هفته نامه عصر ارتباط صفحه اول
اخبار داخلی
دیجیتال
سخت افزار
نرم افزار
|
|
|
گزارشي از ريشه يابي مالکيت شرکت هاي بزرگ فناوري اطلاعات و ارتباطات ايران
به نام بخش خصوصي به کام...
ميثم قاسمي
Ghasemi@ictnews.ir
سرويس گزارش- سال 88 با واگذاري سهام شرکت مخابرات ايران، اعطاي پروانههاي وايمکس و تعيين تکليف احتمالي پروانه اپراتور سوم تلفنهمراه، در ظاهر سالي به کام بخش خصوصي در صنعت ارتباطات و فناوري اطلاعات ايران بود؛ اما اين تنها شکل ظاهري ماجرا بود و به قول شاعر: "صورتي در زير دارد آنچه در بالاستي".
عزم جدي شرکت مخابرات ايران براي واگذاري اينترنت پرسرعت در تهران، خيلي زود اعتراض شرکتهاي بخش خصوصي را برانگيخت. شايد از همينجا بود که دوباره نگاهها به سوي شرکتهاي بزرگي که در سالهاي اخير ايجاد شدهاند يا سهام آنها واگذار شده، جلب شد. شرکتهايي که براساس قانون تجارت فعاليت ميکنند و خود ادعاي خصوصي بودن دارند، اما با اندکي جستوجو ميتوان فهميد همه يا بخش بيشتر سهام آنها متعلق به بخش خصوصي نيست.
واگذاري سهام شرکت مخابرات ايران واژه بخش عمومي را بيشتر از گذشته به ادبيات ICT ايران وارد کرد. بخشي که براساس قوانين موجود، دولتي نيست؛ اما به بدنه حاکميت متصل است. شايد اين خلط مبحث از ترجمه لغات انگليسي ناشي شده باشد. در زبان انگليسي دو واژه state و government معاني شبيه يکديگر دارند، اما در اصل منظور از اولي حاکميت است و مراد دومي، قوه مجريه يا همان دولت. در زبان فارسي در اغلب موارد واژهاي که مردم از دولت در ذهنشان نقش ميبندد، با حاکميت مساوي است و همينجا سرچشمه اختلاف نظرهاست. منظور دولت ايران از "خصوصي" بيشتر مساوي غير دولتي است. در صورتيکه فعالان بخش خصوصي، انتظار داشتند دولت اين واژه را به صورت همزمان "غير دولتي و غير حاکميتي" معني کند.
با نگاهي به شرکتهاي بزرگ ICT ايران که اکنون انحصار اين صنعت را در اختيار دارند، ميتوان نتيجه گرفت عملا شرکتي خصوصي در بخش اصلي فناوري اطلاعات و ارتباطات ايران فعال نيست و هرچه هستند، شبه دولتي يا عمومي (حاکميتي) هستند.
شرکت مخابرات ايران
بيشک بزرگترين شرکت فعال در زمينه ICT ايران، شرکت مخابرات ايران است که در سال جاري کار واگذاري سهام آن به پايان رسيد و اکنون غير دولتي محسوب ميشود. براساس قانون، 5 درصد از سهام اين شرکت در سال 78 وارد بازار بورس اوراق بهادار شد. 5 درصد ديگر نيز به صورت سهام ترجيحي در اختيار کارکنان اين شرکت معظم قرار گرفت. همچنين 20 درصد از سهام مخابرات به صورت سهام عدالت به واجدين شرايط واگذار شد و 20 درصد نيز در اختيار دولت، باقي ماند. تا اينجاي کار، موضوع چندان حساسيت برانگيز نبود- هرچند ابهاماتي درخصوص نحوه مديرت سهام عدالت و ترکيب خريداران سهام مخابرات در بورس وجود دارد- اما ماجرا از زماني آغاز شد که پس از يک مزايده جنجالي، 50 درصد به اضافه يک سهم شرکت مخابرات ايران به کنسرسيوم توسعه اعتماد مبين واگذار شد. جدا از روند اجرايي اين مزايده، از همان آغاز درخصوص ماهيت اين کنسرسيوم برنده سوالات فراواني وجود داشت که هيچگاه حل نشد و حتي گزارش کميسيون ويژه اصل 44 مجلس شوراي اسلامي نيز راهحلي براي برطرف شدن مشکل ارايه نکرد.
کنسرسيوم توسعه اعتماد مبين، اکنون از چهار سهامدار تشکيل شده است:
1 - توسعه اعتماد: شركت توسعه اعتماد در تاريخ 11 مرداد سال 83 بهصورت شركت سهامي عام تاسيس شده و هماكنون سرمايه ثبتي شركت مبلغ 40 ميليارد ريال است كه به 40 ميليون سهم يك هزار ريال با نام تقسيم شده است. اما براساس آنچه در روزنامه رسمي کشور آمده، اين شرکت در اصل به بنياد تعاون سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تعلق دارد. اين موضوع در گزارش رسمي کميسيون اصل 44 مجلس نيز مورد اشاره قرار گرفت. توسعه اعتماد هماکنون 41 درصد از سهام کنسرسيوم توسعه اعتماد مبين را در اختيار دارد.
2 - گسترش الكترونيك مبين ايران: شامل گروه شركت گسترش الكترونيك مبين ايران و شركتهاي فرعي است كه به صورت شركت سهامي خاص طي ثبت شركتها به ثبت رسيده و صددرصد متعلق به گروه توسعه اقتصادي تدبير است. اين شرکت به ستاد اجرايي فرمان امام تعلق داشته و هماکنون 41 درصد سهام کنسرسيوم توسعه اعتماد مبين را در اختيار دارد.
3 - بانک سينا: در سال 64 بنياد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامي (بعدها واژه جانبازان از نام آن حذف شد) موسسه مالي و اعتباري بنياد را تاسيس کرد. در سال 86 اين بنياد مالي به بنياد سينا تغيير نام داد و در سال 87 با مجوز بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران تبديل به بانک شد. بخشي از سهام اين بانک هماکنون در بازار بورس عرضه شده، اما بخش اصلي سهام آن همچنان متعلق به بنياد مستضعفان است. اين بانک 10 درصد سهام کنسرسيوم مالک شرکت مخابرات ايران را در اختيار دارد.
4 - شهريار مهستان: شركت شهريار مهستان نيز آخرين عضو كنسرسيوم توسعه اعتماد مبين با نسبت سهم 8 درصد است كه در تاريخ 17 ارديبهشت 85 به صورت شركت سهامي عام در قالب يك شركت هلدينگ تاسيس شد. اين شرکت نيز متعلق به بنياد تعاون سپاه است.
بدين ترتيب مشاهده ميشود که بخش عمده سهام شرکت مخابرات ايران در اختيار بخش حاکميتي است (70 درصد) و بخش خصوصي در بالاترين حالت تنها 30 درصد سهام اين شرکت را در اختيار دارد که به دليل تعداد بالاي سهامداران اين بخش و خرد شدن سهام، امکان اعمال مديريت از سوي آنان وجود ندارد.
شرکت مخابرات که انحصار تلفن ثابت و شبکه کابل مسي را در اختيار دارد، اين روزها کار واگذاري اينترنت پرسرعت به شهروندان تهراني را آغاز کرده و اتفاقا اين کار را از همان مناطقي شروع کرده که در سالهاي گذشته شرکتهاي PAP بيشترين مشکل را با مخابرات براي دريافت تجهيزات لازم داشتند. بدين ترتيب شرکتهاي بخش خصوصي اينترنت اين روزها نگرانند در صورت ادامه روند کنوني در سالهاي نه چندان دور، مجبور به ترک ميدان شوند.
ايرانسل
در ششم آذر ماه 1384، مجوز اپراتوري دوم تلفنهمراه ايران توسط سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي به شرکت ايرانسل اعطا شد تا پس از کش و قوسهاي فراوان، داستان اپراتور دوم تمام شده باشد. اين اپراتور در روزگاري متولد شد که شرکت مخابرات ايران و شرکت ارتباطات سيار ايران دولتي بودند و بدين ترتيب ايرانسل اولين اپراتور غير دولتي تلفنهمراه ايران شد. اما در واقع اين اپراتور نيز از سوي دولت هدايت ميشود.
49 درصد از سهام ايرانسل متعلق به شرکت MTN آفريقاي جنوبي است و 51 درصد آن به شرکت گسترش الکترونيک ايران اختصاص دارد. سهامداران شرکت گسترش الکترونيک ايران، صنايع مخابرات صاايران و بنياد مستضعفان انقلاب اسلامي هستند. صددرصد سهام صاايران به وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح تعلق دارد.
هنگام برگزاري مزايده اپراتور دوم، اعلام شد 20درصد از سهام آن به صورت اماني در اختيار بانک ملي ايران قرار ميگيرد تا پس از دو سال در بورس عرضه شود، اما به دنبال فعل و انفعالاتي که در جريان حذف شريک خارجي اين اپراتور (ترکسل) رخ داد، آن 20 درصد نيز به صورت مساوي در اختيار صاايران و بنياد مستضعفان قرار گرفت و موضوع ورود به بورس اين شرکت نيز در هالهاي از ابهام قرار دارد.
ايرانسل در روزهاي پاياني سال گذشته پروانه ارايه خدمات وايمکس را در 6 استان ايران دريافت کرد تا علاوه بر حوزه تلفنهمراه در زمينه اينترنت، VoIP و تلفن ثابت نيز فعال شود که هماکنون خدمات اينترنتي خود را در 7 شهر ايران آغاز کرده است.
اپراتور سوم
موضوع اپراتور سوم تلفنهمراه ايران، به سرنوشتي شبيه اپراتور دوم دچار شد و هنوز به صورت رسمي اعلام نشده است که کدام شرکت، سيمکارتهاي نسل 3 تلفنهمراه را در ايران عرضه ميکند، اما کنسرسيوم تامين تلهکام که سال گذشته به عنوان برنده مزايده اعلام شد، اکنون عنوان ميکند با دولت بر سر راهاندازي اين اپراتور به توافق رسيده و حتي سرگرم تقسيم سهام اپراتور سوم است.
براساس آنچه که در روزها و هفتههاي گذشته بهصورت رسمي و غير رسمي بيان شده است، اپراتور سوم تلفنهمراه را سه شرکت ايراني اداره خواهند کرد.
1 - تامين تلهکام: شركت ارتباطات تامين شمس نوين (تامين تلهكام) در سال 1386 با سرمايهگذاري شركت شمص تامين در حوزه فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات تاسيس شد. اين شرکت به شرکت سرمايهگذاري سازمان تامين اجتماعي ايران (شستا) تعلق دارد و سال گذشته به همراه اتصالات امارات متحده عربي توانست برنده مزايده اپراتور دوم تلفنهمراه شود که بعدها اتصالات از جريان کار حذف شد. تامين تلهکام قرار است 60 درصد سهام اپراتور سوم را در اختيار داشته باشد.
2 - ايدرو: سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران (ايدرو) که به طور کامل وابسته به وزارت صنايع و معادن است، اخيرا اعلام کرده براساس توافق با تامين تلهکام، 20 درصد سهام اپراتور سوم را تصاحب خواهد کرد.
3 - الکترونيک مبين ايران: اين شرکت نيز که شرح آن در بالا رفت، قرار است 20 درصد ديگر از سهام اپراتور سوم را در اختيار داشته باشد.
اپراتور سوم تلفنهمراه ايران مجوز ارايه خدمات نسل 3 تلفنهمراه را خواهد داشت و از امتياز دو سال انحصار در عرضه اين خدمات بهره خواهد برد. اين اپراتور ميتواند 17 ميليون مشترک داشته باشد.
کوچکترها
در زمينه تلفنهمراه ايران سه شرکت ديگر نيز حضور دارند که در مجموع يک ميليون مشترک دارند. اپراتور کيش که تنها در همين جزيره فعال است، به سازمان منطقه آزاد کيش که يک سازمان دولتي است تعلق دارد.
شركت مشاركتي مخابرات سيار اصفهان (اسپادان) تنها در شهر اصفهان سيمکارتهاي اعتباري عرضه ميکند و سهام آن به شركت مخابرات استان اصفهان و شركت صنايع مخابراتي راه دور ايران و شركت TM International مالزي تعلق دارد. مديران عامل اين شرکت تاکنون همواره از سوي شرکت مخابرات ايران منصوب شدهاند.
تاليا نيز نام شبکه تلفنهمراه اعتباري ايران است که شرکت تعاوني اسلامي مجتمع صنعتي رفسنجان بر شرکت خود گذاشته است. اين شرکت پيمانکار شرکت مخابرات ايران است و اپراتوري مستقل محسوب نميشود.
مبيننت
مبيننت شرکتي است که اسفند ماه سال گذشته توانست پروانه ارايه خدمات وايمکس را در 30 استان ايران بهدست آورد و گرچه هنوز ارايه خدمات خود را آغاز نکرده، اما ميتواند در کوتاه زماني به غول اينترنتي ايران تبديل شود. براساس پروانه وايمکس، دارندگان پروانه ميتوانند تلفن ثابت نيز به مشتريان خود عرضه کنند. اما نکته مهمتر ترکيب سهامداران مبيننت است. اين شرکت نيز به سه شرکت تعلق دارد:
1 - الکترونيک مبين ايران: اين شرکت که شرح آن در بالا رفت، 60 درصد سهام مبيننت را در اختيار دارد.
2 - بنياد تعاون ناجا: اين بنياد همانطور که از نامش پيدا است، به نيروي انتظامي تعلق دارد و از ابتدا در کنسرسيوم مبيننت نبود، اما اکنون 20 درصد سهام آن را تصاحب کرده است.
3 - پايا سيستم: اين مجتمع در سال 1370 آغاز به کار کرد، نامي شناخته شده در زمينه الکترونيکي و کامپيوتر است. محصولات اين شرکت بيشتر UPS و رکهاي مخابراتي هستند. پايا سيستم از همان ابتدا 20 درصد سهام مبيننت را در اختيار داشت.
داتک
هفته گذشته سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي بدون اعلام جزييات، خبر داد شرکت داتک به عنوان سومين اپراتور وايمکس استان تهران انتخاب شده است. اين شرکت پيش از اين يکي از شرکتهاي PAP بود.
گروه شركتهاي داتك از سال 71 تحت عنوان شرکتي به همين نام کار خود را آغاز کرد و در سال 80 با مشارکت شرکت سرمايهگذاري پتروشيمي، شرکتهاي ديگري تاسيس کرد و به صورت گروه داتک درآمد. گروه داتک به طور کامل متعلق به شستا است. اين گروه علاوه بر مجوز وايمکسي گفته مي شود بهدليل پرداخت حق پروانه براي او صادر خواهد شد، مجوز PAP، VoIP، ISDP و ISP را نيز دارد.
برادرخواندگي
جدا از صاحبان شرکتهاي بزرگي که در زمينه فناوري اطلاعات و ارتباطات ايران فعال هستند، نکات ديگري درخصوص مديريت آنها و فعاليتهايشان وجود دارد که توجه به آنها ميتواند فضا اين حوزه تخصصي را شفافتر کند.
براساس آنچه که در سايت اينترنتي شستا آمده، رييس هيات مديره شرکت داتک، سيدجهانگير آقازاده است که زماني مديرعامل کنسرسيوم تامين تلهکام بود.
همچنين در همان سايت، رييس هيات مديره تامين تلهکام مظفر پوررنجبر اعلام شده که هماکنون مديرعامل کنسرسيوم توسعه اعتماد مبين و عضو هيات مديره شرکت ارتباطات سيار ايران است. او زماني عضو هيات مديره ايرانسل نيز بود. اگر تامين تلهکام بتواند امتياز اپراتور سوم تلفنهمراه ايران را بهدست آورد، پوررنجبر در هيات مديره دو اپراتور ايران حضور دارد.
از سوي ديگر براساس قانون، يک شرکت نميتواند بهطور همزمان سهم عمده دو يا چند اپراتور را در اختيار داشته باشد. از آنجا که مبين ايران اکنون يکي از سهامداران اپراتور اول (مخابرات) محسوب ميشود، مشخص نيست چگونه ميخواهد بخشي از سهام اپراتور سوم را نيز تصاحب کند.
از سوي ديگر نگاهي به نام دارندگان پروانه وايمکس نشان ميدهد هر کدام از اپراتورهاي تلفنهمراه ايران به نوعي يک مجوز وايمکس نيز در اختيار دارند. در اين ميان ايرانسل به صورت مشخص اين مجوز را دريافت کرده است. شرکت مخابرات ايران از طريق مبيننت اين امتياز را دارد (الکترونيک مبين ايران سهامدار عمده هر دو شرکت است) و تامين تلهکام به عنوان اپراتور سوم، داتک را در کنار خود ميبيند که هر دو متلعق به شستا هستند.
با توجه به آنچه در اين گزارش گفته شد و تصويري که در ميانه صفحه مشاهده ميشود، از نظر مديريتي سهم هر کدام از بخشهاي اقتصاد ايران از پنج شرکتي که امتيازهاي مهمي در ICT ايران دارند، در جدول زير ديده ميشود. توضيح اينکه سهم بخش خصوصي ايراني از اپراتور دوم صفر است.
12 شرکت کننده ايراني به يک نمايشگاه روبه افول رفتند
سبيت در سکوت
سرویس خبر- چهل و يکمين دوره نمايشگاه سبيت آلمان در سکوت محض داخلي و خارجي آغاز به کار کرد.
به گزارش عصرارتباط، بزرگترين نمايشگاه فناوري اطلاعات دنيا در حالي در ميانه هفته گذشته آغاز به کار کرد که سبيت آلمان با گذشت چهار دهه از حيات خود با پايينترين حجم بازديدکننده ثبتنام شده در کل تاريخ تقريبا نيم قرنياش مواجه بود و استقبال عمومي و تخصصي از آن از 8 هزار شرکتکننده و 840 هزار بازديدکننده در سال 2001 به 4 هزار شرکتکننده و 370 هزار بازديدکننده تقليل يافته؛ پديدهاي که در مقياسي بسيار کوچکتر براي شرکتکنندگان ايراني آن نيز اتفاق افتاده است.
هانوفر در سکوت
آنجلا مرکل- صدر اعظم آلمان- و خوزه لوئيس زاپاترو - نخست وزير اسپانيا- افتتاحکنندگان رسمي اين نمايشگاه نيمه تاريک بودند که در آن ابتدا مرکل به يک مساله داخلي پرداخت و سپس طرف اسپانيايياش خواستار موضعي متحد در اروپا در برابر مقوله اينترنت شد. صدر اعظم که مطابق اغلب اظهارنظرهاي اخيرش در کوشش بود براي انتخابات آتي چهرهاي کاملا اقتصادي از خود بروز دهد عليرغم اعتراضات اخير برخي مقامات که خواستار يک نهاد مستقل در آلمان در براي تصميمگيري در خصوص فضاي مجازي هستند تاکيد کرد به هيچ وجه اعتقادي به ايجاد يک وزارتخانه مجازي ندارد و وزير اقتصاد آلمان را کما فيسابق مسوول تنظيم روابط انبوه شرکتهاي خصوصي بخش IT با دولتش ميداند. حرفهاي مرکل در واقع واکنش به حرفهاي آگوست ويلهم شير- رييس اتحاديه فناوري، مخابرات و رسانههاي جديد آلمان يا همان بيتکام- بود که خواستار تشکيل يک وزارتخانه مستقل براي IT شده بود و استدلالهايش در اين باره بيشباهت به استدلالهاي همتايان ايرانيش در بخش خصوصي IT کشورمان نبود. البته اين بانوي صدراعظم در پايان حرفهايش تاکيد کرد پهناي باند کشورش در سال جاري ميلادي تا 75 درصد رشد خواهد داشت.
زاپاترو هم به نوبه خود در سخناني که بيشتر بوي تهديد ميداد تا ترغيب به حاضران در مراسم افتتاحيه هشدار داد: اگر اتحاديه اروپايي يک سياست واحد در برابر دنياي سايبر و براي توسعه نقش خود در فضاي مجازي اتخاذ نکند، به زودي و به شدت از ايالات متحده و ساير کشورهاي مدعي در اين عرصه عقب خواهد افتاد و خود او به عنوان رييس دولت در کشوري که جزو پيشرفتهترين دولتهاي اروپايي در اين حوزه است اذعان دارد شرايط ملتش فاصله بسياري تا رسيدن به شرايط مطلوب امروز جهان مجازي دارد.
تهران در سکوت
جستوجويي سريع در سايت رسمي نمايشگاه نشان ميدهد که ايران اين بار نيز تنها يک نماينده در سبيت بيشتر ندارد؛ شرکت نمايشگاهي پارسان که به عنوان شريک رسمي سازمان توسعه صادرات ايران در اين سايت ثبت شده است.
محمد ثروتي- رييس هيات مديره اين شرکت- که در هنگام تهيه گزارش حاضر در آلمان روزگار پرمشغلهاي را ميگذراند غرفه کوچک ايران در اين سالن را محصول حمايت مالي و مديريتي چهار نهاد يعني سازمان توسعه تجارت، شوراي عالي اطلاعرساني، مرکز جشنواره رسانههاي ديجيتالي و دفتر همکاريهاي فناوري رياست جمهوري اعلام کرد و گفت: متاسفانه دشواريهاي هماهنگي ميان همين نهادها و همسو کردن اقدامات آنها باعث شد نتوانيم در داخل کشور پوشش خبري لازم را درباره نحوه حضور ايران در سبيت انجام دهيم.
به گفته ثروتي مشکلات ويزا و تاخيرهاي مداوم در نهاييشدن ليست شرکتکنندگان هم در اين جريان موثر بوده است و گفت: در خصوص برخي شبهات مطرح شده درباره نحوه انتخاب اين شرکتکنندگان بايد اعلام کنم که ما از ماهها پيش از اين در خصوص نحوه شرکت در سبيت فراخوان منتشر کرده بوديم و تقريبا تمامي شرکتکنندگان هم از ميان منتخبان برتر صادراتي به انتخاب شرکت افرا که از زيرمجموعههاي سازمان توسعه تجارت است يا از ميان برندگان جشنواره رسانههاي ديجيتال که زير مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است به ما معرفي شدهاند و ما در واقع بيشتر نقش هماهنگکننده را داشتهايم تا قضاوتکننده. با اين وصف محدوديتي در انتخابها نبوده و تقريبا هر فرد حايز شرايطي که به ما مراجعه کرده امکان حضور در سبيت را يافته است.
پس از حذف 2 شرکتکننده به سبب ردشدن ويزاي آنها، ليست 12 شرکتکننده باقيمانده حاوي چندين نام آشنا است که از اين ميان ميتوان به مرکز تحقيقات صنايع انفورماتيک، پيمانکار استانداري وزارت صنايع و ابرا تهران که توليدکننده موبايلهاي ايراني است اشاره کرد.
سيماپرداز (توليدکننده تختههاي امتياز)، پويندگان راه سعادت (توليدکننده مانيتورهاي علايم حياتي) آريانا (توليدکننده نرمافزارهاي آموزش زبان فارسي) سروش مهر (توليدکننده قلمهاي هوشمند) آداک (توليدکننده قفلها نرمافزاري)، رسانهساز دانش (توليدکننده نرمافزارهاي مديريت محتوا) و همچنين موسسه مشهور نور که محصولات نرمافزاري اسلامي توليد ميکند هم جزو اعضاي اين ليست هستند.
غير از مرکز تحقيقات صنايع انفورماتيک، حضور سازمان نظام صنفي رايانهاي استان يزد که با جمعي از توليدکنندگان بوردهاي الکترونيکي و پارک فناورياش در نمايشگاه شرکت کرده قابل توجه است ولي در نهايت بودن خود دو مجموعه انتخابکننده يعني افرا و جشنواره رسانههاي ديجيتالي در ميان شرکتکنندگان هم جاي بحث دارد.
ثروتي با اشاره به اين امر که امسال سازمان توسعه تجارت ايران همکاري بسيار مطلوبتري را براي حضور نمايندگان ايراني در سبيت داشته است، ميگويد: سازمان توسعه تجارت قبول کرده است که تا 50 درصد هزينه زمين و غرفهسازي را بپذيرد و به همين دليل دست ما براي حضور مناسبتر بازتر بود هرچند پرداختهاي ديرهنگام اين موضوع بسيار روي مرحله آمادهسازي تاثير گذاشت.
رييس هيات مديره پارسان در پايان گفتوگوي کوتاه تلفني خود تاکيد کرد: همه اين فعاليتها هدفي جز روشن نگه داشتن چراغ فناوري ايران در آن سوي مرزها به هر قيمتي ندارد چرا که بدون شک مهمترين مشکل صادراتي شرکتهاي ما عدم آشنايي با فضاي بازار جهاني و ضعف در عرضه است نه ضعف در توانايي فني و به همين دليل ما به تجربياتي از قبيل سبيت نيازمنديم.
فناوري در سکوت
هرچند موج اخبار جديدي که از فناوريهاي معرفي شده از سبيت روي خبرگزاريها قرار گرفت در ميانه نمايشگاه رفته رفته رو به بهبود گذاشته است ولي همچنان فقدان معرفي يک فناوري ذاتا جديد بسياري از رسانههاي حاضر در سبيت امسال را آزار داد.
به عنوان مثال، ظاهرا رايانه همراه جديد اپل موسوم به iPad باز هم مانند اغلب محصولات اين شرکت موجساز شده است و اينتل و اسوس هر کدام با ارايه رايانههاي همراه و تختي موسوم به Classmate و E-Reader خبرساز شدهاند؛ ضمن آنکه چند کمپاني ديگر مانند Mio و آرکاس هم ايده رايانه همراه تمام لمسي اپل را در اين نمايشگاه تقليد کردهاند. IBM هم فقط سري سرورهاي جديد خودش که از فناوري X86 پشتيباني ميکنند را با يک معماري جديد به سبيت آورده که ظاهرا تا 4 برابر از همتايان خودشان سريعتر هستند.
شايد يکي از معدود فناوريهاي واقعا جديد پردهبرداري شده در نمايشگاه سبيت امسال پلتفرم ION2 از سوي انويديا باشد که در واقع راهحل اين غول گرافيکي جهان براي دنياي رو به گسترش نتبوکها به حساب ميآيد ولي از آنجا که اين فناوري نيز در حقيقت پيش از اين به صورت پيشنمايش در کامپيوتکس معرفي شده بود ظاهرا در اين زمينه هم سبيت صاحب شانس چنداني نبوده است.
کافه سردبير
www.editorialcafe.ir
مشتری که نباشد سلمانیها سر همدیگر را میتراشند
حالا این حکایت آقا مجتبی قهوهچی است که در این وانفسای فاوا که سگ صاحبش را نمیشناسد از فرط بیخبری، قهوه مجانی میدهد به سردبیر نشریه رفیق با ساندویچ هاتداگ که مثل غیبتهای سر ظهر، نصفه نیمه و خورده و نخورده میماند روی میز قهوهخانه.
به هرحال میهمانی خوبی بود، خوش میگذرد وقتی در کنار برج ایفل رسانههای آیتی بنشینی و قهوه بنوشی، انگار که در یکی از آن قهوهخانههای پاریس نشستهای مثلا کنار "تریستان تزارا" و گپ میزنی به شیوه "دادا" . فرقاش این است که نه درباره ادب و هنر که با هنرمندی و به رسم ادب یاد میکنی از دوستان قدیم و داستان قدیم، یک فرق دیگرش هم که میگذارم جلوی چشمتان، غیبت سبزی خوردن است برای پاک کردن به وقت غیبت. غیبت که میکردیم زهرمارم شد هاتداگ که مزه گوشت تن برادرم –خدا عمر با عزتاش بدهد- گرفته بود.
حرف زدیم درباره آن روزی که با دوستان "یک لنگ پا" ایستاده بودیم دم در عصر ارتباط. درباره خیلی از همکاران قدیم و ندیم هم گفتیم؛ مثل "کیا" داوود اسفندیاری، حسین "کیا"یی، دکتر "کیا" مهر، حتی مهدی مهدوی "کیا" و نو"کیا"، "کیا" موتورز و کیاهای دیگر و خلاصه ظهرمان گذشت به یاد روزهایی که "کیا و بیا"یی داشتیم در عصرارتباط.
یاد دوستانی کردیم که عصرارتباط را راه انداختند و عصرارتباط بعدا راهشان نداد و دوستانی که بعد راه افتادند و بازگشتند و گویا سر بهراه آوردند و ما که از آن "راهزن دین و دل" 18 ماهه دل کندیم و نکندیم و رفتیم به راه دیگر و هنوز هم خداوکیلی دل مان آنجاست با مهدی بگلری عزیز که ذکرش به خیر باد.
حالا عصرارتباط 7 ساله شده ماشاا...، قد کشیده و پشت لبش سبز شده پدر سوخته، هر چند به مقتضای سناش گاهی صدایش دورگه میشود. بداخلاقی هم میکند و کلاس را به هم میریزد و هی میپرد میرود بالای "برج ایفل" قایم میشود. طبیعی است، بچه 7 سال اول را باید بازی کند اما حالا که 7 سال دوم شروع میشود عصرارتباط حتما قد میکشد و بزرگ میشود و برج ایفلاش هم. ( قول دادهاند سانسور نمیکنند)
-حالا مگر این نوشته زهرماری به 500 کلمه میرسد!
خاطرات نمیگذارد که این قهوه را بنوشم تا از دهن نیفتاده، پس دوباره به یاد میآورم آن روز را که عصرارتباط روی دکه متولد شد و "امپراتور روم" که در طالعش دیده بود جوانی از سرویس آیتی روزی شورش میکند، همان روز دستور داد ایمان بیک را اخراج کنند که کلا برود از "آسیا"، ایمان اما کلک زد و همان روز سر درآورد از دفتر کوچکی در "فلسطین" که هنوز اشغال نشده بود و یک سال و نیم جنگید تا مرزهای سرزمین کاغذیاش را بگستراند و البته بعدا تاریخنویسان از یک کودتای نرم نوشتهاند و دولت در سایه و اینها که ما که آیتی نویسیم و از سیاست سر در نمیآوریم را میگذاریم تاریخنگاران بنگارند ما همین غیبتمان را بکنیم سرمان گرم شود و قهوهمان سرد.
تا اینجا شد 542 واژه و تا 600 جا دارم بشمارم و بعد سبزی پاک کرده را تحویل دهم بشویند برای شام شب.
حالا که "فناوران" شده خانهام و کس و کارم و روز و شبم و میبالم به این نوگل نوخاسته که "سپردهاند به مناش" و باز بر میبالد جلو چشمان من دور از چشم حسود چمن انشاا... ، دیگر آن خانه ساخته و پرداخته برای من یاد است و خاطره. پس یاد میکنم دوباره از همه آنهایی که آمدند و عصرارتباط را ساختند و رفتند و به دیگری پرداختند که این است رسم سرای درشت:
هر که آمد عمارتی نو ساخت رفت و منزل به دیگری پرداخت
این عمارت معمور معمارانی است که دست در دست مهدی بگلری (معمار بزرگ این فراماسون) گذاشتند. اینان بخشی از تاریخ فاوای ایرانی را ساختند. الفاتحهمعالصلوات.
فرآيند تشکيل پرونده متخلفان صنفي مکانيزه مي شود
سامانه بازرسي پشت در تعزيرات رسيد
سرويس دولت و تجارت الکترونيکي- سامانه جامع بازرسي سازمان حمايت مصرف کنندگان و توليدکنندگان تا اوايل سال آينده به سازمان تعزيرات حکومتي متصل مي شود.
به گزارش عصرارتباط، سازمان حمايت مصرفکنندگان و توليدکنندگان از سال 87 طرح ايجاد سامانه جامع بازرسي را جزو يکي از پروژههاي اصلي خود تعريف کرد و تقريبا از اواخر همان سال بود که اين سامانه به تدريج در استانهاي مختلف کشور فعال شد؛ سامانهاي که به واسطه آن تمام مراحل اجرايي رسيدگي به تخلفات صنفي و غير صنفي که در حيطه وظايف سازمان حمايت مصرفکنندگان و توليدکنندگان قرار دارد را از حالت دستي به شکل مکانيزه و الکترونيکي تبديل کرد.
مديرکل دفتر فناوري اطلاعات سازمان حمايت مصرفکنندگان و توليدکنندگان در گفتوگو با عصرارتباط در اينباره، گفت: با استفاده از سامانه جامع بازرسي، تمام مراحل تشکيل پروندههاي تخلفات از بخش بازرسي گرفته تا ارايه شکايت و پرداخت جريمه به صورت الکترونيکي انجام ميشود، اما اين مراحل الکترونيکي هم اکنون در پشت درب سازمان تعزيرات حکومتي متوقف شده و به صورت دستي انجام ميشود.
افشين احمدزاده، افزود: اين سامانه تا اوايل سال جديد به سازمان تعزيرات حکومتي و شوراي اصناف توسعه پيدا خواهد کرد و ادامه رسيدگي به پروندهها در اين بخشها نيز به صورت الکترونيکي عملياتي ميشود. در واقع سازمان تعزيرات و شوراي اصناف هم به اين سامانه لينک شده و از يک ساختار جامع اطلاعاتي واحد و بهروزي برخوردار ميشوند.
اما هميشه آخر سال بحث نظارت روي قيمتها داغ ميشود و مسوولان سازمان حمايت مصرفکنندگان و توليدکنندگان هم گويا فقط در اين فاصله زماني است که به ياد تخلفات صنفي افتاده و راهکاري را براي خروج از اين معضل ارايه ميدهند؛ نظارتيکه تاريخ مصرف آن هم فقط محدود به همين زمان ميشود.
سازمان حمايت مصرفکنندگان و توليدکنندگان از سوي ديگر به دنبال ايجاد بانک اطلاعاتي جديدي است که ميخواهد در سال 89 آن را راهاندازي کند.
احمدزاده در اين باره گفت: اين بانک اطلاعاتي که با کاربريهاي مختلفي ايجاد خواهد شد در مرحله طراحي قرار دارد.
او گفت: سازمان حمايت مصرفکنندگان و توليدکنندگان با راهاندازي اين بانک اطلاعاتي به دنبال معرفي شرکتهاي توليدکننده داخلي است تا ضمن معرفي آخرين محصولات اين شرکتها، قيمت اين کالاها را هم در اختيار مصرف کنندگان قرار دهد.
به گفته وي، اين بانک در واقع به عنوان پايگاه اطلاعرساني توليدات داخلي فعاليت ميکند و اقدامات فني آن نيز هم اکنون در حال انجام است.
مديرکل دفتر فناوري اطلاعات سازمان مصرفکنندگان و توليدکنندگان، معتقد است: اين بانک اطلاعاتي همزمان که در مقام يک ويترين مجازي، کار اطلاعرساني را براي مصرفکننده انجام ميدهد، در تصميمگيري و سياستگذاري در مديريت بهينه بازار مصرف داخلي موثر خواهد بود.
او در پاسخ به اين پرسش که اطلاعات اين بانک تاکنون چقدر تکميل شده است؟ گفت: اين بانک اطلاعاتي در حال حاضر در مرحله طراحي قرار دارد اما براي گرفتن آمار دقيق ابتدا حوزههاي بازرگاني استانها درگير ميشوند و پس از آن شرکتهاي توليدکننده هم در تکميل اطلاعات دخيل خواهند بود.
احمدزاده، همچنين از متمرکز کردن سامانه 124 در سراسر کشور خبر داد و گفت: سامانه 124 هم اکنون در تمام استانها و شهرستانها براي رسيدگي به شکايات مردمي در خصوص تخلفات صنفي پاسخگو است اما اين سامانه قرار است به زودي به عنوان سامانه بازرگاني ايران شناخته شده و از نظر محتواي اطلاعرساني و فني توسعه پيدا کند تا ساختار يکپارچهاي براي مديريت داشته باشد.
به گفته او، اين ساختار جديد ارتباطي نيز مثل چند پروژه قبلي تا اوايل سال آينده نهايي ميشود.
پورتال جديد سازمان حمايت مصرفکنندگان و توليدکنندگان هم هفته گذشته افتتاح شد. اين پورتال سرويسهاي متنوعي را ارايه ميدهد. شايد کاربرديترين سرويس آن، سامانه 124 و رسيدگي اينترنتي به شکايات مردمي است. اما سرويس ديگر آن، انتشار نرخنامه مصوب کميسيونهاي نظارت استانها است. در واقع خدمات صنفي براي هر شهرستاني داراي نرخ مصوبي است که در کميسيونهاي نظارت با همکاري اصناف مصوب ميشود. با استفاده از اين سرويس، مردم ميتوانند به آخرين نرخهاي مصوب خدمات صنفي دسترسي داشته باشند.
به گفته احمدزاده اين اولين بار است که چنين سرويسي به صورت عمومي ارايه ميشود و هر استاني هم موظف است نرخنامههاي مصوب خود را بهروز کند.
در پورتال جديد سازمان حمايت مصرفکنندگان و توليدکنندگان، براي اولين بار تمامي قوانين و مصوبات در حوزه بازرگاني به خصوص حقوق مصرفکننده در سايت منتشر شده است. علاوه بر آن، گزارشهاي کارشناسي در حوزههاي بازرگاني و اقتصادي نيز در اختيار عموم مردم قرار ميگيرد.
چه کسي برنده اپراتور سوم است
تامين تله کام باز هم مدعي شد
سرويس مخابرات- شرکت تامين تله کام وابسته به سازمان تامين اجتماعي در وبسايت رسمي اش در حالي خود را مالک اپراتور سوم تلفن همراه کشور خوانده که هنوز سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي رسما اين شرکت را برنده و دارنده پروانه اپراتور سوم اعلام نکرده است.
به گزارش عصرارتباط، سايت شرکت تامين تلهکام که پيش از اين تنها محتوايي مربوط به خود شرکت در آن به چشم ميخورد، چند هفتهاي از دسترس خارج شد و سپس با ظاهري جديد عليرغم تکذيب اعطاي پروانه از سوي مقامات مسوول به تامين تلهکام مدعي مالکيت آن شد.
البته ادعاي مالکيت اپراتور سوم تلفنهمراه ايران از سوي تامين تلهکام نيز چندي قبل از سوي رييس سازمان تامين اجتماعي و مديران ديگر شرکتهاي زيرمجموعه آن و همچنين مسوولهاي جديد و قديم اين شرکت بارها مطرح شده بود اما هر بار نيز برنده بودن تامين تلهکام و صدور پروانه براي فعاليتش از سوي وزارت ارتباطات و رگولاتوري به صراحت نقض شد و در نهايت در اين کشاکش هنوز مجري رسمي اين پروژه مشخص نيست.
گرچه وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات بارها وعده داده است که پيش از پايان سال 88 نسبت به اعلام برنده اپراتور سوم تلفنهمراه اقدام خواهد کرد اما در دو هفته باقي مانده به شروع سال 89 هنوز خبر رسمي در اين باره منتشر نشده و خبرهاي حاشيهاي از سوي تامين تلهکام حاکي از تکرار ادعاي دريافت پروانه اين پروژه است.
تامين تلهکام در سايت خود مدعي شده است که سرويسهاي تلفنهمراه را با بهترين کيفيت و قيمت قابل قبولي در اختيار مشترکان قرار خواهد داد و قصد دارد تا راهبري بازار تلفنهمراه کشور را در اختيار بگيرد.
اين شرکت که هنوز مشخص نيست با چند درصد سهام در اين پروژه، با همکاري و مشارکت چه کساني و با تجربه کدام اپراتور خارجي نسبت به راهاندازي اپراتور سوم با تجربه جديد 3G در کشور اقدام خواهد کرد، وعده داده خدمات جديدي به جز سرويسهايي که اپراتورهاي کنوني عرضه کردهاند، در اختيار مشترکان خود قرار خواهد داد.
محمد کرم پور -رييس جديد سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي- نيز در گفتوگو با خبرنگار ما واگذاري پروانه به اين شرکت را تاييد نکرد اما تامين تلهکاميها در سايت خود به نشاني www.Tamintelecom.ir خود را مجري اين پروژه دانسته و وعده دادهاند که ارتباطات تلفنهمراه را به روستاها و مناطق دور افتاده کشور ببرند و سلامت الکترونيکي، آموزش الکترونيکي و تجارت الکترونيکي را در آنها توسعه داده و فرصتهاي شغلي و آموزشي را نيز براي آنها فراهم کنند.
تامين تلهکام که پيش از اين نيز فراخوان انتخاب مشاور خارجي براي اجراي اين پروژه را منتشر کرده بود، مطابق آنچه که در سايت خود آورده، سرمايهگذاري براي پوشش مناطق روستايي و ارايه تعرفههاي نوآورانه ويژه جامعه کم درآمد را هدف قرار داده تا بتواند علاوه بر افزايش ضريب نفوذ تلفنهمراه در بازار ايران، اين قشر نيز از مزاياي اقتصادي و اجتماعي آن نيز بهرهمند شوند. اين در حالي است که طبق پروانه اين اپراتور، وظيفهاي براي پوشش مناطق روستايي در سالهاي اوليه راهاندازي بر گردن آن نهاده نشده تا سرمايهگذاري براي آن توجيه اقتصادي داشته باشد. تامين تلهکام که ابتدا به همراه اتصالات امارات به عنوان شريک خارجي خود وارد اين پروژه شده بود و نتوانست به دليل مديريت صحيح کنسرسيوم آن را هدايت و راهبري کند، علاوه بر ابطال مزايده و خروج شريک خارجي آن از اين پروژه، سرنوشت آن را در هالهاي از ابهام نگه داشته است اما با اين وجود همچنان خود را مدعي اپراتور سوم تلفنهمراه ميداند و هرگز درباره بلايي که سر اين اپراتور و زمان از دست رفته مزاياي اجراي زودهنگام آن آورد، سخني به ميان نياورده و از سوي هيچ نهاد مسوولي نيز بازخواست نشده است. اپراتور سوم تلفنهمراه ايران طبق تعهدات پروانه خود که از سوي سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي تعيين شده، از مزاياي عرضه نسل دوم و سوم تلفنهمراه برخوردار خواهد بود و قرار است 8 شهر و يک هزار و 421 کيلومتر از جادههاي کشور را تحت پوشش فناوري نسل دوم قرار دهد که تامين تلهکام مدعي پوشش دو برابري جمعيتي، شهري و جاده اي از آنچه که در پروانه آمده در اين سال خبر داده است. از سوي ديگر اعلام کرده است که در همين سال بايد 5 شهر کشور را تحت پوشش نسل سوم تلفنهمراه قرار دهد که آن را نيز بيشتر از تعهدات برنامهاي به اجرا خواهد گذاشت. اپراتور سوم که از انحصار دو ساله عرضه سرويسهاي 3G برخوردار است وعده داده تا علاوه بر ارايه سرويسهايي که تاکنون در ايران عرضه شده، سرويسهاي نسل سوم تلفنهمراه را نيز به بازار عرضه کند .
طبيعت پهناي باند فناوري نسل سوم امکان استفاده از برنامههاي کاربردي در ايران را افزايش خواهد داد و امکان ارايه سرويسهاي ارزش افزودهاي همچون پهناي باند تلفنهمراه، Push2Talk، LBS و VOD روي آن ممکن خواهد بود. اپراتور سوم تلفنهمراه تجربه جديدي را به بازار فناوري اطلاعات و ارتباطات ايران ارايه خواهد کرد که تاکنون چنين سرويسهايي را تجربه نکرده اما هنوز مشخص نيست آيا تامين تلهکام واجد شرايط اجراي چنين پروژهاي در سطح ملي بدون تجربه اپراتوري خواهد بود؟
گفت وگوي عصرارتباط با دبير کارگروه فناوري اطلاعات و تجارت الکترونيکي ICC
مامور گفتن هستيم نه مامور عمل
مهرک محمودي
وقتي دنبال اطلاعات براي گفتوگو با دبير کميسيون فناوري اطلاعات و تجارت الکترونيکي، دکتر احمد عبدا...زاده، ميگشتم با درهاي بسته مواجه شدم. اطلاعات خاصي روي سايت کميته ايراني اتاق بازرگاني بينالمللي (ICC) پيدا نکردم و فعالان اين حوزه نيز چندان آشنايي با عملکرد اين کميته و يا اين کميسيون نداشتند.( لااقل افرادي که من با آنها تماس گرفتم) از طرفي تاکنون هيچ گفتوگويي در اين خصوص توسط رسانههاي فعال اين حوزه از عملکرد اين کميته و کميسيونهاي زير مجموعه آن انجام نشده بود یا اگر هم شده بود من پیدا نکردم. تمامي اين موارد کار را براي من سختتر ميکرد.
حال به تمام کسانيکه تاکنون شناختي از فعاليت اين کميسيون نداشتند پيشنهاد ميکنم که اين گفتوگو را حتما بخوانند.
چرا فعاليتهاي ICC بازتاب رسانهاي ندارد و هيچ نمودي از جلسات اين مجموعه در رسانهها به چشم نميخورد؟
ICC مجموعهاي بينالمللي مانند WTO است که اعضايش بيشتر، اتاقهاي بازرگاني و شرکتهاي فعال در سيستمهاي بازرگاني دنيا هستند. متجاوز از 64 کشور عضو آن هستند. شايد عدد دقيق نباشد، اما عده زيادي عضو هستند- اين اعضا براي تهيه پيشنويس قوانين و مقررات و چگونگي ارتباطات بازرگاني با هم صحبت و لابي ميکنند. بعد از اينکه به نتيجه رسيدند، اينها را به صورت پيشنويس به مراجع قانوني ميدهند تا به صورت قانون در بيايد. مثلا در رابطه با يک پروتکل همکاري به نتيجه ميرسند؛ به WTO، يونسکو يا ديگر ساختارهاي قانونگذار دنيا ميگويند پيشنهاد ما، بازرگانها اين است؛ حالا شما هرطور ميخواهيد عمل کنيد. خب چون اين پيشنهاد بازرگانان دنيا است که همهشان هم شرکتهاي بزرگ دارند، مورد توجه قرار ميگيرد و به صورت قانون در ميآيد. مثلا شما فعاليتهاي ICC را در فعاليتهاي بانکي زياد ميبينيد. تمام رابطههاي بين بانکي که انجام ميگيرد، پيشنويساش در ICC تهيه ميشود و معتبر هم هست.
در اين ميان اتاق بازرگاني بينالمللي(ICC) ايران چه ميکند؟
اينکه گفتم؛ نقشه کلي ICC در يک ساختار بينالمللي است. اين ساختار بينالمللي، کميتههاي ملي دارد. کميتههاي ملي ايران، پاکستان، انگلستان و ... اينها درست همان فعاليتها را انجام ميدهند. يعني يک ساختار سلسله مراتبي وجود دارد که ICC بزرگ بالا است و اين کميتهها پايين هستند و عين ساختار بالايي را تعقيب ميکنند.
ICC ايران هم قرار است همين کار را انجام دهد. يعني وقتي يک نشست بينالمللي در رابطه با پروتکلي برگزار ميشود، انتظار ميرود ICC ايران هم نظرات فعالان بخش بازرگاني و تجارت خود را داشته باشد و به قسمت بينالمللي منتقل کند.
چگونه بايد اين نظرات را بگيرد؟
توسط همين اعضاي خود که در داخل کشور هستند. همه آدمهايي هم که اينجا (اتاق بازرگاني ايران) عضو هستند؛ در واقع همه بازرگانان فعال عضو هستند. فرض کنيد يک موضوع در بخش IT داريم در رابطه با نحوه انتقال دادهها و قرار است يک قانون در اين رابطه تهيه شود؛ يا براي پروتکل کنترل دادهها يا يک قانون براي نامگذاري دامنهها و... . ميپرسند ايران نظر تو در اين رابطه چيست؟ پاکستان نظر تو چيست؟ و ... .
که اين نظر توسط ICCهاي ملي جمع ميشود.
کميتههاي ملي، ميگويند پس چنين نظري از ما خواستهاند. در حقيقت از جامعه ذينفعان اين کميته ملي اين نظر را خواستهاند. از کجا بياوريم؟ کميته ملي ميرود با ذينفعان خود که عضو هستند صحبت ميکند. اين نظرات را جمع ميکند و ميفرستد. يک پيشنويس تهيه ميشود. پيشنويس بين همه اعضا پخش ميشود و نظارت اصلاحي آنها اعمال ميشود و همينطور ادامه مييابد تا به يک نتيجه نهايي ميرسد که اين نتيجه نهايي را در جلسات و کميسيونهاي سالانه يا بعضا 6ماه يکباري که دارند، ارايه ميکنند. همه نمايندگاني که علاقه دارند هم حضور دارند.
نماينده ايران هم هست؟
بله، ميتواند برود. حالا اگر آن روز من کار داشته باشم و نروم يا يک نفر ديگر نرود يا اينکه نظري نداشته باشد و نرود، مساله ديگري است.
اگر برايش مهم باشد، حتما حضور خواهد داشت.
اطلاع داده ميشود که در فلان روز، فلان جلسه در ارتباط با اين پيشنويس برگزار ميشود. شما هم به نمايندهتان بگوييد که بيايد.
رابطهاش با اديفکت (Edifact) چگونه است؟
رابطه ICC با ديگر ساختارهاي فعال در سيستمهاي بازرگاني، رابطهاي تعاملي است و نه رابطهاي ساختاري و سازماني. مثلا اديفکت ساختاري است براي تدوين استانداردها. ICC ميآيد استانداردي را مطرح ميکند و ميگويد ذينفعان اين فعاليت، با اين استاندارد راحت هستند. اديفکت اين پيشنهاد را عملي ميکند و کارهاي خود را انجام ميدهد. همه چيز تعامل است. ICC هيچ ساختار اجباري ندارد. يعني قاعده ميگذارد، قانون نميگذارد. ولي بين اعضاي خودش اگر بخواهند در بخش کميته داوري، داوري ميکند و مشکلي ندارد. يعني من به عنوان يک شرکت عضو و يک شرکت ديگر، اگر داور بخواهيم، ICC داور دارد و معمولا اين دو شرکت داوري را قبول دارند. ولي اجباري نيست که چون ICC گفت اينجور پس تو محکوم هستي؛ هميشه خاصيت مشورتي دارد نه خاصيت قانوني. نه در ايران و نه هيچ جاي ديگر دنيا.
تصميماتي که در ICC گرفته ميشود براي کشورها الزامآور است؟
که دولت حمايت کند؟
بله.
نه؛ چون قانون نيست.
در حقيقت قاعدهاي است که ميتواند تبديل به قانون شود.
اگر قانون شود که قانون است؛ مثل قانون گشايش اعتبار در بانک. بانکهاي ما بايد همان قانوني را رعايت کنند که در قوانين بينالمللي آمده است. اين قانون بينالمللي از کجا آمده؟ از نظرات همين ساختارهايي مثل ICC که رفته و قانون شده. من که ميخواهم معامله کنم، روابط بينالملل دنيا فقط آن را ميپذيرد. نه به خاطر اينکه ICC ميگويد بلکه به خاطر اينکه قانون است. اما آن قانون بهخاطر چي قانون شده؟ به خاطر اينکه ICC نظراتي در رابطه با آن داشته است. مثلا در بخش فناوري اطلاعات، ICC سعي ميکند نظراتش را به آيکان بقبولاند. چون آيکان داري قدرت کامل براي کنترل سرويسدهنده است، ICC سعي ميکند نظرات خود را به آن بگويد که تو بايد با نظرات ما پيش بروي چون ما ميخواهيم از اين سرويسها استفاده کنيم. آيکان هم ميگويد بيا ببينيم چه ميگويي.
فرض کنيد مايکروسافت ميخواهد يک ساختار يا سيستمي بدهد، با يک استانداردي. براي اينکه اين استاندارد مورد قبول واقع شود و کاربران راحت باشند، ميآيد نظرات شرکتهاي مشاور و مشتريان خود را ميگيرد. ICC بزرگترين مشتري مايکروسافت است. حالا ICC مرکزي است که ميتواند اين نظرات را جمعآوري و ارايه کند.
ICC کاملا خصوصي است؟
ساختار سلسله مراتبي دارد و همه اعضا هم حق عضويت ميدهند و با پولهاي خودشان ميگردد. اصلا هيچ نيروي دولتي در آن نيست. اينجا در ايران هم نيست.
شما اينجا چه فعاليتهايي انجام ميدهيد؟
يک سمينار ميگذاريم در رابطه با نقش IT و تکنولوژيهاي نو در ارايه خدمات بهتر در بازرگانيهاي شرکتهاي کوچک يا معرفي ebXML براي استانداردسازي کالا و خريد و فروشهاي تجاري.
يعني کارهاي فرهنگسازي انجام ميدهيد؟
ميگوييم استاندارد اين است. حالا يک نفر ميآيد اين استاندارد را عمل کند. مشتري خوب ما هم هست. با اين استاندارد مشکل دارد. مشکل را اعلام ميکند. ما اين مشکل را ميگيريم و به ICC اعلام ميکنيم. ICC اين مشکل را ميان بقيه اعضا مطرح ميکند و ميبيند اين فقط مشکل ما نيست؛ مشکل همه است. اين مشکل را ميدهد به OASIS (Organization for the Advancement of Structured Information Standards). OASIS براي ebXML استاندارد ميسازد. حالا اعضاي ICC چه کساني هستند؟ همه شرکتهاي IT بزرگ دنيا؛ SAP، نوکيا، IBM و ... هستند. همه هم نمانيدگانشان کساني هستند که 20 سال است در ICC نماينده هستند.
انتخابات دارد؟
برحسب قدرت است، نه برحسب قدرت پولي؛ براساس قدرت تاثيرگذاري است. آنجا اينطور نيست که هر 6 ماه يکبار رييسش يا نماينده شرکتها و کشورها عوض شود. ميبينيد کسي 20 سال است که نماينده يک کشور است. چرا؟ او صاحب شرکتي است. در نتيجه کسي نميتواند اخراجش کند تا وقتي که خودش ميبيند تاثيرگذار نيست و ميرود. ساختارش هم ساختار رييس و مرئوس نيست. کميتههايي دارند. IT، مالي، حمل و نقل و... اين کميتهها کارگروه دارند. شما بهعنوان عضو، در يک يا چند کارگروه حضور داريد. بعد آنجا پيشنهاد ميکنيد اين مساله و موضوع من است. خودتان هم رييس آن کارگروه ميشويد. چون بيشتر از همه علاقه داريد اين موضوع جمع شود. همه هم استقبال ميکنند و بعد شروع ميکنند به کار کردن. کارهايش هم طول ميکشد. يک موضوع براي اينکه به نتيجه برسد يک سال طول ميکشد.
کار اجرايي که ندارد؟
نه. به قول معروف فقط مامور به گفتن هستند نه مامور به عمل.
در ايران چقدر تاثيرگذار بوده؟
در ايران در بعضي از کميتهها تاثيرات قابل توجهي داشته است. مثل کميته حمل و نقل، بانکداري يا بيمه، چون اينها عملا نميتوانند در کارهايشان به مسايل بيرون از کشور بياعتنا باشند. در معامله و رفت و آمد هستند و سابقهشان هم بيشتر است. اين کميسيونها فعال هستند و در مسايلي که ميآيد، نظر دارند. نميگويم شرکت ميکنند، نظر دارند. چرا؟ براي اينکه مسالهشان است. مواظب هستند که قوانيني تصويب نشود که دست و پايشان را بگيرد اما در بعضي از کميسيونها فعاليت کمتري وجود دارد؛ مثل کميسيون EBITT.
چرا؟
براي اينکه ذينفعان ما مسايل خارج از مرز ندارند.
اما فناوري اطلاعات و تجارت الکترونيکي کلا يک موضوع فرامرزي است.
تکنولوژياش وارداتي است و ما بحثي در رابطه با وارد شدن تکنولوژي نداريم. اما مشتري خارج از کشور نداريم. ما بايد يک معاملهاي با بيرون از مرز داشته باشيم تا بخواهيم تثبيت کنيم. مثلا صدور نرمافزار ما يا سرويسدهي بخش IT ما به خارج از مرز اصلا گسترده نيست. يعني اينقدر مساله نداريم که بخواهيم بگوييم اين مساله ما را رعايت کنيد. مخصوصا الان، همه مشغول خريد و فروش هستند. بحث سرويسدهي که نيست. خريد و فروش هم کالايي است که ميرود در مغازه و فروخته ميشود. شما بايد سرويسهايي داشته باشيد که بخواهد امنيت را تامين کند. کپيرايت و سرويسدهي آنلاين را بخواهد تامين کند. ما عملا اينجا با اين موضوعات درگير نيستيم، در نتيجه حساسيتشان خيلي کم است.
وقتي مصرفکننده ميشويم هم بايد چيزي را مصرف کنيم که ...
خريداريم.
خب ميخريم و بعد مصرف ميکنيم. نبايد روي چيزي که ميخريم تاثيرگذار باشيم، در اصل خريد ما بايد همان چيزي باشد که ما ميخواهيم و نه آنچه آنها توليد ميکنند؟
جواب شما بله است. اما وقتي براي ما مهم نباشد، هيچي. خيلي خوب است که ما بهعنوان آدميکه داريم از اين سرويس استفاده ميکينم، سرويسها را با استانداردهايي بخواهيم که با آنها راحت باشيم. اتفاقا همين چيزي است که ما ميگوييم. ميگوييم اين اجناس که ميآيند اينجا پس چيزي بگيريم که هماهنگ با خواست ما باشد. در غير اين صورت چه کسي بايد هماهنگ باشد؟ کمپاني که نبايد هماهنگ باشد. من مصرف کننده بايد هماهنگ باشم.
وقتي اين مساله براي من نه آشنا است و نه مهم است که تمام فعاليتهاي من روي ويندوز، pack (بسته) ميشود و ارسال ميشود. نه ميدانم و نه مهم است که چقدر اطلاعات من امنيت دارد؛ خب اعتراضي هم ندارم و توجه و پيشنهادي هم ندارم. اينطور پيش ميرود ديگر. وقتي من برايم مهم نيست که آيا هويت من در اينترنت حفظ ميشود يا نميشود؛ آيا بيرون از مرز به آن دسترسي دارد يا ندارد، چه بلايي سرش ميآيد، خب نظري هم ندارم. اگر بخواهم داشته باشم، اين را تبديل به يک مساله ميکنم و يک کارگروه برايش تشکيل ميدهم و اين کارگروه ميآيد يک قانون ميگذارد. پس از آن ديگر مايکروسافت را ملزم ميکند که تو نميتواني اين پکيجها (package) را بگيري.
به خاطر ناآگاهي ما است يا بيتوجهي؟
عدم نياز است. مسالهاي نداريم که بخواهيم کسي نداند. منظور استفادهکنندههاي اينترنت است يعني در مجموع چند ميليون استفاده کننده اينترنت، شايد 10 نفر به اين موضوع حساسيت دارند که اگر مطالبشان جايي ذخيره شود، چقدر ...
کاربر عادي هيچ اما کابران دولتي که بايد برايشان مهم باشد.
آنها ميروند از طريق ديگر کنترلش ميکنند. ما کاري نداريم اين کاربر دولتي است يا شخصي. اين کاربر است. ما همه اين مسايل را ميفرستيم براي آدمهايي که ذينفع هستند. ما با نظام صنفي رايانهاي که در تماس مستقيم هستيم، همه فعاليتهايي که لازم است اظهارنظر شود و يا اصلا همه فعاليتهايي که براي اظهارنظر از طرف ICC تقاضا ميشود را بريشان ميفرستيم تا هر نظري دارند بدهند. اين جوابي که من به شما ميدهم براساس پاسخي است که ميگيريم. پاسخي نميگيريم. اين نشان ميدهد که اينها به دستشان ميرسد يعني امکان توجه به آن هست. حالا به هر علتي به آن توجه نميشود. ICC هم نميتواند بگويد تو را به خدا حتما توجه کن، چون مسالهاش نيست. مگر زور است. اينجا يک بخش غير انتفاعي براي توسعه است. يکي نميخواهد حتما لازم ندارد که نميخواهد. مثلا يکي از مسايلي که ما داشتيم، مساله بستن قراردادهاي نرمافزاري با شرکتهاي خارج از مرزها است. اين را بهعنوان يک مساله مطرح کرديم. کتابچهاش آمد که قانونش هست؛ بفرماييد. چه زماني؟ حدود 15 سال پيش. يعني مساله تمام شده است. حالا اين را بخوان و اگر مشکل داري بگو. همه چيز را گفته و قانون هم شده. پس خيلي از چيزهايي که الان ما فکر ميکنيم مساله ما ميتواند باشد، تمام شده.
يکي ديگر از مسايل، نحوه استفاده کودکان از اينترنت است که دارد کار ميشود. يا حفاظت از دادهها و اينکه امنيت دادهها بايد تا چه اندازه باشد؟ ولي عملا ما نظري از مجموعه داخل کشور دريافت نميکنيم. امکان توجه هم برايشان هست. چرا دريافت نميکنيم؟ مطمئن هستيم که مسالهشان نيست مطمئن هستيم که به خاطر هزينهاش نيست چون هزينهاي ندارد. به خاطر زمان هم نيست. چون اينقدر زمان داريم که بتوانيم پاسخ بدهيم. مطمئن هستيم بهخاطر اين نيست که تخصصهاي لازم براي فهمش نيست. چون ميدانيم که جامعه IT ما آنقدرآدم باسواد دارد که اينها را بفهمد. مسالهشان نيست. مثل خيلي از مسايل فرهنگي و اجتماعي که در اين جغرافياي خاص، مساله ما نيست.
اگر اينطور است، چرا بايد اين کميته ICC تشکيل شود؟
اين موضوع، دليل وجود کميته را نفي نميکند. اين فعاليت از سال 54 يا 55 شروع شده است. يک وقفه جزيي در آن ايجاد شده و از سال 62 به صورت فعال انجام گرفته. ICC در بعضي از مسايل بسيار فعال و اثرگذار است. مثلا در بعضي از کميسيونها نظرات ذينفعان ما اثرگذار است و در قوانين آمده است.
آن چيزهايي که بهطور سنتي بوده ما در همانها کار ميکنيم ولي وارد حوزه جديد نشدهايم.
چرا در مسايل بينالمللي بانکي، بيمه و حمل و نقل با مسايل بينالمللي هماهنگ است.
اينها را از خيلي سال پيش داشتهايم. اما در زمينههاي جديد فعاليتي نداريم.
من پاسخ را دو قسمت کردم . اول اينکه چرا ICC لازم است. حالا چرا در رابطه با اينکه چرا کميته EBITT لازم است که سوال شما مستقيما به اين مساله بر ميگردد، ما معتقد هستيم که اطلاعرساني و آشنايي با قوانين بينالمللي در رابطه با فعاليتهايي که ذاتا بينالمللي هستند، لازم است. حالا اين لزوم موجب چه هزينهاي ميشود؟- چون بده و بستان است- اگر اين کار اينقدر هزينه دارد که اطلاعرسانياش به درد نميخورد، حق با شما است. ولي ما هزينه خاصي نداريم. هزينه سنگيني بابت اين شعبه اطلاعرساني که داريم و اثراتش نسبتا بد نيست نداريم. کميسيون EBITT حدود دو سال است که فعال شده درصورتيکه سابقهاش در ICC بيشتر از 7-6 سال است. يا کميسيون انرژي ما تازه تشکيل شده در صورتيکه سابقهاش در ICC زياد است.
اين کميسيون براي اين است که اطلاعرساني شود و وجود داشته باشد و در بازي شرکت کند. حالا اگر در اين بازي آدم فعالي نيست، بايد اين زمان را طي کند تا وقتي که لازم بود، وجود داشته باشد. حالا بابت اين بازي چقدر هزينه ميدهيم؟ هزينه خاصي نميدهيم. يک هزينه اطلاعرساني است. چون ساختار ما به علت لزوم ICC که وجود دارد. در اين ساختار با اين امکاناتي که داريم، امکان اطلاعرساني EBITT وجود دارد و شنونده داريم هرچند که گوينده نداريم.
اگر اعضا يا کاربران نظري به شما ندهند، شما خودتان باز هم نظراتي را مطرح ميکنيد؟
خود مرکز ICC چه کساني هستيم؟ اين کميته داراي يک اتاق فکر است که شش شرکت بزرگ در آن حضور دارند و يکسري اعضاي خبره در IT هستند که بعضا ميآيند اينجا و با هم همفکري ميکنيم. بدنه اصلي اعضا سازمان صنفي رايانهاي است. ولي بعضا افرادي هم هستند که موضوعات را ميبينند و ميآيند اينجا و نظارت خود را ارايه ميدهند پس خودماني وجود ندارد. ما همه عضو هستيم. اينجا فقط دفتري است براي اينکه اين اعضا به آن مراجعه کنند. بنابراين اگر فردي که بيشتر به اينجا رفت و آمد دارد، نظر ميدهد بهعنوان يک عضو نظر ميدهد. الزاميهم ندارد که يک شرکت باشد، ميتواند فرد باشد. ما نظرات را ميبينيم، اگر دو نظر مشابه بود، يکي ميکنيم و اگر لازم بود، ويرايشي انجام ميدهيم و از اين دبيرخانه ميفرستيم. اينجا دبيرخانه است پس اينجا يک ساختار اداري ندارد. جمعا در کميته EBITT شايد 3 نفر به صورت نيمه وقت فعال هستند که کارهاي دبيرخانهاي را انجام ميدهند و براي همه جلسات همه آقايان و خانمهايي که عضو هستند را دعوت ميکنيم که اگر ميخواهند، بيايند و بعضا هم آمدهاند. اينکه گفتم نياز نيست، معنيش اين نيست که ما بيخودي اينجا هستيم، نه نياز نيست چون مسالهاش نيست.
ممکن است چند سال ديگر مسالهاش باشد.
هر آن ممکن است مسالهاش باشد. همه مسايل هم مساله همه نيست. مثلا استفاده کودکان از اينترنت يا data production (توليد داده) بيشتر مورد توجه ما قرار گرفتهاند تا نامگذاري دامنهها. اين، شرکت کردن در يک بازي بينالمللي است که اثرات مثبتي در فعاليتهاي تجاري با ديگران دارد و وقتي دو شرکت که با هم کار ميکنند هر دو عضو ICC باشند، مسايلشان راحتتر حل ميشود. بخش داوري ما در خود ايران هم بخش فعالي است.
اين شش شرکتي که گفتيد، کدام شرکتها هستند؟
ترجيح ميدهم اساميشان را ذکر نکنم تا تبليغ نشود. ولي شرکتهاي بزرگ IT هستند. اين شش شرکت به خاطر قدرت شرکتهايشان دعوت نشدهاند. اين شش تا اصلا به خاطر اينکه شرکتهاي بزرگي با گردش پولي بالا هستند، دعوت نشدهاند- ضمن اينکه بعضا هستند- بلکه اينها به خاطر آدمهايشان دعوت شدهاند. گفتهايم اين آدم از اينجا.
اگر اين آدمها از اينجا به جايي ديگر بروند چه؟
باز هست.
يعني مغز متفکر دعوت کردهايد؟
بله. اينها ميآيند اينجا و بحث ميکنيم که راجع به چه موضوعي سمينار بدهيم، چه مسايلي بهتر است مطرح شود و ...
تا حالا موضوع خاصي بوده که از طرف همين EBITT مطرح شده باشد و نتيجه داده باشد و در اينجا استفاده شود؟
اين سوال را شما در هر کشور ديگر هم بپرسيد، جوابش اين نيست که بله اين چند مورد بوده است. اينها فضا ايجاد ميکنند.
موضوعي بوده که فضا ايجاد کرده باشد يا يک ايدهاي بدهد؟
بهطور ملموس نميتوانيم اسم ببريم. اين سوال را شما اگر در بانکداري بکنيد، شايد بگوييم اين چند مورد بوده، اما در بخش IT اين اتفاق نيفتاده.
از زمانيکه بحثهاي تجارت الکترونيکي مطرح شده، چقدر تاثير داشته؟
بايد بررسي کنيم که نميکنيم- چون ما اصلا بدنه اجرايي نيستيم- يک بررسيهايي کنيم، ببينيم استانداردهايي که معرفي شده چقدر مورد استفاده قرار ميگيرد. چون ما 6-5 استاندارد براي تجارت الکترونيکي معرفي کردهايم. بايد ببينيم آيا اين استانداردها را استفاده ميکنند يا نه. ما اينها را گفتهايم و آنها هم شنيدهاند. حالا شما ميپرسيد چقدر عمل کردهاند، آماري نداريم چون اصلا جزو وظايف خودمان هم نميدانيم که بتوانيم به سوال شما جواب دقيق بدهيم. ولي شايد کردهاند. 70-60 نفر آنجا بودند. تمام مسوولان IT بانکها بودهاند. گفتهايم که مسايلتان را اينطوري در ماشين بگذاريد. چقدر اين اثر کرده و تغيير دادند، نميدانيم. اصلا لزوميندارد که بدانيم فکر نميکنيم که اگر بدانيم جايزه است و اگر ندانيم ضعف است. چون اين ساختار اصلا دنبال امتياز نيست فقط دنبال اطلاعرساني است.
سازمان نظام صنفي به حالت مشاور با شما همکاري ميکند؟
مشتري ما است. با آنها جلسه ميگذاريم و مسايل را مطرح ميکنيم معمولا رييس کارگروهها هستند.
از وقتي سازمان نظام صنفي تشکيل شد اين رابطه وجود داشت يا تازه شکل گرفته است؟
نه، سازمان نظام صنفي که قديميتر از EBITT است. ميتوانيد از آن طرف سوال کنيد که از وقتي شما به وجود آمديد با آنها تماس داشتيد؟ بعد از يک سال.
يعني تقريبا يک سال است که همکاري ميکنيد.
ما دو سال است که در تماس هستيم.
الان چه برنامههايي داريد؟
پيگيري مواضع ICC در خصوص ابتکار عملهاي عمده بينالمللي شامل از ميان برداشتن موانع نظارتي روي توسعه فناوريهاي جديد، حفاظت از دادهها، انتقال دادهها. ايمنسازي کودکان در دسترسي به اينترنت. مشارکت و همفکري با فعالان صنعت IT در وضع مقررات جهت آسانسازي بهکارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات با هدف دستيابي به رشد و استفاده از فناوريهاي جديد در بنگاههاي تجاري. اطلاعرساني و پيگيري طرحهاي ارايه شده در خصوص مسايل مرتبط با مديريت و هماهنگي فني اينترنت مجموعه آيکان با مجموعه داخل کشور.
اگر شرکتهاي بينالمللي مشکلاتي با ما داشته باشند، از طريق ICC اين مشکلات را منعکس ميکنند؟
بله ICC يک بخش داوري دارد. کميسيون ايران هم يک بخش داوري دارد. بخش داوري ما هم دبير کميسيون دارد که از حقوقدانان برجسته کشور است. اين دبير ميتواند به اين جا مطرح کند و ميتواند از همان طريق اظهارنظر کند که مثلا حق با تو نيست. اما اين قانون نيست، دادگاه نيست يک کميسيون حل اختلاف مرضيالطرفين است و اين اتفاق هم بسيار ميافتد. يعني ICC پاريس خيلي از مسايل را بين اعضايش حل ميکند و نميگذارد به جاي ديگري برود.
اينطور که من متوجه شدم، فعاليتهايتان حقوقي- فني است.
حتما اينطور است. پيشنهاد حقوقي- فني است. بعضا نظراتش را تحميل ميکند. چرا؟ چون قدرت کافي دارد.
طوري هم تحميل ميکند که ديگران نفهمند دارد تحميل ميشود. القا ميکند.
القا ميکند. براي اينکه مثلا IBM و SAP و نوکيا مينشينند به يک نتيجه ميرسند. خب قانون ميشود ديگر.
خودشان هم اجرا کنند، ناخودآگاه قانون ميشود.
کاريش نميتوانند بکنند. وقتي اين پنجاه عضو با هم موافق هستند. اصلا ICC خيلي عضو حقوقي دارد. يعني در سوئد، سوئيس، انگلستان و ... اعضاي حقوقي قوي دارد. يعني حقوقدان هستند. شرکتهاي حقوقي هستند که آنها ميآيند و نظارتشان هم خيلي تعيين کننده است. در همين کميسيون EBITT و نه کميسيون داوري. هستند افرداي که حقوقدانند و اصلا تخصص IT ندارند و خيلي هم قديمي هستند.
چنين پتانسيلي در ايران هم وجود دارد؟
ما يک عضو حقوقي داريم که ايشان هم بهعنوان يک عضو پيشنهادهاي ما را دريافت ميکند.
خودتان از اين نوع فعاليت مرکز راضي هستيد؟
ما چيزي نميخواهيم به دست بياوريم. متاسفانه فعاليت وقتي قابل ارزيابي است که کمي شود. ما برآورد کمي از کارمان نداريم چون نميتوانيم کمياش کنيم. اظهارنظر شخصي اين است که بله از اين کار لذت ميبريم. يعني هيچ نتيجه ديگري براي ما ندارد تنها براي اينکه داريم يک فعاليت اين چنيني ميکنيم، راضي هستيم.
قبل از اينکه وارد اينجا شويد هم چنين تصوري داشتيد يا به فرآيندها خيلي آرمانيتر نگاه ميکرديد؟
الان هم آرماني نگاه ميکنيم. اصلا دوست داريم فعاليتهاي ما در مجامع بينالمللي زيادتر باشد. اظهارنظراتمان خيلي بيشتر باشد. چون نظر داريم. عدم ارايهاش به علت اين است که موضوع تجارت ما نيست ولي موضوع فني و تفکري ما هست. ICC يک بازوي فعاليت بازرگاني است. يعني نميخواهد شعور بازرگاني مردم را ارتقا دهد. اگر ميخواهد ارتقا دهد، بهخاطر اين است که ميخواهد پول بيشتر در بياورد يعني ICC ذاتا تاجر است. الان اگر ميخواهد مسايل فرهنگي را هم رعايت کند، درجهت اين است که بتواند بازرگاني کند.
آدمهاي ما هم بايد اينجوري باشند. يعني کسي که به اين مساله فکر ميکند، بايد يک بازرگان باشد. اگر بازرگان باشد بايد فکر کند که اين کار چقدر برايش درآمد دارد. اين فعاليت و اظهارنظر چه چيزي برايش ميآورد. اگر اينطور فکر کند، ميتواند کمياش کند. خب عملا ما ميبينيم که مسايل کمياش به اين مسايلي که در سطح بينالمللي مطرح است، وابسته نيست. يعني الان يک شرکت IT ما به اين وابسته نيست که IT دنيا در چه وضعي است. اينکه يک پروتکل بينالمللي دست و پايش را ببندد، گيرش نمياندازد.
موضوعاتي که الان در ايران مطرح است احتمالا 15-10 سال پيش در بقيه نقاط دنيا مطرح بوده.
بعضيهايش. در رابطه با بينالمللي. ما در مورد موضوعات داخلي که کاري نميکنيم در هماهنگي موضوعات بينالمللي شرکت ميکنيم.
مثلا الان براي ما امنيت زياد مهم نيست. ولي براي کشورهاي پيشرفته خيلي مهم است. احتمالا 10سال پيش آنها هم فکر نميکردند اينقدر دادههاي زيادي جابهجا شود که امنيتش مهم باشد. وقتي الان ما در اين بحثها شرکت نميکنيم و آنها يک دستورالعملي صادر ميکنند که ممکن است ما دو سال بعد مجبور به استفاده از آن شويم، آن وقت ميتوانيم آن را تغيير دهيم؟
بله. مسالهمان را ميگوييم. اگر مورد توجه همه اعضا يا تعداد قابل توجهي بود، يک کارگروه تشکيل ميشود و روي تغييرش فکر ميکنند. اما اگر مسالهاي باشد که مربوط به يک کشور باشد و هيچ کس ديگري برايش مهم نباشد، کار ي نميشود کرد. مساله شما بينالمللي نيست يک مساله داخلي است. ICC براي حل مسايل داخلي شما نميتواند کاري انجام دهد. اصلا مرجعي ندارد. ICC نميتواند دستور دهد به قوه مجريه شما اين امکان را براي اين شرکت بگذار. ICC ميتواند به wto پيشنهاد دهد که اين کار را در سطح دنيا بدين ترتيب انجام بده.
ICC ايران که ميتواند در امور داخلي فعاليت کند؟
ICC ايران ميتواند به قسمت فناوري و مخابرات پيشنهاد بدهد که اينها را اينطوري انجام دهيد. ما ميتوانيم به وسيله اتاق بازرگاني که يک عضو مهم ما هست، اين را ارايه دهيم و بعضا در مسايلي که مربوط است، ارايه ميدهيم. اتاق بازرگاني نظرات ICC را در مسايلي که با آن درگير است بهعنوان يک مساله به بخشهايي که ميتوانند تصميمگيري کنند، ارايه ميکند.
در سطح منطقهاي هم فعاليتي داريد؟
يکي از فعاليتهايي که الان شروع کرديم، اطلاعرساني در سطح منطقه است. پيشنهاد کرديم سمينارهاي داخلي را با کشورهاي فعال منطقه مثل پاکستان و هند برگزار کنيم. با اينها به يک پروتکل همکاري رسديديم يعني به توافق رسيديم نه اينکه چيزي را امضا کنيم. ICC هم در جريان است که ما سمينارهاي فني را در سطح منطقه بگذاريم. مثلا بياييم بگوييم سمينار فلان توسط ايران در پاکستان توسط يک پرزنتر از پاکستان در هند. اين سه کشور که فعاليت دارند، در سطح منطقهاي فعاليتهاي يکديگر را ببيند. اين کار چه اتفاقي ميافتد؟ اتفاقي ميافتد که مربوط به سوال قبلي شما است که ما مسايل داخليمان را چگونه حل کنيم. در اين حالت، داخل منطقه ميشود. ما چند کشور که با هم رفت و آمد داشته باشيم، با اين بهانه که دور هم هستيم، دغدغههاي کشورهاي منطقه مشخص ميشود و بعد که مسايل را به ICC ميبريم براي اينکه کارگروه تشکيل شود، ميگوييم اين منطقه آسياي غربي يا مديترانه است. پس يک مساله برونمرزي است و توجه بيشتري را جلب ميکند. ما اين فعاليت را شروع کردهايم.
الان در منطقه ما کدام کشور بيشتر فعال است؟
اعضاي پاکستان و هند بسيار وقت ميگذارند. ترکيه هميشه شرکت دارد اما به آن صورت اثرگذار نيست. البته اين اظهارنظر شخصي است و مبتني بر آمار نيست؛ اما بهطور کلي ميبينيم که هند و پاکستان اثرگذار هستند. کشورهاي آسياي شرقي خيلي کم فعال هستند. با اينکه خيلي در تجارت برون مرزي هستند، اما کاري به اين چيزها ندارند. ميگويند شما قانون را درست کن ما با قانون شما کار ميکنيم. بيشترين اثرگذاري مال اروپا و آمريکا است.
در يک نگاه کلي ميتوان به اين نتيجه رسيد که برخي کشورها تصميمساز هستند و برخي ديگر مصرف کننده.
همين است، اداره ميکنند. بهخاطر اينکه اثر ميگذارند. بقيه جاها با قانون آنها بازي ميکنند شما اگر ميخواهيد با قانون آنها بازي نکنيد، بايد برويد در اين فرآيند قانونسازي شرکت کنيد.
آيا اجازه ميدهند شما در قانونسازي شرکت کنيد؟
من احساسم اين است که اجازه ميدهند بهعنوان يک عضو که شرکت داشتم، اين فرصت را از شما نميگيرند که اگر تو براي بازي قاعدهاي داري که اين قاعده مورد توجه همه است، ردت نميکنند.
گفت وگو با حسين سرکاني مدير عامل شرکت ژرف نگر
hp هنوز 80 درصد سهم دارد
آرش برهمند- سپیده نیکخواه
شاید حدود یک دهه پیش از همه بزرگانی که در انجمن hp جای خوش کرده بودند هیچ کس فکر نمیکرد حسین سرکانی، تاجر هوشمند و از مدیران پروژه پر سروصدای شارع یک در ماههای پایانی سال 1388 جزو معدود توزیعکنندگان سرشناس باقی مانده از عصر طلایی این غول آمریکایی در ایران باشد.
به هر حال امروز در حالیکه از سرو رایانه و خورشید زریوار گرفته تا -حتی بالاخره در سالهای اخیر- کامپیوتر ریز از اصلاح وضعیت بازار عمومی hp در کشور ناامید شدهاند ژرفنگر همچنان در این بازار فعال است و هم سنگ hp را به سینه میزند و هم پیه مشکلاتش را به تن خودش مالیده.
شخصیت آرام، خندان و ملاحظهکار سرکانی گرفتن هرگونه اظهارنظر جنجالی از وی را دشوار میکرد ولی بازهم تک جملههای خبرسازی در لابهلای این مصاحبه پنهان است که برای هر اهل فنی ارزش خواندن را دارد.
چطور شما در تمامی اين سالها تا اين حد به hp وفادار مانديد؛ آن هم در شرايطي که اغلب قدیمیهای بازار کشور از اين برند به سمت برندهاي ماندگارتر مهاجرت کردند؟
من فکر ميکنم اين نظر شماست که ميگوييد همه دارند از hp ميروند.
منظورم بيشتر شرکتهاي قديمي است.
در مورد خود ما مهمترين دليل وفاداريمان به hp، کيفيت خوب کالاهاي آن است. شما به من يک برند پرينتر بگوييد که واقعا ارزش جابهجايي داشته باشد و من بتوانم hp را با آن تعويض کنم. البته من خودم شخصا اعتقاد دارم که جابهجا شدن کار خوبي نيست مگر اينکه بدانم دارم اشتباه ميکنم. من بيشتر از 17 سال به صورت متمرکز روي محصولات hp از سرور تا پرينتر فعاليت کردم و انصافا در کيفيت حرف اول را تا به امروز زده است.
قاعدتا مشکل کسانيکه از hp مهاجرت کردند هم کيفيت hp نبوده، بلکه چالشهاي ديگري بوده که حتما شما هم با آن روبهرو بوديد.
بله. دقيقا بنابراين محصول بيکيفيت، بي پشتوانه يا بيکس و کاري نيست.
اما hp در ايران کم وبیش بیکس و کار هست. نیست؟
نه. اول اصل قضيه را در نظربگيريد؛ اصل کار اينجاست که hp صاحب دارد.
در جهان شاید ولی نه در ايران!
بله. من هم منظورم در جهان بود و مهم اين است که اصول و اساس شرکت جهاني آن درست است چون hp شرکت بزرگي است و هم شهرت جهاني دارد. علاوه بر اينکه برند ممتازي هم دارد، سهم جهاني آن هم به دليل کيفيت و سرعتي که در روزآوري محصولاتش دارد، بسيار بالاست.
حتی اگر این دلایل را بپذیریم باز هم این سوال باقی است که با مشکلات آن چطور کنار آمديد؟
مشکلات دقیقا از اينجای قضیه به بعد شروع ميشود. در واقع هدف من اين است که بگويم انتخاب ما اصلا اشتباه نبوده که بخواهيم حالا آن را تعويض کنيم. در روند اجرا ما مشکلات داريم. البته هر کاري دردسر مربوط به خودش را دارد و اين موضوع تنها مختص hp نيست؛ بنابراين ميتوانم بگويم تقريبا هيچ برند بدون مشکلي وجود ندارد. مثلا ما يک تجربه نه چندان خوب روي برند Brother داشتيم ...
فکر کنم شما روي Brother با آقاي توکلی به مشکل برخورديد.
نه. ما با آنها به مشکل برنخورديم.
پس چرا Brother را رها کرديد؟
علتش اين بود که Brother برند بسيار خشک و انعطاف ناپذيري بود و حرکتي بسيار لاکپشتي داشت. در حقيقت hp ما را به اين سمت برده بود که تمام کارها و فرآيندها را با سرعت انجام دهيم. مثلا اگر ما ميخواستيم 50 پرينتر به يک سازمان بفروشيم، Brother ميگفت ما بايد حتما نمايندهمان را بفرستيم ببينيم آيا واقعا ميخواهيد به آن سازمان خاص بفروشيد. يعني چون ژاپني بودند، بسيار محتاط و ترسو بودند.
قبول دارم که شرکتهای ژاپنی بسیار محافظهکار هستند ولی..
بله. دقيقا همین براي ما قابل قبول نبود. با تمام اين تفاسير انتخاب hp براي ما انتخاب درستي بود ضمن اينکه سياست ما مبني بر اضافه کردن برند بود اما هيچ گاه به تعويض فکر نکرديم. به نظرم بخشي از مشکلات قدیمیها به اين برميگشت که انتظار و تصور آقايان از سود، درآمد بيزحمت و حجم سرمايهاي که hp به خود اختصاص ميداد، غلط بوده است.
شما در انجمن hp عضو بوديد و الان از آن انجمن فقط شما باقي مانديد که داريد روي اين برند کار ميکنيد. تمام کسانيکه در اين انجمن عضو بودند هم کاسبهاي قديمي و با تجربه بودند؛ چه اتفاقي افتاد که نظر شما نسبت به hp تغيير نکرد ولی مال آنها تغییر کرد؟
مسلما اين تا حدودی به تفاوت شخصیت آدمها هم باز ميگردد.
البته ظاهرا تفاوت شما با قاطبه آدمها!
شايد اين طور باشد. همين الان هم نسبت سرمايهگذاري به نسبت سود کار پرزحمتي است، در حقيقت در هر کشوري اين انتظار که با کمترين سرمايه بيشترين سود حاصل شود، براي کسي که اقتصادي فکر ميکند واقعا آزاردهنده است. فاکتور مطلق من هم اقتصادي بودن نيست. يعني فکر ميکنم اگر کسي باور کند که نبايد به خودش دروغ بگويد، خيلي از مشکلات حل ميشود.
خب چه قدر زحمت برای چنین کاری کافی است؟
ببینید ما در سال 71، نمايندگي AFT را بر عهده داشتيم. پس از آن سرور و هابهاي اينتل را وارد ميکرديم، بعد از آن به سمت hp رفتيم و حتي پس از آن کارهاي ارتباطی و نرمافزاری انجام داديم. بنابراين هر کدام از اين کارها براي ما زحمت داشت اما گاهي اوقات هست که وقتي دردسرها به صورت هميشگي در ميآيد شما ديگر آن را احساس نميکنيد؛ پس برخي هستند که کاري را دوست دارند و به همين دليل دردسرهاي آن را هم ميپذيرند.
اما باز هم شما از آن انجمن توزيع hp تنها کسی هستید که هنوز جدی روی پرینتر hp کار می کنید. باز هم این فقط به شخصیت شما باز میگردد؟
محتسب هم هنوز به سهم خودش روي hp کار ميکنند اما ... در نهایت ببينيد اين افرادي که گفتيد هنوز از بازار hp کاملا بيرون نرفتند؛ چون احساس ميکنند روي بازار نوعي بيتدبيري حاکم است که اگر زمان بگذرد به يک بلوغ ميرسد. به نظرم آنها کنار ايستادهاند تا موقعي که اين بلوغ در بازار حاصل شد، دوباره به صورت جدي باز گردند.
فکر نميکنيد اين تلاشهاي شخص شما و همعصرانتان براي بلوغ در بازار hp تا به حال با شکست مواجه بوده است؟
نه قبول ندارم. چون فکر ميکنم اين موضوع نياز به زمان دارد و هرچند زمان يکي از آن فاکتورهايي است که آدمها زود از آن خسته ميشوند ولی من براي اصلاح کردن هر کاري...
ميدانيد چند سال از تاسيس انجمن hp تا به امروز گذشته است؟
خب شما خيلي از پيشينههاي تاريخي و فرهنگي را ميبينيد که چند قرن از آنها گذشته است...
فکر نميکنيد اين زمان ميتواند باعث ورشکستگي يک شرکت شود؟
نه، ما اگر به مرز ورشکستگي ميرسيديم که اين کار را نميکرديم.
البته تجارت شما که روز به روز بهتر ميشود!
بحث من، همين توجه به زمان است و فکر ميکنم گاهی دوستان ما در بازار hp خيلي کم طاقتند.
شما خودتان بارها به اين نکته اشاره کرديد که با گارانتي hp مشکل داريد؛ اين معضل را چطور حل ميکنيد؟
بگذاريد از اين مشکل گارانتي يک تعريف درست به شما ارايه دهم. در حقيقت ما به دليل تحريم يکسري محدوديت داريم.
يعني hp آن سرويسي که به باقي توزيعکنندگانش ميدهد را به ايران عرضه نميکند؟
بله همين طور است. چون اغلب کشورها در hp يک نمايندگي منطقهاي و دفتر دارند که ما نداريم و همين موضوع مشکل ماست که بايد با يک واسطه اين کار را انجام دهيم. يعني کالا را بگيريم و به دوبي بفرستيم سپس برگردانيم و تحويل دهيم.
همه توزيعکنندگان هزينهاي بابت عرضه گارانتي دريافت ميکنند؛ شما اين رقم را دريافت ميکنيد؟
بله.
مشکلي در اين خصوص نداريد؟
نه.
اينکه hp کانالهاي توزيع غيرحرفهاي زيادي در بازار ايران دارد که بعضا حتي روي آن زير فروشي هم ميکنند، براي شما مشکل آفرين نيست؟
در حقيقت اين موضوع همان عاملي است که باعث ميشود دوستان ما مانند آقاي پيربابايي و شرکت سرو از اين بازار کناره ميگيرند. چون به نظرم براي شرکتي مانند hp خيلي دور از انتظار است که هر کسي با سرمايه 10 هزار دلاري بيايد کانال توزيع محصولات اين برند در بازار شود. اين همان بحث اغلب فعالاني مانند ماست که اگر نتوانند طاقت بياورند اين بازار را رها ميکنند.
و گرنه ما در مسايل ديگر hp هيچ مشکلي نداريم.
خب راهحلتان چيست؟
تقريبا ميتوانم بگويم هيچ چيز! اين موضوع را به عنوان يک واقعيت تلخ پذيرفتيم چون واقعا نميتوانيم کاري انجام دهيم. به هر حال شرکتي مانند hp واقعا اين موضوع را نميفهمد و اظهار ميکند که سياستاش اين است؛ حتي اگر در ظاهر چنين ادعايي نداشته باشد. واقعيت این است که hp در این زمینه برعکس تقریبا همه کمپانيهاي ديگر است؛ يعني معتقد است هر چقدر بيشتر بازار را به هم بريزد، منافع بيشتري به دست ميآورد و اين برخلاف چهره ضابطهمند شرکتهاي آمريکايي است و hp اصلا کمپاني قانونمندي نيست.
اما در مورد بازار کشورهاي ديگر اين طور نيست!
نه همينطور است. برادر من در کانادا زندگي ميکند و تاکيد ميکند که سياست hp همه جا يکي است. اما خب با اين تفاوت که آنها يکسري پارامترها دارند که در بازار ايران جواب نميدهد؛ مانند کنترل بازار و محدوديت مرزها که در کشور ما اصلا جايگاهي ندارد. برآيند همه اين عوامل اين وضعيت را رقم ميزند. hp ممکن است ادعا کند که در هر کشور فقط سه نماينده دارد اما واقعيت اين است که اصلا محدوديتي در کار خود ندارد و به همه نمايندگي ميدهد.
دورهاي حضور مستقیم شرکتهایي مانند الماس و ردینگتون حيات در بازار hp ایران را سخت کرده بود اين موضوع را قبول داريد؟
بله. البته ردينگتون چندان به ايران نيامد، بلکه الماس آمد. ولی در مجموع اين قضيه دقيقا زماني بود که انجمن و گروه توزیع تشکيل شد. آنها کار اشتباهي انجام ميدادند و ما هم اعتقاد داشتیم که کارشان اشتباه است. معتقدم همين ماندن ما در بازار باعث شد که آنها بروند چون اگر ما تسليم ميشديم و ميرفتيم بازار به آنها واگذار ميشود در حاليکه اين طور نشد و هم ردينگتون، هم الماس و اميتاک از بازار ايران رفتند. چون قاعده بازي hp خيلي پيچيده است؛ يعني اين طور نيست که شما محصول بياوريد، خيلي زود بفروشيد و هيچ کس هم با شما کاري داشته باشد. فاکتورهاي مختلفي مثل زير فروشي و غيره در اين حوزه هست که ...
يعني اعتقاد داريد که وارد شدن به بازار hp آسان است ولي ماندن در آن بسيار سخت است؟
صد در صد همينطور است. شما در نظر بگيريد به اندازه انگشتان دست شرکتهايي بزرگ مانند بدر الکتريک، ايز ايران، سرو رايانه و غيره به اين بازار آمدند اما رفتند. علت هم همين است که hp يک جور صبوري خاص ميخواهد و واقعا نيازمند يک حرکت آرام و حساب شده است؛ ضمن اينکه شما بايد در سود هم قناعت داشته باشيد.
صرفنظر از کسانيکه پس از اين اتفاقات hp کلا از بازار IT رفتند، تعدادي هم روي برندهاي ديگر سرمايهگذاري کردند و واقعا هم خوب پيشرفت کردند؛ اين موضوع را قبول داريد؟
بله. همينطور است.
چرا شرکت با سابقهاي مانند ژرفنگر که در بازار IT هم خوش نام است، هيچ گاه نخواست یا نتوانست به جاي hp که هيچ حمايتي هم از آن دريافت نميکند روي برند ديگري کار کند؟
خب شما ميتوانيد آن برند را به ما معرفي کنيد! چون ما يک بار روي Brother اين کار را انجام داديم. ديگر چه برندي در بازار وجود دارد که متولي هم نداشته باشد چون من به شدت روي متولي انحصاري يک برند تاکيد دارم و معتقدم اگر مثلا آقاي پير بابايي در کانن است يا آقاي اميري در اپسون و يا آقاي توکلي روي Brother کار ميکند، از اينکه بخواهم وارد بازار آنها شوم کاملا دوري ميکنم.
شما اگر توزیع انحصاری میخواستید روی hp کار نمیکردید!
موضوع hp فرق دارد..
چه فرقی دارد؟ چرا هيچ گاه مثلا نخواستيد که با گروه الاينتز کار کنيد؟
نه. علتش هم اين بود که الاينتز هم روی کانن که يک برند ژاپني بود کار میکرد و ما تجربه بدي از Brother و Oki به عنوان يک برند ژاپني داشتيم. مدت کوتاهي با Oki کار کرديم، آن زمان اين برند در واقع مکمل ما بود چون در پرينترهاي ليزري و جوهري روي hp کار ميکرديم و در ماتريسي روي Oki کار ميکرديم. همه اعتقاد دارند که Oki و Brother و ژاپنيها واقعا آن قابليتهاي لازم را ندارد.
اما کانن الان سهم بازار خوبي دارد.
شما خوب را چه چيزي معنا ميکنيد اگر منظورتان فاکتور خريد و فروش است، ممکن است درست باشد اما به نظر من عوامل متعددي براي خوب بودن ملاک هستند.
من فکر ميکنم شما به آزادي hp عادت کرديد؟
اين موضوع هم هست.
اينکه متولي بالاي سرتان نبوده و آزاد روي کالاها عمل کرديد...
نه. منظورم آزادي به اين معنا نبود اولا که ما در hp آزاد نيستيم بلکه هدف خودمان را داريم. از یک جهت شايد درست باشد اما از نظر برنامه و هدف ما هنوز تحت برنامه hp هستيم. ممکن است مقطعي اين برنامه به دليل خود کمپاني مادر ضعيف يا قوي شود اما ما هميشه در اين بازار برنامه خودمان را داشتيم.
در آگهي رسمي که hp در ايران منتشر کرد شاخه اصلي توزيع همواره اميتاک، ردينگتون و الماس بودند، شما جزو شاخههاي پايينتر بوديد. آيا واقعا شما بايد يکي از اين سه گروه اصلي خريد کنيد؟
بله. همينطور است.
خب آن توزيع کننده اصلي شما کدام شرکت است؟
از هر سه استفاده ميکنيم و البته در اين موضوع آزاد هستيم. اما بيشتر تمرکز ما روي اميتاک بود چون با خلق و خوي ما سازگارتر هستند اما از هر سه ميتوانيم محصول بگيريم.
قبول دارید که امیتاک خيلي سريع رشد کرد.
بله. ظاهرا سيستم hp اين است که در هر منطقه تنها سه توزيعکننده اصلي را معرفي ميکند. ما به دليل تحريم اين سه نفر را در ايران نداريم. هدف ما هم در انجمن توزيع hp اين بود که تلاش کرديم و گفتيم ما حاضريم آن سه نفر باشيم.
موفق که نشدید شدید؟
خب آنها از حربههاي مختلفي استفاده ميکردند و اين هم از شيطنتهايشان بود. مثلا ميگفتند که سه نفر از ايرانيها نميتوانند هيچ گاه دور يک ميز جمع شوند و ما به hp ميگفتيم که اين از توهمات شماست. ما حتي اگر 10 نفر هم باشيم ميتوانيم پشت يک ميز جمع شويم و با هم کار کنيم. ضمن اينکه اصلا ما ميتوانستيم به صورت مستقل با تجربه خودمان فعاليت کنيم. اما آنها قبول نکردند. واقعيت اين است که يکي از امتيازات بازار ايران براي آنها حجم فوقالعادهاي در حد 70 ميليون است و hp واقعا نميخواست اين بازار طلايي را از دست بدهد.
يعني الان نيست؟
چرا هنوز هم وجود دارد.
خب خیلیها اعتقاد دارند بازار پرينترهاي ليزري از دست hp خارج شده و رقبا حرفهاي تازهاي ميزنند...
نه. اصلا اين حرف شما را قبول ندارم.
مثلا سامسونگ در بازار ليزريها وضعیت بدی ندارد و کانن هم در این سالها خوب سهم گرفته است؛ با اين تفاسير آيا اينکه hp بازار خودش را در ايران از دست داده درست است؟
هم درست است و هم درست نيست. درست است چون وضعيت تحريم به کم شدن توليد و توزيع در همه بندها کمک کرد. ما از اين زاويه ...
اما برندهاي ديگر ادعا دارند که از hp سهم بازار گرفتند؟
خب، آنها ادعا ميکنند.
به نظر شما اين درست است؟
بله. قطعا همين طور است چون مثلا واحد فروش ما زماني ميليوني بود اما وضعيت تحريم به گونهاي شد که ما و تمامي کمپانيها واحدشان را از ميليون به هزار رساندند. طبيعي است که اين کاهش واحد باعث ميشود که بخشي از بازار به سمت برندهاي ديگر برود.
فکر ميکنيد hp چند درصد از بازارش را از دست داده است؟
بين 10 تا 15 درصد کاهش سهم داشت.
سهم hp در بازار پرينتر الان چند درصد است؟
80 درصد و هنوز هم مطمئن هستم که اين درصد وجود دارد ببينيد قبول کنيد بزرگترين مصرفکننده hp در بازار ايران، دولت است.
که وجود دارد اما ديده نميشود!
دقيقا. اتفاقا به کمک ويترين ميشود فهميد که بازار ديگران از بازار ما کوچکتر است چون آنها در ويترين جنس دارند اما ما مدتي است که در ويترين، hp نداريم. علتش هم اين است که تا جنس hp ميآيد، به فروش ميرود! اصلا نميماند که ديده شود چون ديگران جنسشان پشت ويترين مانده است به چشم ميآيد.
بعد واقعا چه علتي دارد که تا اين حد فروش دولتي شما خوب است؟ سابقه يا رابطه؟
همان کيفيتي که ما را تا به امروز در بازار نگه داشته است باعث شده که در فروش دولتي هم موفق باشيم. دولتيها هر چقدر هم که رابطه مدار باشند بايد به زير مجموعه خود از نظر کيفيت، پاسخگو باشند. به نظرم اين کيفيت است که به آنها ديکته ميکند چه چيزي بخرند. من فکر ميکنم hp دو برگ امتياز نسبت به ساير برندها دارد؛ يکي کيفيت بالا و دوم قيمت خوب مواد مصرفي آن است و اين در مورد برندهاي ديگري مثل Lexmark، Oki و Brother اصلا توجيه اقتصادي نداشت.
در مورد مواد مصرفي hp فکر نميکنيد با وجود موارد بسيار تقلب در آن، پايين بودن قيمت به معناي مزیت رقابتی مناسب آن نيست؟
نه. منظور من تونر اورجينالي است که روي دستگاه نصب شده است.
قبول کنيد يک بخشی از بازار تهران کارش اين است که جنس غير اورجينال به مردم بفروشد؟
بله.
پس فکر نميکنيد اين موضوع مزيت بازار hp در ايران نيست؟
ببينيد اينکه جنس تقلبي hp خيلي در بازار هست را قبول دارم. من ميگويم اگر محصول hp اصل باشد واقعا کيفيت دارد و مشتري دولتي هم همواره دنبال کيفيت است. حالا اگر جنس تقلبي hp زياد است، دليلش اين است که hp هنوز بازارش را در ايران دارد و نشان ميدهد چقدر اين برند طرفدار دارد. در واقع امکان ندارد شما به دور افتادهترين شهر ايران برويد و مرکز خدمات hp پيدا نکنيد اما مشکل اينجاست که همه اين مراکز تجربه و تخصص لازم در اين زمينه را ندارند.
راستی اين قضيه همکاري مرکز توزيع hp با پرينترهاي سامسونگ به کجا رسيد؟
همان اوايل که سامسونگ آمده بود، به مرکز توزيع hp پيشنهاد داد که شما مرکز توزيع سامسونگ هم باشيد. ما به آنها گفتيم اگر به ما انحصار ميدهيد اين کار را انجام ميدهيم، اما اگر خودتان هم ميخواهيد همراه با ما اين توزيع را انجام دهيد، ما قبول نميکنيم. البته بنا به درخواست يکي از مشتريان ما از سامسونگ خريد داشتيم اما مجبور بوديم براي آموزش و سرويس دهي آن هر چند وقت يکبار يک نفر را بفرستيم در صورتيکه کار کردن با hp بسيار آسانتر از اين حرفهاست و نياز به دانش و سواد ندارد.
به نظرتان پرينترهاي سامسونگ در ايران شانس دارند؟
فکر نميکنم.
چرا؟
قسمتی از قضیه به همین موضوع کاربر پسند بودن(User-friendly) بر میگردد. علاوه بر اين مشکلاتي مانند مواد مصرفي و بيسياستي خود سامسونگ در توزيع باعث ميشود که اين محصولات نتواند چندان موفق باشد.
اما طراحي خوبي دارد و برند سامسونگ هم در بازار ايران جا افتاده است.
بله. اما فکر ميکنم جنجال و تبليغات سامسونگ خيلي در مقایسه با حجم واقعی فروش پرینترش زياد باشد. به نظرم آنها دارند از بخش لوازم خانگي روي پرينتر هزينه ميکنند.
شما با شرکتهاي تجهيزات پزشکي کار ميکنيد؟
نه.
اما حوزه اصلي کاري اميتاک پرشيا واردات تجهيزات پزشکي است.
اميتاک پرشيا نماينده اميتاک پرشياي دوبي است و با ما بسيار روابط صميمانهاي دارد چون از دوستان قديمي ما هستند. آنها نمايندگي خدمات پس از فروش hp در ايران هم بودند. خود اميتاک دوبي يک گروه کمپاني است که hp هم جزو يکي از نمايندگيهاي آن محسوب ميشود. اميتاک قبلا روي hp کار ميکرد و خدمات پس از فروش ميداد. وقتي قضيه خدمات پس از فروش در ايران منتفي شد بازار hp را رها کردند و ديگر تنها روي خدمات پزشکي فعاليت کردند. ما از نظر کاري با آنها ارتباطي نداريم، ارتباط ما کاملا دوستانه است.
قضيه اين شرکت اميد ژرفنگر چيست؟
اعضاي آن شرکت از دوستان ما هستند. ما در سال 68 با دوستان يک هسته قديمي شرکتي به نام بهينه پردازي داشتيم و به نظر من جزو شرکتهاي بسيار خوب آن زمان بود. عمده کارمان هم روي شبکههاي اطلاعرساني بود که پروژههاي ماورا و شارع را پيش برديم.
پروژه شارع يک؟
بله. دقيقا وقتي از آن شرکت جدا شديم پنج نفر شريک بوديم هر کدام به يک شرکت جديد اما هنوز همگي با هم ارتباطات داخلي داريم اما دو تا از اين شرکا در بين راه به سمت سویيچهاي کامپيوتري رفتند. چون بخشي از اين مناقصات را با شرکت ژرف نگر امضا کرده بودند، شرکتي به نام اميد ژرفنگر ثبت کردند تا سوابق خارجي شان از بين نرود.
تجارت سرورتان به کجا رسيد؟
ديگر در اين زمينه فعاليت نميکنيم. به همان دليلي که بسياري hp را رها کردند ما هم به همان دليل بازار سرور را رها کرديم، چون بازار پردردسري است.
گويا قرار است روي برند جديدي کار کنيد، اينطور نيست؟
بله. هدفمان فعاليت روي نمايندگي EDimax است. تا به امروز هم داشتيم براي آن بازارسنجي ميکرديم و از ابتداي سال جديد هم اين کار را شروع ميکنيم.
روي کدام يک از محصولات آن ميخواهيد نمايندگي بگيريد؟
هدفمان روي تمامي محصولاتش است. ما از قبل به شبکههاي اطلاعرساني علاقه زيادي داشتيم و در EDimax هم، همين موضوع را دنبال ميکنيم.
اگر از hp راضی بودید چرا سراغ یک تجارت جدید رفتید؟
خب دیگر احساس کرديم که hp از آب و گل درآمده است و زمان آن رسيده که با يک برند با اصل و نصب به بازار شبکه برگرديم.از طرف دیگر احساس کردیم محصولات چيني ديگر واقعا بازار را خسته کرده است و ادیمکس به عنوان یک محصول واقعا تایوانی کیفیت متفاوتی دارد.
ميخواهيد روي فروش دولتي کار کنيد يا کاربر نهايي?
در واقع روي هر دو. شرکت اميد ژرفنگر الان 15 سال است که روي شبکههاي کشوري کار ميکند.
چقدر اينکه شما هنوز روي hp کار ميکنيد ناشي از ترجيح است و چقدر ناشي از اجبار؟
من شخصا فقط از ترجيح استفاده ميکنم.
شما بارها در طول مصاحبه اشاره کرديد چون جايگزيني براي hp پيدا نکرديد هنوز روي آن کار ميکنيد.
نه. اين دلايل من مبني بر اين بود که ما شرايط ديگر برندها را بررسي کرديم و ديديم که در حد و اندازه hp نيستند. پس روي آنها کار نکرديم. من اگر برند خوبي پيدا کنم نميآيم hp را حذف کنم بلکه آن را به مجموعه اضافه ميکنم نمونه آن هم همين EDimax است. باز هم تاکيد ميکنم اصلا علاقه ندارم پايم را در کفش دوستانم بگذارم و حد خودم را حفظ ميکنم.
غارتگران در مصاف با بيگانگان
حمیدرضا وفانژاد
سرويس بازي - تا به حال شنيدهايد که يک فيلم يا يک بازي کاملا حال به هم زن و مزخرف بتواند طرفداران زيادي را دور خود جمع کند و به فروش بالايي هم دست پيدا کند؟ اگر نشنيدهايد پس حتما توصيه ميکنيم که فقط يکي از فيلمهاي بيگانگان در مصاف با غارتگران (Predator vs Aliens) را ببينيد تا به اين مساله پي ببريد.
اين سري فيلمها هميشه در پايينترين سطح فيلمهاي سينمايي قرار داشتند که هيچ منتقدي نميتوانست نکته خوبي از آن بيرون بکشد و سطح فيلم را حداقل کمي بالا بکشد اما در نقطه مقابل هميشه فروش اين سري فيلمهاي سينمايي واقعا رويايي و گيشهها هميشه شلوغ بودند. علاوه بر اين، طرفداران اين فيلم فوقالعاده زياد هستند که همين امر فروش آخرين بازي برداشته شده از روي اين فيلم را تضمين کرده و اين بازي با وجود نمرات پاييني که از سايتها و مجلات گرفت، فروش فوقالعادهاي داشته و لقب پرفروشترين بازي هفته در سرويس Steam را گرفته است. فروش بازي در هفته اول به حدي بالا بود که هيچ کس فکر نميکرد بازي توان مقابله با بايوشاک 2 را داشته باشد. اين بازي در کمال ناباوري رکوردها را شکست و توانست در رتبه نخست قرار گيرد.
داشتن اين همه طرفدار در سراسر دنيا براي چنين محصولي (چه فيلم و چه بازي) کاملا غير منطقي است. اگر بگوييم فيلمهايي مثل جنگ ستارگان يا استار ترک (Star Trek) (که هر دو قديمي هستند) فيلم، کتاب، کتابهاي کميک و ... زيادي دارند هيچ جاي تعجبي ندارد اما براي عنواني مثل A v P خيلي باور کردني نيست در حاليکه عين حقيقت است. اين چند خط با هدف تخريب نوشته نشدند بلکه فقط تلاش کرديم که بگوييم پايه اين داستان يک چيز سطحي و خيلي ساده است که با همين سادگي و سطحي بودن طرفداران زيادي براي خود کسب کرده است.
اگر فکر ميکنيد که با يک داستان جديد و متفاوت روبهرو هستيد سخت در اشتباهيد. داستان اين بازي نيز داستان همان فيلمها، کميکها و بازيهاي گذشته است و چيز جديدي ندارد و از لحاظ داستاني شما هيچ چيز شگفتآوري در بازي نميبينيد و حتي اگر هم بخواهيد نميتوانيد از داستان بازي لذت ببريد. نا خودآگاه پس از انجام اين بازي و ديدن چند فيلم در اين سبک از خودتان ميپرسيد چرا بايد هنوز از چنين داستانهاي قديميشده و کليشهاي استفاده شود و ما به زور خودمان را با آنها سرگرم کنيم؟
در مجموع اگر شما هيچ آشنايي با اين عنوان پر طرفدار نداريد و به اميد شناختن و پي بردن به داستان اين عنوان قصد خريد اين بازي را داريد بايد اين کار را يک کار اشتباه بدانيم چون اين بازي به هيچ وجه توان روايت اين داستان کليشهاي و ساده را ندارد.
ابتدا قبل از هر چيز شما بايد يکي از سه نژاد انسان، بيگانگان و غارتگران را براي بازي انتخاب کنيد که هر سه از گيمپلي جداگانهاي برخوردار هستند. اگر دلتان براي کمي، فقط کمي، ترس تنگ شده و دوست داريد بترسيد پس انتخاب شما حتما بايد انسانها باشد اما اگر دوست داريد کمي شما ترسناک باشيد و بترسانيد دو نژاد ديگر را انتخاب کنيد. در واقع تمرکز اصلي شورشي(Rebellion ) بيشتر بر قسمت انسانها بوده تا بتواند همين يک بخش را خوب نگه دارد. دو بخش ديگر پس از کميبازي کردن کاملا شما را خسته و شما را از ادامه بازي منصرف ميکنند. اما باز هم با وجود اين که قسمت انسانها خوب از آب در آمده باز هم برخي موارد مثلا ترسناک هست که به جاي اينکه شما را بترسانند، به خنده وا ميدارند. مثلا در حال راه رفتن در يک راهرو هستيد که از بالاي سرتان يک باره يک دريچه به روي زمين ميافتد. پيشنهاد ميکنم در همين جاها که اين صحنهها را ميبينيد بازي را چند لحظه نگه داريد و از خوتان بپرسيد "يعني من بايد با ديدن اين صحنه بترسم؟" و جواب خود را به راحتي بگيريد. نوآوري چيزي بود که گيمپلي بازي کمي به آن احتياج داشت اما همين شکل کنوني نيز شما را راضي نگه خواهد داشت و شما را تا آخر بازي دنبال خود خواهد کشيد البته اگر بخشهاي ديگر بازي بگذارند.
تنها چيزي که از قسمت گرافيکي بازي خوب از آب در آمده، بخش فيزيک بازي است که تا حدودي قصد داشته شباهتي با فيزيک فضاي مرده (Dead Space) داشته باشد. اگر در نقش بيگانگان يا غارتگران (که هر دو از موجودات وحشي هستند) بازي کنيد، به خوبي به اين نکته پي ميبريد. البته اين که ميگوييم فيزيک بازي خوب کار شده به اين معني نيست همه بخشها از فيزيک خوبي برخوردارند، بلکه فقط آيتمهاي اصلي صحنه بازي از اين قاعده پيروي ميکنند و تاثير خوب فيزيک را در همه جا نميتوان مشاهده کرد. از طرفي نورپردازي بازي تنها نقطه مثبت گرافيکي بازي است. اگر اين بازي را تجربه کرده باشيد شايد از اين جمله تعجب کنيد. با توجه به اينکه محيطهاي بازي اکثرا تاريک و تيره هستند اگر گرافيک بازي يک نورپردازي خوب نداشت با توجه به رنگپردازي بسيار ضعيف بازي ديگر هيچ چيزي را نميتوانستيد در بازي مشاهده کنيد. همان طور که گفته شد رنگپردازي در بازي بسيار بد و نچسب طراحي شده و واقعا شما را جذب نميکند. نتيجه حتي يک چيزي بدتر از فيلمهاي اخير است. البته شايد دليل اصلي انتقاد شديد از اين سري فيلمها و بازيها نيز همين باشد و دليل اصلي داشتن مخاطب زياد هم همين فضاهاي کثيف و نفرتانگيز باشد. البته دوست داشتن يا متنفر بودن از اين گونه فضاها و اين گونه فيلمها بستگي به سليقه شما دارد و نميتوان يک حکم کلي براي آن صادر کرد. صرفنظر از اين موارد، باگهاي زيادي در مسير بازي را شاهد خواهيد بود که جدا از خندهدار بودن، گاهي واقعا روي اعصاب ميروند. قسمت خوب ديگري که در بخش گرافيکي بازي وجود دارد خون دشمنان است. از خون قرمز رنگ گروههاي انسانها گرفته تا خون سبز رنگ و اسيدي غارتگران همه زيبا و خوب از کار در آمدهاند و خون در داخل بازي با صحبتهاي سازندگان کاملا مطابقت دارد. انيميشن صورت و بدن کاراکترها در بازي، البته کاراکترهاي انسان، بسيار بچهگانه و قديمي است. شايد با ديدن صحنههاي سينماتيک ياد بازيهاي 10 سال پيش بيفتيد با اين تفاوت که کمي، فقط کمي بهتر شدهاند. حرکت بدن و رفلکس صورت انسانها به قدري ابتدايي هستند که گاهي اوقات ممکن است يک انسان را با چهرهاي خندان و استيل بدني نيمه عقب مانده در صحنهاي حساس و خطرناک ببينيد.
شورشي از هر طريقي که بوده، قصد دارد شما را بترساند؛ چه از طريق بخشهاي صداگذاري و موسيقي و چه از طريق تغييرات محيطي و حملات سريع دشمنان به شما. تم کلي موسيقيهاي بازي از روي همان فيلمهاي قديمي و گذشته برداشته شده است؛ دقيقا کاري که هميشه براي هر بازياي که بر پايه فيلم ساخته ميشود، انجام ميدهند. اما در هنگام بازي شما آن قدر محو به انجام رساندن کار خود هستيد که ديگر به موسيقي توجهي نميکنيد و يا حس ميکنيد که موسيقي تاثير لازم را ندارد. افکتهاي صوتي نيز در هنگام مواجهه با دشمنان ميتوانست خيلي بهتر از اينها باشد ولي باز هم خيلي ضعيفتر از آن چيزي بودند که جلوه ميکردند. صداگذاري براي کاراکترهاي انسان خيلي بهتر از صداگذاري روي بيگانگان و غارتگران است در حاليکه اين خود يک نکته کاملا منفي براي بازي محسوب ميشود. براي مثال متوجه ميشويد که در هر سه حالت تعيين رابطه خود با موجودات کثيف و وحشي، صداها خشن هستند. از سه حالتي که شما ميتوانيد براي بازي خود انتخاب کنيد (انسانها، غارتگران و بيگانگان)، دو حالت در نقش موجودات غير طبيعي و وحشي هستند که بايد از اين قاعده صداگذاري خوب پيروي کنند اما آنگونه که شايسته بود، اين کار انجام نشده است.
اگر واقعا شما هم يکي از عاشقان اين عنوان هستيد اين بازي را از دست ندهيد ولي اگر هيچ علاقهاي به سبک اکشن اول شخص تخيلي نداريد اين عنوان را اصلا انتخاب نکنيد. حتي اگر هم تمام بازيهاي جديد مثل بايوشاک 2 يا Mass Effect 2 را به اتمام رساندهايد باز هم به سراغ اين بازي نرويد چون مطمئنا از کرده خود پشيمان خواهيد شد.
اين بازي در حال حاضر براي PS3 ، X360 و PC عرضه شده است. نسخه PC بازي در 4 DVD در دسترس است.
با يکي از مادربوردهاي تراشه H55 آشنا شويد
عصر جديد هزاره
GIGABYTE GA-H55M-USB3
عصر جديد پردازندهها و چيپستها آغاز شده و اينتل دوره تازهاي را براي بازار سختافزار شروع کرده که هنوز در ابتداي اين راه هستيم. اين دوره در گروه پردازندهها با ساختار جديدي به نام نيهالم (Nehalem) پا گرفت و در چيپستها نيز مبدا آن را ميتوان تراشههاي X58 دانست که در آنها روند حذف پل شمالي آغاز شد و در P55 قسمت پل شمالي از تراشهها عملا حذف شد و پل جنوبي هم با کمي تغيير وظايف به نام PCH در آمد. معماري پردازندههايي که بر اساس ساختار نيهالم ساخته ميشوند به صورت ماژولار است و هر کدام از اين قطعاتي که از روي مادربورد حذف ميشوند ميتوانند به صورت يک ماژول به CPU اضافه شوند. به عنوان مثال زمانيکه تراشههاي X58 توليد شدند کنترلر رم از روي مادربوردها حذف شد و به پردازنده پيوست در تراشه بعدي يعني P55 علاوه بر کنترل کننده رمها، بخش کنترل کننده PCIe هم به پردازنده اضافه شد تا عملا پل شمالي حذف شود. در همين دوره پردازندههاي لينفيلد در گروههاي Core i7 و Core i5 براي P55 نقش اصلي داشتند و پس از آن هم تراشههاي جديد براي پوشش بخش متوسط و ارزان بازار عرضه شدند که اکنون ميتوان آنها را در انواع H55 که در اين شماره آن را بررسي ميکنيم و H57 و Q57 مشاهده کرد.
پردازندههايي که براي تراشههاي H55 منتشر شدند يک ويژگي اصلي و متمايز کننده نسبت به محصولات قبلي دارند و آن هم اضافه شدن بخش گرافيک است و تراشههاي گرافيکي مجتمع يا آنبورد نيز از روي مادربورد حذف شد و به پردازنده پيوست با اين تفاسير حالا ميتوانيم بگوييم ردهاي از بازار که تا امروز گروه ارزان قيمت را تشکيل ميداد و شامل تراشههاي قديمي 945 و بعدها G31 و G41 ميشد اکنون با تحول بزرگي روبهرو شده و از اين پس مادربوردهاي سوکت اينتل در اين گروه فاقد تراشه گرافيکي خواهند بود. هنوز مشخص نيست اين پردازندههاي جديد که مجهز به تراشه گرافيکي آنبورد هستند قرار است از نظر بخش گرافيک هم متفاوت باشند يا تنها يک نوع تراشه مشخص در آنها بهکار ميرود ولي آنچه معلوم است زير ساخت اين کار به کمک معماري نيهالم وجود دارد و شايد در آينده از اين نظر هم تفاوتهايي را ببينيم.
پردازندههايي که براي اين تراشه انتخاب شدهاند با نام قراردادي کلارک ديل (Clarkdale) شناخته ميشوند و فناوري ساخت آنها 32 نانومتري است. به همين دليل است که ميتوان علاوه بر هسته پردازش محاسباتي يک هسته گرافيکي را هم به آن اضافه کرد ضمن اينکه در مصرف توان آنها نيز بهبودهايي ديده ميشود؛ بهطوريکه اين پردازندهها تنها 73 وات مصرف دارند. کلارک ديل فعلا در سه گروه ساخته ميشود که شامل پردزاندههاي Core i5 در رده i5-6xx، پردازندههاي Core i3 در رده i3-5xx و پردازندههاي پنتيوم در رده G6xxx هستند دو مدل اول داراي 4 مگابايت کش در لايه سوم است و پنتيومها نيز 3 مگابايت کش در اين لايه دارند. پردازندهاي که در اين بررسي مورد استفاده قرار گرفت مدل i5-661 بود. اين پردازنده داراي فرکانس 33/3 گيگاهرتز است و 4 مگابايت کش دارد. اين پردازنده مثل ساير مدلهايي که با تراشه H55 هماهنگ هستند از سوکت LGA1156 پشتيباني ميکند.
گيگابايت براي تراشههاي H55 داراي سه مدل است و مادربورد مورد بررسي H55M-USB3 نام دارد. اين بورد از نوع microATX است با اين حال 4 ماژول رم و 2 شکاف PCIe x16 دارد. در اين مادربورد 7 درگاه ساتا 300 مگابيتي ديده ميشود که 5 عدد از آنها توسط تراشه MCH کنترل ميشوند و دو پورت ديگر توسط تراشه ساتا گيگابايت فراهم ميشود که در واقع همان تراشه JMB363 است. پورتهاي معمولي ساتا آبي رنگ هستند و از Raid پشتيباني نميکنند ولي پورتهاي سفيد رنگ با Raid سازگار هستند. تراشه H55 از 12 درگاه USB پشتيباني ميکند با اين حال در پنل پشت اين مادربورد ميتوان 6 پورت USB را ديد و 6 پورت ديگر نيز توسط براکتهايي که در شکاف توسعه کيس نصب ميشوند قابل دستيابي هستند. نکته مهم اين است که دو پورت از اين تعداد از نسل سوم USB پشتيباني ميکنند و از طريق تراشه NEC μPD720200 فراهم ميشوند. اين دو را ميتوانيد از طريق رنگ زرد آنها در پنل پشت تشخيص دهيد.
اين مادربورد داراي دو پورت فايرواير هم هست که يکي از آنها در پنل پشت مادربورد است و ديگري براي پنل جلوي کيس از طريق درگاه روي مادربورد ايجاد ميشود اين دو درگاه توسط تراشه ساخت شرکت Texas Instruments کنترل ميشوند. تراشه صوتي اين مادربورد از نوع ALC889 با قدرت ارايه صداي 8 کانال است و براي شبکه نيز از کنترلر RTL8111D استفاده ميشود که ميتواند يک درگاه شبکه گيگابيتي را کنترل کند.
در کنار پردازنده ميتوان 7 فاز توان را در بخش VRM مشاهده کرد که در کنار سوکت قرار گرفتهاند. از اين تعداد، چهار فاز متعلق به هسته اصلي پردازنده است که ولتاژ مورد نياز براي بخش Vcore را تنظيم ميکند. دو فاز ديگر براي کنترلر ولتاژ رمها است (VTT) که درون پردازنده قرار گرفته و در نهايت يک فاز نيز براي بخش گرافيکي است. مانند ساير مادربوردهاي گيگابايت خصوصيات کيفي رايج براي مادربوردها در اين مدل نيز رعايت شده که به عنوان مثال ميتوان به استفاده از خازنهاي جامد ژاپني، چوکهاي هسته فريت و ترانزيستورهاي پيشرفته با مقاومت پايين اشاره کرد. ضمن اينکه مدار چاپي مجهز به لايه دو اونسي مس است که علاوه بر بهبود جريان الکتريکي در طول بورد، ميتواند در کاهش دما نيز موثر باشد. نسل دوم از فناوري معروف گيگابايت در زمينه بهرهوري انرژي نيز در اين مدل وجود دارد که به نام DES خوانده ميشود.
نتيجهگيري
مادربوردهاي تراشه H55 هنوز راه زيادي دارند تا جايگزين مدلهاي پرفروش و ارزان قيمت شوند. به عنوان مثال يک مادربورد معمولي G31 به همراه پردازندهاي متوسط با حدود قيمت 120 هزار تومان قابل خريد است و اتفاقا براي وظايف دفتري نيز کارآيي مناسبي دارد و اين در حالي است که فعلا نميتوان تصوري از ارزاني در مورد اين مدلها داشت. ضمن اينکه برخي ويژگيهايي که به تازگي در ميان تراشههاي گرافيکي رايج شدهاند مثل پشتيباني از دايرکت ايکس 11 نيز در اين مدلها ديده نميشود. اما از طرف ديگر، کارآيي اين مدلها قرار دارد که باعث ميشود آنها را از رده ارزان قيمت خارج کنيم و در گروه متوسط قرار دهيم. در اين مادربوردها به همراه يکي از پردازندههايي که براي تراشه H55 منتشر شده امتياز قابل توجهي در نرمافزارهاي تست بهدست آمده و ميتوان آن را يکي از مدلهاي مناسب براي فعاليتهاي خانگي دانست. در کنار اين مورد تمام آنچه که مورد نياز است مانند دو شکاف x16 براي نصب کارت گرافيکي و مواردي از اين دست در اين مدل زياد ديده ميشود. بنابراين ميتوانيم اين مجموعه را يک انتخاب مناسب با توجه به فناوريهايي که توسط آن قابل استفاده هستند معرفي کرد هرچند که بهتر است کمي صبر کنيد تا تنوع مدلها باعث افزايش رقابت و کاهش قيمتها شود.
مشخصات سيستم تست
1-CPU: AMD PHENOM II X4 945 3.0 GHZ
2- MB: ECS A890GXM-AU
MB : MSI 790FX-GD70
3- RAM 2×2GB DDR3-2000 9-9-9-24
4-VGA XFX HD5870 1GB GDDR5
5-Power Green GP885B
گارانتی آواژنگ
LG Coocki 3G
کلوچه جومونگ
محمد نوجوان
m.nojavan@ictnews.ir
ديباچه
با نزديکشدن به سال نو، الجي نيز همچون ساير برندهاي فعال در بازار ايران تلاش ميکند تا تازهترين محصولات خود را به بازار شب عيد ايراني برساند. اين برند کرهاي مدتي است که با ايجاد نوآوريهايي در محصولات خود توانسته ديد نهچندان مناسب کاربران در مورد محصولات برند خود را بهکلي تغيير دهد. KM555 نيز يکي از همين مدلهاي تازهوارد است که با تغيير نام ابتدايي خود موسوم به دوروتي، Coocki 3G لقب گرفته است. اين در حالي است که همچنان اين مدل از قابليتهاي چند محصول اخير الجي نيز بهره گرفته است. ظاهرا قرار است اين مدل با قيمتي حدود 300 تا 320 هزار تومان بهزودي وارد بازار کشور شود.
طر احي
بدونشک اگر بخواهيم يکي از المانهاي بارز و مشخص گوشيهاي الجي را ذکر کنيم، بايد به طراحيهاي تازه و چشمنواز آنها اشاره کنيم که اگرچه در نبود قابليتهاي سختافزاري و نرمافزاري مناسب،مورد پسند هر کاربري قرار نميگيرند، اما علاقهمندان به گوشيهاي زيبا همچنان مدلهاي الجي را بهعنوان يکي از انتخابهاي ابتدايي خود ميدانند. اين در حالي است که بهدليل همين نوع خاص، طراحي گوشيهاي اين برند در ميان کاربران خانم طرفداران بيشتري دارد. روي KM555 نيز همانند ديگر گوشيهاي اين کلاس چه از خود الجي و چه از ديگر برندهاي سازنده، به صفحهنمايش سرتاسري و تماملمسي تعلق دارد. ديگر نکتهاي که در خيل زيادي از گوشيهاي الجي مشترک است، اختصاص قابي مشکي رنگ و در عينحال بزرگتر از حد تصور است که سبب ميشود خود صفحهنمايش کوچکتر از معمول بهنظر برسد. در ضلع بالايي اين قاب، لوگوي الجي در وسط خودنمايي ميکند و درست در بالاي سر خود درگاه شنيدن صداي شخص تماسگيرنده را میبیند، البته در اين ميان، دو سنسور مخفي در قاب سياهرنگ نيز تعبيه شدهاند. وظيفه اين دو سنسور تنظيم نور صفحهنمايش براساس نور محيط و خاموشکردن صفحهنمايش با نزديکشدن به صورت است که هردوي اين المانها در مصرف کمتر باتري تاثير بسزايي دارند. اما در ضلع پاييني اين قاب نيز دکمههاي قطع و وصل تماس و دکمهاي چندکابردي ديده ميشوند. اين دکمه در منو، وظيفه بستن نرمافزارهاي بازمانده شده و در صفحه اصلي، وظيفه نشاندادن نرمافزارهاي مورد علاقه کاربر براي دسترسي سريعتر را برعهده دارد. تمامي المانهاي کوکي 3G در يک قاب فلزي نوکمدادي قرار داده شدهاند که ظاهري جذاب به اين قسمت ميبخشند. پشت اين گوشي نيز از سادگي خاصي برخوردار است؛ جاييکه کاور از پلاستيکي هاشورخورده انتخاب شده که حس فلزي بودن را بهکاربر القا ميکند. در بالاترين قسمت اين کاور يکسره و در سمت چپ، دوربين KM555 تعبيه شده که بدون بهرهگرفتن از محافظ لنز تنها با يک نوار باريک فلزي احاطه شده است. در زير اين دوربين نيز به قدرت آن اشاره شده است. در قسمت پاييني کاور باتري لوگوي الجي و اسامي تعدادي از قابليتهاي گوشي در دو طرف ديده ميشود. اين در حالي است که فلشي در اين قسمت، جهت خارجکردن کاور باتري را به کاربر نشان ميدهد. در سمت راست اين گوشي نيز همچون هميشه شاتر دوربين بهچشم ميخورد که دکمه اختصاصي آن کاملا خاص و با توجه به باريکي گوشي طراحي شده و کار با آن کمي براي کاربر آزاردهنده است. در بالاتر از شاتر نيز دکمه اختصاصي ورود به بخش موسيقي تعبيه شده است. اما در سمت چپ اين گوشي دکمههاي تنظيم حجم صدا ديده ميشوند که با توجه به همان طراحي خاص، چيده شدهاند. پايينتر از اين کليدها نيز درگاه اتصال کابل USB و شارژر قرار داده شده است. قسمت بالايي اين گوشي هم به قرارگيري دکمه خاموش و روشن کردن گوشي که براي قفل کردن صفحهنمايش کاربرد دارد، اختصاص داده شده است. در همين بخش پورت 5/3 ميليمتري براي اتصال انواع هدفون نيز ديده ميشود که نشان از تعلق اين محصول به خانواده گوشيهاي موسيقيايي است.
مشخصات
KM555 الجي همانطور که از نام مستعار انتخابشده براي آن مشخص است علاوه بر فعاليت در شبکه 2G ميتواند در نسل سوم شبکهاي نيز کار کند. اين گوشي قادر است از باندهاي فرکانسي 850، 900، 1800 و 1900 در نسل دوم شبکهاي و باندهاي فرکانسي 900 و 2100 نسل سوم تحت پوشش خود قرار دهد. البته اين گوشي در دو نوع ساخته شده که يکي از آنها قابليت پشتيباني از نسل سوم شبکهاي را ندارد. کوکي که تنها 94 گرم وزن دارد به رسته محصولات سبک وزن تعلق دارد که از يک صفحهنمايش 3 اينچي تماملمسي بهره ميبرد. اين نمونه که به خانواده TFTها تعلق دارد، قادر است در نور مستقيم خورشيد کارآيي نسبتا مناسبی داشته باشد اگرچه تا زماني که قفل صفحهنمايش باز نشده، اين قابليت آنچنان بهچشم نميآيد. اين در حالي است که تصاوير بهنمايش درآمده توسط اين نمونه از وضوح تصوير 400×240 پيکسل بهره ميبرند. در اين ميان، سنسور چرخش صفحهنمايش که شتابسنج داخلي ناميده ميشود به کمک کاربر ميشتابد تا بتواند با چرخش گوشي خود، تصاوير را در اندازهاي درست ببيند.
الجي براي اين مدل از 40 مگابايت حافظهداخلي بهره گرفته که کاربر ميتواند از طريق درگاه قرارگيري کارتحافظه از نوع MicroSD اين مقدار را تا 16 گيگابايت ارتقا دهد. البته حافظهاي بهصورت پيشفرض براي KM555 در نظر گرفته نشده است. در اين ميان، امکانات شبکهاي اين گوشي در سطح بسيار بالايي قرار دارد. پشتيباني از کلاس 10 GPRS، کلاس EDGE 10i، 3G، HSDPA و WiFi گوشهاي از اين امکانات هستند. فناوريهاي بهکار گرفته شده براي اتصال در اين مدل نيز شامل نسخه 1/2 بلوتوث با قابليت پشتيباني از پروفايل A2DP و نيز USB است. در اين ميان نبود درگاه مادون قرمز موسوم به اينفرارد همچنان يک ضعف براي اينگونه محصولات محسوب ميشود.
شرکت سازنده تصميم گرفته تا براي کوکي تنها به يک دوربين با قدرت 15/3 مگاپيکسل بسنده کند؛ در حاليکه رقبا تلاش ميکنند تا دوربينهاي قدرتمندتري در محصولات اين رده بهکار گيرند. اين در حالي است که اين نمونه حتي از فلاش نيز بهره نميبرد و اگرچه ميتواند تصاوير نسبتا مناسبي در شرايط ايدهآل نوري ثبت کند، اما نميتوان آن را رقيبي شايسته رقابت با ساير نمونههاي 15/3 مگاپيسکسلي بهشمار آورد. وضوح تصاوير ثبتشده در اين گوشي 1536×2048 پيکسل است که هيچ قابليت اضافهتري را در اختيار کاربر قرار نميدهد. البته کاربر ميتواند با کيفيت QVGA و سرعت 30 فريم در ثانيه با اين دوربين فيلمبرداري کند. اين گوشي ظاهرا به دوربين دومي براي برقراري تماسهاي ويديويي در نسل سوم شبکهاي مجهز نشده است. از همينرو نميتوان انتظار داشت که KM555 اين قابليت را به کاربر عرضه کند. اين گوشي از تراشه موقعيتياب جهاني نيز پشتيباني نميکند تا نبود قابليتهاي چشمگير اين محصول با GPS پايان بپذيرد. راديو FM با قابليت RDS يکي ديگر از امکانات کوکي محسوب ميشود. باتري استفاده شده براي اين مدل نيز از قدرت 950 mAh برخوردار است که ميتواند تا 570 ساعت در حالت آماده بهکار و تا 5 ساعت و نيم بهصورت فعال به کاربر خدمات برساند.
بررسي دوربين
دوربيني که الجي در اين گوشي مورد استفاده قرار داده است يک نمونه 15/3 مگاپيکسلي بدون هيچگونه امکانات و قابليتهاي اضافي است. اين دوربين نه به فلاش مجهز شده و نه اثري از فوکوس خودکار در آن ديده ميشود. از طرفي اين دوربين ميتواند با کيفيت QVGA نيز فيلمبرداري کند. وضوح تصاوير ثبت شده با اين دوربين 1536×2048 پيکسل است که با وضوح افقي و عمودي 96 DPI ميتواند تصاوير را در شرايط نوري مناسب با کيفيت خوبي ذخيره کند. البته نميتوان از فرمت رنگي SRGB و نيز عمق رنگ 24 بيتي اين تصاوير نيز بهسادگي عبور کنيم. تصاوير ثبت شده کيفيت مناسبي در زمان مشاهده روي رايانه دارند. از همينرو ميتوان اين دوربين را با تمامي ضعفهايش با توجه به کاربري اين گوشي مناسب ارزيابي کرد. فاصله کانوني اين دوربين 4 ميليمتر است، از همينرو ميتوان انتظار داشت که تصوير حتي در نبود فوکوس خودکار مناسب ارايه شوند.
1 – تصاوير ثبتشده با توجه به قابليتهاي اندک دوربين مناسب هستند.
2 – نبود کاور براي لنز ميتواند باعث صدمهرساندن به آن شود.
3 – نبود فلاش در شرايط کمنور کاربر را دچار مشکلات عديدهاي ميکند.
4 – فوکوس خودکار بهعنوان اصليترين ويژگي هر دوربين در اين نمونه بهکار گرفته نشده است.
بررسي اسپيکر
اسپيکر اين گوشي که با درگاه شنيدن صداي شخص تماسگيرنده در يک جا تعبيه شده قادر است صداي بسيار بلندي را از خود خارج کند. اين اسپيکر اگرچه بهصورت اختصاصي درون درگاه ياد شده قرار گرفته اما با توجه به نزديکي اين درگاه با پورت 5/3 ميليمتري بهراحتي نميتوان صداي خروجي را مهار کرد. اين در حالي است که پورت استفاده شده به کاربر اين اجازه را ميدهد تا از طريق آن با هدستهاي استريو نيز بهراحتي به موسيقي گوش بدهد. فرمتهاي پشتيباني شده توسط اين گوشي MP4، H.263، MP3، WAV و AAC هستند که رنج کاملي از موسيقيهاي امروزي نيز با همين فرمتها توليد ميشوند.
بررسي پردازنده
پردازندهاي که الجي براي اين مدل در نظر گرفته يک نمونه نسبتا مناسب البته با توجه به نوع کاربري اين محصول است. جابهجايي ميان منوها اگرچه در شرايطي که بيش از يک يا دو برنامه بهصورت مخفي باز باشد، کمي با مشکل مواجه شده و کاربر را دچار سردرگمي ميکند. پردازنده اين گوشي براي اجراي نرمافزارهاي مختلف که نياز به قدرت پردازشي چنداني ندارند کفايت ميکند و بههمين دليل ارزيابي از اين پردازنده در حد مناسبي است.
تست سرعت RMS
مقدار RMS: 2559
سرعت ذخيره اطلاعات RMS: 91 kb/S
سرعت خواندن اطلاعات RMS: 125 kb/s
تست سرعت محاسبه شمارش اعداد Fibonacci زمانيکه پردازنده 100 درصد بارگذاري شده است:
1 - محاسبه 16000 عدد در 5 ثانيه
2 - محاسبه 32000 عدد در 10 ثانيه
3 - محاسبه 64000 عدد در 21 ثانيه
4 - محاسبه 128000 عدد در 43 ثانيه
5 - محاسبه 256000 عدد در 87 ثانيه
6 - محاسبه 512000 عدد در 172 ثانيه
7 - محاسبه 1024000 هزار عدد در 344 ثانيه
8 - هماهنگي ميان اجزا محاسبه 2048000 عدد در 693 ثانيه
Cpu score: 134
Memory Score:345
Int Score: 303
Float Score:380
Copied 704 kb at 191 kb/s
Read 2048 kb at 541 kb/s
Free Memory for App:3921152
Total Memory for app:4194292
بررسي پردازنده گرافيکي
KM555 با توجه به ردهاي که به آن تعلق دارد، نميتواند از پردازنده گرافيکي جداگانه بهره ببرد. ايندرحالي است که با توجه به پردازنده نهچندان قدرتمند اين گوشي نميتوان انتظار داشت که گوشهاي از پردازش به گرافيک اختصاص يابد. البته با آزمايشات و بررسيهاي بهعمل آمده مشخص شد اين پردازنده مرکزي ميتواند بهتنهايي شرايط سهبعدي را فراهم کند اما بهدليل نبود واحدي اختصاصي در شرايط پرسپکتيوي و نوردهي ضعف پردازشي کاملا مشهود است. در همين حال FPC Bench امتياز متوسط 438 را به اين پردازشها اختصاص داد.
Maxlights:8
maxSpriteCropDimension:512
maxTextureDimension:512
maxTransformsPerVertex:2
maxViewPortDimension :512
maxTextureUnits:2
بررسي صفحه نمايش
اما صفحهنمايش اين گوشي با وجود بهرهگيري از قابليت تماملمسي پاسخگويي مناسبي نسبت به تماس دست ندارد. اين صفحهنمايش که در اندازه 3 اينچ توليد شده ميتواند تصاويري با وضوح 258×240 پيکسل را نشان دهد. اين نمونه قادر است 256 هزار رنگ موثر را از يکديگر تفکيک کند که با توجه به محدوديتهاي سيستمعاملي اين رقم تا 65 هزار رنگ موثر تقليل مييابد. صفحهنمايش اين گوشي از نوع TFT انتخاب شده که عملکرد قابل قبولي در نور مستقيم خورشيد ندارد.
زPolygon Draw:63
Color Draw:107
Circle Draw:39
Grahic Draw:85
Smoothes Edge:123
Filled 146526 pixels at 62476 P/S
Screen Resolution:240×258
Number of Colors:65536
مزايا
1 - طراحي اين گوشي همچون ساير محصولات الجي، از انواع قابل قبول براي بيشتر کاربران است.
2 - پردازنده اين گوشي براي KM555 با تعريف کاربري مشخصاش مناسب است.
3 - دوربين گوشي با وجود نبود قابليتهاي چشمگير عکسهاي خوبي البته به شرط شرايط نوري ايدهآل، به کاربر ارايه ميدهد.
4 - اسپيکر اين گوشي از قدرت بسيار مناسبي در ارايه صداهاي خروجي برخوردار است.
معايب
1 – صفحهنمايش اين گوشي قابليت پاسخدهي مناسبي نسبت به تماس دست ندارد.
2 – دکمههاي اختصاصي کوکي همچون دکمه شاتر بسيار کوچک طراحي شدهاند.
3 – نبود فلاش يکي از معايب چشمگير اين دوربين است.
4 – نبود قابليت فوکوس خودکار بهعنوان مهمترين عامل در ارايه تصاويري واضح در اين دوربين گنجانده نشده است.
نتايج
اين گوشي با توجه به قابليتهاي مورد نياز کاربر امکان خريد پيدا ميکند.
بهنظر ميرسد طرفداران گوشيهاي الجي همچنان بهدنبال محصولات اين شرکت هستند؛ چه قابليتهاي مورد نظر آنها را داشته باشد و چه نداشته باشد. با اين حال طرفداران گوشيهاي مولتيمديا که احتياج به پردازشهاي سنگين ندارند ميتوانند اين گوشي را انتخاب کنند.
اما کاربران حرفهايتر که دوست دارند از گوشي تلفنهمراه خود همچون يک نوتبوک کار بکشند، با آن بازي کنند و يا نرمافزارهاي سنگين از نظر پردازشي روي آن نصب کنند بهتر است به فکر محصولي ديگر باشند.
تايواني ها در بازار مادربورد همچنان یکه تاز هستند
ماراتن گیگابایت و اسوس
سپيده نيکخواه
s.nikkhah@ictnews.ir
سرويس گزارش- پرونده سال 2009 با تولید نزدیک به یکصد میلیون مادربورد برای صنعتگران تایوانی بسته شد.
به گزارش عصرارتباط، بازيگران تايواني مادربورد در شرايطي به آمار سه ماهه اول سال 2010 خود نزديک ميشوند که بر اساس اعلام دیجیتایمز، اسوس و برادر دوقلويش، Pegatron توانستند با اختصاص سهم ميانگين 20 و 26 درصد از کل فروش بازار جهاني مادربوردها، در رده نخست قرار بگيرند.
از سوي ديگر، گيگابايت با سهم 7/18 درصد و الايتگروپ با جايگيري در 09/17 درصد از بازار، به ترتيب در رتبههاي سوم و چهارم پرفروشترين مادربوردهاي سال 2009 قرار گرفتند.
در این میان سهم صدرنشين این گروه یعنی اسوس در سال 2009 در مقايسه با 2008، دو درصد کاهش يافته بود، اما توجه به آمار فروش دو ماهه اول این گروه افسانهاي در سال جاري و همچنين نگاهي به برنامههاي آتي آن از اين حکايت دارد که اسوس قصد دارد تا پايان 2010 به سهم 25 درصدي از کل بازار مادربورد برسد.
اسوس پیش بینی کرده در سه ماه نخست امسال نزدیک به 5/5 میلیون مادربورد به فروش میرساند. در عین حال رقیب هموطن این نام تجاری یعنی گیگابایت نیز با شتاب بیشتری در سال 2010 به راه خود ادامه میدهد. در سالی که رکود اقتصاد جهانی نفسهای آخر خود را میکشد و به نظر میرسد فرصتهای جدیدی برای این تولیدکنندگان ایجاد شود، گیگابایت اعلام کرده است هدف خود را فروش چهار میلیون مادربورد با برند گیگابایت در سه ماه نخست امسال قرار داده است و پیش بینی میکند بیشاز 18 میلیون مادربورد با برند گیگابایت در سال 2010 به فروش رسد. با این حال دو برند مطرح بعدی آمار فزایندهای از فصل اول سال 2010 اعلام نمیکنند بطوریکه MSI فروش خود را در این سه ماه با اندکی کاهش 2 میلیون مادربورد دانسته و الایت گروپ هم متواضعانه 10 درصد از سهم بازار خود را به سایر برندها واگذار کرد تا با پیش بینی 8/1 میلیون مادربورد امسال را آغاز کند. البته طبیعی است که این تولیدکنندگان علاوه بر فعالیتی که روی برند خود دارند قسمتی را هم به تولید بدون برند برای سایر نام های تجاری اختصاص میدهند و بنابراین کاهش سهم بازار یک نام، لزوما به معنی کاهش میزان تولید و حتی درآمد آن شرکت نخواهد بود.
رقابت روی برگ های برنده
از مهمترین اتفاقات فنی سال جاری معرفی فناوریهای جدید در مادربوردها بود. پس از اينکه برندهای پیشرو در ابتداي سال نوي ميلادي سري جديد مادربوردهاي مبتني بر چيپستهاي h57 و h55 اينتل را معرفي کردند همانطور که پيشبيني ميشد، به سرعت در کمتر از يک ماه اين مادربوردهاي تازه وارد، جايگاه خود را در بازار پيدا کردند. چراکه بهرهگيري از فناوري ويژه براي افزايش توان پردازشگر گرافيکي تا 50 درصد به منظور بهبود کيفيت تصاوير HD علاوه بر طرفداران هميشگي، طيف عظيمي از گيمبازان را هم به سوي اين مادربوردهاي تازه وارد کشاند.
سوار بر اسب مراد
نگاهي به آمار سالانه سهم جهاني گيگابايت از 2006 تا 2009 دقيقا يک نمودار يکنواخت با يک نقطه اوج نسبي است که از تلاش محافظهکارانه اين شرکت براي صعود در بازار پرده بر ميدارد.
بر اساس آمار، گيگابايت از سهم 15 درصدي خود در سال 2006 به 19/19 درصد در سال 2007 ميرسد و سپس با يک درجاي يکنواخت در 2008 روي 19 درصد، به ناگاه در سال 2009 به 7/18 درصد بسنده ميکند. کاملا روشن است که اين روند براي گيگا برخلاف اسوس، اصلا سير سينوسي نداشته است در حالی که اسوسی ها گاهی اوقات ترجیح دادند توازن میزان تولید، سود و فروش به نفع یکی از این حلقهها متمایل شود.
به عنوان مثل اسوس مدعی است در سال 2010 بالغ بر 16 میلیون دستگاه نوتبوک و نتبوک تولید خواهد کرد و این در حالی است که این رقم نسبت به سال قبل 4 میلیون دستگاه افزایش نشان میدهد و یا MSI برای سال 2010 پیشبینی رشد 50 درصدی بازار نوتبوکهای این شرکت را اعلام میکنند. ضمن اینکه ظرفیت 8 میلیون عددی نیز برای کارتهای گرافیکی در نظر گرفته شده است. کارشناسان بازار نیز معتقدند گیگابایت در سه ماه اول سال جاری صعودی 10 درصدی را تجربه خواهد کرد.
از سوی دیگر گیگابایت در انتهای سال 2009 در طی گزارشی میزان درآمد کل خود از فروش 19 میلیون مادربورد خود را حدود 46.3 بیلیون دلار آمریکا اعلام کرد. این در حالی بود که با افزایش طیف طرفداران مادربوردهای سازگار با USB3.0 گیگابایت در طی سال 2009، 11 مدل از از این سری را به بازار فرستاد تا علاوه بر تکمیل تقاضای بازار عمومی ،بتواند پاسخ گوی کاربران حرفه ای خود نیز باشد.گیگا همچنین در برنامه جدید خود در سال 2010 قصد دارد تا 13 مدل دیگر از مادربوردهای سازگار با خانواده USB 3.0 را هم راهی بازار کند.
به موازات گیگا،اسوس نیز 19 مدل از مادربوردهای سازگار با این استاندارد را تا انتهای 2009 راهی بازار کرد تا به این ترتیب از رقیب خود عقب نماند .
رقابتهاي ميليمتري
نگاهي به نمودار بسيار مشابه الايتگروپ و MSI اين نکته را اثبات ميکند که اين دو برند تايواني دوشادوش هم طي سال گذشته در بازار مادربوردها حضور داشتند؛ به طوريکه الایت گروپ با اختصاص 9/17 درصد و MSI با 17 درصد از کل بازارمادربوردهاي 2009 سهم داشتند. با اين تفاوت که الايتگروپ طي چهار سال گذاشته يک نزول 7 درصدي را در سهم بازار بوردها پشت سر گذاشت اما نمودار جايگيري در بازار MSI طي اين دوره کاملا يکنواخت و بدون اوج و فرود بود.
در اين ميان شکي نيست که گرايش اخير الايتگروپ به سمت ساخت مادربوردهاي نسبتا پيشرفته خود موسوم به Black Series طي سه ماهه پاياني 2009، توانست سهم اين برند را در برابر مدعيان اصلي آن افزايش دهد.
در سوي ديگر ميدان، به نظر ميرسد MSI همچنان قصد دارد به عنوان بازيگر رده چهارم قطعه و به خصوص مادربورد به فعاليتش ادامه دهد و گويا در برنامه اين OEM ساز قدرتمند نيست که بخواهد بيشتر از حد فعلي روي برند مستقل خود تمرکز بيشتري داشته باشد. ضمن اینکه شایعاتی مبنی بر فعالیت عمده روی بخش غیر برند این تولید کننده وجود دارد که در صورت صحت باید پیش بینی کرد از این به بعد MSI را به جای اسوس رقیبی برای پگاترون بدانیم که خود فاقد برند است و بیشتر برای دیگر بازیگران تولید میکند.