقيب ما هم قاعدتا بايد مشکلات مشابهي در اين زمينه داشته باشد و در نهايت همه ما تابع بازاريم و بايد راه خودمان به بازار را به هر نحو ممکن باز کنيم.
فکر نميکنيد با توجه به دشواريهايي که به شبکه توزيع هر دو طرف دارد تحميل ميشود زمان يک جور آتشبس سر قضيه قيمت رسيده باشد؟
اگر بخواهيم فراتر از تخيلاتمان صحبت کنيم همين قضيه در حد يک توافق رسمي بدون شک داراي مباحث قانوني و موانعي خواهد بود که اصلا مجال قانوني و عملي براي چنين توافق به وجود نميآورد و مخالف ذات رقابت در بازار هم هست. پس اساسا جاي بحث ندارد.
مساله اينجاست که معدودي از بزرگترين توزيعکنندهها و در واقع عمدهفروشان مانيتورهاي الجي علاقهشان را به حضور رسمي در شبکه فروش شما از دست دادهاند که نتيجه همين رقابت فرساينده روي قيمت و زيرفروشي ناشي از آن است.
قبلا هم تاکيد کردم که قسمت عمدهاي از اين مشکلات ناشي از ذات بازار فعلي مانيتور در ايران است و لزوما دست ما هم نيست همانطور که قاعدتا رقيب ما هم همين مشکلات را دارد ولي اگر به بازار قاچاق اشاره ميکنيد بديهي است که ما با شعب ديگر الجي در ساير کشورها در تماسيم که اين قضيه را به حداقل ممکن برسانيم و در عين حال ماديران هم اقدامات فراواني در اين زمينه انجام داده است و ميدهد که AOC هم يکي از سلاحهاي آنها در اين زمينه است.
بسيار خب، چه قدر روي سري جديد مانيتورهاي شبکهاي جدي هستيد؟
ما کاملا روي اين جريان جدي هستيم و انرژي و وقت فراواني را روي اين قضيه سرمايهگذاري کرديم که تلاش کنيم بازار جديدي را در اينجا يعني ايران تاسيس کنيم. مفهوم کلي اين مانيتورها اين است که شما ميتوانيد همزمان ده مانيتور مجزا را به يک رايانه متصل کنيد و در عين حال ده کاربر مجزا ميتوانند از يک رايانه به صورت مستقل استفاده کنند. مهمترين مزيت اين مانيتورها در اين واقعيت خلاصه ميشود که شما ميتوانيد با يک رايانه واحد به نهايت بهرهوري دست پيدا کنيد.
ميشود کمي بيشتر اين قضيه را توضيح بدهيد؟
بله حتما، در حقيقت من مطمئن نبودم به خود محصول علاقه داريد يا بازارش. مانيتورهاي شبکهاي مزيت بسياري در زمينه صرفهجويي در هزينهها دارند چون از يک طرف شما به جاي هزينه براي چندين دستگاه فقط براي خريد مانيتورهاي مورد نياز اقدام ميکنيد و از طرف ديگر در مسايلي مانند توليد و نگهداري شما فقط کافي است مشکلات يک دستگاه را حل کنيد که دردسر خدمات را به نحو قابل توجهي کاهش ميدهد اما... راستش را بخواهيد من اين بخش «اما دار» قضيه را خيلي دوست دارم.
بگذاريد خودم حدس بزنم اماي اين تجارت کاملا با تجارت فعلي شما متفاوت است، درست گفتم؟
بله دقيقا. چون الگوي اساسي براي فروش اين محصولات ديگر کاربر نهايي نيست و در واقع يک الگوي فروش تاجر به تاجر (B2B) را ميطلبد و مثلا خود شما هم هرچند بدون شک براي هفتهنامهتان ميتوانيد چندين مانيتور شبکهاي بخريد ولي غيرممکن است هرچه قدر هم من اصرار کنم بعيد است که براي خانهتان ده دستگاه مانيتور بخريد!
واقعا تا حالا پروژه عمدهاي را در اين زمينه برنده شدهايد؟
ما در حال نهايي کردن چند طرح قابل توجه هستيم ولي چون هنوز کاملا قطعي نشده مجاز نيستم اسم خاصي را ذکرکنم. لطفا دقت کنيد که اهميت اين جريان در اين است که ميتواند به کل الگوي مصرف مشتريان ما را متحول کند. فقط براي مثال دقت کنيد که استفاده از اين مانيتورها ميتواند تصور رايجي که در ايران از مفهوم کلاس درس وجود دارد را دگرگون کند و نه تنها در کلاسهاي کامپيوتر و IT بلکه حتي در ساير کلاسهاي عمومي هم استاد يا معلم ميتواند همه مواد درسي را در فضايي کاملا تعاملي با دانشآموزانش اداره کند؛ اين مانيتورهاي شبکهاي چنين بستري را با حداقل بهاي ممکن فراهم ميکنند. اين هم تنها بخشي از بازار هدف الجي است؛ کافينتها، مراکز تماس تلفني و بسياري از سازمانها ميتوانند از مزاياي اين مانيتورهاي شبکهاي استفاده کنند و شيفته آن خواهند شد.
اگر نخواهيم بيشتر درباره بازار مانيتور بحث کنيم؛ سوال بعدي اين است که فکر ميکنيد بحران جهاني ديسکخوانهاي نوري تا چه حد بازار ODD شما در بازار ايران را تحت تاثير قرار داده است؟
راستش را بخواهيد من خيلي از اين سوال شما شگفتزده شدم چون هرچند مشکلاتي در بازار جهاني اين محصول براي همه عرضهکنندگان وجود داشت ولي در واقع بازار ديسکخوانهاي ما در ايران رشد قابل توجهي داشته است.
شايد اگر يه خرده به ما هم آمار فروش ODDهايتان را بدهيد ما هم همراه شما شگفتزده بشويم!
اين جزييات واقعا لزومي ندارند که در يک رسانه ذکر شوند ولي ما در سال گذشته رشد قابلتوجهي در بازار ديسکخوانها داشتيم که اگر شما خيلي علاقه به اعداد داريد کمتر از 20 درصد رشد نسبت به زمان مشابه نبوده است.
بعد از آن سري ديسکخوانهاي شما که داراي قابليتهاي رمزگذاري بود مدتها هيچ خبري از شما در بازار ODD نبود.
منظورتان در بازار ايران است يا فقط تهران را در نظر ميگيريد؟ چون من به خوبي ميدانم که ما آنقدر که مطلوب ماست در بازار ديسکخوانهاي تهران قوي نيستيم ولي واقعيت اينکه در بازار کشوري داريم عالي کار ميکنيم و گفتم که سال گذشته يک سال عالي براي ODDهاي ما در ايران بوده است. شايد الان من نتوانم با آمارهاي رسمي چنين ادعايي را اثبات کنم ولي واقعيت اين است که منابعي به عنوان مرجع وجود دارند که نظر مرا تاييد ميکنند.
سوال اوليه شما درباره اينکه به علت مشکلاتي براي عرضهکنندگان عمده اين بخش پيش آمد کاملا صحيح است و همه بازار جهاني از اين جريان متضرر شدند. مشابه اين اتفاق در همه بخشها افتاد ولي در بخش ديسکخوانها در عرضه برخي قطعات اصلي مشکلات جدي پيش آمد و حتي سامسونگ هم ورشکست شد. الجي يکي از معدود توليدکنندگاني بود که از اين بحران به وجود آمده در بازار جهاني نهايت استفاده را برد و به سبب جايگاهي که با سهم 30 درصدي خودش از بازار جهاني داشت و صدرنشين اين بازار براي يک دهه به حساب ميآمد، از قدرت خريد بالايي برخوردار بود که باعث شد سهم خوبي از بازار ODD چه در ايران و چه در جهان بگيريم.
فکر نميکنيد اگر ميخواستيد بازار شهرستانها را در ايران بگيريد داشتن ديسکخوانهايي که به جاي SATA از رابط IDE استفاده کنند ضروري بود؟ چون رقبانتان چنين ODDهايي دارند.
در واقع ما کالاهايي با رابط IDE داريم ولي حجم آنها در مقايسه با کل فروش ديسکخوانها بسيار ناچيز است و من استدلال شما را قبول ندارم چون با توجه به وضعيت فروش مادربورد و ساير قطعات کامپيوتر همين تقاضاي فعلي براي ODDهايي با IDE هم به تدريج از ميان خواهد رفت. حتي اگر تقاضايي هم داشته باشد ما علاقهاي به پاسخ دادن به آن نداريم چون فناورياش بسيار قديمي است.
بازار هاردديسکهاي جانبي چطور؟ شما واقعا هنوز در بازار HDD ايران حضور داريد؟ چون خبري از شما در مغازهها نيست.
ما دوباره به زودي عرضه HDD را شروع خواهيم کرد، بگذاريد اين جواب طنزآميز را به شما بدهم که ما محصولات زيادي داشتيم و فقط در اين زمينه يک زنگ تفريح کوتاه به خودمان داديم! اين زنگ تفريح چند ماهه هم به زودي به پايان خواهد رسيد.
شناسنامه هفته نامه عصر ارتباط
هفته نامه خبری ،اطلاع رسانی،آموزشی و پژوهشی
صاحب امتیاز: موسسه مطبوعاتی عصر ارتباط کوشا
مدیر مسئول:مهدی بگلری
سردبیر : مجتبی محمودی
تلفن سردبیر: ٨٨٩٣٦٤٥٤
دبير تحريريه: مهرک محمودی
خبرنگاران:آرش برهمند، بابک نقاش، محيا برکت، فاطمه ملکی،مهرداد خدامي، فاطمه عبدالعلی پور،محمد نوجوان، سپیده نیکخواه
همکاران تحریریه:نوید رفعتی،پارسا ستوده نیا ، محمود حبیبی،سید یاسر موسوی ، امیر اکبری، محسن آرونی،تیناحسینی ،بهارک حنارود، پویا بصیرت
صفحه آرایی: علي قاصدي
نمونهخوان: شهرزاد درودی نیا
مدیر مالی: وحید غریبانی
مدیر بازرگانی و تبلیغات: کامبيز بريد
تلفن های تحریریه
تحریریه: ٨٨٩٤٣٤٥٥ _ ٨٨٩٤٧٤٥٢
دورنگار تحریریه: ٨٨٩٣٦٤٥٦ _ ٨٨٩٤٣٤٥٧
توزیع و مشترکین: ٨٨٩٤٦٤٤٩
نشانی دفتر مرکزی: ولیعصر/ بالاتر از زرتشت/ کوچه نوربخش/ شماره 20
صندوق پستی: ١٣٥٩_ ١٤١٥٥