هفته نامه عصر ارتباط صفحه اول
اخبار داخلی
دیجیتال
سخت افزار
نرم افزار
|
|
|
اختلاف ميان PAPها و شرکت مخابرات وارد فاز جديد شد
اينترنت در انتظار مجوز حراست
سرويس گزارش- چالش ميان شرکت مخابرات و شرکت هاي ارايه دهنده اينترنت پرسرعت به قصه و غصه هميشگي بدل شده که تنها هر از گاهي موضوع آن عوض مي شود.
به گزارش عصر ارتباط، نحوه برخورد شرکت مخابرات با شرکتهاي ارايهکننده اينترنت پرسرعت که گاه مبتني بر نگاه قيم مابانه و اخيرا نيز رقابت جويانه جلوه کرده، اين روزها به شکل جديتري با طرح مسايل امنيتي - حراستي چالش برانگيز شده است.
از زمان آغاز به کار شرکتهاي ندا براي ارايه اينترنت پرسرعت بحثهاي مختلفي ميان گروه شرکتهاي PAP و شرکت مخابرات درگرفته است؛ چه آن زمان که مخابرات اجازه فروش اينترنت پرسرعت به کاربر را نداشت چه امروز که به يمن غير دولتي شدن ميخواهد رقيب جدي همکاران کهنه کارش باشد. هرچند که در همه اين چالشها گروه شرکتهاي PAP مقصر بسياري از کم کاريها و نرسيدن به تعهدات برنامه چهارم براي واگذاري پورتهاي اينترنت پرسرعت خصوصي را شرکت مخابرات دولتي اعلام کردهاند اما از سوي ديگر شرکت مخابرات نيز همواره کم کاري و توقعات فرا پروانهاي شرکتهاي PAP را عامل عقب ماندگي از برنامه چهارم دانسته است.
اين چالشها تاکنون به شکل عدم اجازه نصب تجهيزات پسيو در مراکز مخابراتي، رعايت نشدن مصوبه کميسيون تنظيم مقررات براي کاهش تعرفه کابل مسي از سه هزار تومان به يک هزار تومان، ورود مخابرات دولتي به ميدان کار خصوصيها و اکنون نيز عدم اجازه ورود شرکتهاي PAP به مراکز مخابراتي نمايان شده است.
صدور مجوز تردد هم دردسرساز شد
آخرين موضوعي که سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي را وادار به دخالت و حکميت ميان شرکت مخابرات و شرکتهاي PAP کرد، عدم اجازه ورود کارشناسان شرکتهاي PAP به مراکز مخابراتي بود.
برخي از فعالان اين حوزه درخصوص چالش اخير ميان اين دو گروه شرکت مدعياند که شايد شرکت مخابرات با ورود به عرصه ارايه اينترنت پرسرعت اخيرا قدمهاي اوليه آن را برداشته درصدد حذف رقيبهاي ديرينه خود است چراکه شرکت مخابرات به يکباره از ورود شرکتهاي PAP به مراکز مخابراتي برخلاف رويههاي قبلي خود جلوگيري کرد.
شرکت مخابرات استان تهران که به دليل حساسيت مراکز مخابراتي اجازه ورود هيچ فرد و سازماني را بدون تاييد و هماهنگي و نامه کتبي نميدهد، اين روزها اين اقدام را براي نمايندگان شرکتهاي PAP جهت ورود به مراکز با شدت عمل بيشتري پيگيري ميکند چنانکه از شرکتهاي PAP خواسته است تا براي ورود به مراکز و بازديد و بررسي و نصب تجهيزات کارشناسان مورد نظر خود را معرفي کنند و پس از تشکيل پرونده براي آنها اجازه ورود صادر شود.
اين اقدام که از سوي شرکتهاي PAP نيز مورد اعتراض قرار گرفت، با ارسال نامهاي به سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي پرده از يک چالش جديد برداشت.
در نامهاي که به امضاي حسن رضواني –معاون نظارت و اعمال مقررات- رسيده، خطاب به صابر فيضي –مديرعامل شرکت مخابرات ايران- آمده است: عطف به مکاتبه دبيرخانه شرکتهاي PAP مجوز تردد پرسنل اين شرکتها در مراکز مخابراتي مناطق 9 گانه شرکت مخابرات استان تهران لغو شده که اين موضوع باعث عدم دسترسي شرکتها به تجهيزات منصوبه خود در مراکز مخابراتي استان تهران شده و حجم وسيعي از مشکلات را براي شرکتها فراهم آورده که به تبع آن نارضايتيهاي مشترکان را به دنبال خواهد داشت.
در ادامه اين نامه آمده است: بنابراين باتوجه به بند 6 صورتجلسه مورخ 25 دي ماه 87 و بند 1 و 2 ماده 10 پروانه شرکت مخابرات ايران موضوع رعايت تعهدات قانوني و مقرراتي و قراردادي و همکاري در مورد تمامي درخواستهاي منطقي ساير ارايهکنندگان خدمات مخابراتي، خواهشمند است مقرر فرماييد موارد عنوان شده در مکاتبه شرکت مخابرات استان تهران مورد بررسي قرار گرفته و نتايج حداکثر ظرف 24 ساعت به دفتر اين معاونت منعکس شود.
گرچه اين نامه به امضاي حسن رضواني مدير منتصب رگولاتور پيشين- رسيده است اما وي در پاسخ به پيگيري خبرنگار عصر ارتباط، پس از شنيدن موضوع سوال، تلفن همراه خود را خاموش کرد.
پيشگامان: مجوزهاي تردد قبلي هنوز اعتبار داشتند
محمدرضا کريمي– قائم مقام گروه پيشگامان کوير- نيز در اين باره، گفت: اين اتفاق درست يک روز بعد از اعلام رسمي عرضه سرويس اينترنت پرسرعت از سوي شرکت مخابرات استان تهران رخ داد که از صبح آن روز از ورود نمايندگان شرکتهاي PAP به مراکز جلوگيري شد.
او افزود: اين درحالي است که مجوزهاي تردد صادر شده از قبل هنوز معتبر بودند و ممنوعيت بهوجود آمده مشکلاتي را در سرويسدهي به کاربر نهايي ايجاد کرد زيرا وقتي سرويسي قطع ميشود، در لايه فيزيکي يا لايه يک است که بايد در مرکز مخابراتي نسبت به رفع آن اقدام شود.
کريمي با اشاره به اينکه قرار است در روالهاي صدور مجوز تغيير ايجاد شده و بازنگري شود، گفت: اين اقدامات در شرکتهاي خصوصي از سوي حراست نخواهد بود بلکه از سوي حفاظت فيزيکي شرکت صورت ميگيرد.
او با اشاره به اينکه صدور مجوزهاي جديد و بازنگري در آنها بايد با طي روال قانوني صورت گيرد، افزود: بايد طبق قانون اين موضوع را به PAPها اعلام ميکردند و اگر مدارکي لازم است تهيه شده و طي ضربالعجل اعلام شود نه اينکه يکطرفه دسترسيها قطع شود.
کريميگفت: اين موضوع در پروانه PAPها و پروانه شرکت مخابرات ايران ذکر شده و در قرارداد فيمابين نيز آمده است که بايد اقدامات اينچنين بايد با اطلاع قبلي صورت گيرد.
او با اشاره به اينکه شرکت مخابرات استان تهران واگذاري ADSL را از منطقه 2 و 8 آغاز کرده است، افزود: وقتي به آمار پورتهاي واگذار شده نگاه ميکنيم، پيشگامان در 180 شهر ADSL ارايه ميدهد که گويي وظيفه ما ارايه سرويس در نقاط محروم بوده و مخابرات استان تهران در مناطق تجاري و پرترافيک سرويس ميدهد.
کريمي گفت: در بسياري از مراکز بيش از 200 تا 300 پورت اينترنت پرسرعت واگذار نشده و تاکنون نيز از عدم وجود امکان ارايه سرويس در اين مناطق صحبت ميشد. اين درحالي است که شرکت مخابرات استان تهران از ابتدا از همان نقاط هم شروع به ارايه سرويس کرده است.
او با اشاره به اينکه ارايه اينترنت پرسرعت يک خدمت عمومي است و نبايد کسي از عرضه آن جلوگيري کند، افزود: معضل ورود به مراکز مخابراتي در بيشتر مراکز حل شده اما در کرج و حومه تهران هنوز باقي است و اميدواريم شهرهاي ديگر اين اقدام استان تهران را الگوي خود قرار ندهند.
لايزر: نميدانيم قضيه چيست؟
خشايار تمدن –مديرعامل لايزر- با اظهار بياطلاعي از دليل اين اقدام شرکت مخابرات استان تهران، گفت: گفته ميشود اين محدوديت مربوط به مسايل حراستي است اما من دقيقا نميدانم دليل آن چيست؟
او با اشاره به اينکه اين مشکل تا حدي رفع شده است، گفت: هنوز اين مساله براي برخي از شرکتها همچنان ادامه دارد.
روح الهي: مجوز تردد الزامياست
محمد روح الهي –مديرعامل شرکت مخابرات استان تهران- که تاکنون به دليل بيشترين رابطه کاري با شرکتهاي PAP در مظان بيشترين اتهامات از سوي شرکتهاي PAP نيز قرار داشته، درباره اختلاف اخير با شرکتهاي ارايه دهنده اينترنت پرسرعت و نامه سازمان تنظيم مقررات، گفت: از نظر ما موضوع مطرح شده بيمعنا است چراکه مسايل حراستي براي تردد قواعد خاصي دارد.
او افزود: به شرکتهاي PAP اعلام کرديم به منظور ساماندهي ترددها به مراکز مخابراتي اسامي نمايندگان خود را ارايه دهند تا مجوز تردد براي آنها صادر شود.
گرچه شرکتهايPAP از علت ممانعت از ورودشان به مراکز مخابراتي اظهار بي اطلاعي ميکنند اما روح الهي در اين باره گفت: ورود به مراکز مخابراتي براي همه ممنوع است مگر آنکه کسي مجوز تردد داشته باشد که بر همين اساس نيز از شرکتها خواستيم تا نمايندگان خود را معرفي کنند.
او ادامه داد: نابساماني که براي ورود و خروج به مراکز وجود داشت، موجب شد تا حراست شرکت مخابرات ايران براي ترددها مجوز صادر کند که بر همين اساس هم با شرکتها مکاتبه کرديم و از آنها درخواست کرديم تا نمايندگان خود را معرفي کنند.
به گفته مديرعامل شرکت مخابرات استان تهران، برخورداري از مجوز تردد تنها ويژه کارشناسان و نمايندگان شرکتهاي PAP نيست بلکه از تمامي پيمانکاران شرکت مخابرات ايران خواسته شده تا اسامي نمايندگان خود را اعلام کنند تا اين مجوز براي آنها هم صادر شود اما اين موضوع به شرکتهاي PAP که رسيده، با عکس العمل غير طبيعي آنها مواجه شده است.درحاليکه برخي سختگيري شرکت مخابرات را ناشي از آغاز ارايه سرويس اينترنت پرسرعت از سوي اين شرکت براي کسب بازار عنوان ميکنند. اما روح الهي گفت: همه بايد پرونده حراستي داشته باشند و شرکت مخابرات نيز به دليل اهميت و حساسيتي که دارد، بيشتر از سايرين بايد روي اين موضوع حساس باشد.
او افزود: با اعلام اين درخواست به شرکتهاي PAP برخي از آنها فورا نامه خود را به صورت دستي ارايه داده و نمايندگان خود را معرفي کردند تا پرونده آنها فورا تشکيل شده و براي نمايندگانشان مشکلي جهت تردد وجود نداشته باشد اما برخي از آنها مهلت خواستند.
روح الهي گفت: اين موضوع از بدو تاسيس شرکت مخابرات وجود داشته و هر کسي که مجوز تردد نداشته باشد، اجازه ورود نداشته است. او افزود: شرکتها بايد درباره افرادي که به عنوان نماينده خود به مراکز ميفرستند مسووليت حقوقي داشته باشند و عليرغم اينکه برخي فعاليتهاي خود را برون سپاري کرده و به شرکتهاي ديگر سپردهاند اما شرکت مخابرات شرکتهاي پروانهدار را مسوول مجموع فعاليتهاي آنها در مراکز ميداند و نه شرکتهاي اقماري را.
200 هزار مشترک ADSL در تهران
شرکتهاي PAP که قرار بود طبق برنامه چهارم توسعه حدود يک ميليون و 270 هزار پورت اينترنت پرسرعت نصب و راهاندازي کرده و واگذار کنند، تا تير ماه سال 88 موفق به نصب 698 هزار و 261 پورت و واگذاري 366 هزار و 369 پورت در کل کشور شدهاند.
اين شرکتها در حال حاضر نيز 200 هزار مشترک در تهران دارند که مشکل اخير پيش آمده براي آنها موجب شد تا تعدادي از پورتهاي واگذار شده با اختلال مواجه شود ضمن آنکه طي اين چند روز نيز با مشکل در واگذاري پورتهاي جديد مواجه شوند. شرکت مخابرات ايران نيز که هنوز بيشتر از نيم فصل از خصوصي سازي شدن خود را پشت سر نگذاشته است، از مصوبه سه ميليون پورت پرسرعتي که هيات وزيران برعهده آن قرار داده، توانسته به جزيي از تعهدات خود در تهران آن هم با واگذاري 100 هزار پورت عمل کند که اين ميزان نيز تنها به صورت محدود در مراکز مخابراتي توزيع شده است و از 24 مرکزي که شرکت مخابرات استان تهران خبر عرضه ADSL در آنها را داده، تنها سه مرکز نسبت به عرضه عمومي آن اقدام ميکنند.
بررسي بودجه وزارتخانه ها و دستگاه های اجرایی
55 میلیارد تومان برای فاوا
سرويس خبر- بيش از 55 ميليارد تومان به صورت مستقيم به گسترش فناوري ارتباطات و اطلاعات در دستگاه هاي اجرايي اختصاص يافته است.
به گزارش عصرارتباط، طبق پيشبينيهاي صورت گرفته در لايحه بودجه سال آينده که هنوز به تصويب مجلس شوراي اسلامي نرسيده 55 ميليارد و 878 ميليون و 700 هزار تومان به حمايت از توسعه علوم و فناوريهاي نوين اختصاص يافته است.
اين ميزان بودجه ميان 21 سازمان و دستگاه اجرايي تقسيم شده است.
اين ميزان بودجه نسبت به بودجه پيشبيني شده براي سال جاري 7 ميليارد و 224 ميليون تومان افزايش يافته است. به نظر ميرسد اين بخش از بودجه، بودجه باقیمانده از برنامه تکفا است که با وجود اينکه قرار بود امسال همراه با پروژههايش به اتمام برسد سال آينده نيز مهمان دستگاههاي اجرايي خواهد ماند. اکثر پروژههاي اين بخش طي سالهاي 81 تا 83 کليد خوردهاند.
ثبت احوال
بودجه پيشنهادي سازمان ثبتاحوال براي گسترش فناوري ارتباطات و اطلاعات در اين سازمان 2 ميليارد و 456 ميليون و 200 هزار تومان است که نسبت به سال گذشته 231 ميليون و 400 هزار تومان افزايش يافته است.
طبق پيشبينيهاي صورت گرفته امسال سال پاياني تخصيص بودجه براي تحقيقات فني پروژهاي است که در سازمان ثبتاحوال براي گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات تعريف شده است. در طول اجراي اين پروژه در مجموع 17 ميليارد و 329 ميليون و 300 هزار تومان براي آن تخصيص يافته است.
همچنين در لايحه پيشنهادي بودجه سال آينده اين سازمان پیشبینی شده از محل ارايه خدمات الکترونيکي کارت ملي و شناسنامه، شامل صدور کارت ملي و اعلام شماره ملي و صدور شناسنامه مکانيزه اين سازمان 14 ميليارد تومان براي دولت درآمد خواهد داشت.
وزارت اقتصاد
براي گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در وزارت امور اقتصادي و دارايي نيز طي سال آينده يک ميليارد و 241 ميليون و 700 هزارتومان اختصاص يافته است.
اين ميزان بودجه نسبت به بودجهاي که طي سالجاري به اين وزارتخانه تحت همين عنوان اختصاص يافته اندکي افزايش يافته است. اين ميزان بودجه نيز تحت عنوان تحقيقات فني براي اجرايي شدن يک پروژه به اين وزارتخانه اختصاص خواهد يافت.
از ديگر بودجههايي که به سازمان امور مالياتي (زيرمجموعه وزارت اقتصاد) اختصاص مييابد بودجه طرح جامع مالياتي است، طبق پيشبينيهاي صورت گرفته سال آينده براي اجراي طرح جامع مالياتي 72 ميليارد و 200 ميليون تومان اختصاص خواهد يافت. طبق پيشبينيهاي صورت گرفته با تخصيص اين ميزان بودجه مطالعه، تامين تجهيزات و نرمافزار و ايجاد دو مرکز ديتا بايد به اتمام برسد.
اجرايي شدن طرح جامع مالياتي تقريبا 10 سال است که در دستور کاري دولت قرار دارد و با وجودي که قرار بود با پايان يافتن برنامه تکفا اين طرح به صورت کامل اجرايي شود ولي هنوز اين طرح به اتمام نرسيده است.
اگر مسووليت هدفمندشدن يارانهها به وزارت رفاه و تامين اجتماعي واگذار ميشد شايد توجه به اين وزارتخانه بيش از اين بود ولي با توجه به تشکيل سازمان هدفمند شدن يارانهها برادر کوچکتري براي اين سازمان متولد شد که تمامي نگاهها را به سوي خود خيره کرد اما وزارت رفاه نيز در اين ميان بيبهره نمانده و در همان ظرف قبلي غذايش را گرفت. براي برنامه گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در وزارت رفاه و تامين اجتماعي در لايحه بودجه سال آينده 716 ميليون و 400 هزار تومان و براي برنامه مديريت اطلاعات نظام جامع رفاه و تامين اجتماعي 653 ميليون و 900 هزار تومان اختصاص يافته است. همچنين براي برنامه نظام اطلاعات نرمافزاري و سختافزاري ايثارگران 604 ميليون و 500 هزار تومان در نظر گرفته شده است.
نيروي انتظامي
نيروي انتظامي به عنوان يکي از پيشروترين بخشهاي دولت طي سالهاي گذشته فناوري اطلاعات و ارتباطات را به صورت کاربردي در زير مجموعه خود به کار گرفته و اين روزها که بنا به دلايلي کاربرد فناوري اطلاعات با حساسيت ويژهاي مواجه شده است، در لايحه بودجه سال آينده2 ميليارد و 78 ميليون و 700 هزار تومان براي گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات براي ناجا اختصاص يافته است، کل بودجه اختصاص يافته به اين پروژه که در سال 81 نيز آغاز شده 12 ميليارد و 824 ميليون تومان است. همچنين براي برنامه سامانههاي جامع رايانهاي و شبکههاي ارتباطي ناجا 68 ميليارد و 460 ميليون و براي فناوري اطلاعات و مديريت امنيتي و انتظامي نيز 170 ميليون تومان اختصاص يافته است.
وزارت امور خارجه
پروژههاي ICT در وزارت امورخارجه نيز يکي از طولانيترين پروژههايي است که در دستگاههاي دولتي کليد خورده و يکي از پر سر و صداترين پروژهها نيز به شمار ميآيد. در لايحه بودجه سال آينده پيشبيني شده که براي پروژه گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در اين وزارتخانه که قرار است سال 1390 به اتمام برسد 921 ميليون 100 هزار تومان در صورت تصويب مجلس شوراي اسلامي اختصاص مييابد. بودجه اختصاص يافته به اجراي اين پروژه نسبت به امسال 320 ميليون و 400 هزار تومان افزايش يافته است.
وزارت علوم تحقيقات و فناوري
طبق برآوردهاي صورت گرفته در بودجه سال آينده 3 ميليارد و 920 ميليون تومان براي ايجاد شبکههاي اطلاعرساني زيرساختها و شاهراهاي اطلاعاتي در مراکز علمي و پژوهشي و توسعه آموزش در محيط رايانهاي وزارت علوم اختصاص خواهد يافت براي اين بخش طي سال جاري 6 ميليارد تومان اختصاص يافته بود. امسال اين پروژه نيز به اتمام ميرسد و براي برنامه حمايت از توسعه علوم و فناوريهاي نوين اين وزارتخانه 6 ميليارد و 920 ميليون تومان در نظر گرفته شده است.
آموزش و پرورش
براي گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش سال آينده 8 ميليارد و 699 ميليون تومان اختصاص يافته است، اين پروژهها (3 پروژه) از سال 1381 آغاز شده و سال 89 سال پاياني اين پروژه عنوان شده؛ در مجموع به اين پروژه 66 ميليارد و 447 ميليون و 100 هزار تومان اختصاص يافته است.
وزارت بهداشت
گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در وزارت بهداشت و درمان پزشکي 2 ميليارد و 700 ميليون تومان به خود اختصاص داده است.
بودجه سال آينده نسبت به امسال کاهش يافته است، امسال براي اين پروژهها 4 ميليارد و 500 هزار تومان اختصاص يافته بود.
داد گستري
2 ميليارد و 724 ميليون و 500 هزار تومان براي گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در دادگستري در نظر گرفته شده است. اين پروژه نيز طبق پيشبينيهاي صورت گرفته امسال به پايان ميرسد.
سازمان صداو سيما
پروژه تعريف شده براي گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در سازمان صدا و سيما در سال 1390 به اتمام ميرسد و براي اين پروژه طي سال آينده 2ميليارد و 760 ميليون تومان اختصاص يافته است و پيشبيني شده که بودجه اين پروژه براي سال 1390، 130 ميليون تومان باشد.
در اين سازمان براي تبديل فناوري موجود به فناوري پيشرفته (آنالوگ به ديجيتال)7 ميليارد و 721ميليون و 900 هزار تومان اختصاص يافته است. درصورت تبديل اين فناوري پخش برنامهها از رسانه ملي به صورت ديجيتال خواهد بود در شرايط فعلي پخش از طريق کانالهاي داخلي به صورت آنالوگ است.
سازمان ثبت اسناد و املاک کشور
کل بودجه در نظر گرفته شده براي گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات براي سازمان ثبت اسناد و املاک کشور 2 ميليارد و 237 ميليون و 500 هزار تومان است که از اين ميزان براي سال آتي 755ميليون و 100 هزار تومان براي آن پيشبيني شده است.
همچنين براي تهيه نقشههاي کاداستر مکانيزاسيون اطلاعات جامع املاک 20 ميليارد و 608 ميليون تومان در بودجه امسال پيشبيني شده است، اين پروژه که تا پايان سال 93 به اتمام ميرسد در مجموع 159ميليارد و 500 ميليون تومان را به خود اختصاص داده است. در صورت تصويب مجلس شوراي اسلامي براي برنامه بانک جامع اطلاعات املاک و کاداستر نيز 17ميلياردتومان اختصاص خواهد يافت.
دبيرخانه شوراي عالي اطلاعرساني
کل بودجه پيشنهادي براي دبيرخانه شوراي عالي اطلاعرساني 5 ميليارد و 956 ميليون تومان است. بودجه مورد نياز براي توسعه خط و زبان فارسي در محيط رايانهاي به دبيرخانه شوراي عالي اطلاعرساني اختصاص مييابد. در لايحه بودجه سال آينده براي اين بخش 4 ميليارد و 956 ميليون تومان پيشنهاد شده که نسبت به بودجه مصوب امسال يک ميليارد و 717 ميليون و 300 هزار تومان افزايش يافته است.
اين پروژه سال 1390 به اتمام ميرسد و طي سال 90 براي آن 462 ميليون و 300 هزار تومان اختصاص خواهد يافت، کل بودجهاي که براي اين پروژه در نظر گرفته شده 26 ميليارد و 392 ميليون تومان است.
معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي
رييس جمهوري
براي گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در سازمان مديريت و برنامهريزي يک ميليارد و 933ميليون تومان اختصاص يافته است.
همچنين براي سامانه توانمندسازي براي مديريت شوراي آيتي سال آينده 150 ميليون تومان به اين معاونت اختصاص خواهد يافت. اين پروژه از سال 85 آغاز شده و سال آينده به اتمام ميرسد. براي تجهيز سختافزاري و نرمافزاري نظام جديد بودجهريزي نيز در بودجه سال آينده يک ميليارد و 598 ميليون و900 هزارتومان اختصاص مييابد، اجراي اين پروژه نيز از سال 81 آغاز شده و پيشبيني ميشود که اين طرح تا پايان سال 1390 به اتمام رسد.
مرکز آمار ايران
براي تامين سختافزار و نرمافزار نظام جامع آماري کشور پيش بيني شده است که يک ميليارد و 23 ميليون و 500 هزار تومان به مرکز آمار اختصاص مييابد. براي اتمام اين پروژه بايد 4 ميليارد و 441ميليون و700 هزار تومان ديگر اختصاص يابد، طبق پيشبينيهاي صورت گرفته اين پروژه بايد سال 1390 به اتمام برسد.
سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري
براي مطالعه و اجراي طرح جامع فناوري و اطلاعرساني گردشگري 2 ميليارد و 500 ميليون تومان به سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در بودجه سال آينده اختصاص مييابد. پيشبيني شده است که براي اتمام اين پروژه در سال 1390 بايد 3 ميليارد و 65 ميليون تومان در نظر گرفته شود.
نهاد رياست جمهوري
براي ايجاد سامانه الکترونيکي به منظور اجراي طرح جامع فناوري ارتباطات و اطلاعات نهاد و ارتباطات مردم و دولت سال آينده 7 ميليارد و 822ميليون و 800 هزار تومان به نهاد رياست جمهوري اختصاص خواهد يافت.
اجراي اين پروژه از سال 1387 آغاز شده و پيشبيني شده که تا پايان سال 1390 به اتمام رسد.کل بودجه پيشبيني شده براي اين پروژه 32 ميليارد و 500 ميليون تومان است. براي برنامه حمايت از توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات در نهاد رياست جمهوري، 5 ميليارد تومان پيشبيني شده و براي حمايت از فناوريهاي نرم و هويتساز نيز 3 ميليارد تومان در نظر گرفته شده است.
دفاعي
براي برنامه فناوري اطلاعات و مديريت دفاعي کشور 4 ميليارد و 252 ميليون و 400 هزار تومان اختصاص يافته که از اين ميزان 461 ميليون و 400هزارتومان براي وزارت دفاع و 355 ميليون تومان براي ستاد فرماندهي کل نيروهاي مسلح اختصاص يافته است.
بررسي بودجه وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات در سال آينده
بودجه جاري 4 برابر مي شود
سرويس مخابرات- بودجه جاري وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات 4 برابر مي شود.
به گزارش عصرارتباط، در لايحه بودجه سال 89 که به مجلس شوراي اسلامي ارايه شده، براي اولين بار اثري از نام شرکت مخابرات ايران و زيرمجموعههايش نيست و در همين حال بودجه جاري وزارت ICT تقريبا 4 برابر شده است.
بررسي اين لايحه نشان ميدهد بودجه وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات در سال آينده نسبت به امسال، بيش از 24 ميليارد تومان افزايش مييابد. رقمي که در لايحه بودجه سال آينده به عنوان مجموع اعتبارات وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات ذکر شده، نسبت به بودجه سال جاري اين وزارتخانه 24 ميليارد و 188 ميليون و 800 هزار تومان افزايش نشان ميدهد. اين افزايش 38 درصدي بيش از ميانگين تورم ساليانه است البته در شرايطي که تورم ناشي از اجراي قانون هدفمند کردن يارانهها در نظر گرفته نشود.
جاري بالا، عمراني پايين
در لايحه بودجه سال آينده که هماکنون در مجلس به سر ميبرد، 63 ميليارد و 468 و 200 هزار تومان براي وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات و زيرمجموعههايش در نظر گرفته شده که از اين رقم، بيش از 37 ميليارد تومان به عنوان بودجه جاري در اختيار اين وزارتخانه قرار خواهد گرفت. اين در حالي است که سال گذشته بودجه جاري وزارت ارتباطات، حدود 9 ميليارد و 700 ميليون تومان بود. اين افزايش تقريبا چهار برابري در بودجه جاري در شرايطي رخ ميدهد که بودجه عمراني (تملک داراييهاي سرمايهاي) اين وزارتخانه نسبت به سال گذشته با حدود 4 ميليارد تومان کاهش به 25 ميليارد و 630 ميليون و 900 هزار تومان رسيده و بدين ترتيب ميتوان گفت تمامي افزايش بودجه وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات به بودجه جاري اختصاص يافته است.
در ميان زيرمجموعههاي وزارت ICT، بيشترين رقم بودجه را سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي به خود اختصاص داده که در مجموع بيش از 8 ميليارد و 700 ميليون تومان بودجه خواهد داشت. در اين زمينه سازمان فضايي در رتبه دوم قرار دارد.
دبيرخانه شوراي عالي فناوري اطلاعات و دبيرخانه کميسيون تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي نيز هر کدام بودجههايي را به خود اختصاص دادهاند که در هر دو مورد اين ارقام به مصارف جاري اختصاص دارد.
از نکات جالب بودجه سال آينده، اضافه شدن پژوهشکده تحقيقات فضايي به زيرمجموعه وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات و حذف شرکت مخابرات ايران و شرکتهاي تابعه آن است. به گونهاي که در بودجه سال آينده اثري از نام مخابرات ايران، شرکت ارتباطات سيار ايران و شرکتهاي مخابرات استاني نيست و درآمد دولت از اين شرکتها در قالب سود سهام و ارقامي که به سازمان خصوصيسازي ميپردازند، لحاظ شده است.
فصل ICT
جدا از رديف بودجه وزارت ارتباطات، رديفي نيز با عنوان فصل ارتباطات و فناوري اطلاعات در بودجه وجود دارد که براساس برنامههايي که در سال آينده اجرا خواهد شد، تنظيم شده است. اين رديف در قانون بودجه هر سال وجود دارد و براي سال آينده 11 برنامه ذکر شده است.
بودجه فصل ارتباطات نيز در لايحه بودجه سال 89 نسبت به رقم سال جاري افزايشي 17 درصدي دارد و به رقم 80 ميليارد و 854 ميليون و 600 هزار تومان رسيده است.
در ميان برنامههاي سال آينده، برنامه توسعه فناوري و کاربردهاي فضايي با رقم 29 ميليارد و 900 ميليون تومان بيشترين بودجه را به خود اختصاص داده و برنامه راهبري امور فناوري اطلاعات با 22 ميليارد و 800ميليون تومان در رتبه دوم قرار دارد به اين برنامه از محل بودجههاي استاني نيز رقمي اختصاص مييابد.
پروژههايي که تمام نميشوند
در قالب برنامههايي که براي دستگاههاي زيرمجموعه وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات و خود وزارتخانه تعريف شده، برخي از پروژهها هستند که جنبه ملي دارند که مجموع اعتبارات اين پروژهها همان رقم بودجه عمراني وزارت ارتباطات در سال آينده (25 ميليارد و 630 ميليون و 900 هزار تومان) ميشود. بيشتر اين برنامهها از سالها پيش آغاز شدهاند و قرار است تا پايان سال 1390 به اتمام برسند. هر چند اين اتفاق در صورتي رخ خواهد داد که روند اجراي پروژهها و تخصيص بودجه به آنها کاملا مطابق برنامه باشد.
از جمله اين پروژهها، بههنگامسازي کد پستي ده رقمي است که از سال 84 آغاز شده و تا سال 90 ادامه خواهد داشت. براي اين پروژه 516 ميليون تومان در سال آينده بودجه در نظر گرفته شده که برابر با بودجه سال جاري است. اين در حالي است که براي اتمام اين برنامه در سال 90 بايد بيش از 8 ميليارد تومان ديگر به آن اختصاص داده شود.
از ديگر برنامههاي اينچنيني ميتوان به تدوين طرح جامع فناوري اطلاعات کشور اشاره کرد که براساس آنچه در لايحه بودجه سال آينده آمده، اجراي آن از سال 80 آغاز شده و بايد تا سال 90 به اتمام برسد.
براي اين برنامه در سال آينده بيش از 8 ميليارد تومان بودجه در نظر گرفته شده است. اين برنامه براي اتمام به 33 ميليارد تومان بودجه ديگر نياز دارد که با توجه به روند تخصيص بودجه تاکنون به نظر نميرسد تا سال 90 به اتمام برسد.
پروژه اجراي پايلوت دولت الکترونيکي در کرمان که از سال 87 آغاز شده، تاکنون تنها 164 ميليون و 500هزارتومان بودجه مصوب داشته که مشخص نيست از اين ميزان، چقدر بودجه تخصيص يافته است. براي سال آينده نيز 387 ميليون و 100 هزار تومان براي اين پروژه در نظر گرفته شده است. اين برنامه در دو سال بعدتر بايد در مجموع بيش از 9 ميليارد تومان بودجه دريافت کند.
از ديگر برنامههاي وزارت ارتباطات، ايجاد و توسعه پورتال دولت الکترونيکي است که از سال 87 آغاز شده و بايد تا سال 91 به پايان برسد. اين برنامه در سال آينده 764 ميليون تومان بودجه خواهد داشت هرچند براي اتمام به 48 ميليارد تومان ديگر نيز نياز دارد.
تامين زيرساختهاي دولت الکترونيکي نيز از ماموريتهاي وزارت ICT است که سال آينده تنها 387 ميليون و 100 هزار تومان بودجه خواهد داشت و منتظر ميماند تا طي سال هاي 90 و 91، در مجموع 198 ميليارد تومان بودجه دريافت کند که از مجموع کل بودجه وزارتخانه در اين سالها بيشتر است.
سرانجام ايجاد کاربردهاي کارت ملي هوشمند، برنامهاي است که بايد تا سال 90 به اتمام برسد و به اين منظور سال آينده 800 ميليون تومان در اختيار وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات قرار خواهد گرفت.
سودده و زيانده
با غير دولتي شدن شرکت مخابرات ايران و شرکت ارتباطات سيار، از تعداد شرکتهاي سودده زيرمجموعه وزارت ارتباطات کاسته شد و تنها دو شرکت ارتباطات زيرساخت و خدمات هوايي پيام به عنوان شرکتهاي سودآور وزارتخانه باقيماندهاند. در اين ميان، شرکت زيرساخت به واقع سودده است و درآمدهايي که براي آن پيشبيني شده در مجموع از هزينههايش بيشتر است، اما فرودگاه پيام از نظر درآمد و هزينه سر به سر است و به همين دليل ماليات و سود سهام به دولت نميپردازد.
اما دو شرکت پست و فناوري اطلاعات همچون سالهاي گذشته در فهرست شرکتهاي زيانده ديده ميشوند.
براي شرکت فناوري اطلاعات در سال جاري 200هزار تومان درآمد در نظر گرفته شده بود، اما در بودجه سال آينده درآمد اين شرکت صفر شده و تنها 89 ميليون و 717 هزار و 122 ريال هزينه خواهد داشت.
شرکت پست نيز مانند سالهاي گذشته به دليل ثابت بودن تعرفههاي پستي، زيانده خواهد بود. گرچه در سال جاري بارها اعلام شد اين شرکت واگذار خواهد شد، اما در لايحه بودجه سال آينده به عنوان شرکتهايي که مصوبه واگذاري دارند، ذکر نشده است. اين شرکت سال آينده بيش از 46 ميليون ريال زيان خواهد داشت.
شرکت دولتي پست بانک نيز که زيرمجموعه وزارت ارتباطات شمرده ميشود، سال آينده سودده خواهد بود. درآمدها و هزينههاي اين شرکت در سال جاري برابر تخمين زده شده بود، اما در سال آينده درآمدهاي پست بانک بيش از هزينههايش است.
پولسازها
سال آينده- مانند هر سال- دولت از وزارت ارتباطات و شرکتهاي زيرمجموعه آن به دو صورت سود سهام و ارايه خدمات، درآمد خواهد داشت. همچنين برخي از شرکتهاي دولتي حوزه ارتباطات و فناوري اطلاعات هستند که اکثرا سودده بوده و به همين دليل بخشي از سود خود (40 درصد سود ويژه و سود سهم دولت) را به حساب خزانه واريز ميکنند.
8 شرکت صاايران، صاشيراز، ايزايران، انيستيتو ايزايران، نيمه هادي عماد، صنايع الکترونيک ايران، صنايع قطعات الکترونيک و صنايع اپتيک اصفهان در مجموع سال آينده 5 ميليارد و 181 ميليون و 80 هزار تومان به دولت سود خواهند داد.
در اين ميان بيشترين سود را صاايران به دولت پرداخت ميکند که بيش از يک ميليارد و 500 ميليون تومان است. صاشيراز با يک ميليارد و 100 ميليون تومان در رتبه بعدي و در انتهاي اين جدول نيز نيمه هادي عماد با سود 400 هزار توماني قرار دارد.
در ميان شرکتهاي زيرمجموعه وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات، تنها شرکت ارتباطات زيرساخت سودي سهام دولت را پرداخت ميکند که ميزان آن 140ميليارد و530 ميليون و 600 هزار تومان است. ساير درآمدهاي دولت از وزارت ICT از محل ارايه خدمات است که در مجموع، دولت از وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات هزار و 888 ميليارد و 891 ميليون و 600 هزار تومان درآمد خواهد داشت.
بخش عمدهاي از اين درآمد، از محل فعاليتهاي سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي است که در مجموع، يک هزار و 719 ميليارد و 850 ميليون تومان ميشود. رگولاتوري در سال آينده 134 ميليارد تومان از محل فعاليت اپراتورهاي جديد درآمد کسب خواهد کرد و از محل حق امتياز شبکه و جريمه عدم انجام تعهدات نيز يک هزار و 363 ميليارد و 800 ميليون تومان پول به حساب دولت واريز خواهد کرد.
اعتبارات بيرون جدولي
وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات و برخي از زيرمجموعههايش در سال آينده جدا از اعتبارات مشخص شده در جداول بودجه، اعتبارات متفرقه ديگري را براي بعضي از برنامههاي خود دريافت ميکنند. در اين ميان بيشترين اعتبار را وزارت ICT براي سه بخش مختلف دريافت خواهد کرد. هزينه خدمات عمومي اجباري روستايي، هزينه امور حاکميتي در بخش فناوري اطلاعات و اعتبار ورودي موزهها در مجموع باعث ميشوند 213 ميليارد و 11 ميليون تومان در اختيار اين وزارتخانه قرار گيرد.
همچنين سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي 66 ميليارد و 700 ميليون تومان دريافت خواهد کرد تا در دو بخش بهبود مديريت طيف امواج راديويي و مديريت طيف فرکانس هزينه کند.
سازمان فضايي نيز بابت فعاليتهاي خود 116ميليارد و 500 ميليون تومان دريافت خواهد کرد. به شرکت پست جمهوري اسلامي ايران نيز براي توسعه زيرساختهاي مرتبط، 87 ميليارد تومان داده خواهد شد. از همين محل، مرکز تحقيقات مخابرات ايران براي فعاليتهاي تحقيقاتي خود 67 ميليارد تومان دريافت ميکند. شرکت ارتباطات زيرساخت براي توسعه زيرساختهاي ارتباطي و فناوري اطلاعات 30ميليارد تومان خواهد گرفت و سرانجام شرکت فناوري اطلاعات به منظور اجراي وظايف حاکميتي و امنيتي درخصوص فناوري اطلاعات 36 ميليارد تومان دريافت خواهد کرد.
لايحه بودجه هماکنون در کميسيونهاي تخصصي مجلس شوراي اسلامي در حال بررسي است و پس از آن در کميسيون تلفيق بودجه بررسي و تصويب خواهد شد و در نهايت به تصويب نمايندگان در صحن علني مجلس خواهد رسيد تا پس از تاييد شوراي نگهبان به قانون تبديل شود.
بودجه تجارت الکترونيکي در لايحه بودجه مجزا تخصيص يافت
13 ميليارد تومان براي تجارت الکترونيکي
سرويس تجارت و دولت - بودجه برنامه تجارت الکترونيکي امسال به صورت جداگانه تخصيص يافت.
به گزارش عصرارتباط، با تشکيل مرکز توسعه تجارتالکترونيکي بودجه تجارتالکترونيکي به صورت خاص به اين مرکز تخصيص مييابد.
کل بودجه پيشبيني شده براي برنامه تجارتالکترونيکي 13 ميليارد و 448 ميليون و 800هزار تومان است.
اين بودجه بخشي از بودجه پيشبيني شده در بخش فصل بازرگاني و تعاون است؛ در فصل بازرگاني و تعاون که بهصورت برنامهاي به تفکيک بودجه پرداخته است 20 برنامه پيشبيني شده که از اين برنامهها ميتوان به برنامه تنظيم سياستهاي بازرگاني و برنامه تنظيم بازار داخلي و برنامه جلوگيري از قاچاق کالا اشاره کرد.
يکي از برنامههاي پيشبيني شده براي اين بخش برنامه تجارتالکترونيکي است؛ برنامه انجام تشريفات گمرکي کالاها و برنامه راهبري انجام تشريفات گمرکي کالاها نيز در اين بخش پيشبيني شده است.
کل بودجه تخصيص يافته به فصل بازرگاني و تعاون در حدود 481 ميليارد تومان است و کمتر از 3 درصد اين ميزان بودجه به برنامه تجارتالکترونيکي اختصاص يافته است.
از 13 ميليارد و 448 ميليون و 800 هزار توماني که به اين بخش اختصاص يافته، 3 ميليارد تومان براي بخش هزينهاي و 10 ميليارد و 448 ميليون و 800 هزار تومان براي پروژههاي عمراني اختصاص يافته است.
از اين ميزان 8 ميليارد و 448 ميليون و 200 هزار تومان به تحقيقات فني اجراي 9 پروژه گسترش فناوري ارتباطات و اطلاعات در وزارت بازرگاني اختصاص يافته و مابقي آن به مکانيزاسيون 10 واحد گمرک به آسيکوداي جهاني؛ براي اين بخش نيز 2 ميليارد و 600 هزار تومان در نظر گرفته شده است.
همچنين براي خريد تجهيزات گمرک شامل تجهيزات ايکسري براي گمرکات کشور 8 ميليارد و 500 ميليون تومان اختصاص يافته است.
بودجه پيشبيني شده براي سال آينده که به بخش گسترش فناوري ارتباطات و اطلاعات در وزارت بازرگاني اختصاص يافته نسبت به امسال 3 ميليارد و 303 ميليون و 200 هزار تومان افزايش يافته است.
همچنين در فصل بازرگاني و تعاون لايحه بودجه سال آينده براي برنامه راهبري انجام تشريفات گمرکي10 ميليارد و 8 ميليون و 400 هزار تومان و براي انجام تشريفات گمرکي کالا 67 ميليارد و 5 ميليون و 400 هزار تومان پيشبيني شده است.
همچنين در لايحه بودجه سال آينده در بخشي جداگانه 10 ميليارد تومان براي اجراي 5 پروژه تسهيل تجارتالکترونيکي پيشبيني شده است. بخشي از بودجه نيز با توجه به وظايف تعيين شده براي مرکز توسعه تجارتالکترونيکي به اين مرکز اختصاص خواهد يافت. پنجره واحد، تدارکات الکترونيکي دولتي و هاب پيامرسان (message hub) از جمله اين پروژهها هستند که مسوول اجراي آنها مرکز توسعه تجارتالکترونيکي خواهد بود.
کل بودجه پيشبيني شده براي وزارت بازرگاني 130 ميليارد و 325 ميليون و 200هزار تومان است؛ بودجه پيشبيني شده در اين بخش براي برنامه تجارتالکترونيکي تقريبا کمتر از 9 درصد کل بودجه وزارت بازرگاني است.
همچنين براي موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني نيز در لايحه بودجه سال آينده 6 ميليارد و 21ميليون و 700هزارتومان در نظر گرفته شده است.
شرکت خدمات انفورماتيک راهبر نيز در گروه شرکتهاي سودده دولت جاي گرفته است.
درآمدهاي تجارتالکترونيکي
در بخش درآمدها نيز پيشبيني شده که مرکز توسعه تجارتالکترونيکي در سال آينده 7 ميليارد و 750 ميليون تومان درآمد خواهد داشت که اين درآمدها از بخش صدور گواهي الکترونيکي و شناسه ملي کالا و خدمات تامين ميشود.
طبق پيشبينيهاي صورت گرفته، درآمد حاصل از صدور گواهي الکترونيکي 550ميليون تومان و درآمد حاصل از صدور شناسه ملي کالا و خدمات نيز 7 ميليارد و 200 ميليون تومان خواهد بود.
گفت وگو با محمد علی نیلفروشان و مهدی میرقاسمی مدیرعامل و رییس هیات مدیره شرکت فارس
دنباله روي بازار نيستيم
آرش برهمند-سپیده نیکخواه
هرچند فارس در لغت به معنای یکهسوار است ولی ظاهرا این بار سه نفر سوار این اسب جدید هستند که شما دو نفر بسیار جالبشان را در تصویر رو به رو میبینید.
بر کسی پنهان نیست که محمدعلی نیلفروشان از قدرتهای سنتی بازار قطعه ایران است و نزدیک به دو دهه است که نام خودش و خانوادهاش در بازار سختافزار ایران طنینانداز شده است. این اصفهانی تیزهوش نماد تمامی بازاریانی است که حلقه واصل شرکتها و فروشگاهها بودهاند و نقشی کلیدی در بازار بازی کردهاند. سوال اول از او درباره پروژه بسیار خبرساز فورتکس بود.
مهدی میر قاسمی جزو معدود چهرههای خوشآتیه در میان جوانان بازار سختافزار ایران است که شروعی بسیار موفق در دریا کامپیوتر داشت و با بازگشت سریعش به بازار IT پس از جدایی از این شرکت اثبات کرد تصمیم دارد یک بازیگر باشد تا تماشاچی. در گفت وگوی ما با این زوج عجیب همراه باشید.
سرانجام قضيه شرکت فورتکس به کجا رسيد؟
نیلفروشان: یک جورهایی مطمئن بودم این اولین سوالی است که از من میپرسید. من در فورتکس ماموريتي داشتم که براساس حس وطندوستي و با توجه به مشکلات به وجود آمده در اين شرکت بمانم و وقتي مشکلاتش رتق و فتق شد احساس کردم که بايد بيرون بيايم.
خب بالاخره مشکلاتش رتق و فتق شد؟
نیلفروشان: شايد تا حدودي رفع شده، چون من در حال حاضر ارتباط نزديکي با فورتکس ندارم.
نزديک نيستید يا کلا قطع شده؟
نیلفروشان: قطع است.
يعني ديگر هيچ سمتي در مجموعه آقاي اصغري نداريد؟
نیلفروشان: نه هيچ سمتي ندارم و ارتباطمان هم کاملا قطع شده است.
به نظرتان چرا فورتکس موفق نشد؟
نیلفروشان: فکر ميکنم معادلات غلط اقتصادي در اين موضوع دخيل بود.
ميتوانيد جزييتر بگوييد؟
نیلفروشان: متاسفانه توليد در اين مملکت توجيه اقتصادي ندارد. اينجا شما بايد به جاي گردو، گوجه بکاريد! يعني امروز بکاريد و سه ماه بعد برداشت کنيد اگر دقت کنيد اکثر مردم به کار دلالي روي ميآورند و ميخواهند امروز بخرند و اگر فردا گرانتر شد، بفروشند علاوه بر اين، توليد نياز به عواملي دارد که متاسفانه در کشور ما به آن توجه نميشود مانند حمايت از بخش خصوصي که خب چندان به آن توجهي نميشود.
شما در بازار قطعه فرد شناخته شدهاي هستيد؛ فکر نميکنيد اينکه هويتتان را به فورتکس گره زديد پس از ناکامي اين شرکت، به نفع شما تمام نشد؟
نیلفروشان: يکي از دلايلي که باعث شد در فورتکس بمانم به اين دليل بود که آن ذهنيت غلط را پاک کنم. البته تاکيد ميکنم که اين ذهنيت راجع به من در اقليت بود هر کس که من را ميشناخت ميدانست که با مسايل پيش آمده در فورتکس هيچ ارتباطي ندارم. فقط معادلات غلط اقتصادي باعث شد فورتکس موفق نشود.
پس در مجموع از اينکه با فورتکس کار کرديد پشيمان نيستيد؟
نیلفروشان: نه به نظرم سرنوشت من به گونهای رقم خورد که از فورتکس سردرآوردم و تصور ميکنم که خدا خواست در آن مقطع در فورتکس باشم فکر ميکنم اگر من نبودم مشکلات در فورتکس بزرگتر بود.
مهدی ميرقاسمي، با توجه به اينکه شما در دريا کامپيوتر مدير شناخته شدهاي بوديد، چه شد که از آنجا بيرون آمديد؟
ميرقاسمي: چندان اتفاق خاصي نيفتاد در يک مقطع زماني احساس کردم که ساکن شدم و نياز دارم از نظر شخصي و کاري با همکاران جديدتر و تيمي بهتر، فعاليت جديدي را شروع کنم در حقيقت احساس ميکردم ديگر امکان و ابزار انجام کارهاي بهتر در آنجا برايم فراهم نبود.
در شرکت دريا کامپيوتر شما صاحب سهم بوديد؟
ميرقاسمي: عضو هيات مديره بودم؛ اما نه به عنوان صاحب سهم بلکه درصدهايي از سود را دريافت ميکردم. در واقع من در کارخانه پرشین الکترونیک که وابسته به دریا کامپیوتر است سهم داشتم که به کل واگذار کردم.
اين برداشت عمومي که شما با مصطفی خوشخو سازگاري نداشتيد و از دريا کامپيوتر بيرون آمديد چقدر درست است؟
ميرقاسمي: موضوع نساختن و يا سازگاري نداشتن نبود به هر حال وقتي مجموعهاي بزرگ ميشود افکار مختلفي به سيستم القا ميشود. من هم تا زمانيکه کل امور کار در دستم بود سعي ميکردم از نظر و مشورت فرآيندهاي بازار براي پيشرفت بازار استفاده کنم. وقتي ديدم امکانات براي انجام کارهاي بزرگترم فراهم نيست، احساس کردم بايد شکل کار را تغيير دهم. در حقيقت بيشتر از 8 سال همکاري موفقي با دريا کامپيوتر داشتم و حتي فرآيند مثبتي هم براي خود من در پي داشت؛ بعد از آن هم در سال 87 همکاريم را قطع کردم.
به نظر ميآيد همکاري شما و نیلفروشان شراکت عجيبي است...
ميرقاسمي: البته آقاي شيرازيها هم شريک سوم ما هستند و در حال حاضر در ايران حضور ندارند.
در حقيقت ميخواهم بدانم چه عامل مشترکي باعث شده افکار دو نسل متفاوت بازار در يک شرکت جمع شود؟ سود يا ديدگاه تجاري مشترک؟
نیلفروشان: فکر ميکنم شراکت مانند ازدواج است.
البته فقط شبيه است!
نیلفروشان: تقريبا مثل ازدواج است. شراکت ما به صورت سنتي شکل گرفت البته ما به صورت دورادور يکديگر را ميشناختيم و با نقطه نظرات هم آشنا بوديم. علاوه براين، ديد مشترکي هم نسبت به بازار داشتيم.
چه مولفههاي مشترکي داشتيد؟
نیلفروشان: هر سه مشتريمدار بوديم اين براي ما خيلي اهميت داشت. اعتقاد دارم شما به عنوان يک فعال بازار وقتي خوشنام ميشويد که مشتريمدار باشيد و حق مردم را ضايع نکنيد. در حقيقت از مشتري به عنوان يک ابزار براي بزرگ شدن سازمانتان استفاده نکنيد. من کاملا با روحيات کاري آقاي ميرقاسمي آشنا بودم و آقاي شيرازيها هم که جزو خوشنامهاي بازار بودند.
بنابراين تصميم گرفتيم اين مجموعه را تشکيل دهيم؛ يعني دقيقا در شرايطي که از فورتکس جدا شده بودم و همزمان دو کار اقتصادي ديگر هم انجام ميدادم.
بله، فکر ميکنم يک شرکت هم داشتيد...
نیلفروشان: من يک شرکت پيمانکاري داشتم و همچنين در حال ساخت يک سردخانه هم بودم البته هنوز هم ما جزو يکي از بزرگترين پيمانکاران شرکت اريکسون برای ایرانسل هستيم. اما چون ريشه من در بازار قطعه و کامپيوتر بود، دوست داشتم با پيوستن به دو نيروي جوان، اين ريشه را حفظ کنم.
آيا در اين مجموعه شما تنها سرمايهگذاريد يا اينکه نقش ديگري هم داريد؟ چون از طرفي سمت شما به عنوان مدير عامل هم کمي عجيب به نظر ميآيد!
نیلفروشان: من خودم خواستم مديرعامل باشم چرا که در سازمان نظام صنفي هم درگير عضويت در کميسيون سختافزار و شوراي انتظامي و همچنين عضويت در هيات مديره اين سازمان هستم. به همين دليل خودم ترجيح دادم که مدير عامل باشم و اين اصلا منافاتي ندارد ...
اما ميتوانستيد عضو هيات مديره هم باشيد.
نیلفروشان: ترجيح دادم نقش اجرايي داشته باشم.
واقعا نقشتان اجرايي هست؟
نیلفروشان: اگر واقعيت را بخواهيد بيشتر يک عنوان است. الان هم کار اين مجموعه را خود آقاي ميرقاسمي جلو ميبرند، چون بسيار خوش فکرند و سمت و سوي بازار را به خوبي تشخيص ميدهند.
با اين تفاسير، حتي زمانيکه ايشان در دريا کامپيوتر هم بودند اين انتقاد وارد بود که چرا کل کارها را خودشان به تنهايي ميخواهند انجام دهند؟
نیلفروشان: اينکه شما ميگوييد به ايشان اين ايراد وارد بود مربوط به گذشته است...
يعني در حال حاضر اين ايراد وجود ندارد؟ البته من ترجيح ميدهم خودشان پاسخ اين سوال را بدهند.
نیلفروشان: ما تقريبا تمام کارها را تقسيم کرديم.
خود میرقاسمی...
ميرقاسمي: من چنين حرفي را حتي در گذشته هم قبول ندارم. اين طور نبوده و ما در گذشته هم يک تيم 40 نفره با تعداد زيادي مدير داشتيم. من هر هفته با مديران خود جلسه داشتم و کار را به صورت گروهي پيش ميبردم چون اساسا به کار گروهي ايمان دارم. اما شايد نمايش بيرون سازماني ما به مخاطب القا ميکرد که همه کارها را خودم پيش ميبرم.
اما شما خودتان چند لحظه پيش در حرفهايتان به اين موضوع اشاره کرديد؟
ميرقاسمي: فکر ميکنم بايد يک تعريف درست از انجام کل کارها و مديريت در آن ارايه دهيم. منظور من انجام تمام فرآيندها مانند تبليغات و بازاريابي و فروش نبوده؛ بلکه موضوع منابع انساني، بحثهاي مالي و دارايي هم وجود دارد که بايد به صورت مجزا و با نيروهاي مختلف انجام شود.
به هر حال هر کاري که خودتان بتوانيد را شخص خودتان انجام ميدهيد.
ميرقاسمي: نه، واقعيت اين نيست. يکي از علتهايي که باعث شده اين شايعه به وجود بيايد اين است که من سخنگوي شرکت دريا کامپيوتر بودم مثل اينکه در برخورد با رسانهها، من پاسخ دادم در صورتيکه هر بخش مدير مربوط به خود را داشت. البته من از همان ابتدا هم به بحث تبليغات و فروش علاقه خاصي داشتم اما الان به اين شکل نيست و حتي ميتوانم ادعا کنم در شرکت قبلي هم اين طور نبوده است. در حال حاضر در بحث تصميمگيريهاي کلان شرکت هر هفته جلسه هیات مدیره داريم و من هم يک راي دارم.
هدف از اضافه شدن شيرازيها چه بوده؟
ميرقاسمي: ايشان سابقه درخشاني در حوزه قطعه داشتند اگر مادربوردهاي سولتک را بشناسيد آقاي شيرازيها در تيم حامي پرداز سابق به عنوان يکي از مهمترين مراکز پخش اين کالا حضور فعالي داشتند.
قبول دارم ايشان رابطه خوبي با بازار دارند.
ميرقاسمي: ايشان هم در بحث قطعه يد طولايي دارد و هم ديد مثبتي به کل فرآيندهاي بازار دارند.علاوه بر اين، رشته تحصيلي آقاي نیلفروشان بازرگاني بوده، من در رشته کامپيوتر و آقاي شيرازيها در رشته الکترونيک تحصيلات کردهاند. فکر ميکنم از نظر تحصيلات آکادميک هم ما در برآيند يکديگر را تکميل ميکنيم.
با وجود اين فکر ميکنم علاوه بر چشمگير بودن شباهتها و منشهاي کاري، تفاوتهايتان هم به خوبي نمايان است.
ميرقاسمي: ميتوانيد اين تفاوتها را نام ببريد.
مثل اينکه آقاي شيرازيها اصولا منش بازاري و مغازهاي دارند و اين انکار ناپذير است...
ميرقاسمي: اتفاقا فکر ميکنم منش ايشان با بازار بسيار متفاوت است چون اگر صرفا بازاري خاص بودند ميرفتند مانند بسياري از دوستان در يک مغازه کار ميکردند اما سمت و سوي فکريشان شرکتی است و به صورت گروهي فکر ميکنند در زمان فروش سولتک آقاي شيرازيها تيم کاري خوبي داشتند.
پس اعتقاد داريد اين گروه در کنار هم جواب ميدهد؟
نیلفروشان: بله، ما همگي در کنار هم، همپوشاني خوبي داريم و مکمل هم هستيم. شرکاي من گرچه جوان هستند اما تجربه بسيار خوبي در بازار دارند. در اين يک سال و اندي که از تاسيس شرکت فارس ميگذرد، نه تنها به اهدافمان رسيديم بلکه سهم خوبي هم از بازار، برندينگ و خدمات پس از فروش به دست آورديم.
به نظر ميرسد شما سراغ برندهاي مطرح نرفتيد؟ به عنوان مثال EVGA به عنوان کالاي اساسيتان چندان مطرح نيست.
ميرقاسمي: به نظر شما واقعا EVGA برند مطرحي نيست؟.
قبول کنید بازار خيلي خوبي ندارد.
ميرقاسمي: خب برند تازهاي است و هنوز چندان سهم بازار ندارد.
نیلفروشان: ببينيد سهم از بازار اصلا براي ما مطرح نيست. براي ما، سود حاشيهاي بازار مطرح است ما نميخواهيم دنبالهروي بازار باشيم. خيلي از برندها بودند که سهم از بازار داشتند و کسي سراغشان نرفته بود، ميتوانستيم برويم آنها را بياوريم. اما فکر ميکنم مجموعهاي موفق ميشود که کارهاي سخت انجام دهد، کار سخت ما اين بود که برويم EVGA را بياوريم، بيش از شش ماه در اين باره مذاکره کرديم.
ببينيد اصولا حاشيه سود مهم است اما فکر ميکنيد براي چرخش مالي خوب نبايد فقط به سراغ کالاهاي بسيار حرفهاي ميرفتيد؟
نیلفروشان: ما براي اين موضوع داريم شديدا روي لپتاپ کار ميکنيم، به طوريکه نيمي از بيزنس ما را تشکيل خواهد داد.
روي چه برند خاصي؟
نیلفروشان: سوني و دل؛ اين برندها خودشان گردش مالي خوبي ايجاد ميکنند علاوه بر اين، به راحتي جذب مشتري ميکند.
اما به ندرت ديديم که به عنوان نماد شرکت فارس روي نوتبوک کار کنيد؛ چرا؟
نیلفروشان: به اين دليل که ما بيشتر با همکاران کار ميکنيم و همکاران دوست ندارند گارانتياي به غير از گارانتي خودشان مطرح شود. ما در حال حاضر پشت بسياري از گارانتيهاي بازار هستيم. شرکتهايي که خودشان یک موقعی واردکننده بودند کارت گارانتي ما را عرضه نميکنند اما پشت سر گارانتي آنها ايستادهايم.
اين موضوع گردش کاريتان را هم سريعتر ميکند؟
نیلفروشان: بله. دقيقا.
ميرقاسمي: ببينيد ميخواهم راجع به EVGA يک توضيح بدهم و آن اينکه اين برند در آمريکا رتبه اول فروش را دارد.
البته بازار آمريکا که بازار خاصي است.
ميرقاسمي: ما هم به دنبال راهحلهاي خاص بوديم. قيمتهاي EVGA شايد نسبت به بازار 20 تا 30 درصد بالاتر باشد اما از نظر کيفيت حرفهاي زيادي براي گفتن دارد. در مورد کالاهايي که گردش مالي خوبي ايجاد ميکنند من به رم نانیا اشاره ميکنم که محصول يکي از بزرگترين سازندگان چيپ در دنياست. در بسياري از سيستمهاي بزرگي مانند دل، آيبيام و لنووو، از رم نانیا استفاده شده است.
با اين وجود کانالي در بازار ما ندارد.
ميرقاسمي: ما اغلب سعي کرديم سلامت تجارت خود را هم حفظ کنيم. خيلي سخت دنبال کمپانيهايي رفتيم که کالايشان براي اولين بار وارد ايران ميشود مثل برند Elecom که به تازگي در حوزه تجهيزات نوتبوک آورديم. دقت کنيد برخلاف گفته شما، در حال حاضر تنها 20 درصد کار ما را قطعه تشکيل ميدهد و 80 درصد داريم روي نوتبوک و تجهيزات آن کار ميکنيم.
حتي کارت تيويهاي Avermedia که داريم روي آنها کار ميکنيم در شاخه نوتبوک بيشترين فروش را دارد.
چرا Avermedia؟
ميرقاسمي: چون فکر ميکنم در کارت تيوي جزو 5 برند بزرگ دنياست.
اما Avermedia برند گراني است.
ميرقاسمي: بله، حتي در آمريکا اين برند در مواردي بيشتر از سوني هم فروخته و کم کم دارد جاي سوني را ميگيرد. علاوه بر اين، فروشندهاي است که قريب به بيست سال تخصص در زمينه توليد تلويزيون داشته است.
چه سودي براي شما دارد؟
ميرقاسمي: ما روي Avermedia هم مانند ديگر کارت تيويها سود ميکنيم.
اما تعداد پاييني دارد؟
ميرقاسمي: اصلا بحث کم بودن تعدادش مطرح نيست. ما داريم با همين تعداد کم سود خود را ميبريم سودحاشيهاي آن جوابگوي ما هست. پس نيازي نداريم برويم کالاهاي چيني بياوريم که نه سودي دارد و نه کيفيتي! البته به اعتقاد من مخاطبان ما سراغ اين کالاها نميروند اما همکاران از اين برند استقبال زيادي ميکنند.
شما جريان ماليتان را روي نوتبوک گذاشتيد اما برندسازيتان را روي قطعه انجام ميدهيد. چرا؟
ميرقاسمي: نوتبوک براي ما ابزاري است که بتوانيم تجهيزات جانبي آن را به فروش برسانيم.
اما هيچ کس شما را به اسم نوتبوک نميشناسد.
ميرقاسمي: ما يک سال است که در بازار حضور داشتيم و در اين مدت به دليل شرايط عمومي کل بازار، نتواستيم آنطور که بايد و شايد برنامههايمان را اجرا کنيم. از اين به بعد شايد راجع به فارس خيلي بيشتر بشنويد اما تا به حال فرصت اين کار را نداشتيم.
راجع به رم نانیا، شما نه يک برند خيلي بزرگ داريد و نه قيمت مناسب که بتوانيد شناخته شويد.
ميرقاسمي: رم نانیا، در مقايسه باحافظههاي متوسط بازار، قيمت خوبي دارد و قابل رقابت است. علاوه بر اين، رم احتياج به آگهي و تبليغات ندارد چون در سيستم بسته ميشود و ديده نميشود. بنابراين حرکت خودش را دارد البته اين به اين معني نيست که اصلا نميخواهيم روي رم تبليغات کنيم. اما جريان تبليغمان دنبال کالاهايي است که آينده بازار را تامين ميکند.
مانند چه کانالهايي؟
ميرقاسمي: مثل Elecom و Avermedia چون هر روز که ميگذرد و از فروش پيسي کم ميشود و به همان اندازه نوتبوکها پر فروش ميشوند ما در بحث نوتبوک سرمايهگذاري زيادي کرديم و فعاليت چشمگيري تا به حال داشتيم. از طرفي دل و سوني برندهايي هستند که احتياج به تبليغ ندارند.
پس نياز به برندسازي براي نوتبوک نميبينيد؟
ميرقاسمي: درحال حاضر اين نياز را احساس نميکنيم. چون اغلب کاربران دل ميخرند و برند برايشان اهميت زيادي دارد.
خيليها اعتقاد دارند دليل اصلي اينکه فاکسکان برند دريا کامپيوتر شده، شما بوديد. آيا هنوز هم به اين برند تعلق خاطر داريد؟
ميرقاسمي: نه اينکه من به فاکسکان علاقهاي نداشته باشم ببينيد من براي گرفتن فاکسکان جلسات مختلفي گذاشتم و سياست خاصي هم براي جذب اين برند به همراه گروهم تدوين کردم و اين کار کاملا تيمي بود شايد چون خيلي براي جذب اين برند وقت گذاشتيم، اين طور به چشم ميآيد اما من تعلق خاطري به فاکسکان ندارم حتي مادربوردهاي ديگري هم هستند که آنها را دوست دارم. ببينيد انتقال شيوه ما به سمت فاکسکان دقيقا زماني اتفاق افتاد که ما از گيگابايت جدا شده بوديم، يعني مادربوردي که جايگاه جهاني داشت و دريا جزو معدود پلهاي انحصاري بود که توانست ارتباط خود را با گلدنسيستم حفظ کند. ما توانستيم به موقع و سريع فاکسکان را به بازار بفرستيم.
اما وقتي فاکسکان را گرفتيد از دريا جدا شديد؟
ميرقاسمي: نه خيلي طول کشيد، تقريبا يکسال از زمان گرفتن فاکسکان ميگذشت که من از دريا کامپيوتر بيرون آمدم.
الان پس ديگر دنبال فاکسکان نيستيد؟
ميرقاسمي: نه مطلقا. راستش را بخواهيد ديگر دنبال مادربورد نيستم.
البته EVGA مادربورد دارد.
ميرقاسمي: بله مادربورد دارد اما در سري پيشرفته بازار است. تقريبا سه ماه است که اين برند را وارد کرديم البته در محدوده مادربورد مدلهاي محدودي دارد. مطمئنا در بازار چندان جايگاه عمومي ندارد و اما باز هم تاکيد ميکنم که صرفا به دنبال مادربورد نيستم.
در بحث رم روي برند ديگري نميخواهيد کار کنيد؟ چون به نظر ميرسد Elixir به اندازه لازم صاحب برند نيست؟
ميرقاسمي: برخلاف نظر شما من Elixir را يک برند با کيفيت ميدانم.
نیلفروشان: ميشود لطفا تصوير يک برند را براي من تعريف کنيد؟
يعني اينکه در بازار مشتري آن را به اندازه کافي بشناسد.
نیلفروشان: به نظر شما کينگستون در بازار تصوير خوبي دارد؟
بله چون در سطح پاييني بازار آن را به خوبي ميشناسند.
نیلفروشان: آيا فروشندههاي آن از فروشش راضياند.
نه. چون سود حاشيهاي ندارد.
نیلفروشان: خب ما دنبال تصوير يک برند نبوديم اهداف ما به سمتي بود که هم خدا را ميخواستيم هم خرما. هم ميخواستيم برندمان خوب باشد و هم دنبال جنس تقلبي نبوديم.
برندهايي که شما کار ميکنيد سرنوشت مشخص دارند؛ يا در بازار کمبود خواهند داشت يا اينکه مصرفکننده را راضي نميکنند.
ميرقاسمي: نه اين طور نيست. در مورد کالاهايي مانند EVGA و Avermedia ما همواره پيشبيني بازار را داريم و براساس تقويم سالانه و موقعيت بازار همه موارد را لحاظ ميکنيم. بنابراين هيچ کدام از مشتريان ما نميتوانند بگويند که ما کالا نداشتيم. ما همواره در اين دو برند جنس انباري داريم. البته قبول دارم که مانند اسوس نيستند که بخواهند فروش فوقالعاده بالا داشته باشند و ما خودمان خواستيم که در اين بخش از بازار کار نکنيم.
اصولا در طي اين سالها چرخ بازار قطعه ايران روي دو قطعه مادربورد و سيپييو چرخيده است اما شما برخلاف اين رويه مبناي فروشتان را روي نوتبوک گذاشتيد. چطور اين موضوع امکان دارد؟
ميرقاسمي: به نظرم لپتاپ در حال حاضر بزرگترين کالاي تبليغاتي ما در فروش است. حتي شايد باورش سخت باشد اما لپتاپ دارد جايگاهش را در بازار سختافزار ما پيدا ميکند و بحث گارانتي در لپتاپ هم بسيار حايز اهميت شده است.
خيلي از شرکتها و مغازه داران کوچک آمدند روي نوتبوک گارانتيهاي 5 هزار توماني گذاشتند و بدون شک نميتوانند پاسخگو باشند. ما تنظيم گستردهاي براي خدمات لپتاپ داشتيم و ازهمکاران مجربي براي اين منظور دعوت کرديم.
گارانتي شما که به اسم خودتان نيست؟
ميرقاسمي: ما در بخش خدمات لپتاپ هم خودمان داريم به اسم فارس گارانتي ميدهيم.
اما اغلب شما را به عنوان فروشنده لپتاپ به همکاران ميشناسند تا يک گارانتي دربازار لپتاپ.
ميرقاسمي: نه اين طور نيست ما هم به همکار ميفروشيم و هم گارانتيمان در بازار بزرگ ميشود ما حتي يک برچسب گارانتي طراحي کرديم که روي لپتاپ هم ميخورد.
آيا گارانتي فارس در مقايسه با رقبايي که براي لپتاپهاي سوني و دل گارانتي ميدهند، امتيازي دارد؟
نیلفروشان: يکي از اولين دپارتمانهايي که ما ايجاد کرديم بحث خدمات پس از فروش و گارانتي بود اعضاي اين تيم بسيار مجرب هستند و تحصيلاتشان هم در زمينه الکترونيک است کارگاهمان را هم به خوبي تجهيز کرديم و الان هم شکايت مشتريانمان هم در حد صفر است درست است که ما به صورت چراغ خاموش به سمت لپتاپ رفتيم، اما سهم بازارمان بسيار خوب است.
ميرقاسمي: ما براي بحث خدمات پس از فروشمان سه پايه مختلف از گارانتي تعريف کرديم.
اما واقعا اين نمود از گارانتي شما در بازار ديده نميشود.
ميرقاسمي: ما برخلاف برخي از فعالان اين حوزه همواره به اندازه کافي محصول در دسترس داريم و ساختار مناسب و پاسخگويي در گارانتي لپتاپ داريم.
فکر نميکنيد اگر فارس بخواهد در بازار گارانتي براي خودش جا باز کند بايد برندي را انتخاب کند که با نام فارس شناخته شده باشد؟
نیلفروشان: وقتي يک گارانتي شناخته ميشود که ما خدمات خوب بدهيم تا مشتري به سمت ما بازگردد.
پس اعتقاد داريد که فارس نسبت به گارانتيهاي شناخته شده خدمات بهتري ارايه ميدهد؟
نیلفروشان: من نميگويم بهتر اما ما هم ميتوانيم جزو آنها باشيم چون گردش ماليمان در بخش لپتاپ بسيار بالاست.
بنابراين خدمات پس از فروش فقط داشتن قدمت نيست بلکه شناخت کالا، داشتن قطعات مورد نياز و تيم متخصص و از همه مهمتر داشتن ذهنيت مشتري مداري است. خوشبختانه هميشه آبروي ما از پول برايمان اهميت بيشتري داشته و اين مشتري مدار بودن ما واقعا شعار نيست.
بررسي چالش هاي پروانه وايمکس در گفت وگو با مسعود داوري نژاد، اولين رييس سازمان تنظيم مقررات راديويي کشور
نمي توان حق PAPها را يک جانبه لغو کرد
مجتبي محمودي
گفتوگوي ما با مسعود داوري نژاد اولين رييس سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي داستان پيچيدهاي دارد، در واقع ايده انجام اين گفتوگو از خلال صحبتهاي تلفني در خصوص اجبارها و فشارهاي سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي بر شرکتهاي PAP به منظور تمکين از شرايط پروانه وايمکس پديد آمد. داوري نژاد به عنوان مطلع موثقي که در جريان صدور پروانههاي ندا قرار دارد در اين گفتوگو به چالشهاي حقوقي، مقرراتي و اقتصادي اين اجبار و الزام ميپردازد و بارها تاکيد ميکند؛ رفتار سازمان تنظيم مقررات در قبال شرکتهايي که پيش از اين از تکنولوژي وايمکس براي ارايه خدمات استفاده کردهاند مبناي منطقي و پروانهاي ندارد و ميتواند موجبات طرح دعوي حقوقي از سوي شرکتهاي PAP را فراهم آورد. در اين گفتوگو از زواياي مختلف چالش بهوجود آمده مورد بررسي قرار گرفته است که اميدواريم طي هفته آتي اين موضوع را از منظرهاي ديگر نيز مورد بررسي قرار دهيم.
اخيرا به نقل از جنابعالي اعلام شده که شما پروانه وايمکس را غير قانوني ميدانيد در پي انتشار اين اظهارنظر روابط عمومي سازمان تنظيم مقررات نيز پاسخ داده که چنين نيست و همه ضوابط قانوني کار رعايت شده و مصوبات لازم گرفته شده است، آيا شما با صدور پروانه وايمکس موافق هستيد؟
به نظر من پاسخ روابط عموميسازمان بيشتر پاسخي رسمي و متعارف از سر انجام وظيفه اداري بود تا طرح و بحث کارشناسي به همين دليل من لازم ميبينم يک بار اين قضيه را که به ظن من يک فاجعه در حوزه سياستگذاري است را در ابعاد مختلف مورد بررسي قرار گيرد.
قبل از اينکه به موضوع سياستگذاري بپردازيد روابط عموميرگولاتوري در پاسخ به همان اظهارنظر اعلام کرد که در زمان رياست شما توزيع باند وايمکس مناسب صورت نگرفته است!
به نظر ميرسد با سوابق آشنايي ندارند. در دوران تصدي من هيچ فرکانسي به وايمکس داده نشد و تنها به صورت آزمايشي اجازه استفاده از تکه باندهاي 5/2و 5/3 گيگاهرتز به تقاضاي خود اپراتور بدون قيد فناوري وايمکس يا پريمکس در هر جايي طيف داده شد تا بعد از انجام آزمونهاي پوششي و قطعي کردن فناوري مورد نظر، درخواست خود را نهايي کرده و مجوز قطعي و رسمي براي آنان صادر شود. اطلاع دارم مجوزهاي فرکانس براي وايمکس به صورت قطعي از اواخر سال 1384 که بنده حضور نداشتم صادر شده که کار بسيار درستي بود.
در واقع شما همان زمانيکه در سازمان حضور داشتيد درصدد بوديد تا مجوزهاي لازم را براي متقاضيان مجوزهاي فرکانس صادر کنيد؟
بله همينطور است در آن زمان سياست ما اين بود وقتي که شرکتهاي ما در خارج با تحريم و انواع تضيقات روبهرو هستند هر نوع تسهيلات و مساعدتي که در حوزه وظايف سازمان و وزارت ممکن بود را تاحد امکان در اختيار شرکتهاي متقاضي و به خصوص خدمات بيسيم قرار دهيم و متعقد بوديم اولا براي تکميل پوشش خدمات دادهاي و اينترنت، خدمات کابلي به تنهايي جوابگو نبوده و در برخي از نواحي مخابراتي در تهران امکان نصب و استقرار تجهيزات مربوط و در اختيار گرفتن سيم تلفن مشترک وجود ندارد و شبکه بيسيم مکمل و يا هيبريد تنها راه رساندن خدمات و جوابگوي توسعه است و به همين دليل شرکتهاي ندا را براي سرمايهگذاري در بيسيم ترغيب کرديم که تعدادشان نيز کم بود. دوم اينکه موفقيت سياستهاي خود را در موفقيت اين شرکتها ديده بوديم و سمت و سوي حمايتي در رفتار ما کاملا آشکار بود هرچند با شنيدن اخبار و گزارشهاي شرکتهاي فعال به نظر ميرسد طي سالهاي گذشته تلاشهاي معکوس در همراهي با برخي از شرکتهاي مخابرات استاني براي ريشهکن کردن اين شرکتها بهوجود آمده است.
جناب داوري نژاد، بالاخره جنابعالي با صدور پروانه وايمکس موافق هستيد يا خير؟
بنده ضمن اينکه حکم تسري حق پروانه جديد به شرکتهاي نداي فعال در وايمکس را غير قانوني ميدانم و اشکالات ساختاري و خلاف نظام تنظيم مقررات متعددي را در آن پروانه ميبينم، متعرض صدور پروانههاي جديد از جمله وايمکس نبودهام و اکنون نيز مدعي و خواستار ابطال آنها هم نيستم. بلکه معتقدم، ورود هر بازيگر جديد به ميدان در چارچوب مقررات و اصول تنظيم بازار، رقابت عادلانه و شرايط يکسان بايد به فال نيک نيز گرفته شود و بديهي است نفع آن در وهله اول نصيب مصرفکنندگان اين بازار خواهد شد. اما جداي از اشکالات راهبردي و ساختاري، آنچه که من در خصوص صدور پروانههاي وايمکس انتقاد جدي دارم اين است که سازمان نميتواند به بهانه صدور پروانههاي جديد، حقوق دارندگان پروانههاي ديگري را به صورت يک جانبه لغو کند.
اما رگولاتوري معتقد است شرکتهايي که پيش از اين در اين حوزه فعال بودند ميتوانند با پذيرش تعهدات جديد به فعاليت خودشان ادامه دهند.
چالش اساسي در همين شرط يا اجباري است که براي ذينفعان قديمي به وجود آورده است. من در همان ابتداي مصاحبه تصميم داشتم به اشتباهات فاحش راهبردي و مشکلات سياستگذاري بپردازم که با سوالاتتان مسير بحث کميعوض شد.
بفرماييد!
سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي در تاريخ 19 اسفند 1387 بدون توجه به وجود پروانههاي صادره در مورد ارايه خدمات عمومي انتقال دادهها و بدون توجه به اين اصل مهم که تعهدات دولت مندرج در شرايط اوليه فراخوان و مفاد پروانه ندا (بند 3-7) قطعي بوده است چنانکه با اتکا به قبول همين اصول متقاضيان پروانه در فراخوان شرکت کردند و طرح تجاري خود را نهايي و مبالغ هنگفتي سرمايهگذاري کردهاند، از اين منظر صاحب حقوق کسبي مهمي شدهاند که سازمان و کميسيون و حتي دولت اجازه لغو يا تغيير يک جانبه آن را ندارند مگر آنکه حقوق و منافع دارندگان پروانه و تکليف سرمايهگذاريهاي آنان مشخص و ملحوظ شده و تاييد آنان را جلب کند.
اين درحالي است که در پروانههاي جديدي که براي فناوري بدون سيم وايمکس براي 4 شرکت جديد صادر شده به صورت يک جانبه از دارندگان قبلي اينگونه پروانهها خواسته است تا براي تداوم فعاليت در زمينه وايمکس اقدام به پرداخت مبلغ حق پروانه جديد معادل دريافتکنندگان جديد پروانه وايمکس کنند.
در بند 3-7 پروانه ندا آمده است که شرايط اين پروانه توسط اعطاکننده پروانه، با حفظ اصول شـرح خدمـات و حقـــوق متقابل دولت، دارنده پروانه و مشترکان، قابل تغيـير و اصلاح است. در اين صورت دارنده پروانه ملزم به قبول تغييرات و اصلاحات است، اگر به اين بند دقت شود در اين بند بر حفظ اصول شـرح خدمـات و حقـــوق متقابل دولت، دارنده پروانه تاکيد شده است چنانکه به استناد اين بند شرکتهاي ندا و فعالان اوليه در بخش وايمکس چون حقوق شان رعايت نشده و همچنين در صورت پرداخت حق پروانه بسيار نامعقول متحمل ضرر و زيان هنگفت خواهند شد، به همين دليل ملزم به قبول شرايط يک طرفه سازمان در پروانه خود نيستند چه برسد به قبول شرايط پروانه ديگري به نام وايمکس. متاسفانه اين بياعتنايي يا شايد بيتوجهي به حدي است که سازمان حتي به خود زحمت نداده که به استناد يک بند همين پروانه تغيير يا اصلاح مورد نظر را با رعايت و حفظ اصول و حقوق گفته شده در پروانه اعمال و ابلاغ کند. پروانهاي که شرکتهاي ندا بابت تعهدات آن ضمانت نامه 15ميليارد ريالي تسليم کرده و برخي جرايم سنگيني به دليل تنها اندکي تاخير در انجام تعهدات خود به دولت پرداخت کردند و هنوز همان که بوده و در هر محکمهاي نيز قابل ارايه است. به اعتقاد بنده اين موضوع به راحتي در محاکم قضايي قابل پيگيري است. ذکر اين نکته نيز جالب توجه است که در نشستي با مسوولاني از وازرتخانه و سازمان، نمايندگان مجلس و فعالان عرصه مخابرات و فناوري اطلاعات در سال گذشته سازمان بازرسي و برخي ديگر از حضار بهطور مشخص به غيرقانوني بودن اينکار اذعان کرد. اطلاع دارم که برخي از اعضاي شوراي رقابت نيز که در معرض موضوع قرار گرفتهاند بر همين نظر هستند.
در همين بند که شما بر آن تاکيد ميکنيد بر حقوق متقابل دولت نيز تاکيد شده قاعدتا رگولاتوري ميتواند مدعي باشد که با اجبار ذينفعان قديمي به قبول شرايط جديد به دنبال حفظ حقوق دولت است!
چنين استدلالي قابل پذيرش نيست. حتي اگر مشترکان را درگير نکنيم، شرط فوق توامان و با قيد "متقابل" ذکر شده يعني حقوق دولت و دارنده پروانه باهم نه يک طرف.
در بند 3-1 پروانه به عدم انحصاري بودن پروانه پرداخته شده که به اين معني است؛ سازمان ميتواند پروانههاي جديدي با همان اصول و شرايط و حتي شرايطي جديد صادر کند. اما اين پروانههاي جديد و شرايط آن صرفا شامل حال متقاضيان جديد پروانه خواهد شد و نه دارندگان قبلي پروانهها. اين درحالي است که در عمل ميبينيم رگولاتور اقدام به صدور پروانه جديد با شرايط و محدوده ديگري براي فناوري بدون سيم وايمکس که تنها يکي از اختيارات پروانههاي ندا است براي 4 شرکت جديد کرده و به صورت يک جانبه از دارندگان پروانههاي قبلي خواسته است تا براي تداوم فعاليت در زمينه وايمکس اقدام به پرداخت مبلغ حق پروانه هنگفت جديدي کنند که ذکري از آن در پروانه آنان نشده است
آيا استفاده از فناوري وايمکس جزو پروانه شرکتهاي PAP به شمار ميرود؟
بله. اين موضوع به صراحت در پروانه ندا آمده است و بر همين اساس بعدا مجوز فرکانس وايمکس گرفتهاند. بنا به نص صريح پروانه در بند مهم 2-2 شرح خدمات، که ميتواند برنامه تجاري يک شرکت را کاملا متحول کند، به دارندگان پروانه اجازه داده تا خدمات خود را به صورت باسيم يا بيسيم بدون محدوديت در فناوري انتخابي برقرار کنند. به اين ترتيب تحديد کردن موضوع پروانه به نوع خاصي از خدمات سيمي يا نوع خاصي از انواع بيسيم به معني نقض يک جانبه شرح خدمات است که دارندگان پروانه ملزم به قبول آن نيستند و تا جاييکه بنده مطلعم جميعا مخالفت خود را اعلام کردهاند و تحميل آن امري خلاف پروانه و غير قانوني است.
اما اخيرا مسوولان شرکت داتک در مصاحبهاي با ايرنا اعلام کردهاند که اعتراضي نسبت به پرداخت حق پروانه وايمکس به ديگر شرکتها ندارند.
من هم اين مصاحبه را خواندهام. براي من مشخص نيست که منظور از عبارت "به ديگر شرکتها" در انتهاي جمله چيست؟ ممکن است منظور "توسط ديگر شرکتها" باشد و يا چيز ديگري در همين حدود.
آنچه که روشن است هيچ شرکتي داوطلبانه حاضر نيست مبلغ پيشبيني نشده هنگفتي را پرداخت کند. تمام اين مبالغ عينا به حساب زيان شرکت منظور خواهد شد و هيچ شرکتي واقعا راضي به چشمپوشي از حقوق پروانههاي خود و تحمل يک چنين زيان مستقيم هنگفتي نيست مگر آن که از روي ناچاري و براي بقا در کوتاه مدت مجبور به تمکين يک چنين زياني شده باشد. خبر دارم که چنين نگرانيهايي در ميان شرکتهاي ندا و دغدغه نجات سرمايهگذاريهايي است که تاکنون انجام دادهاند مطرح بوده است به ويژه آنکه نگراني جدي مشابهي هم براي آناني که به ارايه سرويس DSL مشغولاند اخيرا به واسطه جلوگيري از تردد آنها به مراکز مخابراتي تحت پوشش بروز کرده بود که فعلا با مداخله سازمان اندکي فروکش کرده است. به هر حال بديهي است چنانچه يک شرکت بنا به هر دليلي، حاضر به صرفنظر کردن از حقوق خود شود؛ به هيچ وجه به معني صرفنظر کردن ساير شرکتها از اين حقوق نخواهد بود.
عليرغم اين مواردي که شما گفتيد در پروانه وايمکس به اخذ مجوز فرکانس از سوي شرکتهاي PAP تاکيد شده است تاکنون نيز چندين بار از سوي سازمان تنظيم مقررات مطرح شده که ممکن است رگولاتوري از تمديد مجوز فرکانس وايمکس شرکتهاي ندا خودداري کند.
فکر نميکنم رگولاتور چنين کند چون آبروي سازمان در گرو انجام تعهداتش است. موضوع واگذاري فرکانس در پروانههاي ندا و حتي ساير پروانهها مانند تلفنهمراه، پيجر و نظاير آن عليرغم نقش کليدي فرکانس در موفقيت و نيل به اهداف، فرع بر اصل موضوع پروانه به شمار ميرود که ارايه خدمات را هدف قرار داده است. ضمن آنکه در بند 15-3 پروانه ندا به اين امر پرداخته شده است که "دارنده پروانه در صورت نياز به برقراري ارتباطات راديويي بايد ضمن پرداخت هزينههاي حق استفاده از فرکانس نسبت به اخذ پروانه تاسيس و بهرهبرداري شبکه راديويي مطابق قوانين مربوط از اعطاکننده پروانه اقدام کند" مجدد اگر دوستان ما در رگولاتوري به اين بند دقت ميکردند در مييافتند که هيچ شرطي حتي وجود فرکانس واگذار نشده يا هر نوع سياستگذاري جزو شرط واگذاري فرکانس نبوده و تنها شرط، پرداخت هزينه مربوط است که تعرفه آن بر حسب آيين نامه مصوب هيات وزيران اعلام ميشود. سازمان تنظيم مقررات به هيچ دليلي جز تغيير قوانين يا عدم پرداخت هزينه فرکانس، اجازه عدم تمديد مجوز يا واگذاري فرکانسهاي جديد را ندارد.
از پاسخ رگولاتوري به اظهارات شما ميتوان استنباط کرد که مجوزهاي جديد وايمکس بيش از آنکه ارايه خدمات به شهروندان را هدف قرار داده باشد به دنبال کسب درآمد بيشتر است. آيا شما اين نظر را قبول داريد؟
هيچ وقت متوجه نشدم انگيزهشان چه بود. به ويژه در زمانيکه درآمدهاي پيشبيني نشده نفت بالغ بر يکصد ميليارد دلار شده کمک چند ميليون دلاري کجا قرار دارد؟ دريافت حق پروانه، تعرفههاي گمرگي و تا حدودي جرايم اقتصادي، معمولا نيات مشخصي به غير از تامين مالي دولتها را تعقيب ميکنند؛ که تنظيم بازار و اطمينان از رعايت اصولي مانند رقابت از جمله آنها است. منابع سالم و عادلانه درآمدي دولتها را نظام مالياتي کشورها تعيين و اجرا ميکنند. شايد جبران هزينههاي اداري و مواد و مصالح مصرف شده براي تدوين و صدور يک پروانه از جمله موارد مورد توافقي باشد که از متقاضيان اخذ ميشود تا تحميلي نابهجا بر بيتالمال نشود.
ريشه بحث صدور مجوزهاي يک ساله فرکانس اساسا بر ميگردد به اعتراض وزارت امور اقتصادي و دارايي به عدم تحقق درآمد فرکانس پيشبيني شده در قوانين بودجه سالانه که سازمان براي اطمينان از پرداخت آن توسط دستگاهها که عمدتا بدهکاران دولتي بودند تصميم گرفت تا مجوزهاي فرکانس خود را هر ساله تمديد کند. نه اين که هر ساله بنا به ملاحظات همان مقطع تصميم بگيرند فرکانس بدهند يا نه. به همين دليل نبايد ارايه خدمات از سوي بخش خصوصي را که مطابق با سياستهاي اجرايي اصل 44 است با اينگونه رفتارها مختل کرد.
اما پروانههاي تلفنهمراه از گرانترين پروانهها شدهاند.
بله همينطور است. پروانه تلفنهمراه از عمدهترين مورد حق پروانه در دو دهه اخير در کشورها بوده است چون به واسطه نياز به سرمايهگذاري بسيار کلان امکان خرد شدن به اپراتورهاي کوچک و محلي را نداشته و تنها راهکار توسعه آن صدور پروانههاي سراسري انحصاري بوده عملا تنها با وضع حق پروانه، آن هم به صورت فروش در مزايده عمومي، تعديل شده و محروميت ساير متقاضيان از کسب و کار ميليارد دلاري در اين زمينه به اينگونه به نفع جامعه جبران يا تعديل ميشود. از موارد ديگري نيز که در اغلب کشورها منجر به اخذ حق پروانه ميشود پيش بيني هجوم تعداد زياد متقاضيان براي منابع محدودي است که فناوري مربوطه خطرها و مراحل تکويني و بلوغ خود را پشت سرگذاشته و سرمايهگذاران زيادي را به خود جلب ميکنند. در برخي از اين موارد حتي قرعهکشي راهحل مناسبي تشخيص داده شده تا رقابت متقاضيان براي افزايش حق پروانه هزينه تمام شده خدمات را به صورت نامعقول افزايش ندهد. قرعهکشي توزيع باند فرکانسي مورد نياز ماهوارههاي مدار پايين براي 10 شرکت توسط نهاد تنظيمکننده مقررات ارتباطي ايالات متحده از موارد آن است. تصميمگيران و تصميمسازان بايد توجه کنند که حق پروانه سنگين به خصوص در کشورهايي که با مشکل جذب سرمايه به دليل خطرات بالا مواجه هستند موجب خروج منابع سرمايهاي از بخش و در نتيجه عدم تحقق اهداف توسعه بخش ميشود
اما پروانههاي وايمکس چطور؟
در مورد مزايده فرکانسهاي وايمکس هم هرچند هزارها بار کمتر از تلفنهمراه، مزايدههايي در برخي از کشورهاي آسيايي و اروپا برگزار و بعضا مبالغ چندين ميليون دلاري اخذ شد ولي اکثرا موفق به رسيدن به برنامه تجاري خود و برخي حتي راهاندازي نشدند که اين عدم موفقيتها عمدتا متاثر از عدم توجه به مرحله بلوغ فناوري و تحولات دايم در عرضه فناوريهاي نوين است.
در واقع شما معتقد هستيد فناوري وايمکس هنوز به بلوغ لازم نرسيده که بتوان با گرفتن چنين حق پروانههايي به نتيجه رسيد؟
نه. مساله فراتر از اين حرفهاست. همين الان که من و شما داريم درخصوص وايمکس آن هم از نوع ثابتش صحبت ميکنيم، طليعه فناوري متکامل نسل 4 در بازار ارتباطات بيسيم خودنمايي کرده و مدافعان سرسخت و معتبري مانند شرکت ورايزون، که خود از مشوقان اصلي آن بود، عملا فناوري وايمکس را رها کردند و افق جديدي از خدمات را نشانه رفتهاند. اگرچه ورود استانداردهاي وايمکس نوع D که به وايمکس ثابت مشهور بود و در اواسط سال 2004 ارايه شد بعد از 15 ماه جاي خود را به وايمکس نوع E يا وايمکس متحرک داد. هرچند هر دو فناوري در چارچوب استانداردهاي وايمکس ارايه شدهاند ولي تفاوتها در جزييات فني فاحش است. آنچنان که نوع E به سمت پايين يا تطبيق با نسل قبل داراي مشکل است و حرکت اپراتورها در به کارگيري نوع متحرک مستلزم سرمايهگذاري ثابت جديد و هزينههاي جاري زيادي است و حتي امکان استفاده مشترک از باند فرکانسي را نداشته و هر يک سهم خود را مديريت ميکنند و پهناي باند ذخيرهاي خود را دارند.
پس اگر ما يک نگاه آيندهنگر در صدور پروانهها و استفاده از تکنولوژيها داشته باشيم درمييابيم که پروانه صادره براي اپراتور وايمکس سراسري به مدت 11 سال و حق پروانه سراسري 1000 ميليارد ريال که دارندگانش به صورت جدي هنوز خدمات خود را عرضه نکردهاند به نظر کاملا غير کارشناسي و غير منطقي است چون همين الان تجهيزات نوع D وايمکس از رده توليد خارج شده و به واسطه ارزاني، جايگزيني با تجهيزات نوع E حتي براي خدمات ثابت بسيار معقولتر و مقرون به صرفه بيشتري است. متاسفانه پروانهاي که براي وايمکس ثابت صادر ميشود به همين سادگي کارآيي و اعتبار خود را از دست ميدهد. از همينرو من معتقدم صدور پروانه براي فناوريهاي خاص مانند وايمکس ضمن تخطي از اصول موکد تنظيم مقرراتي، به واسطه تحولات عاجل در عرضه فناوريهاي نوين که کيفيت برتر و هزينه کمتر را نشانه گرفتهاند امر نسنجيدهاي است که موفقيت آن قرين به محال است. براي فناوريهايي اين گونه با عمر کوتاه با چه منطق تجاري ميتوان پروانه 11 ساله ( 6 سال اوليه و 5 سال تمديد آن) صادر کرد؟ از عواقب خطرناک اين کار براي کسانيکه درايت نهاد تنظيم مقررات بر فناوري را فرض کردهاند، همانا گمراهي سرمايهگذاران در تنظيم برنامه تجاري 11 ساله و اميد کاذب به ثمراتي است که هيچ زمان تحقق نمييابد. اين امر در کشور براي سرمايهگذاران پربنيه با منابع وسيع بخش عمومي شايد تنها اتلاف چندين صد ميليارد ريال منابع آنان باشد ولي نهايتا بخش مخابرات کشور را از کارآيي انداخته و سرمايهگذاران جديد را نقرهداغ خواهد کرد.
تا اينجاي گفتوگو بر تعارضات حقوقي اشاره داشتيد. آيا ميتوانيم تداخلي که پروانههاي وايمکس با مجوزههاي VoIP و تلفن ثابت دارد را نيز به لحاظ حقوقي چالش برانگيز بدانيم؟
من حداقل 6 دسته خطاي فاحش راهبردي را در اين پروانه وايمکس دستهبندي کردهام که شايد فرصت طرح آنها در اين مصاحبه نباشد. به عنوان نمونه اولين مورد اين است که صدور پروانه جديد براي ارايه خدماتي که هماکنون در قالب شرايط و تعهدات ديگري در جريان است موجب خدشهدار شدن حصر منطقي حوزههاي خدماتي و خلط اختيارات، مسووليتها و تعهدات طرفين خواهد شد که کمترين خسارات آن بروز اختلافات حقوقي و وقتگير با نهاد تنظيم مقرارت و تزلزل سرمايهگذاران به ورود به بخش مخابرات کشور است.
در پروانههاي جديد صادره وايمکس براي کمک به برنامه تجاري ضعيف آن، اجازه احداث و واگذاري تلفن ثابت نيز به آنان داده شده و به اين منظور کدهاي بينشهري نيز از جمله امکانات قابل واگذاري در اين پروانه قرار داده شده است و معلوم نيست تاثير اين کار بر اپراتورهاي خصوصي فعلي تلفن ثابت که هر چند حياتي متزلزل دارند در نظر گرفته شده باشد. اين مجوز که در جلسه 37 و 38 کميسيون به تصويب رسيده تنها در يک سطر يا دقيقا در 6 کلمه، به اين اختيار اشاره ميکند و هيچ قيدي از قبيل ممنوعيت شنود، تعرفهها، تعاملات متقابل و دهها تعهد و شرط مهم ديگر در ميان نيست. درست به همين دليل است که بايد حصر منطقي پروانهها حفظ شوند و بيتوجهي به اين اصول جبرانناپذير خواهد بود.
همچنين اجازه برقراري خدمات تلفن بينالملل مبدا از کشور در قراردادهايي در جاي ديگر توسط شرکت زيرساخت در اختيار شرکتهاي خصوصي قرار داده شده، هرچند که محول کردن مساله اپراتوري صدا بر اينترنت شرکتهاي خصوصي به شرکت زيرساخت خود موضوع چالش ديگري است و در اينجا موردي براي پرداختن به آن نميبينم. اگر با هر بحث و استدلالي فعاليت بخش خصوصي در زمينه مخابرات به حوزههاي مشخص تفکيک و براي هر يک شرايط و تعهدات متفاوت در قالب پروانه جداگانه صادر شود، در پروانه وايمکس، اگر حتي قايل به آن هم باشيم، مجوز تلفن ثابت از نمونههاي بارز خدشه بر اصول است که حتي نميتواند اين موجود ناقصالخلقه را کمک کند تا شايد سرپا بماند. به اين ترتيب نهاد تنظيم مقررات فاصله زيادي با اصول و رفتارهاي حرفهاي گرفته است.
به عنوان آخرين سوال تاکنون مسوولان سازمان بارها اعلام کرده که کارشناسان و مشاوران آنان در طراحي مدل پروانه وايمکس از تجارب بينالمللي در اروپا و جنوب شرقي آسيا استفاده کردهاند در واقع مدعي هستند طبق استانداردهايحرفهاي پيش رفتهاند آيا شيوهاي که براي صدور پروانه وايمکس در ايران پيش گرفته شده در کشورهاي ديگر نيز اينگونه عمل شده است اصلا يک چنين مدلي وجود دارد؟
من که چنين مدلي نديده و نخواندهام، خيلي مناسب بود دوستان منابع خود را معرفي ميکردند تا جامعه فني نيز در جريان قرار ميگرفت. دوستان دچار اشتباه فاحشي شدند که مزايده يا حراج (Auction) فرکانس وايمکس را با صدور پروانه ارايه خدمات مخلوط کردند. مزايدههاي مهم اروپا مثلا در ايتاليا که عجولانه بيشترين سر و صدا را راه انداخت با شرکت 29 شرکت متقاضي براي مزايده 35 مجوز منطقهاي باند 5/3 مگاهرتز بود که در شرايط مزايده برخي تعهدات مانند ضربالعجل راهاندازي خدمات به تفکيک هر منطقه نيز درج شده بود که احتمالا دوستان ما در سازمان اين شروط را مفاد پروانه ارايه خدمات تصور کردند. همينطور در فرانسه که براي 44 مجوز منطقهاي در باند 5/3 اقدام به برگزاري مزايده کردند و آن نيز ضربالعجل راهاندازي داشت که بعد از دو سال هيچ فعاليتي را به دنبال نداشت. بيشترين قيمت براي فرکانس در همه مناطق يا سراسري ايتاليا مبلغ 5/47 ميليون يورو و در فرانسه 78 ميليون يورو بود که توسط شرکت بولوره تازه کار پرداخت شد. رگلاتور بريتانيا - اوف کام- که به درايت در تصميمگيري زبانزد است تاکنون چندين بار برگزاري مزايده فرکانس وايمکس، آن هم فقط براي باند 6/2 مگاهرتز، و از جمله مزايده ابتداي سال 2009 را مجددا به تعويق انداخت تا ولع متقاضيان تازهوارد و متوهم فرکانسها در انتظار سراب درآمدهاي ميلياردي باعث گراني نامعقول خدمات و هرز رفتن منابع بخش نشود و همان تجربه ناموفق پرداخت پروانه 3/35 ميليارد دلاري نسل 3 همراه تکرار نشود.
نکته ديگري که بايد به آن توجه شود، تفاوت چارچوبهاي حقوقي و نظام پروانهاي کشور تازهکار خودمان و روالهاي جا افتادهاي مانند مبارزه با رويههاي ناعادلانه رقابت، قوانين ضدتر است و ضد انحصار در اروپا است. سوابق کشور ما در اين زمينه بسيار اندک بوده و راهي طولاني در پيش است. اگر کشور در سال 1382 تصميم گرفت ارايه خدمات انتقال داده را قانونمند کند و پروانهاي بدون درج و الزام به فناوري خاص صادر کند؛ حال چنانچه سازمان در سال 1387 که پروانههاي صادره در ميان سالي خود هستند قصد توجه ويژهاي به وايمکس در حوزه و قلمرو آنان را دارد بايد در ادامه همان مسير و در صورت وجود متقاضي از ميان 11 شرکت داراي پروانه ندا، فرکانسها را به مزايده گذارد البته با افزودن يک تبصره به مصوبه هيات وزيران در مورد تعرفههاي واگذاري فرکانس و يا براي بازارگرمي ابتدا محدوديت تعداد شرکت ندا را بردارد يعني اقدام به صدور پروانههاي جديد ندا کند و سپس اقدام به برگزاري مزايده فرکانس کند آن هم به دفعات و با فاصله زماني معقول و در هر بار مثلا يک يا دو تکه 21+21 مگاهرتزي که مجبور نشود در يک مزايده روال بيمنطق قبول بالاترين قيمت به ساير متقاضيان طيف با برنامه تجاري متفاوت را تحميل کند. چنانکه در ايتاليا طي 9 بار برگزاري مزايده تکههاي باند فرکانسي 5/3 به فروش رفت. به هر صورت مديريت جديد سازمان بايد در يک برنامه مدون چارچوبي جديد براي نظام پروانهاي طراحي و تمام پروانهها با اصولي يکسان و يکپارچه تنظيم کند و به مورد اجرا بگذارد.
MASS EFFECT 2
بازگشت فرمانده شپرد
ياسر موسوي
Yaser@ICTNews.ir
سرویس بازی- زمان زيادي از پايان ماجراي Mass Effect نگذشته که کشتي فضايي نورماندي در حال گشتزني از سوي گروهي ناشناس مورد حمله قرار ميگيرد و به شدت آسيب ميبيند. فرمانده شپرد ((Sheperdکه اکنون به قهرمان کهکشان تبديل شده است دستور تخليه کشتي فضايي را صادر ميکند. تمام خدمه از نورماندي خارج ميشوند غير از خلبان که همچنان براي نجات کشتي فضايي تلاش ميکند. شپرد که فرمانده کشتي و قهرمان شماره يک کهکشان است به هر ترتيبي که شده خلبان را نجات ميدهد. ظاهرا قرار نيست فرمانده شپرد و نورماندي از هم جدا شوند و وقوع يک حادثه تلخ پايان غمانگيزي را براي داستان اين دو يار قديميرقم ميزند اما اين پايان ماجرا نخواهد بود. پس از اين واقعه سازمان سربروس(Cerberus) که در ميان ساکنين کهکشان محبوبيت چنداني ندارد بدن بي جان شپرد را پيدا کرده و تمام قسمتهاي بدن او را بازسازي ميکند. بيشتر اعضاي بدن فرمانده شپرد از پوست و استخوانهاي خرد شده گرفته تا قلب وي به لطف فناوري پيشرفته سربروس به حالت اول خود باز ميگردند اما زمانيکه نوبت به صورت فرمانده شپرد ميرسد اين کار به بازيکننده واگذار ميشود تا چهره قهرمان داستان را مطابق ميل خود بازسازي کند. يکي از نکات قابل توجه در منوي Mass Effect 2 (ME2) گزينه Import ME1 Character است. اگر مرحله ابتدايي بازي را به پايان برده باشيد با استفاده از اين گزينه ميتوانيد کاراکتر خود را با تمام تصميماتي که گرفتهايد از مرحله ابتدايي به ME 2 و ماجرايي جديد وارد کنيد؛ تصميماتي مانند انتخاب ميان نجات اشلي ويليامز (Ashley Williams) و يا کيدن آلنک (Kaidan Alenk). بر همين اساس، در ME 2 تعدادي از دوستان قديميبه بازي بر ميگردند و برخي نيز از مسير داستان حذف ميشوند. حتي ويديوي آغازين بازي نيز براساس تصميمات گذشته متغير خواهند بود. اين ابتکار موسوم به Bioware، سبب شده بازيکنان قديمي با خاطرههاي گذشته خود به ماجراي جديد ME 2 پاي بگذارند و احساس وابستگي بيشتري به بازي پيدا کنند.
در منوي انتخاب کاراکتر به بازيکننده اجازه داده ميشود نام کوچک کاراکتر خود را تغيير دهد اما انتخاب فاميل شپرد اجباري است چرا که فاميل شپرد کاملا با سري بازيهاي ME پيوند خورده است. بعد از انتخاب نام، نوبت به تغيير چهره کاراکتر ميرسد. اگر از چهره قبلي فرمانده شپرد خسته شدهايد، انواع و اقسام ابزارهای لازم براي جراحي پلاستيک چهره در اين منو فراهم شده است. مرحله بعدي انتخاب کلاس کاراکتر است. در اين قسمت شش کلاس مختلف براي انتخاب خواهيد داشت که همزمان توضيح مختصري در مورد کلاس مورد نظر و قدرتهاي ويژه آن در پايين صفحه نمايش داده ميشود. کلاس سرباز (Soldier)، جنگجويي تمام عيار، نفوذگر( infiltrate ) ويژه در انجام ماموريتهاي تجسسي، پيشرو (Vanguard) عاشق مبارزات تن به تن، سنتينل( Sentinel ) مجهز به زرههاي نفوذناپذير و قدرتمند، متخصص (Adept) ويژه کشتار دشمنان بدون استفاده از اسلحه و با کمک نيروهاي فوقبشري و مهندس (Engineer)که قابليت ويژهاي در به هم ريختن تمرکز نيروهاي دشمن و بيرون کشيدن آنها از پشت سنگر خواهد داشت. بعد از انتخاب کلاس بايد مشخصات شناسنامهاي و بيوگرافي فرمانده شپرد را از ميان گزينههاي مختلف انتخاب کنيد و بالاخره نوبت به آغاز ماجراي جديد ميرسد.
فرمانده شپرد که قرار نيست حتي لحظهاي آرامش داشته باشد با صدايي که او را از حمله به سفينه آگاه ميکند از خوابي عميق بيدار ميشود. شپرد اسلحهاي کوچک را از روي ميز بر ميدارد و وارد ميدان ميشود. قسمت ابتدايي بازي که از بيدار شدن شپرد آغاز و به پرواز با شاتل و پاسخ دادن به سوال و جوابهاي جکوب (Jacob Taylor) و ميراندا (Miranda Lawson) و در نهايت رفتن به سمت پايگاه Cerberus و ملاقات تصويري با رييس سازمان ختم ميشود به آموزش بخشهاي مختلف بازي اختصاص خواهد داشت. در ملاقات تصويري با رييس سازمان سربروس مشخص ميشود که به دليل نامعلوميکلونيهاي انسانها ناپديد شدهاند و از آنجاييکه شپرد سابقه درخشاني در نجات کهکشان و ساکنان آن داشته است سربروس ماموريت يافتن کلونيهاي گمشده و کشف راز پشت پرده آن را به فرمانده شپرد واگذار ميکند.
درون مايه بازي همچنان به قوت خود باقي است. انتخاب يک ماموريت، هدايت سفينه به سمت مقصد مورد نظر و ورود به يک ماموريت هيجانانگيز. مبارزات ME 2 با وجود اسلحهها و قدرتهاي مختلف و قابليت هدايت ديگر اعضاي تيم در استفاده از قدرتهاي ويژه بسيار هيجانانگيز و متنوع هستند. هر کدام از کاراکترهاي بازي در مبارزات خود از اسلحه و قدرتهاي ويژهاي بهره ميگيرند که قدرتهاي ويژه هر کاراکتر با توجه به کلاس کاراکتر متغير خواهند بود. سازندگان بازي که ظاهرا به استفاده از منوهاي چرخشي علاقه زيادي داشتهاند براي دسترسي به اسلحهها و قدرتهاي ويژه از يک منوي چرخشي استفاده کردهاند که با گرفتن LB و چرخاندن RS ميتوانيد اسلحه و يا قدرت مورد نظر خود را انتخاب کنيد. علاوه بر اين، از منوي انتخاب اسلحهها براي فرمان دادن به ديگر اعضاي تيم و به کارگيري قدرتهاي آنها استفاده خواهيد کرد. البته اين منوي چرخشي در نسخه کنسولي بازي وجود دارد و در نسخه PC با توجه به استفاده از ماوس و کيبورد و محدوديت کمتر به شکلي بهتر و راحتتر در پايين صفحه نمايش داده ميشود. علاوه بر اين، در نسخه PC ميتوانيد هر کدام از اعداد يک تا 9 را به يکي از قدرتهاي ويژه اختصاص داده و در مبارزات راحتتر و سريعتر از آنها استفاده کنيد. با نمايش اين منو، بازي متوقف خواهد شد اما نشانهگير همچنان حرکت ميکند. براي استفاده از قدرتهاي ويژه خود و يا ديگر هم تيميها تنها کافي است نشانهگير را روي نيروي دشمن قرار دهيد و قدرت مورد نظر را از ليست قدرتها انتخاب کرده و کليد منو را رها کنيد. به همين سادگي و با انتخاب همزمان چند قدرت، دشمن بيچاره غزل خداحافظي را خوانده و از صحنه روزگار پاک ميشود. علاوه بر مديريت قدرتها ميتوانيد مکان سنگرگيري هم تيميهاي خود را نيز تعيين کنيد و استراتژي جنگي مدنظر خود را در مبارزات به کار بگيريد. خوشبختانه تمام مطالب گفته شده به صورت ويديويي آموزشي در ترمينال اختصاصي فرمانده شپرد و در قالب گزينه Advanced Combat Training در دسترس هستند.
بازي ME 2 فقط در انجام ماموريتهاي مختلف و مبارزه با انواع و اقسام نوچههاي نژاد Reaper خلاصه نميشود. يکي از قسمتهاي مهم بازي ME 2 همانند عنوان ابتدايي و تعامل فرمانده شپرد با ديگر کاراکترهاي درون بازي است؛ تعاملي که به صورت ديالوگهاي رد و بدل شده ميان کاراکترها نمايش داده ميشود. ديالوگهايي که انتخاب هر کدام از آنها بر درجه Paragon و Renegade فرمانده شپرد تاثيرگذار خواهد بود. با افزايش درجه Paragon که با رنگ آبي مشخص شده است محبوبيت فرمانده شپرد افزايش پيدا ميکند اما در نقطه مقابل افزايش درجه Renegade، قهرمان افسانهاي داستان را به موجودي وحشتناک تبديل خواهد کرد. علاوه بر ديالوگها، شما در صحنههايي از بازي فرصت پيدا ميکنيد که با فشردن کليد نمايش داده شده درجه Paragon و يا Renegade خود را افزايش دهيد. اما گذشته از اين ويژگي برجسته که سبب افزايش پويايي بخشهاي مختلف بازي شده، هدف فرمانده شپرد براي نجات کهکشان و کلونيهاي گمشده انسانها ثابت بوده و به قوت خود باقي ميماند.
براي انجام ماموريتهاي خواسته شده بايد به سيارات و کهکشانهاي مختلف سفر کنيد که براي اين کار به کشتي فضايي نياز خواهيد داشت. سازمان سربروس، اين کشتي فضايي را در اختيار فرمانده شپرد قرار ميدهد و شپرد هم به ياد خاطرات گذشته نام آن را نورماندي ميگذارد. در نورماندي که مرکز فرماندهي به شمار ميآيد بخشهاي متنوعي براي مديريت ماموريتها در نظر گرفته شده است. به عنوان نمونه در اسلحه خانه (Armory) ميتوانيد سلاحهاي کاراکتر خود و يا ديگر هم تيميها را تغيير دهيد. اما يکي از مهمترين بخشهاي نورماندي آزمايشگاه فناوري (Tech Lab) است که با استفاده از اين آزمايشگاه و آيتمهايي که در طول بازي جمعآوري کردهايد امکان پيشرفت اسلحهها و تجهيزات وجود خواهد داشت. در ME 2 نورماندي براي سفر به کهشکان ديگر به سوخت نياز دارد که بايد آن را از طريق ايستگاههاي سوخترساني و در ازاي پرداخت اعتبار( Credit) تهيه کنيد. اگر در ميانه راه سوخت نورماندي تمام شود به نقطه مبدا بازخواهيد گشت که با توجه به اين مطلب رساندن نورماندي به مقصد مورد نظر به يک ميني گيم کوچک تبديل شده است.
در ME 2 ميني گيمهاي ديگري نيز به شکل معماهاي ساده طراحي شدهاند که از آن جمله ميتوان به پيدا کردن کد خواسته شده از ميان کدهاي متحرک و يافتن قسمتهاي مشابه يک مدار الکترونيکي اشاره کرد. به پايان رساندن هر کدام از اين ميني گيمها با به دست آوردن اعتبار بيشتر و در برخي مواقع آيتمهاي متنوع همراه خواهد بود. ضمن اينکه از اعتبار DIT به دست آمده ميتوان براي خريد اسلحه و قدرتهاي ويژه استفاده کرد.
بازي ME 2 از نظر گرافيکي حرفهاي زيادي براي گفتن دارد. طراحي کاراکترها با جزييات بسيار بالا صورت گرفته و به جرات ميتوان گفت کاراکترهاي ME 2 از واقعيترين کاراکترهايي هستند که تا به حال در دنياي بازيهاي ويديويي ديدهايد. محيطهاي بازي از فضاي درون نورماندي گرفته تا سيارات دور افتاده و شهرهاي پيشرفته انواع و اقسام نژادهاي فضايي به شکل فريبنده و چشمنواز به تصوير کشيده شدهاند. به اين گرافيک فوقالعاده، صداگذاري بينظير بازي را اضافه کنيد. حاصل اين ترکيب يک عنوان هيجانانگيز از ژانر نقشآفريني است که بازيکننده را از ابتدا تا انتها غرق در داستان و گيمپلي هيجان انگيز خود خواهد کرد.
درجه M، درجهاي است که ESRB براي بازي Mass Effect 2 در نظر گرفته که دلايل انتخاب اين درجه شامل خون و خونريزي، خشونت و وجود محتواي غيراخلاقي ميشوند.
پردازنده هاي اينتل هر روز متنوع مي شوند
عصرجديدCPU
دوران رنسانس پردازندهها تقريبا آغاز شده است. در طول يکسال گذشته چندين مدل جديد وارد اين بازار شده و تعداد آنها نيز رو به افزايش است. اين دوره براي اينتل با مهندسي نيهالم (Nehalem) آغاز به کار کرد و ميتوان اين معماري را نقطه شروع حرکت به سمت مدلهاي جديد و تنوع بيشتر دانست که با طراحي تراشهها همراه شد و پلتفرمهاي جديدي ايجاد کرد. نخستين مدلها از خانواده حرفهاي بلومفيلد بودند که براي سري گرانقيمتها طراحي شدند و در نتيجه شکافي بين محصولات رايج اينتل و نسل جديد افتاد. از يک طرف قيمت اين مدلها واقعا بالا بود و هزينه جمعآوري سيستم را به شدت افزايش ميداد، از سوي ديگر مدلهاي معمول اينتل توانايي پاسخگويي به نيازها را با هزينه پائينتر نداشتند. اين نقص در تنوع محصولات تا حدودي تقاضاي بازار را به سمت AMD کشاند اما سهم بازار اينتل بزرگتر از اين است که بهراحتي بتوان آن را جابهجا کرد. در اين دوره AMD با چهارهستهايهاي خانواده فنوم 2 تا حدي توانست رابطه کارآيي به قيمت را بهبود دهد اما در نهايت نميتوان جهش قابل توجهي را براي اين توليدکننده در نظر گرفت.
اما از اينجا به بعد محصولات اينتل کاملتر ميشود هر چند که بعيد به نظر ميرسد به زودي بتواند مدلهاي قديمي را از سطح بازار خارج کند با اين حال حداقل در سري متوسط و حرفهاي گزينههاي بيشتري پيش رو است. اين شرکت خانواده لينفيلد را بر اساس همان مهندسي نيهالم و با اصلاحاتي در کل ساختار پلتفرم ايجاد کرد که روند تغييرات آن از اعضاي اوليه خانواده بلومفيلد تا اينجا قابل توجه است.
Lynnfield
اولين نکته در مورد پردازندههاي خانواده لينفيلد اين است که اين مدلها در هر دو گروه i7 و i5 حضور دارند و به راحتي از طريق نام خود قابل تشخيص هستند. در خانواده i5 پردازندههايي که نام آنها داراي شماره 7xx است مثل 750 عضو خانواده لينيلد هستند و در گروه i7 نيز پردازندههايي که نام آنها داراي شماره 8xx است به اين دسته تعلق دارند بنابراين روي مادربوردهايي که داراي سوکت LGA1156 هستند ميتوان از هر دو نوع پردازنده استفاده کرد با اين تفاوت که خانواده i5 نسبتا ارزانتر و داراي توان پردازشي پايينتري است ضمن اينکه برخي قابليتها مثل هايپرتريدينگ هم در i5 حذف شده است. اما اين به معني کاهش کارآيي يا توان پايين آنها در مقايسه با ساير پردازندههاي بازار نيست. اگر به نمودارها توجه کنيد خواهيد ديد که اين پردازندهها در برخي موارد عملکرد يکساني با گروه i7 دارند و در محيط تست نيز که مادربورد و ساير قطعات يکسان انتخاب شده به خوبي ميتوان نقاط اختلاف اين دو مدل را مشخص کرد. بنابراين بسياري از توانمنديهاي سيستم را ميتوان با کمک يک مادربورد مناسب ارتقا داد و بهاي اضافي که براي پردازنده در نظر گرفته شده را براي مادربورد هزينه کرد.
فرکانس پردازنده در هر يک از دو مدل حاصلضرب فرکانس مبنا (BCLK) در ضريبي است که براي پردازنده ميتوان استفاده کرد. فرکانس مبنا بهطور پيشفرض روي 133 مگاهرتز قرار داده شده که در پردازنده Core i5 750 اين فرکانس در ضريب 20 ضرب ميشود و حاصل آن 66/2 گيگاهرتز خواهد بود و در پردازنده Core i7 860 اين ضريب روي 22 قرار گرفته که حاصل آن حدود 9/2 گيگاهرتز است. هر دو اين اعداد قابل تغيير هستند و براي اورکلاک ميتوان آنها را با اعداد بالاتر جايگزين کرد با اين تفاوت که اگر در فرکانس مبنا تغيير ايجاد کنيد نتيجه در ساير بخشها مثل بخش رم (کنترلکننده حافظه) و بخش غير هستهاي نيز موثر است اما تغيير در ضريب فرکانس فقط در همان قسمت اعمال ميشود. بخش کنترلکننده دروني رم به دليل نوع مهندسي نيهالم کاملا از بخش غير هستهاي مجزا است و اين باعث ميشود تا هر دو قسمت بتوانند بهطور جداگانه و بدون تاثير بر عملکرد يکديگر در فرکانسهاي مجزا اجرا شوند و نکته مثبت آن در افزايش توان اورکلاک رم است که توسط ساير بخشها محدود نميشود. حافظه سطح سوم درون پردازنده يا کش L3 در بخشي به نام غيرهستهاي قرار گرفته و فرکانس آن با نام Uncore شناخته ميشود. هر دو بخش داراي ضرايب مخصوص به خود هستند. در پردازنده 750 فرکانس بخش غيرهستهاي حاصل ضرب فرکانس 133 مگاهرتز به عنوان فرکانس مبنا در ضريب 16 است که نتيجه آن 2133 مگاهرتز خواهد بود اما در پردازنده 860 فرکانس مبنا در ضريب 18 ضرب ميشود و حاصل آن 2400 مگاهرتز است.
در حالت پيشفرض هر دو پردازنده براي ضريب رم از عدد 10 استفاده ميکنند و به اين ترتيب فرکانس رم با در نظر گرفتن عدد 133 مگاهرتز براي فرکانس مبنا معادل با 1333 مگاهرتز است.
اينتل در سال 2007 براي پردازندههاي خود از فناوري ساخت 65 نانومتري استفاده ميکرد و دو سال بعد از آن در سال 2009 رسما اين فناوري را به 45 نانومتر تغيير داد و اکنون تمام پردازندههاي اينتل 45 نانومتري هستند ضمن اينکه تا سال 2011 قرار است فناوري ساخت به 32 نانومتر برسد بنابراين از اين پس بايد براي مدلهاي 32 نانومتري که داراي مصرف انرژي و گرماي کمتري هستند منتظر ماند. اين مدلها ميتوانند فرکانسهاي بالا را بهتر اجرا کنند.
نکته ديگر درمورد اين پردازندهها اين است که آنها داراي 4 هسته واقعي هستند. در مدلهاي Core2 پردازندههاي 4 هستهاي از دو بخش دو هستهاي تشکيل شده بودند که از طريق يک رابط به هم متصل ميشدند ولي در اين پردازندهها هر چهار هسته در يک ساختار قرار گرفتهاند و شکل واقعي دارند.
سطح پردازندههاي خانواده لينفيلد 296 ميليمتر مربع است و در اين سطح 774 ميليون ترانزيستور قرار گرفته در حاليکه در خانواده گرانقيمت بلومفيلد سطح هستهها 263 ميليمتر بود و از 731 ميليون ترانزيستور استفاده ميکردند. به اين ترتيب ميتوان نتيجه گرفت که تعداد ترانزيستورها در لينفيلد افزايش پيدا کرده و به دنبال آن سطح هستهها نيز بيشتر شده است. در ساختار پردازنده بيشترين سطح به هستهها اختصاص داده شده و در کنار آنها ميتوان بخشهايي مثل کنترلکننده حافظه را ديد اما يکي ديگر از بخشهاي اضافه شده در لينفيلد قسمت PCIe است که ارتباط با بخش گرافيکي را برقرار ميکند اگر به تعداد ترانزيستورها در مقايسه با بلومفيلد دقت کنيد متوجه دليل افزايش تعداد ترانزيستورها خواهيد شد. در لينفيلد 43 ميليون ترانزيستور بيشتر به همين بخش PCIe اختصاص پيدا کرده و در نتيجه افزايش مساحت پردازندههاي جديد نيز به همين دليل است. در اين نسل علاوه برکنترل حافظه، کنترل بخشهايي مثل PCIe هم به پردازنده سپرده شده و در نتيجه وظايف اصلي که قبل در پل شمالي اجرا ميشد اکنون در پردازنده انجام ميشود و ديگر نيازي به پل شمالي روي مادربورد نيست.
اين ساختار از قطعات مختلفي تشکيل شده که همگي در ارتباط با هم هستند و در عين حال وظايف مستقلي دارند. اين خصوصيت به نوع مهندسي نيهالم مربوط ميشود که براي اولين بار اينتل ترجيح داد تا از ساختار ماژولار استفاده کند و از اين به بعد ميتواند هر قسمت را در قالب يک ماژول درون پردازنده قرار دهد و يا آن را حذف کند. اين شکل ساختار باعث تنوع زيادي خواهد شد و امکان ساخت پردازندههاي سفارشي شده را فراهم ميکند و مهندسان اينتل هم نشان دادند که ظرفيت استفاده از اين ساختار را ندارند! در طول يکسال گذشته 4 مدل مختلف پردازنده وارد بازار شده و به زودي هم نسل جديد براي مادربوردهايي که داراي چيپ H55 و H57 هستند به اين تعداد اضافه ميشود و بهطور متوسط هر سه ماه يک بار يک مدل جديد ارايه شده است.
IMC: کنترلر حافظه مجتمع در پردازندههاي جديد اينتل يکي از ماژولهايي است که به سيپييو اضافه شده و وظيفه آن ارتباط مستقيم با رمها است. بنابراين ديگر مانند گذشته دادهها از طريق تراشه پل شمالي هدايت نميشوند و مستقيما بين رم و سيپييو در جريان هستند. يکي از مهمترين مزاياي اين روش کاهش زمان تاخير است ضمن اينکه پهناي باند بيشتري را در اختيار رم قرار ميدهد. در پردازندههاي خانواده بلومفيلد اين ارتباط به شکل سه کانال فراهم شد و سه ماژول يا ضريبي از اين تعداد ميتوانستند با پردازنده مرتبط باشند در حاليکه در لينفيلد اين شيوه به استانداردهاي رايج دو کانال بازگشت و اغلب مادربوردهاي مجهز به تراشه P55 از اين روش پشتيباني ميکنند با اين حال برخي مادربوردها که تعداد آنها بسيار اندک است از روش ديگري براي افزايش ظرفيت قابل پشتيباني توسط مادربورد کمک گرفتهاند به عنوان مثال در همين مادربورد P55a-UD6ا 6 شکاف براي نصب ماژول رم ديده ميشود. اينکار از طريق تقسيم يکي از کانالها بين دو ماژول رخ ميدهد و نتيجه آن افزايش ظرفيت تا 24 گيگابايت است. نتيجه ارتباط مستقيم رم با پردازنده در نخستين گامها اين بود که فرکانس حافظه از حالت پيشفرض 1066 مگاهرتز به 1333 مگاهرتز افزايش پيدا کرد و اين ماژولها مي توانند از مسيري با سرعت 2/21 گيگابايت در ثانيه استفاده کنند که اين مقدار براي مادربوردهاي چيپ X58 حدود 6/25 گيگابايت بر ثانيه بود.
Hyper-Threading HT): با کمک فناوري هايپرتريدينگ پردازندههاي سري Core i7 8xx ميتوانند 8 هسته منطقي را براي سيستمعامل فراهم کنند درحاليکه در شرايط عادي اين پردازندهها داراي 4 هسته فيزيکي هستند. اين مساله باعث ميشود تا دستورات بيشتري قابل اجرا باشند و توان نهايي پردازنده را تا 20 درصد افزايش ميدهد در نتايج تستها نيز اين افزايش توان مشخص شده است.
براي پردازندههاي Core i5 7xx فناوري هايپرتريدينگ ارايه نميشود ولي سري 8 مدلهاي i7 اين قابليت را دارند. براي درک بهتر اين ويژگي ميتوانيد نحوه اجرا نرمافزارها را در نظر بگيريد. هر نرمافزار و به عبارت کليتر سيستمعامل براي اجرا به مجموعهاي از وظايف نياز دارد و اين وظايف را بر اساس هستههاي پردازنده تقسيم ميکند. بنابراين هر يک از هستهها ميتواند تعدادي دستور مشخص را اجرا کند. با کمک ويژگي هايپرتريدينگ اين وظايف به تعداد بيشتري از هستههاي منطقي اختصاص پيدا ميکند و با سرعت بيشتري اجرا ميشود.
NOKIA X3
Xها آواز مي خوانند
محمد نوجوان
m.nojavan@ictnews.ir
ديباچه
ارايه محصولات متنوع در رده موسيقي توسط نوکيا که همگي با پسوند اکسپرسموزيک در اختيار کاربران قرار ميگرفت، کمتر کاربري را به اين فکر ميانداخت که نوکيا بخواهد نام سري موسيقي خود را تغيير دهد. اما اين اتفاق افتاد و نوکيا با ارایه اولين محصول در رده X توانست نوع نگرش به استفاده از موسيقي در محصولات خود را تغيير دهد. قابليتهای پخش صدا و استفاده از X3 اولين محصول اين سری است که از نظر قيمت در رده متوسط بازار جاي ميگيرد. اين مدل در حال حاضر با قيمت 185هزار تومان و با گارانتي رسمي نوکيا در بازارهاي داخلي بهفروش ميرسد.
طراحي
عمدهاي که در طراحيهاي اين سري پديد آورده اما همچنان گوشهاي از اين ويژگيها را حفظ کند. اين گوشي که به رسته اسلايديها تعلق دارد، در حالت بسته کاملا شبيه يک مکعب با همان زواياي تند است.
روي اين گوشي صفحهنمايش، اولين مشخصهاي است که خودنمايي ميکند. اين نمونه که با نوارهايي قرمز رنگ در دو طرف خود محدود شده است، لوگوي نوکيا را در بالاي خود ميبيند. بالاتر از اين قسمت، درگاه شنيدن صداي شخص تماسگيرنده قرار دارد. البته نبايد از ذکر اين نکته نيز غافل شد که خود صفحهنمايش با حاشيهاي مشکيرنگ احاطه شده که نوارهاي سرخ در اطراف آنها تعبيه شده است. روي نوار قرمز سمت چپ، کنترلرهاي اختصاصي موسيقي ديده ميشود که اگرچه تغييرات ظاهري در خود پديد آورده اما از همان سبک قديمي استفاده کرده است. اشاره به نام اين مدل که با فونت ريز در بالاي سمت چپ گوشي ديده ميشود نيز همانند روشي است که نوکيا در ديگر محصولات خود به آنها تمسک جسته است.
يکي از بزرگترين مشکلاتي که ظاهرا نوکيا در اين گوشي به دلايل ظاهري نسبت به آن بيتوجه بوده، استفاده از پلاستيکي مشکي رنگ اما براق براي قاب رويي اين گوشي است که بهراحتي اثر انگشت را روي خود نگه ميدارد. در قسمت پاييني اين صفحهنمايش دکمههاي اختصاصي و ميانبر قرار داده شده است. پايينتر از اين دکمهها نيز دکمه قطع و وصل تماس گنجانده شده که با کليد جهتنماي 4 طرفه در وسطش کاملا مشخص ميشود.
با بالا راندن درب بالارونده صفحهکليد اين گوشي مشخص ميشود که اينبار نوکيا دست به طراحي جديدي زده و از فلز در اين قسمت بهره برده است. اين صفحهکليد که تختبودن بيش از اندازه آن کاربر را کمي دچار مشکل ميکند، بهوسيله خطوطي از يکديگر جدا ميشود. در پايينترين نقطه اين قسمت نيز يکي از دو اسپيکر نواري نوکيا قرار داده شده که اندازه بزرگ آن شنيدن صدايي مناسب را بهکاربر نويد ميدهد. اما پشت X3 ظاهري کاملا ساده اما کلاسيک بهخود گرفته است. در اين قسمت که همچون نسل جديد گوشيهاي اين برند از يک کاور باتري يکسره بهره برده تنها المان قابل ذکر دوربين محسوب ميشود که در بالاترين نقطه اين قسمت جا خوش کرده است.
اين دوربين با نواري فلزي که بهدورش پيچيده شده و نيز نوار عمودي مشکي رنگي که تا پايين لنز ادامه دارد و به قدرت دوربين اشاره ميکند، کاملا مشخص شده است. پايينتر از دوربين، لوگوي نوکيا بهصورت عمودي روي درب باتري حک شده است. البته بهرهگيري از طرحي متخلخل در بالا و پايين اين قسمت که در نگاه اول شبيه اسپيکر است، ايده جالبي براي اين گوشي با نوع کاربري خاصش است.
سمت چپ اين گوشي همچون هميشه محل قرارگيري دکمه شاتر دوربين و نيز دکمههاي تنظيم حجم صدا است و در سمت راست نيز تنها شاهد قرارگيري درگاه کارت حافظه هستيم که محل قرارگيري بند را نيز در کنار خود ميبيند. در بخش بالايي X3 پورت 5/3 ميليمتري براي اتصال انواع هدفون، درگاه شارژ گوشي و نيز محل اتصال کابل USB براي رد و بدل کردن اطلاعات با رايانه ديده ميشود. اين در حالي است که اسپيکر دوم اين گوشي نيز در اين بخش تعبيه شده است. در قسمت پاييني اين مدل هيچ نکته خاصي بهچشم نميخورد.
مشخصات
X3 نوکيا از هر 4 باند شبکهاي GSM يعني باندهاي فرکانسي 850، 900، 1800 و 1900 پشتيباني ميکند. اما نوکيا اينبار بهدليل قراردادن اين محصول در رده ميانقيمتي، از استفاده از نسل سوم شبکهاي يعني 3G خودداري کرده است. اين گوشي 103 گرمي از يک صفحهنمايش 2/2 اينچي نيز بهرهمند است که از نوع TFTبوده و عملکرد مناسبي نيز در نور مستقيم خورشيد دارد. اين نمونه قادر است 16 ميليون رنگ را از يکديگر تفکيک کند، ايندر حالي است که تصاوير ارايه شده توسط اين صفحهنمايش از وضوح 240×320 پيکسل برخوردار هستند.
X3 حافظه داخلي بهاندازه 46 مگابايت را در درون خود دارد البته کاربر قادر است اين مقدار را از طريق درگاه قرارگيري کارتحافظه از نوع MicroSD تا 16 گيگابايت ارتقا دهد. اين در حالي است که نوکيا بهصورت پيشفرض از 2 گيگابايت حافظه در اين گوشي بهره برده است.
امکانات شبکهاي اين مدل در حد مناسبي است، بهعبارت بهتر ميتوان گفت با تعريف رسته کاربرياش پاسخگوي نياز کاربران است. پشتيباني از کلاس 32 GPRS و کلاس 32 EDGE از اين جمله هستند. عدم پشتيباني از 3G، WLAN و HSDPA از مهمترين مشکلات اين قسمت محسوب ميشود. اما اتصالات X3 که شامل بلوتوث نسخه 1/2 با قابليت پشتيباني از پروفايل A2DP و نيز USB هست کامل بوده و جز درگاه مادون قرمز هيچ ضعف ديگري درخود نميبيند.
دوربيني که نوکيا براي X3 در نظر گرفته يک نمونه 2/3 مگاپيکسلي است که قادر است تصاويري با وضوح 1536×2048 پيکسل را ثبت کند. اين دوربين از قابليت فوکوس خودکار بهره نميبرد اما ظاهرا به قابليتي موسوم به Enhanced Fixed Focis مجهز شده که تا اندازهاي ميتواند روي اجسام فوکوس کند. اين دوربين قابليت فيلمبرداري با کيفيت QCIF و سرعت 15 فريم در ثانيه را نيز به کاربر عرضه ميکند. دوربين دومي نيز در اين گوشي ديده نميشود چرا که خبري از نسل سوم شبکهاي در اين مدل وجود ندارد. بهرهگيري از راديو FM با قابليت RDS و نيز آنتن داخلي از ديگر قابليتهايي هستند که اين گوشي در اختيار کاربر قرار ميدهد. باتري اين مدل تا 200 ساعت در حالت استندباي و 7 ساعت و 30 دقيقه در حالت مکالمه به ياري کاربر ميشتابد.
بررسي دوربين
دوربيني که نوکيا براي X3 در نظر گرفته يک نمونه نهچندان قدرتمند 2/3 مگاپيکسلي است که نميتوان چندان انتظاري از آن داشت. نوکيا باز هم براي اين دوربين هيچ فلاشي در نظر نگرفته تا کاربران علاقهمند به موسيقي باز هم از دسترسي به يک دوربين مناسب محروم بمانند. اين نمونه حتي از فوکوس خودکار نيز استفاده نکرده است از همينرو و با توجه به قابليتهاي نهچندان قابل ذکرش، ميتوان دوربين را يکي از ضعفهاي اين گوشي بهشمار آورد. وضوح افقي و عمودي تصاوير ثبتشده 300 DPI است، عمق رنگ اين نمونهها نيز 24 بيت بوده و با فرمت SRGB ذخيره ميشوند. در همينحال استفاده از دو واحد سنجش وضوح در عين قابليت EFF ميتواند تا اندازهاي بهبهبود تصاوير ثبتشده کمک کند.
1 – نبود فلاش مهمترين ضعف اين دوربين محسوب ميشود.
2 – اين دوربين از نظر قدرت عکاسي يکي از نمونههاي ضعيف بازار بهشمار ميرود.
3 – فيلمبرداري اين نمونه بسيار ضعيف است.
4 – استفاده نکردن از کاور احتمال صدمه ديدن اين لنز را بيشتر ميکند.
5 – نبود قابليت فوکوس خودکار به تارشدن تصاوير نهايي کمک بسزايي ميکند.
بررسي اسپيکر
اما اسپيکر اين گوشي را ميتوان نقطه قوت آن بهشمار آورد؛ جاييکه با بهرهگيري از قابليتهاي صوتي توانسته نيازهاي يک کاربر خوره موسيقي را کاملا مرتفع کند. از مهمترين نکاتي که در حوزه پخش موسيقي ميتوان به آن اشاره کرد، استفاده از پورت 5/3 ميليمتري، کليدهاي جداگانه تنظيمات موسيقي و اسپيکر دو طرفه و استريوي اين گوشي اشاره کرد. از مهمترين فرمتهايي که اين گوشي از آنها پشتيباني ميکند ميتوان به MP4، H.264، H.263، WMV، MP3، WAV، EAAC+ و WMA اشاره کرد.
بررس پردازنده
پردازندهاي که نوکيا براي اين گوشي خود در نظر گرفته يک نمونه نسبتا مناسب است که ميتواند تا اندازهاي پاسخگوي نياز کاربران حرفهايتر نيز باشد. اگرچه اين نمونه قادر است در پردازش موسيقيهاي در حال پخش بهترين نتيجه را نصيب کاربر کند. از طرفي انتخاب سيستمعاملي سبک نيز به اجراي هرچه بهتر نرمافزارهاي اين گوشي کمک شاياني ميکند. البته نميتوان انتظار داشت که بازيهايي براي اين سيستمعامل طراحي شده باشند که قابليت گرافيکي بالايي داشته باشند، اما همين نمونههاي جاوا نيز از گرافيک مطلوبي برخوردار هستند.
تست سرعت RMS
مقدار RMSا : 512kb
سرعت ذخيره اطلاعاتRMSا :373kb/S
سرعت خواندن اطلاعات RMSا :384kb/S
تست سرعت محاسبه شمارش اعداد Fibonacci زمانيکه پردازنده 100 درصد بارگذاري شده است
1 - محاسبه 16000 عدد در 5 ثانيه
2 - محاسبه 32000 عدد در 11 ثانيه
3 - محاسبه 64000 عدد در 22 ثانيه
4 - محاسبه 128000 عدد در 45 ثانيه
5 - محاسبه 256000 عدد در 89 ثانيه
6 - محاسبه 512000 عدد در 178 ثانيه
7 - محاسبه 1024000 هزار عدد در 354 ثانيه
8 - هماهنگي ميان اجزا محاسبه 2048000 عدد در 780 ثانيه
Cpu score: 361
Memory Score:1256
Int Score: 660
Float Score:675
Copied 2560 kb at 697 kb/s
Read 4128 kb at 1091 kb/s
Free Memory for App:2083640
Total Memory for app:2097152
بررسي پردازنده گرافيکي
X3 نوکيا از پردازنده جداگانه گرافيکي برخوردار نبوده، اما ميتوان پردازش گرافيکي اين نمونه را يکي از بهترين پردازشها در ميان نمونهاي همرده و حتي بالاتر بهحساب آورد. اين گوشي با سرعتي مناسب اجسام سهبعدي را در شرايط پرسپکتيوي و يا نوردهيهاي مختلف بهتصوير ميکشد. نرمافزار FPC Bench به اين پردازشهاي گرافيکي امتياز خوب 616 را اختصاص داد.
Maxlights:8
maxSpriteCropDimension:256
maxTextureDimension:256
maxTransformsPerVertex:4
maxViewPortDimension:1024
maxTextureUnits:2
بررسي صفحه نمايش
صفحهنمايشي که نوکيا براي اين گوشي در نظر گرفته يک نمونه 2/2 اينچي است که از انواع TFT بوده و در شرايط آزمايشگاهي نيز عملکرد مناسبي در نور مستقيم خورشيد داشت. اين صفحهنمايش قادر است 16 ميليون رنگ را از يکديگر تفکيک کند و رنگها را بسيار طبيعي براي کاربر بهنمايش بگذارد. در اين ميان، شفاف بودن تصاوير و نور مناسب را ميتوان از ديگر قابليتهاي اين نمونه بهشمار آورد. وضوح تصاوير دراين صفحهنمايش 240×248 پيکسل است.
Polygon Draw:378
Color Draw:133
Circle Draw:174
Grahic Draw:142
Smoothes Edge:329
Filled 84845 pixels at 36176 P/S
Screen Resolution:240×248
Number of Colors:16777216
مزايا
1 - اسپيکرهاي اين گوشي از نظر قدرت صداي خروجي در نوع خود بينظير هستند.
2 - پردازشهاي گرافيکي در اين مدل با سرعتي مناسب انجام ميشود.
3 - صفحهنمايش اين گوشي يکي از نمونههاي 2/2 اينچي موفق اين برند است.
معايب
1 – طراحي اين گوشي با توجه به نظر کاربران، نسبت به مدلهاي پيشين سري اکسپرسموزيک چندان چنگي بهدل نميزند.
2 – استفاده از پلاستيک براق براي روي اين گوشي، اثر انگشت را نگاه ميدارد.
3 – صفحهکليد اين گوشي بيش از اندازه تخت طراحي شده است.
4 – دوربين اين گوشي يکي از نمونههاي ضعيف از نظر قابليت است.
5 - نبود Wlan را نیز میتوان مهمترین ضعف این گوشی در حوزه شبکهای دانست.
نتايج
خرید X3 تنها به کاربراني توصيه ميشود که دوست دارند از صداي بلند گوشي خود چه از طريق هدفون و چه اسپيکر لذت ببرند. البته شفافيت و وضوح صداي خروجي را نيز نميتوان از ياد برد.
اما کاربران حرفهاي و يا علاقهمندان به تکنولوژي بايد سراغ محصولي بروند که قابليت پردازشهاي سنگين را داشته باشد و از صفحهنمايشي بزرگتر و ترجيحا تاچ بهره ببرد.
شناسنامه هفته نامه عصر ارتباط
هفته نامه خبری ،اطلاع رسانی،آموزشی و پژوهشی
صاحب امتیاز: موسسه مطبوعاتی عصر ارتباط کوشا
مدیر مسئول:مهدی بگلری
سردبیر : مجتبی محمودی
تلفن سردبیر: ٨٨٩٣٦٤٥٤
دبیر سرویس اخبار داخلی و نرم افزار : مهرک محمودی
دبیر سرویس سخت افزار و دیجیتال: آرش برهمند
خبرنگاران:میثم قاسمی ،فاطمه ملکی،فاطمه عبدالعلی پور،محمد نوجوان، سپیده نیکخواه،بابک نقاش
همکاران تحریریه:نوید رفعتی،پارسا ستوده نیا ،مهرداد خدامی ،محمود حبیبی،سید یاسر موسوی ،محیا برکت،امیر اکبری، محسن آرونی،تیناحسینی ،بهارک حنارود، پویا بصیرت
صفحه آرایی: کوشیار محبوبی،سمیه کاشی
حروفچیبنی: سارا رحیمی،شهرزاد درودی نیا
مدیر مالی،توزیع و مشترکین: وحید غریبانی
مدیر بازرگانی و تبلیغات: علیرضا کیا
تلفن های تحریریه
تحریریه: ٨٨٩٤٣٤٥٥ _ ٨٨٩٤٧٤٥٢
دورنگار تحریریه: ٨٨٩٣٦٤٥٦ _ ٨٨٩٤٣٤٥٧
توزیع و مشترکین: ٨٨٩٤٦٤٤٩
نشانی دفتر مرکزی: ولیعصر/ بالاتر از زرتشت/ کوچه نوربخش/ شماره 20
صندوق پستی: ١٣٥٩_ ١٤١٥٥
نشانی سازمان آگهی ها: فاطمی/ مقابل سازمان آب/ برج ساعت/ طبقه ٤/ واحد ٤١
سازمان آگهی ها: ٨٢_ ٨٨٩٩٥٣٧٩